life

دو سال از مراحل سیر و سلوک میرزا جواد آقا ملکی تبریزی گذشته بود که به نظرشان آمد هنوز به جایی نرسیده اند و شکایت این حال خود را نزد استاد بردند و جواب گرفتند.

جی پلاس، شاید برای بسیاری از افراد سوالی با این مضمون که علت به کمال رسیدن افرادی همچون میرزا جواد آقا ملکی تبریزی چه بوده است، مطرح باشد در پاسخ نمونه کوچکی از رعایت نکاتی ریز ارائه می شود که جای تامل بسیار دارد.

 

 جناب صدوقی سها در تاریخ حکما و عرفانی متاخر، ص 133نوشته است: «از بعضی از اهل سلوک منقول است که آقا میرزا جواد آقا بعد از دو سال خدمت آقا (سرکار آخوند ملا حسینقلی همدانی) عرض می کند: من در سیر خود به جایی نرسیدم.

 

آقا در جواب، از اسم و رسمش سؤال می کند . او تعجب کرده می گوید: مرا نمی شناسید؟ من جواد تبریزی ملکی هستم. ایشان می گویند: شما با فلان ملکی ها بستگی دارید؟ آقا میرزا جواد آقا چون آنها را خوب و شایسته نمی دانسته، از آنان انتقاد می کند. آخوند ملا حسینقلی همدانی در جواب می فرماید: هر وقت توانستی کفش آنها را که بد می دانی پیش پایشان جفت کنی، من خود به سراغ تو خواهم آمد.

 

آقا میرزا جواد آقا فردا که به درس می رود، خود را حاضر می کند که در محلی پایین تر از بقیه شاگردان بنشیند تا رفته رفته طلبه هایی که از آن فامیل در نجف بودند و ایشان آنها را خوب نمی دانسته مورد محبت خود قرار می دهد، تا جایی که کفششان را پیش پای آنها جفت می کند. چون این خبر به آن طایفه که در تبریز ساکن هستند می رسد، رفع کدورت فامیلی می شود.

 

بعد، آخوند او را ملاقات می کند و می فرماید: دستور تازه ای نیست، تو باید حالت اصلاح شود تا از همین دستورات شرعی بهره مند شوی. ضمنا یادآوری می کند که کتاب مفتاح الفلاح شیخ بهائی برای عمل کردن خوب است».

 

 

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1383984
ارسال نظر

موضوعات داغ