کاشی، عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: زندگی روزمره به خودی خود سیاسی شده و خودش به هدفش می‌رسد. اتفاقا کسانی که برای جامعه نسخه تجویز می‌کنند و یک راهکار مشخصی را ارائه می‌دهند، بیشتر کار را خراب می‌کنند و اتفاقاتی مانند حوادث دی‌ماه سال گذاشته را رقم می‌زنند.

عصر امروز ۲۳ خرداد، نشست رونمایی و نقد و بررسی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی و با حضور محمدجواد غلامرضا کاشی، نویسنده کتاب و عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، محمدعلی اکبری، عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی و احمد بستانی، عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار جماران، در ابتدا، کاشی با بیان اینکه ایده نگارش کتاب خلق جهان مشترک ایرانی در سال ۱۴۰۱ شکل گرفت، اظهار کرد: حوادث آن سال برای من یک گسست شخصیتی، فکری و روحی بزرگ‌ بود و تصور می‌کنم این اتفاق فقط منحصر به من نیست، بلکه گسستی در وجدان جمعی ایرانیان شکل گرفت. ایران پس از ۱۴۰۱، به شکل رادیکالی با پیش از آن‌ متفاوت است. ایده مرکزی این کتاب، این است که ما اصولا در ایران، اجتماع سیاسی را تک‌منطقی و از زاویه رابطه بین حاکم و مردم می‌بینیم. این فهم بسیار هابزی است. یعنی ما تصور می‌کنیم حکومت و سازمان سیاسی، تمامیت حیات اجتماعی و سیاسی را باید توضیح دهد و بنیاد بگذارد، به طوریکه اگر حاکم در میان نباشد، دیگر چیزی از جمله اقتصاد، فرهنگ، آزادی و... نیز در میان نخواهد بود.

وی ادامه داد: این باعث می‌شود به شرایطی دچار شویم که فکر کنیم اگر هرم موجود ایده‌آل نیست، باید هرم مطلوب را بسازیم. یعنی عملا نتیجه مبارزات آزادی‌خواهانه، جایگزینی یک هرم با هرمی دیگر می‌شود. ما باید درک دومنطقی از جامعه داشته باشیم. جامعه یک ساختار عمودی دارد و یک ساختار افقی. در ساختار دوم که به متن زندگی روزمره و روابط اجتماعی مربوط می‌شود، سرمایه‌های انبوهی ایجاد می‌گردد، اما به دلیل آن درک هرمی، این سرمایه‌ها را تصرف می‌کنیم. اگرچه اجتماع سیاسی بدون الگوی هرمی وجود ندارد، اما تمام حیثیت خود را هم از آن نمی‌گیرد. اگر ما امروز اجتماعی داریم که در آستانه جنگ داخلی است و «نفرت» مضمون اصلی آن است، مقصر اپوزیسیون و پوزیسیونی هستند که سرمایه اجتماعی را به شکلی بی‌رویه به هدر می‌دهند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه جنبش‌های کنونی جامعه ما از جمله «جنبش مهسا»، ایدئولوگ ندارد، عنوان کرد: زندگی روزمره به خودی خود سیاسی شده و خودش به هدفش می‌رسد. اتفاقا کسانی که برای جامعه نسخه تجویز می‌کنند و یک راهکار مشخصی را ارائه می‌دهند، بیشتر کار را خراب می‌کنند و اتفاقاتی مانند حوادث دی‌ماه سال گذاشته را رقم می‌زنند. هدف من از نگارش این کتاب، این بود که به حاکمیت و سازمان ایدئولوژیک بگویم با تحمیل بیش از حدّ خواسته‌های خود به جامعه، آن را تخریب نکند. حاکمیت و روشنفکران نباید نقش راهبری را برای خود قائل باشد.

 

سیاست باید از زندگی روزمره آغاز شود

در ادامه،‌ محمدعلی اکبری با بیان اینکه کتاب «خلق جهان مشترک ایرانی»  با منطق فلسفه سیاست به موضوع پرداخته است، اظهار کرد: نقطه عزیمت این کتاب، پرداختن به مباحث امروز فلسفه سیاست نیست، بلکه از طریق پرداختن به مسأله ایران آغاز می‌شود. در این کتاب تلاش شده صورت دیگری از سیاست را مطرح کند که امکان خلق جهان مشترک ایرانی را توضیح دهد. در تاریخ ۲۰۰ سال اخیر ایران، به دلیل مواجهه با امر مدرن، ما یا زیستگاه‌های اجتماعی خودمان را از دست دادیم یا این زیستگاه‌ها دچار کژکاردی شده است. به همین دلیل، امروز سنت خود به یک معضل برای ما تبدیل شده است.

وی با بیان اینکه حتی مدرنیته هم در قالب ایدئولوژیک بر ما ظاهر شده است، عنوان کرد: بر اساس آنچه در این کتاب آمده، ایدئولوژی‌های مدرن، با توهم ساختن خانه‌های جدید برای ما ایرانیان، بی‌خانمانی را برای ما به ارمغان آورده است و ما اکنون افرادی رهاشده در خیابان هستیم. در این کتاب، واژه «خانه» را زیاد می‌بینیم که استعاره از وجود یک اجتماع سیاسی در کشور و جهان مشترک ایرانیان است. امروز متفکر ایرانی با این مسأله‌ روبروست که سیاست نه‌تنها قادر نیست خانه بسازد، بلکه آنچه می‌سازد بر بی‌خانمانی موجود می‌افزاید.

عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه شهید بهشتی ادامه داد: باید به راهی برویم که تا کنون نرفته‌ایم. کلید برون‌رفت از وضع موجود این است که درک کنیم نه سنت می‌تواند برای ما خانه بسازد و نه مدرنیته. بودن در خیابان، به معنای انحلال جامعه و زیستن در فقدان زندگی اجتماعی است. از این جاست که داستان این کتاب آغاز می‌شود. این کتاب تلاشی است برای گشودن پنجره‌ای نو به بیرون از سنت و مدرنیته که کار بسیار دشواری است.

اکبری با بیان اینکه این کتاب مواجهه خلاقانه و مستقیم نویسنده برای فهم وضعیت کنونی و گشودن پنجره‌ای به موضوع و یافتن راه و حل مسئله ایران است، گفت: در شرایط فعلی، نمی‌توان جهان مشترکی را در ایران ساخت تا تمام ما با وجود اختلافات، بتوانیم در آن زندگی کنیم. عرصه سیاست زیست‌پذیری خود را از دست داده است. دعوت دکتر کاشی، این است که می‌گوید ما باید سیاست را از سطح زندگی روزمره آغاز کنیم. اگر قرار است سیاست ایدئولوژیک نشود و همه جامعه را در درون خود جای دهد، راهی ندارد جز اینکه از زندگی روزمره آغاز شود. این کتاب در نشان‌دادن مسئله اصلی موفق بوده است.

 

ایدئولوژی هم‌ کارکرد منفی دارد و هم کارکرد مثبت

همچنین احمد بستانی نیز در بخش دیگری از این نشست، با بیان اینکه کتاب خلق جهان مشترک ایرانی یک کتاب ممتاز در زمینه پدیدارشناسی سیاسی محسوب می‌شود، گفت: علی‌رغم ارزشمندی بالای این کتاب، من انتقاداتی را به آن وارد می‌دانم. این کتاب دغدغه بازگشت به جامعه را دارد و عمدتا بر تجربه انقلاب اسلامی استوار است. برخی از قسمت‌های این‌ کتاب لحنی مانیفست‌گونه پیدا و ادعاهایی را در مورد ایران مطرح می‌کند که مبنای مدون چندانی ندارد. همچنین این کتاب خیلی از استعاره خانه و بی‌خانمانی استفاده کرده و بر ساختن خانه‌های جدید تاکید دارد. استفاده از استعاره، در اندیشه سیاسی بسیار راهگشاست، اما چنانچه خودش اصالت یابد، ما را از بحث جدی فلسفی دور می‌کند.

وی با بیان اینکه نقد بعدی، به نگاه آقای دکتر کاشی به سنت برمی‌گردد، اضافه کرد: در این کتاب، خانه ویرانه نماد سنت است. طبیعتا خانه خرابه را باید رها کرد و خانه جدیدی ساخت، اما خارج از فضای استعاره، ماجرا خیلی پیچیده‌تر است. آیا ما به عنوان یک جامعه با قدمت چندهزار ساله، می‌توانیم سنت‌های خودمان را کنار بگذاریم و چیز کاملا جدیدی را بسازیم؟ این نگاه شاید جذاب باشد، اما تحقق آن غیرممکن است. نباید در دوگانه‌ها، طرف یکی را بگیریم. ما مدام باید بین گذشته (ایدئولوژی) و افق آینده (یوتوپیا)، تعادل برقرار کنیم. ضمن اینکه زندگی روزمره، خود می‌تواند تبدیل به ایدئولوژی شود.

این استاد دانشگاه همچنین با بیان اینکه ایدئولوژی هم‌ کارکرد منفی دارد و هم کارکرد مثبت و اساسا نمی‌توان بدون ایدئولوژی که بخشی از آن به سنت برمی‌گردد، جامعه را گرد هم آورد، افزود: همچنین باید بین دو سطح افقی و عمودی سیاست تعادل برقرار کنیم. دکتر کاشی در این دوگانه نیز نگاهی بدبینانه به امر سیاسی دارد و بُردار عمودی را کمابیش نادیده می‌گیرد. در سیاست، این دو بردار باید با هم کار کنند و نمی‌توان یکی را گرفت و دیگری را رها کرد. اگر بردار عمودی که شامل دولت، اقتدار و... می‌شود را نادیده بگیریم، هیچ کاری نمی‌توان در کشور و جامعه انجام داد.

بستانی با بیان اینکه نقد بعدی این است که نوعی فرمالیزم در این کتاب وجود دارد، اظهار کرد: یعنی تعداد دفعاتی که واژه «ایران» و مفاهیم مرتبط با تاریخ و فرهنگ ایران در این کتاب آمده، انگشت‌شمار است. «مخیله اجتماعی»، یک مفهوم تاریخی است و شامل حافظ، سعدی، فردوسی، ملاصدرا و... می‌شود‌. اگر ما حس کنیم این نمادها به درد امروز ما نمی‌خورند، یک فاکتور مهم را برای بررسی جامعه ایرانی نادیده گرفته‌ایم.

 

کاشی: سنتی را انکار می‌کنم که تبدیل به ایدئولوژی شده است​

در ادامه، کاشی در پاسخ به انتقادات مطرح‌شده بیان کرد: من قبول دارم که کتاب خیلی فرمالیزم است. ژیژک، فیلسوف اسلوونیایی، می‌گوید هر جامعه‌ای یک فانتزی عمیق و بنیادین دارد. در جامعه ما نیز یک فانتزی عمیق وجود دارد که همه ما در هر موضعی که باشیم، در ذیل آن قرار می‌گیریم. این فانتزی، برای هر سلیقه‌ای یک محتوای متفاوت دارد، اما فرم آن به یک شکل واحد است. این کتاب، فارغ از مصادیق و محتواهای مختلف، در پی توضیح این فرم است. از این زاویه، استعاره‌ها نیز مهم هستند.

وی با بیان اینکه من اصلا سنت را انکار نمی‌کنم چون اساسا زندگی روزمره بدون سنت بی‌معناست، اضافه کرد: من سنتی را انکار می‌کنم که تبدیل به ایدئولوژی شده است؛ سنت ایدئولوژیک‌شده که سعی دارد از گذشته یک پناهگاه امن بسازد، یک دروغ است. ایدئولوژی مانند یک افعی است که همه چیز از جمله سنت را مصادره می‌کند‌. این سنت، عاملیت را از جامعه می‌گیرد و می‌خواهد آن را به گذشته بازگرداند، در حالیکه عاملیت باید در دست جامعه باشد تا بتواند آینده را بسازد.

کاشی ابراز عقیده کرد: این را باید پذیرفت که دین به عنوان یک سنت، دیگر جایگاه موسس را در جامعه ندارد، اما جمهوری اسلامی سعی دارد آن را به همان جایگاه برگرداند، اما جامعه این را نمی‌پذیرد. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.