گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

مطهری، نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی: تمام سلیقه‌های خانم‌ها احساس می‌کنند در کمک به میدان و دیپلماسی مؤثر هستند/ اول مخاطبان را در نظر بگیریم و بعد تبلیغ کنیم/ یکی از مهمترین ارزش‌های انقلاب «احترام به شخصیت افراد» است

احمد مطهری اصل، نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی، به خبرنگار جماران گفت: الآن تمام سلیقه‌های خانم‌ها احساس می‌کنند آمدن و نقش آنها در حفظ تمامیت ارضی کشور و همچنین نشاط و شادابی مردم برای ادامه پیروزی‌هایی که باید نصیبشان شود و در کمک به میدان و دیپلماسی مؤثر است و اگر بیشتر از آقایان نباشد، کمتر نیست. این را در جنگ رمضان متوجه شدیم و همه آقایان الآن به این اذعان دارند و مهمتر اینکه خانم‌ها که شاید به این مقدار از نقش خودشان در ادامه پیروزی‌های مردم عزیز ایران و منطقه توجه نداشتند؛ و اینکه اینها نقش بسیار مهمی می‌توانند در خیابان و حفظ دستاوردهای جنگ رمضان داشته باشند.

پایگاه خبری جماران: نماینده ولی فقیه در آذربایجان شرقی با تأکید بر اینکه باید مواظب باشیم که بحث‌ها احساساتی نشود و به طرف افراط و تفریط نرود، گفت: شاهدیم بعضی از عزیزان ما که این راه‌ها را بلدند – چگونه با جوانان و نوجوانان صحبت کنند – بسیار موفق هستند. خود شما در رسانه دیده‌اید دختر خانم‌های جوان و نوجوان را می‌آورند که می‌گویند ما قبلا هیچ علاقه‌ای به این موضوع نداشتیم و الآن محجبه هستند و تبلیغ می‌کنند. به خاطر همان تبلیغ لیّنی که در رابطه با سبک زندگی این عزیزان داشته‌اند. من معتقدم حتما باید این کار را انجام بدهیم؛ می‌توانیم و الحمدلله کشور ما این امکان را دارد که با گفت‌وگو، صحبت، هم‌فکری و تحمل همدیگر، ان‌شاءالله سبک زندگی دینی و ملی خودمان را محکم‌تر کنیم.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با حجت‌الاسلام و المسلمین احمد مطهری اصل را در ادامه می‌خوانید:

 

ارزیابی شما از نقش بانوان با سلیقه‌های مختلف در اجتماعات شبانه بالغ بر ۷۰ شب گذشته چیست؟

همان طور که مستحضرید رهبر شهید ما فرمودند اگر اتفاقی برای کشور بیفتد، مردم مبعوث می‌شوند. این بعثت مردم در افراد مختلف است؛ در آقایان یک نوع و در خانم‌ها یک نوع - افرادی که مقید هستند مسائل دینی را رعایت کنند و افرادی که علاقه‌مند هستند ولی کمتر مراعات می‌کنند - در هر کسی به نوعی بروز و ظهور پیدا کرد.

واقعیت این است که قبل از جنگ و شهادت قائدمان، خانم‌ها در صحنه بودند و همکاری‌های خوبی حتی در ایام دفاع مقدس و تمام مراحل انقلاب داشتند. ولی این را نداشتیم که در یک صحنه‌ای تمام خانم‌ها - اعمّ از کسانی که خیلی به مسائل دینی اهمیت می‌دهند و کسانی که نسبت به این موضوع مثل آنها نیستند - متوجه شوند نقش خانم‌ها در حفظ نظام و تمامیت ارضی کشور بسیار مهم است. این در جنگ رمضان و بعد از شهادت قائد عظیم‌الشأن‌مان حاصل شد.

یعنی الآن تمام سلیقه‌های خانم‌ها احساس می‌کنند آمدن و نقش آنها در حفظ تمامیت ارضی کشور و همچنین نشاط و شادابی مردم برای ادامه پیروزی‌هایی که باید نصیبشان شود و در کمک به میدان و دیپلماسی مؤثر است و اگر بیشتر از آقایان نباشد، کمتر نیست. این را در جنگ رمضان متوجه شدیم و همه آقایان الآن به این اذعان دارند و مهمتر اینکه خانم‌ها که شاید به این مقدار از نقش خودشان در ادامه پیروزی‌های مردم عزیز ایران و منطقه توجه نداشتند؛ و اینکه اینها نقش بسیار مهمی می‌توانند در خیابان و حفظ دستاوردهای جنگ رمضان داشته باشند.

لذا وقتی متوجه این موضوع شدند، شما الآن می‌بینید که هر روز از نظر کمیت و تعداد بیشتر می‌شوند و از نظر کیفیت هم خیلی بالاتر رفته‌اند. یعنی مصاحبه‌های این عزیزان در اوایل جنگ را ببینید و با فداکاری‌ها و فعالیت‌های اجتماعی بسیار مفصل و متنوع در طول این مدت مقایسه کنید. شاید اوایل فقط آمدن به خیابان مطرح بود و الآن نقش‌های بسیار متعددی در بحث خیابان‌ها و پیشبرد اهداف دارند. الحمدلله این از ثمرات خون قائد عزیزمان، جنگ رمضان و پیروزی‌های مکرر رزمندگان در میدان است.

امیدواریم که این آگاهی و رسیدن به این مرتبه از بصیرت که خانم‌ها بدانند نقش آنها در ادامه کار بسیار مهم است، ادامه پیدا کند.

 

مستحضر هستید که یکی از ائمه محترم جمعه در تریبون یکی از اجتماعات شبانه حرف‌هایی زد که خیلی از بزرگان، شخصیت‌ها و علما نسبت به آن موضع گرفتند. به طور کلی نظر حضرت‌عالی درباره این ادبیات در این شرایط جنگی چیست؟

واقعیت این است که امام شهیدمان مکرر در صحبت‌هایشان – مخصوصا چند سال اخیر – فرمودند که تمام مردم ایران علاقه‌مند به کشور، نظام و معارف دینی هستند؛ اما سطوح مختلف دارند. در روایات هم هست که امام صادق(ع) در فرمایشی ایمان را تقسیم به 10 مرتبه کردند. بعد حضرت فرمودند نباید کسی که در مرتبه اول ایمان است، شرایط مرتبه دوم را بر او تحمیل کرد؛ باید این نفر را آماده کرد که از این مرتبه عبور کند و به مرتبه دوم برود. کسی که در مرتبه دوم است، نمی‌شود شرایط مرتبه سوم را به او تحمیل کرد. تا مرتبه دوم آمده، یعنی می‌تواند تا درجه سوم ارتقا پیدا کند، باید شرایط را برای او مهیا کرد.

لذا این ربطی به جنگ ندارد. ما باید در همه مراحل مردم را عزیز و از خودمان بدانیم. فرض کنید همان طور که من خودم را فرد دیندار می‌دانم، من یک فرد ایرانی دیندار هستم. آن خواهر یا برادر من که از نظر ما هنوز به آن دینداری نرسیده، خواهر و برادر ایرانی ما و علاقه‌مند به دین است اما شرایط برای او مهیا نشده، یا سلایق خاصی دارد و یا یک اعتراضات و انتقاداتی دارد؛ شاید نمی‌تواند این اعتراض را نوع دیگری بیان کند و به نظر خودش از این راه وارد می‌شود. یا اینکه خودتان می‌دانید که مشکلات اجتماعی و اقتصادی هست. برگشت همه اینها به کم‌دینی و کم‌تقوایی نیست. گاهی مشکلات خانوادگی، مسائل فرهنگی و آسیب‌های اجتماعی از بچگی در بعضی از این بزرگواران اثر کرده است.

ما نمی‌دانیم مثلا بنده خدایی که ظاهرا با وضعی که ما نمی‌پسندیم بیرون آمده، پشت صحنه چیست. از کدام خانه بیرون آمده؟ چه آسیب‌های اجتماعی در آنجا هست؟ چه مشکلات خانوادگی برای این بنده خدا هست؟ یا مشکلات اقتصادی که با آنها دست و پنجه نرم می‌کند. این مسائل را که نمی‌تواند فریاد بزند.

لذا در جنگ یا غیر جنگ باید متوجه باشیم که ما مردم فهیمی داریم که نزدیک به شش هزار سال تمدن دارند و افرادی معتقد به گفت‌وگو و حق و حقیقت بوده‌اند. آیت‌الله شهید مطهری فرمودند که ایرانی‌ها هیچ موقع در مقابل حقیقت نایستادند و همیشه پشتیبان حقیقت بوده‌اند. شاید گاهی مشکلاتی برای آنها پیش آمده و نتوانسته‌اند از حق دفاع کنند، اما این طوری نبوده که از باطل دفاع کنند.

لذا ادبیاتی که تمام جوانب کشور اعمّ از بحث‌های دینی، اجتماعی، امنیتی و وحدتی که نیاز داریم را در نظر نگیرد، به نظر ما مضرّ برای وحدت و انسجام ملی است که رهبر شهیدمان تأکید داشتند و رهبر فعلی تأکید فراوان بر این کار دارند. بالأخره ما هم انسان هستیم و گاهی احساسات بر ما غلبه می‌کند و حرف‌هایی می‌زنیم. مخصوصا افرادی که تریبون در اختیار دارند، باید مواظب باشیم که بحث‌ها احساساتی نشود و به طرف افراط و تفریط نرود و همیشه هم متوجه باشیم که روبروی ما افراد نجیب و شریف ایرانی هستند که هزاران سال از حقیقت دفاع کرده‌اند و همیشه کنار حق بوده‌اند؛ با کاستی‌هایی که همه ما داریم و امکان دارد آنها هم داشته باشند. ما به این معتقدیم که ان‌شاءالله در این مسائل یک مقدار بیشتر توجه کنیم.

 

فرمودید که موافق با چنین ادبیاتی نیستید؟

نه، من هیچ وقت موافق نیستم. نمی‌خواهم بگویم هرکسی با این ادبیات صحبت می‌کند هم متوجه این موضوع هست و عمدا این کار را می‌کند. عرض کردم که گاهی انسان – مخصوصا کسانی که تریبون در اختیار دارند – امکان دارد احساسات غلبه پیدا کند و بعضی حرف‌ها را بزنند که شاید بعدا به آنها بگوییم، خودشان متوجه اشتباه‌شان بشوند. باید مواظب باشیم و مخصوصا در این مقطع حساس صحبت‌هایی که می‌کنیم اول مخاطبان را در نظر بگیریم و بعد ان‌شاءالله تبلیغ کنیم.

 

آیا به نظر شما بی‌حجاب مخالف قرآن است و ما می‌توانیم بر بی‌حجاب مرگ و شرم بفرستیم؟

قائد شهیدمان هم فرمودند که حجاب یک امر شرعی و قانونی به خاطر حفظ شخصیت خانم‌ها است. مرحوم مطهری عبارت بسیار زیبایی دارند که حجاب نه محدودیت برای خانم‌ها، بلکه برای امنیت آنها از نظر شرع مقدس واجب شده است. لذا یک امر مذهبی است و هیچ کس نمی‌تواند این را انکار کند؛ و امر قانونی است چون در قانون اساسی ما آمده که قوانین کشور طبق موازین اسلام و اهل بیت(ع) است. حفظ حجاب اسلامی هم جزء قوانینی است که ما داریم و این را هم هیچ کس نمی‌تواند این را انکار کند.

اما با کسی که حجابش یک مقدار کمتر از موازین شرعی و قانونی است، باید مثل دشمن برخورد کنیم که دنبال تضعیف نظام است؟! قطعا این در همه صادق نیست. شاید در بعضی افراد صادق باشد که این روش در تضعیف اعتقادات مردم یا حتی مخالفت با نظام باشد، اما این کلیت ندارد. قائد شهیدمان یک بار فرمودند من وقتی مسافرت به شهرها و استان‌های مختلف می‌روم، بعضی از خانم‌هایی که شما نمی‌پسندید، گریه و التماس دعا دارند و از نظام دفاع می‌کنند. فرمودند که چه کار کنیم؟ آیا اینها را پس بزنیم؟!

می‌خواهم بگویم نمی‌شود افرادی که نظام و کشور را قبول دارند و حتی حاضر هستند جان خودشان را فدا کنند و وقتی بحث کشور و نظام پیش می‌آید به هیچ عنوان حاضر به مماشات نیستند، اما در کارهای اجتماعی خودشان گاهی دچار لغزش می‌شوند، نباید خدای نکرده او را به دشمن و مخالف تبدیل کنیم و یا القاء کنیم که مثلا ما تو را ایرانی و مسلمان نمی‌دانیم. این خلاف موازین اسلام و مواضع امامین انقلاب است.

رهبری شهید بر جذب حداکثری تأکید داشتند. یعنی اینها باید بدانند که خواهران ما هستند و ما اینها را ایرانیانِ متدینِ مذهبی می‌دانیم که در بعضی از مواضع کوتاه آمده‌اند و عرض کردم که شاید مشکلات خاصی هم داشته باشند. می‌شود با آنها نشست، صحبت کرد و مشکلاتشان را حل کرد. اگر مشکلات اجتماعی بعضی از اینها حل شود، بسیار علاقه‌مند هستند به همین قسمت برگردند. یکی از مهمترین ارزش‌های انقلاب «احترام به شخصیت افراد» است. اگر کسی این را مورد خدشه قرار دهد و موجب شود کسانی که نصف و بلکه بیشتر راه را آمده بودند خدای نکرده عقب‌نشینی کنند، معصیت این کار را نمی‌شود جبران کرد و نمی‌شود به خدا جواب داد.

همان طوری که در قرآن هست کسی که به تو سلام می‌کند، نگویید تو مخالف هستی و من حاضر به جواب دادن سلام تو نیستم؛ یا روایتی که بنده خدا می‌خواست اهل کتابی را مسلمان کند و آن قدر در رابطه با بحث‌های مذهبی بر او سخت گرفت که آن بنده خدا از اسلام به همان دین قبلی برگشت. نباید این کار را کنیم. یعنی باید متوجه باشیم کاری نکنیم کسانی که مراتبی از ایمان را آورده‌اند با الفاظ، نگاه و رفتار ما که آمده هم خدای نکرده برگردند.

راه‌های بسیار خوبی داریم که می‌شود با اینها صحبت کرد و دوستانه کنار آمد و ان‌شاءالله این کار انجام می‌شود. البته اعتقاد شخصی من این است که در حوزه حجاب باید بیشتر از داشته‌هایمان در رابطه با خانم‌ها استفاده کرد؛ یعنی خیلی آقایان وارد این حوزه نشوند. چون حجاب یک بحث زنانه است و خانم‌ها بهتر می‌توانند این مطلب و همچنین طرف مقابل را درک کنند. همیش اعتقاد من این بوده که باید بیشتر مسائل مربوط به خانم‌ها دست خودشان داده شود. با همدیگر بنشنند و حرف بزنند و ان‌شاءالله این مسائل حل خواهد شد.

 

مستحضر هستید که ممکن است افراد در خانواده مذهبی هم بزرگ شده باشند اما سبک پوشش آنها مورد سلیقه ما نباشد. آیا نسبت بی‌غیرت دادن به پدر، برادر یا همسر افراد کم‌حجاب درست است؟ آیا متون دینی ما حد و مرزی برای این موضوع مشخص کرده است؟

در بعضی روایات در رابطه با غیرت و بی‌غیرتی صحبت شده است. یعنی این طوری نیست که هیچ صحبتی در این رابطه نباشد. عزیزان اگر مراجعه کنند می‌بینند که چقدر اهل بیت عصمت و طهارت(سلام الله علیهم اجمعین) به صورت کاملا اعتدالی و بدون افراط و تفریط برای ما صحبت کرده‌اند. مقداری که من اشراف دارم، بی‌غیرتی آقایان و یا حتی خانم‌ها در روایات به مسائلی نسبت داده شده که بحث فحشا است. در رابطه با شخص متدینی که علاقه‌مند به دین است و بعضی از الزامات دینی را رعایت نمی‌کند، در روایات این الفاظ را ندیده‌ام.

در رابطه با اینها هم الفاظی مثل اینکه ایمان یا تقوای اینها کم است به کار رفته اما اینکه غیرت ندارند و خدای نکرده نسبت دادن به بعضی مسائلی که هم‌ردیف بحث‌های فحشا هستند، نباید این نوع با اینها صحبت کرد و من موافق نیستم؛ چه نسبت به پدر و مادران و چه نسبت به همسران و برادران، نباید این الفاظ به کار گرفته شود و سعی کنیم که ان‌شاءالله با الفاظ محترمانه صحبت کنیم.

حتی در جوامعی که خیلی دین حاکم نیست، اگر کسی نسبت مسائل فحشا یا خیانت را بدهد، بالاترین توهین و بی‌احترامی به خودشان می‌دانند و این را همه پذیرفته‌اند که باید در چهارچوب ارزش‌های انسانی کنار هم باشند. علی القاعده سبک زندگی‌ها مختلف است و سبک زندگی که یک مقداری از غرب وارد شده و بمباران رسانه‌ای که متأسفانه بعد از انقلاب نسبت به ارزش‌های دینی، اجتماعی و ملی خودمان از کشورهای غربی داشته‌ایم، اثرگذار بوده و مقداری از ذهنیت‌های ما را عوض کرده است. اما می‌خواهم بگویم هنوز ریشه‌های سبک زندگی دینی و ملی در جامعه و خانواده‌های ما مراعات می‌شود و علاقه‌مند هستند. می‌شود این را تقویت کرد.

یعنی چطور آنها با رسانه توانسته‌اند این کار را انجام دهند؟ آن وقت ما نتوانیم روی بچه‌ها و خانواده‌های خودمان تأثیر بگذاریم که نزدیک و کنار ما هستند؟! این از کم‌لطفی ما نیست؟! آنها از آن طرف دنیا با رسانه می‌توانند با رسانه سبک زندگی اینها را عوض کنند و آن وقت من که نزدیک آنها هستم نتوانم این سبک زندگی را با حرف‌های لیّن و مطابق ذائقه جوانان به آنها بدهم؟! چرا؟

الآن هم شاهدیم بعضی از عزیزان ما که این راه‌ها را بلدند – چگونه با جوانان و نوجوانان صحبت کنند – بسیار موفق هستند. خود شما در رسانه دیده‌اید دختر خانم‌های جوان و نوجوان را می‌آورند که می‌گویند ما قبلا هیچ علاقه‌ای به این موضوع نداشتیم و الآن محجبه هستند و تبلیغ می‌کنند. به خاطر همان تبلیغ لیّنی که در رابطه با سبک زندگی این عزیزان داشته‌اند. من معتقدم حتما باید این کار را انجام بدهیم؛ می‌توانیم و الحمدلله کشور ما این امکان را دارد که با گفت‌وگو، صحبت، هم‌فکری و تحمل همدیگر، ان‌شاءالله سبک زندگی دینی و ملی خودمان را محکم‌تر کنیم.

 

اگر روحانیت با پشتوانه اسلام رحمانی با مردم صحبت کند، چقدر می‌تواند در این فضا تأثیرگذار باشد تا ضمن اینکه زمینه سوء استفاده بیگانگان و رسانه‌های غربی را فراهم نمی‌کند، دودستگی هم در جامعه ایجاد نکند؟

روحانیت از اول تأسیس حوزه‌های علمیه بر اساس تقویت اعتقادات، اخلاق، معارف و احکام دینی بوده است. این وظیفه اصلی روحانیت بوده و برای این کار هم در هزار سال اخیر – یعنی از زمان غیبت کبری – خیلی هزینه داده است. ما شهید اول، دوم و سوم داریم و علمایی که شکنجه یا در جامعه توسط برخی از زورمداران تحقیر شدند، اما ادامه دادند. یعنی کنار مردم بوده‌اند و اصلا وظیفه آنها مثل انبیاء «بَشِیراً وَ نَذِیراً» و توجه مردم به باری تعالی، دین اسلام و اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) بوده و برای اینها عرض کردم که هزینه‌های بسیاری داده‌اند.

اصل وظیفه روحانیت – در هر جا که باشند – همین است؛ یعنی تقویت بنیه‌های اعتقادی، اخلاقی و احکامی مردم، آن هم به سبک قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت(سلام الله علیهم اجمعین). لذا وقتی از امام صادق(ع) پرسیدند که شما عالم واقعی را چگونه توصیف می‌کنید، فرمود عالم واقعی کسی است که نه طوری با مردم صحبت کند که آنها که در گناه جری شوند و نه طوری رفتار کند که مردم نسبت به رحمت خداوند ناامید شوند؛ باید بین اینها و معتدل باشد؛ مردم را هم نسبت به بدی‌ها و آسیب‌های اجتماعی متوجه کند و هم رحمت خداوند را در نظر بگیرد و اینکه خدای متعال آفریده که کرمی کند.

به نظرم روحانیت این وظیفه را سالیان سال انجام داده و الآن هم خیلی از بزرگواران همین کار را انجام می‌دهند. اما امکان دارد در بعضی از سمت‌های اجرایی که هستند، گاهی اقتضای بعضی از کارهایشان باشد، ولی در مجموع آنها عناوین ثانوی است؛ عنوان اولیه حوزه‌های علمیه و روحانیت تقویت بنیه اخلاقی و معارفی مردم مسلمان و متدیّن و بلکه کل بشریت است. چون خداوند متعال هم در قرآن خیلی وقت‌ها انسان را مورد خطاب قرار می‌دهد. معلوم می‌شود که دین با انسان کار دارد و روحانیت هم باید با انسانیت کار داشته باشد.

لذا به نظر من روحانیت باید بیشتر به همان اولویت اولش بپردازد که تقویت این مسائل است. گاهی عناوین ثانوی مثل اینکه گاهی آقایان در مجلس و یا قوه قضائیه حضور دارند، یک مرتبه دیگر است و کاری نداریم که وظیفه خودشان را انجام دهند؛ اما آن وظیفه و اولویت اول هیچ وقت نباید فراموش شود.

همه کسانی که دلشان به اسلام و مخصوصا ایران عزیزمان می‌سوزد، می‌دانند این فرصت بسیار خوبی که فراهم شده و دولت و ملت یکی شده‌اند، میدان و خیابان یکی شده‌اند و همه سلایق پشت سر رهبری برای اعتلای دین، وحدت جامعه و یکپارچگی ایران عزیز تا پای جان آمده‌اند، ارزشمند است. همه باید متوجه این موضوع باشند، فقط در تقویت این موضوع بکوشند و خدای نکرده، چه در گفتار و چه در رفتار، کاری انجام ندهند که وحدت به این مهمی خدشه‌‌دار شود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.