آقای انبارلویی ضمن تعریف جرائم و کارنامه ای که ساقط کننده بسیاری از کاندیداها شاخص دوره اخیر دانسته است، از ردصلاحیت گسترده چهره های مشهور در انتخابات 1400 دفاع کرده است. ایشان با بیان این موارد اینگونه نتیجه گیری کرده است که یادگار امام از «جمهوریت مطلق» به معنای دفاع از حضور بی قید و شرط همه داوطلبان دفاع کرده است. برادر عزیز! مطلق کردن سخنان سیدحسن خمینی بحث را به انحراف می کشاند و ما را از موضوع دور. نه ایشان و نه هیچ کس دیگر تقاضا نکرده است که هرکس هوس ریاست جمهوری سرش زد بتواند کاندیدا شود؛ اما انصافا غیر از این است که در همین فقره اخیر آش آنقدر شور شد که بسیاری از هم قطاران اصولگرای شما نیز صدایشان بلند شد؟!

پایگاه خبری جماران: برادر گرامی جناب آقای محمدکاظم انبارلویی در پی سخنان اخیر سیدحسن خمینی در باب «جمهوریت»، در مطلبی توام با ادب و صمیمیت انتقاداتی را به این سخنان وارد کرده است.

خلاصه کلام ایشان آن است که شورای نگهبان در بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات 1400 طریق صوابِ اصل 115 قانون اساسی را طی کرده است و گامی خارج از آن مسیر برنداشته است.

آقای انبارلویی ضمن تعریف جرائم و کارنامه ای که ساقط کننده بسیاری از کاندیداها شاخص دوره اخیر دانسته است، از ردصلاحیت گسترده چهره های مشهور در انتخابات 1400 دفاع کرده است. ایشان با بیان این موارد اینگونه نتیجه گیری کرده است که یادگار امام از «جمهوریت مطلق» به معنای دفاع از حضور بی قید و شرط همه داوطلبان دفاع کرده است. در این زمینه چند نکته قابل توجه است:

1-برادر عزیز! مطلق کردن سخنان سیدحسن خمینی بحث را به انحراف می کشاند و ما را از موضوع دور. نه ایشان و نه هیچ کس دیگر تقاضا نکرده است که هرکس هوس ریاست جمهوری سرش زد بتواند کاندیدا شود؛ اما انصافا غیر از این است که در همین فقره اخیر آش آنقدر شور شد که بسیاری از هم قطاران اصولگرای شما نیز صدایشان بلند شد؟!

سخن سیدحسن خمینی همان گونه که چند ماه قبل گفت، واضح است: «باید از همه دفاع کنید؛ حتی کسانی که آنها را دوست ندارید و یا حتی ممکن است در دوره ای به آنها انتقاد داشته اید. از حضور آنها هم دفاع کنید؛ همه باید نماینده ای در انتخابات داشته باشند و بتوانند کسب رأی کنند و مردم باید حس کنند کسی در میان کاندیداها هست که می تواند آنها را نمایندگی کند». آیا امروز جمیع گروهها و جناح های سیاسی چنین تصوری از آرایش نامزدها دارند؟!

حتی رهبر انقلاب بعد از اعلام لیست کاندیداها در سخنان خود گفتند: «البتّه عدم احراز صلاحیّت به معنای بی‌صلاحیّتی نیست. معنای عدم احراز صلاحیّت این است که شورای نگهبان نتوانسته تشخیص بدهد که این آقا صلاحیّت دارد، نه اینکه تشخیص داده که صلاحیّت ندارد؛ نه، ممکن است صلاحیّت بالایی هم داشته باشد امّا حالا گزارشها، امکانات، آشنایی‌های شورای نگهبان نتوانسته این را تشخیص بدهد؛ بنابراین [عدم احراز صلاحیّت] دلیل بر بی‌صلاحیّتی نیست». در واقع ایشان بروز خطا توسط آن شورا را محتمل دانسته اند، اما برادر عزیز شما تلاش کرده اید که تا حدّ امکان همه رفتارهای این نهاد را توجیه کنید و جایی برای امکان نقد نگذارید.

این کدام حرکت در مسیر قانونی است که همه از آن ناراضی اند؟ این کدام مسیر است که معاون اول فعلی رئیس جمهور کسی که تا یکسال قبل به مدت 12 سال رئیس مجلس بود صلاحیت ریاست جمهوری را در آن ندارند، اما افرادی با سوابقی بسیار کم و حتی نزدیک به صفر، این صلاحیت را دارا هستند؟!

2-در جایی با اشاره به جمله یادگار امام مبنی بر اینکه «اگر به جای کاندیداهای تایید شده بودم انصراف می دادم»، گفته اید که «اگر این جماعت تأیید صلاحیت شده بخواهند به فتوای شما عمل کنند چه اتفاقی می‌افتد؟! یک اتفاق آن است که این جماعت با کسانی که فتنه 88 را کلید زدند همراهی کنند و راه «بغی» را طی کنند و در مسیر یاغی‌گری علیه انقلاب و ملت قرار گیرند، اتفاق ساده‌تر آن است که حکم به «آنارشیسم» و «هرج و مرج‌طلبی» به نفع «اشرافیت» داده‌اید.

در این معرکه احکام صادره از سوی شما تکلیف نوسازی نظام اجرایی کشور ، گردش قدرت و تأمین و تضمین نان و آب مردم چه می شود؟!»

جناب انبارلویی عزیز! سوال این است که چرا مخاطب این سوال را تغییر نمی دهید و از ناظران انتخابات-که امروز تبدیل به بازیگر اصلی دخیل تبدیل شده  اند- نمی پرسید که: حال که رهبر انقلاب بر مشارکت حداکثری تأکید دارند، چرا آنان با رفتار خود انگیزه برای رشد آمار اندک مشارکت را بالا نبرند و از این طریق سعی نکردند که درخواست رهبری محقق شود؟

آیا کاهش 7 درصدی مشارکت در انتخابات را بعد از ردصلاحیت ها دیده اید؟ آیا نگران قهر آراء میانی که معمولا در روزهای اخیر با انتخاب خود نتیجه ی انتخابات را تعیین کرده اند، نیستید؟

3-در قسمتی از یادداشت خود گفته اید: «راستی در قرائت شما از «جمهوریت» جایگاه محرومین و مستضعفان و کوخ‌نشینان و زاغه‌نشینان چه جایگاهی دارد که در نامحبوب‌ترین دولت پس از انقلاب معیشت آن‌ها فراموش شد و مورد بی‌مهری، وزرای هزار میلیاردی قرار گرفتند. دولت مستقر مورد حمایت جنابعالی در دو دوره بود. آیا از باب اعتنا به «جمهوریت» نمی‌خواهید پاسخگوی تبعات این حمایت باشید؟»

کاش کمی سخنان ایشان را مرور می کردید و می دیدید که وی پیشتر بارها در خصوص این موضوع سخن گفته و به ویژه سال گذشته در بحثی مهم گفت، «همه در برابر قانون زندگی هم باید مساوی باشیم. اگر قرار است لطفی صورت بگیرد، اتفاقا قانون باید به نفع فقرا و غیر قدرتمندان تفسیر شود؛ به تعبیر امام، به نفع مستضعفین تفسیر شود. قانونی که وقتی به قدرت می رسد تیغش نمی برد، همان بهتر که از بیخ برداشته شود».

سخنان امروز وی در نقد شورای نگهبان نیز امتداد همان بحث است؛ همه باید در برابر قانون مساوی باشند و نهادهای برآمده از قانون به طور یکسان به همه نگاه کنند. 

باز در نمونه ای مهم، ایشان چندماه قبل در آخرین حضور دولت فعلی در حرم امام در ایام دهه فجر، خطاب به رئیس جمهور و اعضای دولت هشدار داد، «هرکسی دلسوز کشور است این را می داند که هیچ چیزی در حال حاضر مثل مشکل معیشت مردم، گرانی، بیکاری و فقر نمی تواند به سستی پایه های نظام منجر شود. برای اینکه بزرگترین شاهد پیروزی انقلاب، کارآمدی نظام است. همت دولت در طول این سال ها و به خصوص دورانی که ترامپ نابخردانه و ظالمانه و در اوج حقد و کینه شدیدترین تحریم را اعمال کرد، ستودنی است. اما امروز جمهوری اسلامی باید از هرچیزی می تواند استفاده کند تا مشکلات معیشتی مردم برطرف شود. هیچ مانعی نباید عزم و اراده دولت و عبور از موانع ناخواسته برای رسیدن به رفاه عمومی و بالندگی اقتصادی مانع شود».

اما برادر عزیز! محرومیت و استضعاف صرفا اقتصادی و معیشتی نیست؛ سیاسی و فرهنگی هم هست. اینکه یک جریان از شدت تعدد کاندیدا به اختلاف بخورد کجا و اینکه جریانی حتی یکی از نامزدان مورد پسندش را نتواند در گود انتخابات ببیند، کجا؟!

4-گفته اید، «چه خوب بود همین مقدار که از «جمهوریت» نظام دفاع می‌کنید در انتخابات سال 88 وقتی مخالفان «جمهوریت» و رأی مردم 8 ماه دست به آشوب زدند شما از رأی مردم و جمهوریت نظام دفاع می‌کردید و دو کلمه علیه مخالفان «جمهوریت» سخن می‌گفتید.

شعار مخالفان رأی جمهور در سال 88 این بود :«انتخابات بهانه است اصل نظام نشانه است.» آنها می‌گفتند: «مرگ بر اصل ولایت فقیه»! شما به عنوان یک رجل سیاسی و مذهبی خوب بود اگر از جمهوریت در آن سال دفاع نکردید. حداقل دو کلمه در دفاع از «اسلامیت» نظام حرف می‌زدید. شما یادگار یادگار امام (ره) هستید، دفاع از اصل ولایت فقیه به عنوان میراث گرانقدر امام (ره) از وظایف ذاتی شما بود که نکردید!!»

در خصوصا حوادث سال 88 سخن نمی گوییم؛ چون یک طرف ماجرا امکان سخن گفتن آزادانه ندارد. اما آنچه مربوط به سیدحسن خمینی است کاملا واضح و روشن است. او ضمن تأکید همیشگی بر توجه به همه نقدها و اعتراضات هیچ گاه دفاع از مواضع کلان نظام را کنار نگذاشته است. نمونه آن، سخنان اخیر وی در جمع اعضای شورای مرکزی حزب اعتمادملی و چند روز پس از بیانیه وی در خصوص عدم حضور در انتخابات است که گفت، «توجه کنید که امثال ما اگر گوشت و پوستمان هم برود نمی خواهیم جمهوری اسلامی از بین برود و هیچ کس نباید چنین توقعی را داشته باشد و اگر کسی روزی می خواهد به بنده اقبال کند بداند که ما تا آخرین لحظه هیچ وقت هیچ کاری نمی کنیم که جمهوری اسلامی بخواهد لطمه ببیند و اگر هم احیانا کاری انجام می دهیم برای این نکته (حفظ جمهوری اسلامی) است. لذا اگر فکر کنیم یک کار به فرآیندی می رسد که نتیجه اش تضعیف کلان مملکت و جمهوری اسلامی است، به نظر من مصلحتی بر آن مترتب نیست. البته هرگز از اصول خود عدول نمی کنیم و صلاح  کشور را هم  در همین می دانیم. 

آینده ایران و مردم کشورمان را هم چندان متفاوت از آینده جمهوری اسلامی نمی دانم. یعنی معتقدم به هر حال این دو با هم پیوند دارد. بالأخره ما عرق دینی، شیعی و اسلامی داریم و نمی توانیم نسبت به تاریخ بزرگی هم که پشت سرمان هست بی تفاوت باشیم».

آیا موضعی صریح تر و شفاف تر از این جملات-که مورد طعن و کین توزی معاندان قرار گرفت-سراغ دارید؟ مگر دفاع از جمهوری اسامی دفاع از تمام تصمیمات در تمام بخش های آن است؟ آیا غیر از این است که نقد برای آفت زدایی و تلاش برای تداوم بقاء این نظام و اقبال عمومی به آن است؟

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.