گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

کوروش احمدی، دیپلمات سابق: تا کنون مشخص شده که نه ایران و نه آمریکا، نمی‌توانند از طریق نظامی به اهداف‌شان برسند/ اکنون که آمریکا متمایل به دیپلماسی است و یادداشت تفاهم نیز کاملا به سود ایران بود، طرفین مسیر دیپلماتیک را را بپیمایند

یک دیپلمات سابق به «جماران» گفت: در شرایطی که آمریکا متمایل به دیپلماسی است و یادداشت تفاهم نیز کاملا به سود ایران بود، ضروری است که طرفین با نشان‌دادن انعطاف، مسیر دیپلماتیک را بپیمایند و با انجام مذاکراتی واقعی، جدی و معطوف به نتیجه، در جهت حل مشکل تلاش کنند. قطعا راه‌حلی جز این وجود ندارد.

یک دیپلمات سابق با اشاره به اینکه نتانیاهو در دیدار اخیر خود با ترامپ، نتوانسته او را برای حمله مجدد به ایران متقاعد کند، گفت: تا آنجا که به ترامپ مربوط می‌شود، وی خروج دیپلماتیک از بحران جاری را ترجیح می‌دهد و مایل نیست که یک بار دیگر با طناب نتانیاهو به چاه بیافتد.

کوروش احمدی در گفت‌وگو با خبرنگار جماران، با اشاره به تکرار چندباره الگوی رفتاری ترامپ در قبال ایران؛ یعنی اوج‌گیری تهدید به حمله، اعلام در دسترس بودن توافق و سپس لغو دستور حمله که آخرین نمونه از تکرار این بازی را دو شب قبل دیدیم، اظهار کرد: به طور کلی، واقعیت این است که تا آنجا که به آمریکای ترامپ مربوط می‌شود، با نوعی بی‌تصمیمی و فراتر از آن سردرگمی و بلاتکلیفی و مواجه هستیم. با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا، روال معمول تصمیم‌گیری در یک دولت مدرن مختل شده است؛ او تصمیم‌گیری به ویژه در سیاست خارجی را به شدت شخصی‌سازی کرده، شورای امنیت ملی آمریکا را عملا تعطیل کرده و وزارت خارجه حرفه‌ای را کاملا کنار زده است.

وی افزود: چنین وضعی در کنار ویژگی‌های شخصیتی ترامپ، موجب شده عمده تصمیماتش لحظه‌ای و فاقد عمق کارشناسی و مبنای نظری و راهبردی باشد. چنین روالی موجب تناقض‌گویی و تغییر مداوم تصمیمات از سمت ترامپ شده است. لذا فکر می‌کنم که ترامپ در قبال ایران نیز مانند دیگر موارد مشابه، بر مبنای یک الگوی آزمون و خطا کار می‌کند. ضمن اینکه تهدید نیز معمولا جزئی از روند تصمیم‌گیری اوست.

این دیپلمات سابق در خصوص اینکه برخی معتقدند ترامپ با تکرار این الگو، در پی عادی‌سازی حمله به ایران و کاهش حساسیت‌های بازار به آن است، بیان کرد: اگرچه وضعیت بازار برای ترامپ مهم است، اما اگر واقعا نظرش این باشد که از طریق این نوسانات در تصمیم‌گیری بر بازار اثر بگذارد، حتما در اشتباه است، زیرا نقشه‌ها سریعا رو می‌شود و لذا کارگر نمی‌افتد، چون فعالان بازار انرژی و سهام و اوراق قرضه، حرفه‌ای‌تر از آن هستند که با این روش‌های غیرحرفه‌ای فریفته شوند. من همچنین با نظر برخی که این حرکات ترامپ را بازی روانی می‌دانند نیز موافق نیستم، زیرا روشن است که بازی روانی که متوقف شود، دیگر بازی روانی نیست.

احمدی با بیان اینکه من فکر می‌کنم در عرصه نظامی با نوعی بن‌بست مواجه هستیم، عنوان کرد: تا کنون روشن شده که آمریکا از طریق نظامی نمی‌تواند به اهدافش برسد و ایران نیز از طریق نظامی نمی‌تواند آمریکا را شکست دهد و از منطقه اخراج کند. حتی اگر چنین امکانی وجود داشته باشد، آمریکا همچنان دارای امکانات قاره‌پیما و غیرمتعارفی است که نباید از آن‌ها غافل بود. یک سناریو این است که در غیاب یک راه‌حل دیپلماتیک، با یک بحران طولانی مواجه باشیم که معلوم نیست پیوست اقتصادی-اجتماعی در داخل ایران برای آن وجود داشته باشد. از طرفی، حتی اگر همین فردا آمریکا تصمیم به آتش‌بس همیشگی و توقف عملیات نظامی بگیرد، در این صورت محاصره دریایی و ادامه تحریم‌ها و فشار اقتصادی در جای خود خواهد بود و شرایط کشور به لحاظ اقتصادی سیر منفی خود را ادامه خواهد داد.

وی اضافه کرد: لذا در شرایطی که آمریکا متمایل به دیپلماسی است و یادداشت تفاهم نیز کاملا به سود ایران بود، ضروری است که طرفین با نشان‌دادن انعطاف، مسیر دیپلماتیک را بپیمایند و با انجام مذاکراتی واقعی، جدی و معطوف به نتیجه، در جهت حل مشکل تلاش کنند. قطعا راه‌حلی جز این وجود ندارد. بعضی منتظر نفت 150 و 200 دلاری بودند که این امر تا کنون علی‌رغم انسداد تنگه هرمز و نیمه‌بسته بودن باب‌المندب و حمله اخیر به نزدیکی کانال سوئز محقق نشده و بازار نفت نشان داده با دهه 1970 و 80 بسیار تفاوت کرده است.

شروع مسیر افول اسرائیل در آمریکا

این دیپلمات سابق با اشاره به اینکه نتانیاهو در دیدار اخیر خود با ترامپ، نتوانسته او را برای حمله مجدد به ایران متقاعد کند، گفت: تا آنجا که به ترامپ مربوط می‌شود، وی خروج دیپلماتیک از بحران جاری را ترجیح می‌دهد و مایل نیست که یک بار دیگر با طناب نتانیاهو به چاه بیافتد، در حالیکه نتانیاهو بر افزایش فشار نظامی و اقتصادی علیه ایران اصرار دارد. از طرفی، بعد از القای تصورات احمقانه به ترامپ قبل از شروع جنگ 40 روزه توسط نتانیاهو و رئیس وقت موساد، و با توجه به برخی اظهارات علنی و منفی ترامپ و ونس علیه نتانیاهو، به نظر می‌رسد که او نفوذ خود را در واشنگتن تا حد قابل توجهی از دست داده و در نتیجه موجب تأثیر کمتر نظرات او در دولت آمریکا شده است. ضمن اینکه نظرسنجی‌ها در آمریکا هم نشان می‌دهد که موقعیت نتانیاهو و دولت راستگرای افراطی اسرائیل در بین مردم آمریکا و حتی طرفداران زیر 50 سال حزب جمهوری‌خواه رو به کاهش است. چنین روندی اگر برای مدتی ثابت بماند، می توان آن را به عنوان شروع افول موقعیت اسرائیل در آمریکا تلقی کرد.

احمدی با اشاره به اعلام اخیر ایران مبنی بر نزدیک‌شدن به توافق با عمان بر سر تعیین مسیر عبور از تنگه هرمز، بیان کرد: صرف اعلام اینکه ایران و عمان به توافق نزدیک هستند، چیزی را روشن نمی‌کند. مذاکرات ایران و عمان حداقل از بعد از آتش‌بس جنگ 40 روزه، در جریان بوده و هنوز نتیجه ملموسی از آن حاصل نشده است. طی چند هفته اخیر نیز مقامات عمانی مواضعی را اعلام کرده‌اند که حکایت از وجود فاصله جدی بین دو کشور در مورد مسائل حقوقی تنگه هرمز دارد. با این حال، مسأله مهم‌تر این است که مذاکرات ایران و عمان تنها در مورد این است که مسیر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز از شمال یا جنوب خط نصف‌کننده تنگه باشد. قبلا در چند نوبت در جاهای دیگر گفته‌ام که حتی اگر در این مورد توافقی حاصل شود، مسائل مهمتر همچنان به قوت خود باقی خواهد بود؛ مانند اینکه آیا کشتی‌ها برای عبور باید مجوز قبلی دریافت کنند یا اینکه آیا باید هزینه‌ای الزامی را بپردازند یا خیر.

وی ادامه داد: سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در مورد مذاکرات با عمان گفته که «تفاهم ایران و عمان برای مسیر جدید، ربطی به بازگشایی یا مسدود ماندن تنگه هرمز ندارد؛ این تفاهم شرط لازم هست، اما کافی نیست». به هر حال، تنها در صورتی می‌توان انتظار داشت که وضعیت به قبل از 16 تیرماه (انسداد مجدد تنگه هرمز و آغاز مجددا محاصر دریایی و دور دوم حملات آمریکا به ایران) برگردد که تنگه هرمز باز و در ازای آن، محاصره دریایی ایران لغو شود. با توضیحاتی که دادم، فعلا نشانه ای که حاکی از تحقق این مهم باشد، دیده نمی‌شود.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به مواضع کشورهای منطقه نسبت به مذاکره یا جنگ ایران و آمریکا، بیان کرد: کشورهای منطقه در یک چیز با ترامپ مشترک اند و آن، بی‌تصمیمی، سردرگمی و بلاتکلیفی است. تردید این کشورها ناشی از این است که از یک طرف مایل اند آمریکا، ایران را شکست کامل دهد و از طرف دیگر، نگران اند که در جریان جنگی بزرگ و گسترده خساراتی جدی به آنان وارد شود. از این رو، مواضع این کشورها اغلب متناقض و متزلزل است.

احمدی اضافه کرد: البته تفاوت مواضع این کشورها هم بسیار اهمیت دارد؛ مثلا رویکرد امارات و بحرین کاملا با رویکرد قطر و عمان متفاوت است و عربستان و تا حدودی کویت وضعیتی بیانبینی دارند. اما در مجموع آنها نیز باید به این نتیجه رسیده باشند که نه تنگه هرمز از طریق نظامی باز می‌شود و نه  می‌توان حکومت ایران را از طریق حملات هوایی تغییر داد. ضمن اینکه جنگ بزرگ‌تر، عوارض بیشتری برای آنها خواهد داشت. پس بهتر است مسیر دیپلماتیک پیگیری شود. البته متأسفانه چنین رویکردی به عنوان معدل نظرات این کشورها، با اینکه برخی از آنها سیاست‌های سوء و خصمانه را نیز همزمان ادامه دهند، مغایرتی ندارد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.