یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت/

شمع هویت نوروزی

شمع هویت ایرانی، در واقع شمع الله است که قرن‌ها و هزاره‌ها همچنان روشن مانده است.

رسول رئیس جعفری، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مطلبی نوشت: پنجم فروردین ماه ۱۴۰۵ مصادف است با دوازدهمین سالگرد درگذشت استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی، به همین مناسبت و به یاد این استاد بزرگ مطلب زیبایی از ایشان را در وصف نوروز بازنشر می‌کنیم:

شمع هویت نوروزی

ما می‌دانیم که در تمام ترکیه، خصوصاً نواحی کردنشین، رسم نوروز یکی از مهمترین مراسمی است که هویت ایرانی را طی قرن‌ها و هزاره‌ها مجسم ساخته است، تا جایی که در همین سال‌ها دولت ترکیه، قانوناً عید نوروز را به رسمیت شناخت و اجازۀ تعطیل داد، در حالی که سال‌ها پیش در کتابخانۀ یکی از ایرانیان همین اسلامبول، کتابی بوده است که در آن احادیثی نقل شده ـ از آن جمله: «مَن اشتَری یَوم النیروز شیئاً و لم یکن یشتریه قبل ذلک ان اراده به تعظیم النیروز، کَفَرَ». 

در جای دیگر می‌نویسد: «من قال لآخر بالفارسیه: ای بار خدای من، عالماً بالمعنی و قاصداً به کفر». ببینید شما را به خدا، اگر کسی نام خدا را به پارسی یاد کند کافر شده است.

 با همه اینها یاد نوروز و مراسم نوروز از سیحون تا مدیترانه باقی است، که در تاجیکستان نوروز را « آفتاب ترازو » می‌گویند و سال پیش ترکیه در ساحل اسکندرون این روز را تعطیل رسمی شناخت، رشته قطع نمی‌شود.

کشد درازی این رشته تا به روز نشور

اگر تو رشتۀ خورشید را نگه داری

این نوروز در حکم آن دانه‌های کافور، یا ذرات موم شیرین است که رشته فتیله شمع هویت ایرانی را روشن می‌دارد ـ از نوع آن موادی که فتیله شمع چهل منی را در سال ۲۰۲ ه / ۸۱۷ م. در مجلس ازدواج پوران دخت، دختر حسن بن سهل سرخسی با مأمون خلیفه عباسی ـ روشن کردند، و این شمع چهل من وزن داشت، و در فم الصلح، کنار دجله روشن شد که تا دوردست‌ها را روشن می‌کرد و لابد عنبر نیز در آن به کار رفته بود. 

طولی نکشید که با همین مقدمات، نوروز در دربار خلافت معتضد جای پا باز کرد و نوروز معتضدی مبنایی برای تاریخ خلافت عباسی شد.

شاید این تشبیه که من کرده‌ام: رشته باریک شمع هویت، که باعث روشنی هویت است ـ تابناک‌ترین تشبیهی باشد که تا کنون شده است ـ با توجه به اینکه هویت مجموعه حالاتی است که یک جامعه دارد ـ و البته در یک مقطع خاص از تاریخ، و همین هویت، او را از همسایگان ممتاز می‌کند ـ و چون یک امر تاریخی است ـ پس تقدس هم ندارد، و بالنتیجه قابل تغییر هم هست.

من خصوصاً این شمع را در طوفان‌های خاورمیانه همیشه در معرض خطر دیده‌ام، و در واقع شمعی است در رهگذر باد ـ از نوع آن آهنگ که یک موسیقی‌دان بزرگ در مرگ دایانا ـ زن نامدار دربار انگلیس ـ ساخت  زنی که در پاریس با تصادف اتومبیل به قتل رسید ـ و دنیایی مرگ او را نظاره کرد.

اما شمع هویت ایرانی، در واقع شمع الله است که قرن‌ها و هزاره‌ها همچنان روشن مانده است.

رشته عمرم به مقراض غمت ببریده شد

هم چنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

...................................................................

منبع: باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، شمعی در طوفان، نشر علم، چاپ دوم، ۱۳۸۳، صفحه ۴۰۵ تا ۴۰۷

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.