نماینده سابق ایران در سازمان همکاری اسلامی گفت: در اندیشه رهبر شهید، نه باید صرفا بر دیپلماسی تأکید کرد و از دفاع در برابر تجاوز خارجی غافل شد و نه باید آن قدر به میدان بچسبیم که هیچ جایی برای گفتوگو باقی نماند.
صباح زنگنه در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به اهمیت سیاست خارجی در نگاه رهبر شهید، اظهار کرد: ایشان هم برای محتوا و هم برای روش سیاست خارجی کشور، نظر میدادند و برنامه مطرح میکردند. در بعد محتوا، شهید خامنهای اولا بر استقلال کشور تأکید ویژهای داشتند و آن را پایه اصلی سیاست خارجی کشور میدانستند و معتقد بودند که این استقلال باید به سیاستهای اقتصادی، فرهنگی و... نیز تسری یاید. توجه به نظر مردم و همچنین تأکید بر ضرورت ایجاد وحدت میان جوامع مختلف نیز از دیگر اصولی است که در ذیل محتوای سیاست خارجی، مورد تاکید رهبر شهید قرار داشت.
وی اضافه کرد: در بعد روش نیز آیتالله خامنهای سهگانه حکمت، مصلحت و عزت را برای سیاست خارجی تعریف کرده بودند که اساس دیپلماسی ایرانی را تشکیل میداد؛ یعنی هر حرکت ما در سیاست خارجی باید مبتنی بر تعقل و تدبر باشد، با نگاه با منافع و مصالح ملی انجام شود و کاملا عزتمندانه باشد. در بین این سهگانه، رهبر شهید اولویت ویژهتر را برای مصلحت قائل بودند و تاکید داشتند که کار باید به گونهای انجام شود که نهایتا منافع مردم را تامین کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه در مقاطع نخست پس از انقلاب و بروز هیجانات اولیه، آرمانگرایی انقلابی در اوج قرار داشت و در حدی بود که منجر به قطع روابط ایران با کشورهای متعدد شد، افزود: در حالیکه در رابطه با هر کشوری باید بین اراده دولتها و اراده ملتها، تعادل برقرار کرد. گاهی این دو بر یکدیگر منطبق اند و گاهی هم در برخی از کشورها، دولتها بدون توجه به نظر مردمشان، سیاست خارجی خود را به پیش میبرند. تنظیم رابطه ایران با چنین کشورهایی نیازمند ظرافتهای خاصی است و باید با توجه به اصل حکمت، طوری عمل کرد که ملتهای کشورها، قربانی سیاستهای سلطهپذیر دولتهایشان شوند.
نماینده سابق ایران در سازمان همکاری اسلامی ادامه داد: لذا باید طوری با دولتها گفتوگو کرد که آنها خودشان حس کنند داشتن رابطه با ایران میتواند دست برتر را در برابر قدرتهای برتر خارجی به آنها بدهد. از طرف دیگر، نزدیکی به ملتها نیز نباید به شکلی حساسیتبرانگیز انجام شود تا دولتها بدانند که ایران به دنبال مصلحت کل جهان اسلام است و قصد کودتا، انقلاب و براندازی آنها را ندارد.
زنگنه با بیان اینکه رهبر شهید دقت زیادی بر روابط با قدرتهای خارجی داشت، عنوان کرد: ایشان اجازه نمیداد قدرتهای خارجی اراده خود را بر ایران تحمیل کنند. اگرچه ایستادگی در برابر این کشورها باعث تحمیل فشارهایی بر ما شده است، اما آیندهای بهتر را برایمان میسازد. اینکه قدرتهای بزرگ از یک طرف در شورای امنیت سازمان ملل بیشترین قطعنامه را در محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی صادر کردهاند و از طرف دیگر، با حمایت از این رژیم به آن اجازه میدهند از اجرای این قطعنامهها شانه خالی کند، خود نشاندهنده اوج غیر قابل اعتماد بودن این کشورهاست.
وی اضافه کرد: همچنین هنوز در حافظه مردم جهان باقی است که آمریکا و کشورهای غربی با صدام چه کردند؛ در حالیکه در حمله عراق به ایران، کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس به شدت حامی صدام بودند، اما پس از حمله عراق به کویت به عنوان یکی از کشورهای اصلی تولیدکننده و صادرکننده نفت، علیه صدام بسیج شدند و این وضعیت نهایتا به سرنگونی دولت او انجامید. بنابراین، اساسا هرگز نمیتوان روی حمایت قدرتهای بزرگ حساب باز کرد و همان طور که رهبر شهید همواره تاکید داشتند، باید روابط با قدرتها را بر مبنای اصل حکمت تنظیم کنیم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به جایگاه محور مقاومت در نگاه رهبر شهید، اظهار کرد: روابط ما با جبهه مقاومت هم جنبه ایدئولوژیک دارد و هم ناظر به حفظ منافع ملی است. منظور از مقاومت، ایستادگی در برابر سلطهگری آمریکا و اسرائیل است بر حمایت از کشورهایی تاکید دارد که تحت فشار و تعدی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی هستند. اساسا هر کشوری که به دنبال حفاظت منافع ملی خود است و در برابر سلطهگری و توسعهطلبی اسرائیل مقاومت میکند، متحمل فشارهای زیادی میشود.
زنگنه با بیان اینکه رهبر شهید میدان و دیپلماسی را در کنار هم و مکمل یکدیگر میدانست، عنوان کرد: شهید خامنهای تأکید داشت که میدان و دیپلماسی باید همراه با یکدیگر و برای تأمین منافع ملی کار کنند، زیرا برخی کارها هست که از میدان برمیآید، اما از عهده دیپلماسی خارج است و بالعکس. یعنی در اندیشه رهبر شهید، نه باید صرفا بر دیپلماسی تأکید کرد و از دفاع در برابر تجاوز خارجی غافل شد و نه باید آن قدر به میدان بچسبیم که هیچ جایی برای گفتوگو باقی نماند.
وی خاطرنشان کرد: دو سال پس از آغاز تجاوز عراق به ایران، صدام نامهای را به سازمان ملل فرستاد و برای مذاکره و توقف جنگ اعلام آمادگی کرد. اگرچه این نامه در حالی فرستاده شده که صدام همچنان به حملات خود خود علیه ایران ادامه میداد، اما مسئولین ما میتوانستند به جای سکوت، به مسئولین سازمان ملل اعلام کنند که ایران نیز آماده مذاکره و صلح است. عدم ارسال چنین نامهای توسط ایران، باعث تداوم جنایات صدام علیه کشورمان شد و تمام قدرتهای جهانی و منطقهای نیز از این جنایات حمایت کردند. بنابراین، دیپلماسی حکیمانه میتواند جلوی ورود خسارت به کشور را بگیرد و بیتوجهی به آن، باعث محرومیت کشور از موقعیتهای موجود میشود