life

جی پلاس؛

عملیات کربلای پنج بود و پلی که حدود یک کیلومتر طول داشت و همه توپخانه دشمن آن را زیر آتش گرفته بود و هرکسی یا هر چیزی را که روی پل می رفت، می زدند تا اینکه گردان تاجیک ها از راه رسید و ورق برگشت.

جی پلاس: شهید حسین تاجیک، شیرمردی کرمانی بود که به دعوت حاج قاسم فرمانده گردان ۴۱۵ لشکر ۴۱ ثارالله سلام الله علیه شد. او پس از رشادت های فراوان و در حالی که ناجی کربلای پنج (۱) شده بود در بهمن ۶۵ و در همان عملیات به شهادت رسید. متن زیر برشی از کتاب "انار و آیینه" است که گوشه ای از این دلاوری را به تصویر کشیده است. با هم مرور می خوانیم:

 

"پل حدود یک کیلومتر طول داشت و کاملاً بی حفاظ و عریان بود. هیچ مانعی بر سر راه گلوله باران عراق وجود نداشت. همه ی توپخانه و تانک های عراق روی این پل قفل شده بود و روی آن آتش می ریخت. واقعاً جهنمی از آتش بود . ما از دور به پل نگاه می کردیم و منتظر کمک بودیم اما هر چیزی یا هر کسی که به پل می رسید منهدم می شد ، آمبولانسی آمد که آن را زدند.  یک نفر برآمد، آن را هم زدند . بعد لندکروزی برای رساندن مهمات آمد که آن را هم منهدم کردند.

 

اطراف پل یا جنازه ریخته بود یا مجروحی ناله می کرد . لودری آمده بود که حالا داشت در آتش می سوخت . ماشین مهمات آتش گرفته و مهمات دورنش هم در حال سوختن و انفجار بود . غلغله و معرکه ای از آتش بود.  در چنین وضعی بود که دیدیم گردانی به پل نزدیک می شود. به سرعت و به دو سمت پل می آمدند. تماس گرفتم و فهمیدم  گردان تاجیک است. 

مدتی قبل با حسین تماس گرفته و گفته بودم :" حسین هرطور که می توانی خودت را برسان ." 

 

می دانستم که امکان ندارد او نیاید. در هر وضع  و حالی که بود بدون یک ذره تردید می آمد و خودش را به ما می رساند . حالا می دیدم که آنها مستقیم به سمت نابودی می روند. 

 

با خودم گفتم :" خدایا الان همه اینها روی پل قتل عام می شوند ." 

 

اما حسین گردان را با شجاعت و مهارت از روی پل گذراند . البته حدود سی، چهل نفر از بچه های گردان شهید و مجروح شدند، اما ما باور نمی کردیم که حتی یک نفر هم به سلامت عبور کند. گردان به ستون از روی پل می گذشت و عراقی ها هم که آنها را می دیدند، تمام نیرویشان را روی پل متمرکز کرده بودند تا کسی از آن نگذرد. 

 

هر چه می توانستند آتش می ریختند. گردان حسین وقتی از پل گذشت و به کانالی که ما در آن بودیم رسید، به سرعت در خط پخش شد . حسین واقعاً ناجی کربلای پنج شد . بچه هایش را که از آن جهنم یک کیلومتر آتش گذشته بودند با آن همه مجروح و شهید ، بسیج کرد و به سمت عراقیها یورش بردند . آن روز ما همه وصیت نوشته بودیم و هیچ امید زنده ماندن نداشتیم . وضع طوری بود که یک بار هلی کوپتر عراقی در بالای سر ما آن قدر پایین آمده بود که وقتی مرتضی، کلوخی از روی زمین برداشت و به طرفش پرت کرد ، کلوخ به هلی کوپتر  خورد . 

 

ارتباطات ما خیلی بد بود و اصلاً نمی شد جواب بی سیمها را بدهیم . حتی بعضی از گلوله های توپخانه خودمان به سنگر های ما می خورد . در این وضعیت بود که حسین از راه رسید و آرامشی در خط به وجود آورد . آنها چنان شجاعانه جنگیدند که عراق به سرعت عقب زده شد . خط حفظ شد و در دست ما ماند . بعد از آن هم دیگر خط سقوط نکرد. لشکر 27 رسول الله از راه رسید و خط را تثبیت کرد."

                                     

برشی از کتاب انار و آئینه "خاطرات سردار شهید حسین تاجیک فرمانده گردان 415 لشکر 41 ثارالله.

 

۱. عملیات کربلای پنج با رمز یا زهرا (س) در تاریخ نوزدهم دی ماه سال 65 در منطقه عملیاتی شلمچه ـ کانال ماهی (شرق بصره) آغاز شد و تا آخرین روزهای سال ادامه داشت و از بزرگ ترین نبردهای دوران دفاع مقدس به شمار می آید چرا که پس از فتح خرمشهر، تسلط بر شلمچه به عنوان یکی از معابر وصولی بصره از اهداف قوای نظامی ایران بود و عملیات کربلای پنج بهترین موقعیت را برای عملی کردن این ایده داشت.

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1481140
ارسال نظر

موضوعات داغ