عضو هیأت علمی دانشگاه امام خمینی(س) قزوین با بیان اینکه جنگ ایران و عراق اجتناب پذیر بود، گفت: جنگ یک پدیده چند طرفه است و تنها به تصمیم آغازگر جنگ بر نمی گردد و کشوری که جنگ به آن تحمیل می شود می تواند با سیاست هایی بازدارندگی سیاسی و دیپلماتیک داشته باشد.

نشست مجازی «امام خمینی؛ آغاز، تداوم و پایان جنگ» به مناسبت بزرگداشت هفته دفاع مقدس توسط پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار جماران، در این نشست فرهاد درویشی سه تلانی استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه دفاع مقدس گفت: هر جنگی سه مقطع یا سرفصل مهم «آغاز»، «تداوم» و «پایان» دارد. در مورد آغاز جنگ به نظر من اگر بخواهیم تیتروار سؤالات اساسی که وجود دارد را مطرح کنیم، به بعضی از آنها در بعضی از کتاب ها یا مقالات پرداخته شده ولی به صورت کاملا نقادانه نبوده است. من فکر می کنم اگر نگاه و توصیه ای که حضرت امام داشت و می گفتند واجب است به صورت اساسی به این مسائل پرداخته شود، را پیگیری کنیم می تواند جنبه عبرت آموزی داشته باشد و برای نسل های آینده مورد استفاده قرار بگیرد.

عضو هیأت علمی دانشگاه امام خمینی(س) قزوین، افزود: سؤالات، ابهامات یا شبهاتی که مربوط به آغاز جنگ مطرح شده یا می شود یا می توانیم مطرح کنیم اینها هستند که «اصولا چرا جنگ آغاز شد؟» اگر بخواهیم به قبل برگردیم و جنبه نظری به این بدهیم، اینکه چه نظریاتی در مورد آغاز جنگ ها وجود دارد؟ چه نظریاتی در مورد آغاز جنگ ایران و عراق به طور مشخص وجود دارد؟ سؤال دیگری که مطرح هست اینکه «آغازگر جنگ کدام کشور بود؟» ممکن است ما هم با دلیل علایق و هم واقعیت های تاریخی خیلی راحت بگوییم آغازگر جنگ عراق بود و به هر حال در بیانیه ای که دبیرکل وقت سازمان ملل آقای خاویر پرز دکوئیار منتشر کرد نیز تصریح شد که عراق آغازگر جنگ بوده است.

وی با اشاره به اینکه در فضای مجازی در مورد همین موضوع هم شبهاتی مطرح می شود، تصریح کرد: من یادم هست آقای علی افشاری در رادیو صدای آمریکا متنی را نوشته بود و این را مطرح کرده بود که «دیدگاه ها و مواضع آیت الله(امام) خمینی باعث تحریک عراق برای حمله به ایران شد». مرحوم آقای یزدی دبیرکل سابق نهضت آزادی هم مسائلی را مطرح کرده بود؛ افراد دیگری هم بودند. به هر حال این سؤال مطرح است که آیا دیدگاه ها و مواضع امام خمینی(س) نسبت به صدام و حزب بعث عامل اصلی تحریک صدام به حمله بود؟ آیا امکان داشت ایران با سیاست ها و عملکرد خود مانع از وقوع جنگ شود؟ آیا صدام به دستور آمریکا به جنگ با ایران پرداخت؟

درویشی ادامه داد: آیا عدم تناسب بین اهداف ایران و امکانات ایران در طولانی شدن جنگ مؤثر نبود؟ آیا ماهیت نظام بین الملل و جایگاه ایران در آن نقشی در طولانی شدن جنگ نداشت؟ آیا اعتباری کردن جنگ نقشی در طولانی شدن آن نداشت؟ آیا نوع نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی ایران در طولانی شدن جنگ تأثیر نداشت؟ اینها سؤالاتی است که در مورد مقطع میانی یعنی تداوم و طولانی شدن جنگ مطرح است.

وی اظهار داشت: در مورد مقطع سوم، یعنی بحث پایان جنگ، هم سؤالات زیادی مطرح است. فارغ از آن دیدگاه نظری که اصولا نظریاتی در مورد پایان جنگ ها وجود دارد، در مورد خاص جنگ ایران و عراق این سؤالات مطرح است که چرا در تیر ماه 67 خاتمه پیدا کرد؟ آیا امکان اینکه جنگ قبل یا بعد از تیر ماه 67 خاتمه پیدا کند وجود نداشت؟ از بین مقاطع احتمالی که درباره خاتمه جنگ مطرح شده، کدام یک مطلوبیت بیشتری برای منافع ملی جمهوری اسلامی داشت؟ آیا اتفاقی که تیر ماه 67 با پذیرش قطعنامه افتاد بیشترین مطلوبیت را برای ما داشت؟ فرآیندی که منجر شد ایران قطعنامه را بپذیرد چه بود؟

عضو هیأت علمی دانشگاه امام خمینی(س) قزوین، گفت: شرایط اعلامی و اعمالی جمهوری اسلامی ایران در طول جنگ برای خاتمه جنگ چه بود؟ آیا این شرایط تحقق پیدا کرد؟ آیا خاتمه جنگ در تیر ماه 67 یک پایان شرافتمندانه و پیروزمندانه بود یا یک پایان تلخ و همراه با شکست؟ اگر ایران در تیر ماه 67 قطعنامه را نمی پذیرفت و جنگ خاتمه پیدا نمی کرد آینده جمهوری اسلامی با چه احتمالاتی روبرو بود؟ چرا امام خمینی(س) از پذیرش قطعنامه به عنوان «نوشیدن جام زهر» یاد کرد؟ آیا نوع نظام تصمیم گیری ایران در نحوه پایان جنگ نقش داشت یا خیر؟

وی ادامه داد: اینها نمونه سؤالاتی است که می توان در مورد سه مقطع آغاز، میانه یا تداوم و پایان جنگ مطرح کرد و به هیچ وجه نمی توانیم خودمان را محدود به این سؤالات، ابهامات یا شبهات کنیم. ممکن است افراد دیگر یا نسل های آینده یک سری سؤالات جدید داشته باشند. در مورد هر کدام از این سؤالات به طور خاص، و هرکدام از این سه مقطع به طور عام، می شود مباحثی را مطرح کرد. من سعی می کنم به نکات اساسی هر مقطع اشاره کنم.

درویشی با تأکید بر اینکه ابهامات و شبهات آغاز جنگ باید پاسخ داده شود، گفت: آیا جنگ اجتناب ناپذیر بود یا نبود؟ یعنی می شد از وقوع جنگ جلوگیری کرد یا نمی شد؟ البته هر جنگی دو طرف دارد. یک طرف ما به عنوان مسئولین تازه به قدرت رسیده جمهوری اسلامی ایران بودیم و یک طرف دیگر هم صدام و حزب بعث بود. وقتی جنگ رخ می دهد تنها به یک طرف ارتباط پیدا نمی کند. تصمیم نهایی را آغازگر جنگ انجام می دهد، ولی واقعیت این است که تصمیم آغازگر جنگ برای آغاز کردن جنگ علیه کشور دیگر تا حدود قابل توجهی تابعی از شرایط داخلی کشور خودش، شرایط کشور مقابل و البته شرایط بین المللی است. یعنی اینکه می گوییم آغازگر جنگ تصمیم گیرنده نهایی است به این معنا نیست که اصلی ترین یا تنها تصمیم گیرنده است.

وی یادآور شد: نظریه ای که به طور کلی در ایران غالب است و در میان سیاستمداران و نظامیان وجود دارد، مبتنی بر این است که می گویند جنگ اجتناب ناپذیر بود. به این معنا که می گفتند وقتی در ایران انقلاب شد، ماهیت انقلاب ایران که از یک طرف رشد و بالندگی داشت و می خواست تأثیرات خودش را روی کشورهای دیگر بگذارد و پیام جدیدی را در سطح جهان یا منطقه و جهان اسلام به وجود آورده بود و از طرف دیگر احساس خطری که دیگران نسبت به این جنبش و پیام آن داشتند قاعدتا آنها را به این نتیجه می رساند که جنگ را علیه ایران آغاز کنند.

عضو هیأت علمی دانشگاه امام خمینی(س) قزوین، ادامه داد:  این نظری که در ایران وجود دارد تا یک اندازه ای پیشتوانه نظری هم دارد. یعنی وقتی در نظریات جنگ ها مطالعه می کنیم، یک نظریه ای که وجود دارد «پیوستگی بین انقلاب ها و جنگ ها» است. می گویند ما هر جایی شاهد بوده ایم انقلابی رخ داده، به دنبال آن جنگی هم علیه آن کشور آغاز شده است. یعنی کشور مقابل به طمع می افتد که جنگ را علیه این کشور آغاز کند؛ مخصوصا اگر کشور آغاز کننده جنگ دارای یک پیشینه تاریخی کدورت روابط با آن کشور باشد.

وی تأکید کرد: من موافق این نظریه نیستم. یعنی اعتقاد شخصی من این است که جنگ ها و من جمله جنگ ایران و عراق اجتناب پذیر بودند. به این دلیل که گفتم، جنگ یک پدیده چند طرفه است و تنها به تصمیم آغازگر جنگ بر نمی گردد و کشوری که جنگ به آن تحمیل می شود می تواند با سیاست هایی بازدارندگی سیاسی و دیپلماتیک داشته باشد. به هر حال آغازگر جنگ بر مبنای محاسباتی دست به آغاز جنگ می زند و هیچ موقع سیاستی را انتخاب نمی کند که اطمینان داشته باشد آن سیاست به ضرر او است. اگر نخواهید این مبنای نظام بین الملل را در نظر بگیرید، نمی شود تحلیل کرد.

درویشی ادامه داد: اما گاهی وقت ها ممکن است کسی اقدامی کند که به هیچ وجه با محاسبات عقلانی سازگاری نداشته باشد. این یا به اختلال شناختی که در او وجود دارد برمیگردد؛ که ممکن است برداشت های او کاملا متفاوت از برداشت های دیگران باشد، یا به ریسک پذیری فرد بر می گردد. یعنی می گوید ممکن است در کوتاه مدت به ضرر من باشد ولی در بلند مدت منفعت داشته باشد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.