جماران | آخرین اخبار ایران و جهان، سیاست، اقتصاد و اندیشه

حملات انصارالله، معادلات امنیتی عربستان را به چالش کشید؛ تردید ریاض در اتکا به چتر حمایتی آمریکا

تشدید حملات انصارالله به تأسیسات نفتی و اهداف راهبردی عربستان سعودی، آسیب‌پذیری‌های دفاعی ریاض و محدودیت‌های حمایت امنیتی واشنگتن را بار دیگر برجسته کرده است. به نوشته «پالیتیکس تودی»، این تحولات عربستان را با ضرورت بازنگری در راهبرد امنیتی خود و حرکت به‌سوی ائتلاف‌های منطقه‌ای مواجه کرده است؛ بحرانی که پیامدهای آن می‌تواند از یمن تا دریای سرخ و تنگه هرمز گسترش یابد.

کد خبر: ۱۷۳۴۵۷۰
حملات انصارالله، معادلات امنیتی عربستان را به چالش کشید؛ تردید ریاض در اتکا به چتر حمایتی آمریکا

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه تحلیلی «پالیتیکس تودی» (Politics Today) در گزارشی به بررسی تشدید تنش‌ها میان عربستان سعودی و انصارالله یمن و پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی آن پرداخته است. این رسانه با اشاره به حملات انصارالله به تأسیسات نفتی عربستان، پیشروی این جنبش در مناطق راهبردی یمن و دشواری ریاض در مقابله با تهدیدات نظامی، از آشکار شدن آسیب‌پذیری‌های دفاعی عربستان و افزایش تردیدها درباره اتکای این کشور به حمایت امنیتی واشنگتن خبر داده و با بررسی احتمال گسترش درگیری‌ها از دریای سرخ تا تنگه هرمز می‌نویسد:

رقابت بر سر نفوذ میان عربستان سعودی و انصارالله در یمن، که پیش‌تر با درگیری‌های شدید همراه بود و طی چهار سال گذشته با شدت کمتری ادامه داشت، پس از تحولات ماه سپتامبر بار دیگر اوج گرفت.

موج حملاتی که انصارالله در ۸ سپتامبر علیه اهدافی در عربستان سعودی انجام داد، خسارات گسترده‌ای به تأسیسات نفتی وارد کرد و ده‌ها کشته و مجروح بر جای گذاشت. این حملات نشان داد که مناقشه یمن، برخلاف تصور ریاض که گمان می‌کرد با آتش‌بس سال ۲۰۲۲ آن را مهار کرده است، بار دیگر شدت گرفته و درگیری‌ها به خاک عربستان بازگشته‌اند.

این تحولات را در چارچوب گسترده‌تر ژئوپلیتیکی منطقه‌ای و جهانی، نه‌تنها می‌توان مرحله‌ای تازه از جنگ داخلی یمن، بلکه جبهه‌ای جدید در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران دانست.

دلیل اصلی اتخاذ راهبرد جدید انصارالله در یمن و موضع تقابلی فزاینده این جنبش در برابر عربستان را می‌توان فروپاشی آتش‌بس میان آمریکا و ایران دانست. در واقع انصارالله پس از شکست آتش‌بس در ماه ژوئیه، حملات خود علیه دولت مرکزی یمن، تحت حمایت عربستان را تشدید کرد تا به‌نوعی ریاض را که به هماهنگی با واشنگتن متهم می‌کرد، مجازات کند.

 

آسیب‌پذیری‌های امنیتی

انصارالله در راستای این راهبرد، تلاش کرد کنترل مناطق ساحلی یمن را نیز به دست بگیرد. قرار گرفتن تردد دریایی در دریای سرخ تحت کنترل انصارالله، با هدف اعمال فشار نه‌تنها بر عربستان سعودی، بلکه بر بازیگران جهانی دنبال می‌شد.

نیروهای انصارالله به‌سرعت بخش‌هایی از سواحل دریای سرخ، از جمله بندر المخا و جزیره راهبردی میون در ورودی تنگه باب‌المندب را تصرف کردند. آن‌ها سپس حملات خود را به شهرهای تحت کنترل دولت مرکزی در مناطق داخلی، از جمله تعز و مأرب گسترش دادند.

عامل اصلی پیشروی چشمگیر و سریع انصارالله، عقب‌نشینی نیروهای تحت حمایت عربستان از مواضع خود در مدت‌زمانی بسیار کوتاه بود؛ عقب‌نشینی‌هایی که در برخی موارد بدون هیچ‌گونه مقاومتی صورت گرفت. در کنار برتری نظامی انصارالله، ضعف هماهنگی میان نیروهای مقابل نیز نقش مهمی در این روند داشت.

این تحول، فراتر از واقعیت‌های میدان نبرد، ضربه‌ای جدی به اعتبار عربستان سعودی محسوب می‌شود و در عین حال، آسیب‌پذیری‌های راهبردی این کشور را آشکار می‌کند.

بُعد مهم‌تر این تحولات در مرحله بعد نمایان شد. انصارالله که در پی پیشروی‌های خود در یمن به برتری روانی دست یافته بود، حملات مستقیم به خاک عربستان را آغاز کرد.

این حملات اغلب در پی حمله به مواضع انصارالله در یمن صورت می‌گرفت؛ حملاتی که انصارالله تاکید دارد که  عربستان در آن‌ها نقش داشته است.

علاوه بر این، انصارالله ریاض را حامی اصلی دولت عدن می‌داند و به همین دلیل، عربستان را هدفی مشروع تلقی می‌کند. در نتیجه نیروهای انصارالله حملاتی را با هدف وارد کردن حداکثر خسارت به توانمندی‌های نظامی و اقتصادی عربستان انجام داده‌اند.

حمله به تأسیسات نفتی در شهر ینبع عربستان، در این زمینه تحول بسیار مهمی بود.

انصارالله با هدف قرار دادن ظرفیت صادرات نفت عربستان، به‌عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان، در پی اعمال فشار بر ریاض بود؛ اقدامی که زمینه‌ساز تشدید بیشتر تنش‌ها شد.

در واقع، عربستان در دوره پس از این حملات، عملیات خود علیه مواضع انصارالله را هم به‌صورت مستقیم و هم از طریق دولت مرکزی یمن افزایش داد.

انصارالله همچنین با این حملات تلاش کرد مسیر دریای سرخ را که عربستان به‌عنوان جایگزینی برای تنگه هرمز فعال کرده بود، مختل کند.

این راهبرد با سیاست‌های پساجنگ ایران همسو است و با هدف تهدید ثبات ریاض و تثبیت نفوذ ایران بر تنگه هرمز دنبال می‌شود.

در واقع، تضعیف کریدور دریای سرخ که ریاض در پی ایجاد آن به‌عنوان یک مسیر جایگزین بود، نشان‌دهنده تلاش انصارالله برای به حداکثر رساندن توان بازدارندگی و قدرت چانه‌زنی خود در میز مذاکرات نیز هست.

 

حمایتی که از سوی آمریکا محقق نشد

یکی دیگر از ابعاد قابل‌توجه تشدید درگیری‌ها، دشواری عربستان سعودی در پاسخ مؤثر به حملات انصارالله است.

یکی از دلایل اصلی این وضعیت را نه کمبود منابع، بلکه ناتوانی در استفاده صحیح و کارآمد از منابع موجود می‌توان دانست.

در واقع ناکامی عربستان سعودی، که طی سال‌های گذشته بیشترین سرمایه‌گذاری تسلیحاتی را در خاورمیانه انجام داده است، و متحدان محلی این کشور در یمن، در ایجاد دفاعی مؤثر در برابر انصارالله، پرسش‌هایی را درباره توانمندی‌های نظامی ریاض مطرح کرده است.

حتی گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از آن بود که ولیعهد عربستان در جریان تشدید حملات انصارالله، برای درخواست کمک با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تماس گرفته، اما ترامپ تمایلی به مداخله نشان نداده است.

گزارش‌ها حاکی است پیشنهاد ترامپ برای ارائه حمایت دیپلماتیک و تسریع فروش جنگنده‌های اف-۳۵، به‌جای انجام حملات هوایی در حمایت از ریاض، واکنش شدید رهبران عربستان را برانگیخته است.

از این منظر این روند بار دیگر تأییدی بر خطرات قابل‌توجهی است که عربستان در نتیجه اتکای انحصاری به آمریکا به‌عنوان چتر امنیتی خود با آن مواجه است.

این تحولات همچنین زمینه را برای حرکت عربستان به‌سوی سازوکارهای امنیتی جایگزینی فراهم کرده است که این کشور مدتی است در حال توسعه آن‌هاست.

یکی از راهبردهای مورد تأکید رهبران عربستان، تسریع در اجرای توافق مکه است که با مشارکت ترکیه و پاکستان امضا شده و تبدیل آن به چارچوبی امنیتی و حفاظتی برای مقابله ریاض با تهدیدات احتمالی بزرگ‌تر است.

اگرچه این ائتلاف هنوز عملیاتی نشده، انتظار می‌رود در آینده نزدیک به یکی از مهم‌ترین ابزارهای امنیتی این سه کشور تبدیل شود.

در چشم‌انداز پیش‌رو، درباره تنش‌های عربستان سعودی و انصارالله که یکی از توجیهات اصلی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بوده است، سه سناریو قابل طرح است.

سناریوی نخست، خودداری طرف‌ها از تشدید بیشتر تنش‌ها و حرکت به‌سوی مذاکره است. این روند می‌تواند به توقف درگیری‌ها و آغاز یک فرایند دیپلماتیک منجر شود که در آن بازیگرانی مانند عمان، پاکستان یا قطر نقش میانجی را ایفا کنند.

سناریوی دوم و خطرناک‌تر، آغاز ضدحمله نیروهای تحت حمایت عربستان با هدف دستیابی به پیروزی قاطع بر انصارالله است.

چنین تحولی می‌تواند درگیری‌ها را طولانی‌تر کند، زمینه‌ساز بحران‌های انسانی بیشتری در یمن، کشوری که سال‌ها از بی‌ثباتی رنج برده، شود و وضعیت را به‌مراتب وخیم‌تر سازد.

بدبینانه‌ترین سناریو، گسترش بحران به یک رویارویی منطقه‌ای است؛ وضعیتی که در آن کشورهای بیشتری به‌طور مستقیم وارد درگیری‌ها شوند.

چنین نتیجه‌ای می‌تواند گسست ژئوپلیتیکی به‌مراتب بزرگ‌تری از آنچه جنگ علیه ایران ایجاد کرده است، به وجود آورد و بی‌ثباتی منطقه‌ای را بیش از پیش تثبیت کند.

این وضعیت همچنین می‌تواند قطب‌بندی میان بازیگران منطقه‌ای را تشدید کرده و به شکل‌گیری ائتلاف‌هایی با مرزبندی روشن‌تر منجر شود.

در نهایت، بازنگری عربستان در راهبرد امنیتی خود در قبال یمن و ارزیابی مجدد روابطش با آمریکا در این چارچوب، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

عربستان سعودی به‌عنوان یکی از قدرتمندترین کشورهای منطقه خلیج فارس، باید پیش از هر چیز توانمندی‌های دفاعی ملی خود را تقویت کند و هم‌زمان در چارچوب‌های امنیتی مشترک با بازیگران منطقه‌ای سرمایه‌گذاری کند که بتواند بر پایه اعتماد متقابل روشن با آن‌ها رابطه برقرار سازد. چنین اقداماتی برای حفظ ثبات داخلی، مقابله با تهدیدات خارجی و تداوم دستاوردهای اقتصادی ریاض ضروری است.

موفقیت ریاض در این مسیر، نه‌تنها بر یمن، بلکه بر گستره جغرافیایی وسیع‌تری از دریای سرخ تا تنگه هرمز تأثیر خواهد گذاشت.

 

انتهای پیام
برچسب‌ها: انصارالله

دیدگاه شما