محمدتقی خلجی طی سخنانی در سلسله سخنرانیهای ماه مبارک رمضان دفتر آیتالله العظمی صانعی(ره)، گفت: بنا بر شهادت تاریخ و سخنان عالمان، تعبیر «امام بیمار» درباره امام زینالعابدین(ع)، جسارت و جفا به شخصیتی است که تمام قامتش عبادت و جهاد معنوی بود. چنانچه امام سجاد(ع)، در شرایط امام حسین(ع) بود، همان کاری را میکرد که او کرد، اگر در شرایط امام رضا(ع) بود، همان راه را میپیمود که او رفت. امام به خوبی، وظیفه خویش را به انجام رسانید و آنچه درباره گریه بسیار آن حضرت، نقل شده، بدین معنا نیست که تمامی شبانهروز، مشغول گریه بود و وظیفه امامت و ولایت خویش را وا نهاده بود.
استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه امام زینالعابدین(ع) در شرایطی زندگی میکردند که شاید هیچ امام دیگری در چنین فضای خفقان و اختناق نبوده است، گفت: امام زینالعابدین(ع) نهتنها در قلمرو دعا، بلکه در عرصه اجتماعی سیاستمداری آگاه و مدبر بود. سیاست در نگاه او، به معنای رایج آن نبود که به تعبیر «ویل دورانت» سیاستبازی و سیاسیکاری است و دروغ، خیانت، تزویر و هزاران جنایت را برای رسیدن به اهداف، مجاز میشمارد. سیاستمدار هوشمند، علی بن الحسین(ع) بود که شرایط را کاملاً دریافت و به وظیفه خویش عمل کرد.
به گزارش خبرنگار جماران، حجتالاسلام و المسلمین محمدتقی خلجی طی سخنانی در سلسله سخنرانیهای ماه مبارک رمضان دفتر آیتالله العظمی صانعی(ره)، گفت: امام زینالعابدین(ع) تنها با عنوان «امام بیمار» شناخته شده و این تصویری نادرست از حضرت است که افراد ناآگاه از ایشان در اذهان، ایجاد کرده اند؛ حال آنکه بیماری ایشان یک بیماری طبیعی بود و اگر چنین نمیبود، حضرت بیشک در میدان نبرد عاشورا حضور مییافت و به شهادت میرسید و در نتیجه نسل امام حسین(ع) منقطع میشد.
استاد حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه رسالت اصلی امام زینالعابدین(ع) بعد از عاشورا آغاز شد، تصریح کرد: ایشان در مجلس یزید نیز امام سجاد(ع) با بیانی قاطع و خطبهای آتشین، تمام نقاب تزویر و دروغی را که بنی امیه بر چهره خود افکنده بودند، کنار زد و حقیقت خاندان پیامبر را در برابر مردم شام، آشکار ساخت. آنان سالها در قلمرو حکومتشان کوشیده بودند خود را به عنوان اهل بیت پیامبر معرفی کنند، اما آن خطبه درخشان امام، حقیقت را برای همیشه روشن کرد.
وی افزود: صحیفه سجادیه(ع) در حقیقت، مجموعهای ژرف از معارف دینی، اخلاقی، تربیتی و الهی است که در قالب دعا بیان شده است. شرایط زمان به امام، اجازه بیان علنی معارف را نمیداد و لذا حضرت، حقیقت دین را در قالب دعا به مردمان آموختند. این کتاب شریف، به تعبیر استاد شهید مطهری کتابی مظلوم است؛ کتابی که هنوز آنگونه که باید شناخته نشده است.
خلجی یادآور شد: امام زینالعابدین(ع) در شرایطی زندگی میکردند که شاید هیچ امام دیگری در چنین فضای خفقان و اختناق نبوده است. پس از عاشورا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش، بنیامیه چنان سلطهای بر افکار و منابر داشتند که نفسها در گلو خفه میشد. همه منابری که در سراسر قلمرو خلافت دروغ و تزویر ایشان برپا بود، در خدمت تبلیغات دروغین علیه اهلبیت پیامبر(ص) قرار داشت. در چنین وضعیتی که هیچکس جرأت سخن گفتن نداشت، امام راهی متفاوت برای بارور کردن شجره طیبهای که به دست پیامبر اکرم(ص) بنیان گذاشته بود، برگزید و آن، قالب دعا بود.
وی افزود: دعاهای امام زینالعابدین(ع) در «صحیفۀ سجادیه»، سبکی کاملاً ویژه دارند. برخی کوشیدهاند آنها را با سخنان دیگر امام در یک مجموعه بیامیزند، اما این کار در حقیقت به اصالت و شنانامه «صحیفه» آسیب میزند. همان گونه که «نهج البلاغه» از هنگام تدوین، به همان سبک اصیل خود شناخته شده و میان شیعه و سنی جایگاه یگانه دارد، صحیفه نیز باید با همان قالب دعایی و الهی خود بماند، قالبی که امام، خود آن را به یارانش املا فرموده و آنان با دقت ثبت کردهاند.
استاد حوزه علمیه قم تأکید کرد: امام زینالعابدین(ع) نهتنها در قلمرو دعا، بلکه در عرصه اجتماعی سیاستمداری آگاه و مدبر بود. سیاست در نگاه او، به معنای رایج آن نبود که به تعبیر «ویل دورانت» سیاستبازی و سیاسیکاری است و دروغ، خیانت، تزویر و هزاران جنایت را برای رسیدن به اهداف، مجاز میشمارد. سیاستمدار هوشمند، علی بن الحسین(ع) بود که شرایط را کاملاً دریافت و به وظیفه خویش عمل کرد. ایشان در مدینه، علوم اسلامی را رواج میدادند و بسیاری از فقها و علما از ایشان تجلیل کردهاند.
وی افزود: بنا بر شهادت تاریخ و سخنان عالمان، تعبیر «امام بیمار» درباره آن حضرت، جسارت و جفا به شخصیتی است که تمام قامتش عبادت و جهاد معنوی بود. چنانچه امام سجاد(ع)، در شرایط امام حسین(ع) بود، همان کاری را میکرد که او کرد، اگر در شرایط امام رضا(ع) بود، همان راه را میپیمود که او رفت. امام به خوبی، وظیفه خویش را به انجام رسانید و آنچه درباره گریه بسیار آن حضرت، نقل شده، بدین معنا نیست که تمامی شبانهروز، مشغول گریه بود و وظیفه امامت و ولایت خویش را وا نهاده بود. آری، ایشان با گریههای خویش در مواضع و مواقف مختلف، در حقیقت، مردم را علیه بنی امیه، بسیج میکرد و جنایات این خاندان را مطرح میساخت و خیانتهایی را که در حق اسلام کردند، برملا میگردانید، چون راه دیگری جز این متصور نبود.