در این نبرد و تا حالا ملت ما بی تردید بر دشمنی مقتدر و توانا و بر اسرائیل کودککش پیروز شده است. اگر کسی در این تردید داشته باشد باید در مشاعر او تردید کرد. ملت باید در مساجد و محافل سراسر کشور سر شکر بر آستان الهی بگذارد و این پیروزی را نصرت الهی بر خود دانسته و شکرگزار مدام این نصرت و نتیجههای استغاثههای خود به محضر حضرت حق باشد.
بالأخره همانگونه که پیشبینی میشد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران اسلامی با میانجیگری چین، قطر، ترکیه و پاکستان متوقف و آتشبس موقت چهارده روزهای بین طرفین برقرار شد.
درباره اینکه سرانجام این آتشبس چه خواهد شد و آتش سلاحهای طرفین مخاصمه دوباره روشن خواهد شد یا نه، باید به انتظار نشست. تا اینجای کار بدون اینکه قصد مشابهتسازی تاریخی در واقعه اخیر را داشته باشم - که به آن اعتقادی ندارم چون قوانین تاریخ اگرچه ثابت هستند ولی در هر واقعه و رخداد کارکرد خودشان را با توجه به خصلتهای افراد دخیل در رخداد و جغرافیای واقعه دارند - قصه این آتشبس به صلح معاویه با امام حسن(ع) میماند. در این ماجرا به رغم نقلهای متفاوت در منابع تاریخی - بنا به رأی تاریخی من - معاویه (و نه امام) پیشنهاد صلح داد و امام هم با توجه به مصلحتهایی صلح موقت را تا زمان حیات معاویه پذیرفت؛ و شد آنچه شد.
در آن صلحنامه معاویه بازیرکی بدون تحمل هزینههای لشکرکشی به سپاه شام و بی آنکه تن به کشتهسازی بدهد، پیشنهاداتی را به امام داد و از قبل اعلام کرد با هر موردی که امام بنویسد موافق است و به این ترتیب بدون جنگ خلافت را به دست آورد و امام که دیگر در کوفه کاری نداشت، به مدینه برگشت و تا زمان شهادت در سال پنجاه هجری در مدینه ماند.
با این مقدمه به ذکر بایستههای دوران آتشبس و بعضی نکات ضروری این رخداد مهم میپردازم:
اول
این توافق کوتاه قطعا مورد پذیرش بعضی متوهمین و تندروها واقع نخواهد شد. تندروهابی که معتقد بودند سرداران ایران تا پشت خیمه معاویه رسیدهاند و کار اسرائیل تمام است و بنا بر آنچه برخی معتقد هستند آمریکا نفسهای آخرش را میکشد! آنها به ناچار باید تن به این آتشبس و مذاکره ای بدهند که آن را حرام میدانستند. همان کسانی که در میادین شبها گلو پاره میکردند و به موافق مذاکره فحش میدادند و... اقناع و توجیه اینها بسیار مهم است. اگر کسانی که به اینها تریبون و مجال اظهار نظر دادند، دخالت و کنترل و توجیهشان نکنند، فضا به شدت دوقطبی گشته و جریانی شبیه به خوارج - با همه تبعات ویرانگر این خروج بر حاکمیت - پدید خواهد آمد.
دوم
در این دوران اصل مذاکره بر تداوم جنگ غلبه پیدا کرده و باید مردانی متناسب این عرصه انتخاب و به کارزار مذاکره فرستاده شود. قطعا تیم فعلی باید تقویت شود و از کارشناس نمره اول منطقه در مذاکرات بینالمللی امثال دکتر ظریف و افراد دیگری همچون دکتر خرازی و دکتر صالحی وزرای پیشین خارجه استفاده شود و سطح مذاکرات از اینکه هست بالاتر برود.
سوم
مردم در این دو جنگ در پشتیبانی از نظام سنگتمام گذاشتند. دیشب فیلمهای اعجابآوری از صف هزاران نفری زنجیره انسانی به دور نیروگاههای برق منتشر شد. این بخشی از ایثار مردم در ابقای حاکمیت و حفظ تمامیت ارضی ایران همیشه عزیز است.
اوضاع از این پس نه تنها نباید به تنظیمات کارخانه برگردد بلکه گشایشها و عفوها در رابطه با بازداشتهای قبل و بعد اعمال شود. صداوسیما و تریبون میادین و... از انحصار یک سلیقه کمبین و سطحی و بعضا متوهم بیرون آورده و به تمام سلایق سپرده شود.
چهارم
مذاکره نباید در چنبره بدسلیقگیهای سابق مثل نپذیرفتن صحبت مستقیم با آمریکاییها و... گرفتار و اتلاف وقت شود. مذاکره باید مستقبم باشد. ما در قصه عراق و افغانستان و برجام با آمریکا مذاکره مستقیم داشتیم و زمین به آسمان نیامد و حالا هم نیامده و نخواهد آمد.
پنجم
اسرائیل بی تردید به نفوذ و ترور و آسیب زدن به ایران ادامه خواهد داد. نباید این دوره کوتاه و برپایی جشنهای پیروزی، ما و دوستان امنیتی را از این آسیبها غافل نماید. بدون وقفه باید دستگیریهای خائنین و مجازات عادلانه و به دور از ترحم عوامل اصلی آنها ادامه یابد.
ششم
ضمن سپاس بی کران به درگاه خدای متعال در پذیرش تظلمها و استغاثههای شبانهروز ملت مظلوم و غیرتمندمان، باید از مدیریت بسیار خوب دولت در اداره دوره جنگ کشور - به خصوص در امر معاش و انرژی و.. - قدردانی کرد. امر معیشت مردم کماکان و تا سالها باید در اولویت ارکان دولت قراربگیرد و بازسازی مناطق آسیب دیده نیز از اولویت خارج نشود.
هفتم
هرچند بدون تردید در این جنگ ظالمانه و به رغم آسیبهای جبرانناپذیری که متحمل شدیم، حاکمیت فعلی در ایران باقی ماند و خواهد ماند و ملت مقتدر و بصیر ما با تابآوری بینظیر و شگفت خود در این مخاصمه نابرابر دشمنان را ناکام گذاشت، اما نباید در تبلیغات ذوق زده شد و دم از جشنهای پیروزی زد و میادین شبانه را به میادین جشن و سرورتبدیل کرد. این توافق بسبار شکننده است و البته امید که دوام داشته باشد. جشنهای پیروزی را باید گذاشت برای قطعیت امر که از حالا نمیتوان با تأثیر نتانیاهو بر ترامپ خودشیفته چندان به آن دلخوش بود.
هشتم
امروز چهلم رهبر شهید نظام مرحوم آیتالله خامنهای است. به نظر میرسد این دوهفته آتشبس برای ایران بهترین فرصت است تا مراسم تشییعی متناسب شأن ایشان برگزار و پیکرشان در کنار امام رئوف به خاک سپرده شود؛ و امور کشور به روال طبیعی خود بازگشته و به خصوص دولت بازسازی مناطق آسیب دیده را با سرعت دنبال کند. نیز مراسم شایستهای برای بزرگداشت همه شهدایی که در شرایط جنگ امکان برگزاری مراسمی برای آنها نبود، به صورت متحد و یکپارچه در سراسر کشور برگزار شود تا اندکی مایه تسکین و تسلا برای بازماندگان محترم و غمزده آنها باشد.
نهم
این رویکرد کمتحرکی در ارتباط با افکار عمومی داخل و خارج به خصوص در شرایط حساس جنگ از حاکمیت پذیرفته نیست. چرا از مسئولان دفتر رهبری در اعلام مواضع خبری نیست؟ به نظر میرسد متأسفانه در عرصه جنگ روانی برد با آمریکا و شخص ترامپ بود. من از افکار عمومی مردم آمریکا درباره حملات ما به مواضع آمریکا بیاطلاعم اما میتوان حدس زد رهبران ما کمتر نفوذی درا ین عرصه داشته و دارند. بر همین مبنا بود که چند هفته قبل به جناب رئیس جمهور توسط رئیس دفترشان پیشنهاد دادم که ساکت ننشینند و روزانه حداقل در دو سه توئیت افکار عمومی آمریکا را مخاطب قرار دهند؛ که خوشبختانه پذیرفته، عملی و مؤثر واقع شد.
به نظرم رئیس دفتر رهبری باید معین شود و نقش سخنگویی ایشان را تا عادی شدن وضعیت رهبری بر عهده گیرد.
دهم
در این نبرد و تا حالا ملت ما بی تردید بر دشمنی مقتدر و توانا و بر اسرائیل کودککش پیروز شده است. اگر کسی در این تردید داشته باشد باید در مشاعر او تردید کرد. ملت باید در مساجد و محافل سراسر کشور سر شکر بر آستان الهی بگذارد و این پیروزی را نصرت الهی بر خود دانسته و شکرگزار مدام این نصرت و نتیجههای استغاثههای خود به محضر حضرت حق باشد.
یازدهم
در این پیروزی باید از کسانی امثال سردار سید مجید موسوی تقدیر عملی شود و به آنها نشان و مدال فتح داد و به سرعت میادین و بزرگراهها وخیابانهایی در پایتخت و مراکز استانها به نام شهدای شاخص همانند شمخانی عزیز، لاریجانی دوست داشتنی و تنگسیری عزیز نامگذاری و یادشان گرامی داشته شود.