حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی خمینی به خوبی مذاکره را به میدان جنگی تفسیر کردند که در آن مذاکره‌کنندگان برای استیفای حقوق ملت می‌جنگند. این یکی از صریح‌ترین مواضع در حمایت از تیم مذاکره‌کننده بود که در هیاهوی انتقاد از سخنرانی قم، کاملاً گم شد.

سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین سیدعلی خمینی در قم که به بهانه بزرگداشت شهادت حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای منعقد شده بود، موجی از واکنش‌های مثبت و منفی را با خود به همراه آورد. واکنش‌هایی که هرچه بیشتر شد، بر این امر صحه گذاشت که شنوندگان آن سخنرانی، مداقه خاصی نکرده و تنها بر اثر موج ناشی از دوقطبی کاذب این روزها احساس تکلیف کرده و از سر این احساس چند خطی را به رشته تحریر درآوردند. در ادامه نگاهی به نکات مهم آن سخنرانی و واکنش‌های درست و غلط به آن را به صورت توامان مرور خواهیم کرد:

۱- سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی خمینی به ناگاه امام خمینی(ره) را تبدیل به دال مرکزی گفت‌وگوها کرد. جریانی که در همه این سال‌ها امام و اندیشه‌ها و آرمان‌هایش را به پستو فرستاده و به واسطه اختلافات فکری از دوران پیش از انقلاب، در ایام پس از رحلت آن عالم ربانی، پروژه «امام‌زدایی» از ساحت سیاست در ایران را پیش گرفته بود و خاصه با نقش‌آفرینی مردم در عرصه اداره حکومت مشکل داشت، شروع به تعریف و تمجید و به‌به و چه‌چه از فرمایشات نوه امام کرد و آن سخنان را تأییدی بر ایده‌های خود دانست. ایده‌هایی که منافع ملی را قربانی رقابت‌های سیاسی داخلی می‌کند و خواهان ادامه وضعیت کنونی و کلنگی شدن کشور است تا در وقت مقتضی و انتخاباتی دیگر، شانس خود را چندباره امتحان کرده تا شاید فرجی حاصل شد و از سر استیصال و کاهش مشارکت توفیقی حاصل کند.

در سمت مقابل اما جریانی قرار داشت که با افتادن در دام سانتی‌مانتالیسم، علی‌رغم اتصال سیاسی و اندیشه‌ای به امام سال‌ها تلاش می‌کرد تا ایشان را از گفتمان خود حذف کرده و با جایگزینی عبارت «آقای خمینی» به جای «امام خمینی(ره)» دل از ناراضیان نظام برباید، شاید که فرجی حاصل شده و قدرتی به دست آورد. این جریان هم پس از سال‌ها مسکوت گذاشتن مباحث و نظریات امام به ناگاه به فکر مایه گذاشتن از ایشان افتاد و نوه و پدربزرگ را در ترازوی قیاس قرار داد و به صورت گزینشی ارجاعاتی به امام داد. غافل از اینکه امام همانقدر که به نقش‌آفرینی مردم در اداره کشور اهمیت می‌داد، به استکبارستیزی، ظلم‌ستیزی، حمایت از مستضعفان و حمایت از نهضت‌های آزادی‌بخش نیز اهتمام داشت.

۲- یکی از وجوه مهم سخنان آقای سیدعلی خمینی در قم، صورت‌بندی دقیق ایشان از جنگ رمضان و علی‌الخصوص تبیین هوشمندانه از وقایع بعدش بود. ایشان ساحت‌های متعدد جنگ را برشمردند و در سه سطح مختلف آن را تبیین کردند:

الف) جنگ در میدان نظامی که برعهده نظامیان بوده و به نحو احسن و با رشادت‌ها، دلیری‌ها و دلاوری‌های شگفت‌آور رزمندگان کشور همراه شده است.

ب) جنگ در خیابان که با حضور بیش از ۱۲۰ شبه مردم غیرتمند و متکثر همراه بوده که نقشی مهم در حفاظت از ایران در مقابل خنّاسان داخلی داشته است.

پ) جنگ در میز مذاکره؛ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی خمینی به خوبی مذاکره را به میدان جنگی تفسیر کردند که در آن مذاکره‌کنندگان برای استیفای حقوق ملت می‌جنگند. این یکی از صریح‌ترین مواضع در حمایت از تیم مذاکره‌کننده بود که در هیاهوی انتقاد از سخنرانی قم، کاملاً گم شد.

۳- حجت‌الاسلام والمسلمین خمینی بحث انتقام را نیز به خوبی تشریح کردند. درست است که در جنگ رمضان کشور ما توفیقاتی حاصل نمود اما بسیاری از لطمات جانی وارد شده به شهروندان، وجدان جمعی ما را خراشیده کرده. رهبری شهید به عنوان شخص اول کشور، سیاسیون قابلی چون شهیدان لاریجانی و خرازی و نظامیان بی‌نظیر و بی‌تکراری چون امیر موسوی، سردار پاکپور، سردار تنگسیری، شهید شمخانی و... افراد کمی نبودند که به راحتی خونشان قابل گذشت باشد.

علاوه بر این نفرات برجسته و تکرارناشدنی، بسیاری از مردم در داغ زنان و مردان پیر و جوانی نشسته‌اند که قربانی این جنگ سنگین بودند. کودکانی که به شهادت رسیدند باعث جریحه‌دار شدن قلب یک کشور شدند، آیا کسی هست که فقط و تنها فقط به یاد ۱۶۸ کودک شهید میناب و لامرد بیفتد و انتقام نخواهد؟ مسأله مهم اما اینجاست که نه در کلام حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی خمینی، نه در بیانیه‌های رهبری انقلاب حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، از کیفیت این انتقام صحبتی نشدهt اما مفروضی قطعی برای جامعه ایران خواهد بود.

فراموش نکنیم که پیش از این نیز در سال‌های گذشته و در واکنش به اتفاقاتی که منجر به شهادت هموطنان شد، هم رهبری شهید انقلاب و هم امام عظیم‌الشأن(ره) از انتقام سخن گفته بودند. از واقعه شهادت سردار سلیمانی تا کشتار زوار در حج سال ۱۳۶۶ سخن از انتقام گفته شد اما از کیفیت آن حرفی نبود. کما اینکه بسیاری از مسئولین مرتبط بارها به این نکته اشاره کرده‌اند که بسیاری از انتقام‌ها گرفته شده اما به دلیل تبعات بین‌المللی سخنی از کیفیت آنها گفته نمی‌شود.

۴- یکی از بحث‌هایی که طرفداران مذاکره را آزرده‌خاطر نمود، سخن حجت‌الاسلام والمسلمین خمینی پیرامون بحث «صلح» با ایالات متحده و تعابیر ایشان همچون «کسانی که از صلح صحبت می‌کنند دهانشان خبیث و نجس است» بود. اینجا اما یک نکته کاملاً مغفول واقع شده است. بین دو مفهوم «صلح» و «مذاکره» تفاوت عمیق معنایی وجود دارد.

در همین یادداشت اشاره کردم که آقای سیدعلی خمینی به صراحت از مذاکره‌کنندگان حمایت و آنان را رزمندگانی در میدان جنگ دانستند و اینکه مذاکرات جهت استیفای حقوق ملت و بر مبنای امنیت و منافع ملی صورت می‌گیرد. اما آیا صلحی برقرار خواهد شد؟ صلح با دشمنی که دو بار به ایران عزیز حمله کرده، حدود دو ماه با صدای جنگنده و بمباران و ترس از هر لحظه مُردن زندگی را بر این ملت حرام کرده، رهبری، خانواده ایشان، سیاسیون، نظامیان و شهروندان عادی، خاصه کودکان را به شهادت رسانده، اموال ملت و منازل بسیاری را تخریب نموده، به زیرساخت‌های ما از مراکز تحقیقاتی و دانشگاهی تا پتروشیمی و پالایشگاه و پل و خطوط راه‌آهن حمله کرده و آسیب‌های فراوانی زده و هنوز زبان از تهدید و فحاشی کوتاه نیامده، مگر امکان‌پذیر است؟ مذاکرات جهت توافق برای رفع خطر منطبق بر عقلانیت سیاسی و توصیه‌های دینی است، اما مذاکره برای صلح با چنین دشمنی ناممکن است، عقلانی هم نیست. حالا که پس از سال‌ها و بر اساس افکارسنجی‌های معتبر، بی‌اعتمادی به ایالات متحده به بالاترین حد خود رسیده، دیگر دم از صلح زدن کاری بیهوده و برخلاف نظر افکار عمومی است. هرچند که مذاکره برای رفع خطر و تأمین امنیت و منافع ملی کاری پسندیده و مورد اجماع نخبگان و عامه مردم است.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.