باید محدودیت های غیر لازم و نگاه تنگ نظرانه نسبت به کنشگران رسانه‌ای مستقل با دیدگاه های مختلف و متکثر را کنار گذاشت و حتی نیازی به حمایت های فرامتنی هم نیست، تنها لازم است که دست و پای رسانه ها را نسبت و اعتماد سازی را در مواجهه با آنها الگوی عمل قرار داد. در جهان امروز نمی‌شود با رویکردهای سلبی و واکنش‌های انسدادی به مدیریت فضای رسانه‌ای و به تبع افکار عمومی نائل آمد.

در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات، نه خبری بر زمین می‌ماند و نه تریبونی بی مشتری، فضای تبادل اخبار و اطلاعات تا بدانجا بسط و تکوین یافته که صحبت از هر فرد یک رسانه است و هر فرد و گروه و جریانی با اتکا به توانمندی و میزان تخصص خود در طنین اندازی حرف و گفتارش در افکار عمومی، زمینه برای عرض اندام و دستیابی به موفقیت در مدیریت و پیشبرد اهدافش را خواهد داشت. 

در چنین وضعیتی مدیریت سپهر رسانه‌ای و ایفای نقش حاکمیتی با رویکردهای انسدادی و کمش‌های سلبی و قهری مفید فایده نبوده و با ایجاد ممنوعیت و انسداد، جریان سیال رسانه‌ای متوقف نشده و مخاطب راه و مسیر جایگزین برای کسب اخبار و اطلاعات مهیا خواهد کرد. 

این واقعیت کتمان ناشدنی است که طی دو دهه اخیر، با ایجاد محدودیت‌های مختلف در مقاطع متفاوت برای رسانه‌های مستقل داخلی که رویکردی جدا از روایت های معمول و متداول گفتمان غالب رسانه‌های رسمی حاکمیتی داشته اند و نیز عملکرد یک‌سویه و بدور از تکثر و تنوع رسانه‌ی اصلی چون صدا و سیما، مرجعیت رسانه‌ای به آن سوی مرزهای سرزمینی منتقل شده و جریاناتی نبض افکار عمومی را در دست گرفته اند که در بهترین حالت دغدغه مند منویات کارفرمایان بیگانه هستند و در راستای مطامع و اغراض و اهداف آنان طی مسیر می کنند. 

مرور رویدادها و التهابات یک دهه اخیر، به خوبی نشان می‌دهد که رسانه‌های معاند و مغرض برون مرزی، نقش غیر قابل کتمان در فضاسازی تخاصمی و ایجاد التهاب و قطبی سازی و انشقاق و دوگانگی در کشور بازی کرده و آتش بیار معرکه بوده و هزینه های فراوانی بر کشور تحمیل کرده‌اند. 

این البته نافی اشتباهات و خطاها در شیوه حکمرانی و مسائل مبتلابه جامعه ما نیست، اما این رسانه‌ها نیز در در قالب دو سرفصل و کلان راهبرد به ایفای نقش موثر در پیدایش شرایط کنونی موثر بوده‌اند. 

سیاه نمایی و پررنگ کردن معضلات و مشکلات و پمپاژ دمادم یاس و ناامیدی در جامعه و دیگری سفید شویی و بزک و دوزک جریاناتی که هیچ چشم انداز نقش آفرینی موثر در سپهر سیاست داخلی نداشتند و با کارنامه سیاه مطرود عام و خاص بودند اما با صحنه آرایی مزورانه این رسانه ها، خود را از منجلاب نیستی و فراموشی به در آوردند. 

حتی این رسانه ها آنچنان بمباران خبری و ذهنی برای مخاطبان براه انداختند که بسیاری از واژگان قبیح و مشمئز کننده نیز دیگر آن قباحت و پلشتی سابق را نیز نزد شماری از مخاطبان از دست داده است، کلیدواژه هایی چون دخالت خارجی، وطن سپاری به بیگانه، حاکمیت موروثی، ضدیت با دموکراسی و دفاع از حاکمیت یکه سالار، دفاع از اشرار جهانی و شکنجه گران ساواکی و….. 

چیزهایی که تا چند سال پیش کسی به خود جرات سخن گویی از آنها را نیز نمی‌داد اما این رسانه ها با ابر پروژه های ذهنیت سازی خود، مشغول تعییر ذهنیت و طرز تلقی مردم و عوام نسبت به این مقولات هستند. 

ناگفته پیداست که در پیامد چنین بستر سازی های رسانه‌ای، رخدادهای ناخوشایندی که هر از چندگاه شاهد آن هستیم، رخ می نماید و در وهله اول باید تصمیم گیران و نهادهای حاکمیتی از خود بپرسند که چگونه و چطور شد که به اینجا رسیدیم و چگونه اباطیل رسانه‌ای چنین جریاناتی زمینه و بستر ارائه پیدا کرد و راهکار اصلاح و تغییر وضعیت چیست؟ 

البته که تغییر وضعیت و بازپس گیری مرجعیت رسانه‌ای کار سخت و شاقی هست، اما غیر ممکن نیست

فقط کافی است با مرور عملکردها و اشتباهات گذشته، در مسیر اصلاح سیکل باطل موجود، اقدام کنیم و به مرور زمان آب رفته را به جوی باز گردانیم. 

باید رویکردهای حرفه‌ای در رسانه های رسمی برقرار شده و به تدریج اعتماد مخاطبان احیا شود و چنین ظرفیتی با توجه به پتانسیل عظیم انسانی نیروهای حرفه‌ای داخلی ممکن و میسر است. 

از طرف دیگر باید محدودیت های غیر لازم و نگاه تنگ نظرانه نسبت به کنشگران رسانه‌ای مستقل با دیدگاه های مختلف و متکثر را کنار گذاشت و حتی نیازی به حمایت های فرامتنی هم نیست، تنها لازم است که دست و پای رسانه ها را نسبت و اعتماد سازی را در مواجهه با آنها الگوی عمل قرار داد. 

در جهان امروز نمی‌شود با رویکردهای سلبی و واکنش‌های انسدادی به مدیریت فضای رسانه‌ای و به تبع افکار عمومی نائل آمد. 

هرگونه برخورد و تحدید فضای رسانه های داخلی در واقع پاس گلی به رسانه‌های معاند خارج نشین است و نتایج آن بر همگان مشهود است و چه بهتر که با غیرت گیری از اشتباهات، از هر جای کار که تغییر رویه دهیم به نفع کشور و مصالح عمومی خواهد بود. .

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.