محمدمهدی بهرامی در گفتوگو با خبرنگار جماران در تشریح وضعیت حزبالله دو سال پس از شهادت سیدحسن نصرالله، اظهار کرد: حزبالله در دورههای مختلف فرازوفرودهایی را تجربه کرده و این طور نبوده که همواره در موقعیت پیروز قرار داشته باشد. به عنوان مثال، شهادت سیدعباس الموسوی، دبیرکل اسبق حزبالله نیز یک ضربه برای این گروه بود و سپس با رسیدن شهید نصرالله به دبیرکلی، حزبالله وارد دوره بازسازی شد. پس از شهادت شهید نصرالله، ضربهای که حزبالله خورد، وسیعتر بود، زیرا اساسا خود حزبالله در این سالها وسیعتر شده است؛ پس از ترور شهید الموسوی، گروههای مختلفی در لبنان از قدرت و سلاح برخوردار بودند، اما اکنون سلاح تعیینکننده، تنها در دست حزبالله قرار دارد و این گروه چه به لحاظ برخورداری از پایگاه اجتماعی و چه به لحاظ دارابودن توان نظامی، قدرت برتر در لبنان محسوب میشود. بنابراین، اتفاقات دو سال اخیر اگرچه بخشی از قدرت حزبالله را از بین برده، اما نتوانسته این گروه را به خلع سلاح یا نابودی بکشاند.
وی در تشریح تاثیر سقوط دولت اسد در تضعیف حزبالله، بیان کرد: اگر مقطعی نگاه کنیم، سقوط دولت اسد یک تاثیر استراتژیک بر حزبالله داشت، اما نباید فراموش کنیم که حزبالله خودش را در وابستگی به سوریه خصوصا تحت حکومت حزب قومی عربی بعث، تعریف نکرده بود و همیشه تاکید داشت در امتداد افکار امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران فعالیت میکند. حتی در فاصله سالهای 1985 تا 1987، نبردهایی موسوم به نبرد اردوگاهها (حرب المخیمات) در لبنان برقرار بود که در جریان آنها، ارتش سوریه به همراه برخی از گروههای چپ فلسطینی و گروه لبنانی امل، برخی اردوگاههای فلسطینی در لبنان را محاصره کرد. در مقابل، در کنار مدافعین فلسطینی اردوگاهها، حزبالله به نفع اردوگاهها جنگید و ایران هم در جریان آن نبردها، در مقاطعی حضور مستشاری به نفع حزبالله داشت؛ یعنی در آن نبردها، ایران و حزبالله در مقابل ارتش سوریه و حزب امل قرار گرفتند.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: حزبالله و بشار اسد، در ریشهها و تاریخ پیش از قدرت گرفتن خود هم مقابلههای با یکدیگر داشتهاند؛ برخی از اسناد منتشرشده، حاکی از وجود اختلافات بین امام موسی صدر و حافظ اسد، رئیسجمهور وقت سوریه در سالهای پایانی حضور آقای صدر در سیاست لبنان است. طبیعتا حزبالله به عنوان گروهی که خود را در امتداد تفکرات امام موسی صدر میداند نیز چنین اختلافاتی را با حافظ و بعدها بشار اسد داشته است. بنابراین، شاید در مقاطعی سوریه به لحاظ ژئوپلیتیک برای حزبالله مهم بوده باشد، اما این اهمیت در حدی نبود که حزبالله بخواهد خود را با دولت اسد پیوند بزند و سقوط این دولت مساوی با سقوط حزبالله شود.
مسیرهای جایگزین سوریه برای حزبالله
بهرامی اضافه کرد: تا پیش از این هم حزبالله سالها توانسته بدون سوریه فعالیت و مسیرهای جایگزینی را تعریف کند؛ یکی از مسیرهای قدیمی، شرق اروپاست که سالها و با نقطه اتصال ترکیه و قبرس به حزبالله، برای تامین اقلام مورد نیاز عمل کرده است. بنابراین، نمیتوان گفت در دو سال اخیر با سقوط سوریه، راه تنفس بر حزبالله بسته شده است. ضمن اینکه پیش از سقوط دولت اسد نیز عواملی از جمله تمایل شدید او به دولتهای غربگرای خلیج فارس و عدم وجود هماهنگیهای میدانی با ایران، باعث ایجاد چالش بین ایران و حزبالله با دولت اسد شده بود.
وی با بیان اینکه اکنون اسرائیل در تجاوزات به سوریه، دو دسته از اهداف را مورد حمله قرار میدهد، عنوان کرد: نخست، زیرساختهایی که ممکن است روزی علیه اسرائیل به کار گرفته شود و دسته دیگر، گروههای دارای همکاری با جبهه مقاومت. لذا در شرایط کنونی، ایران دیگر نمیتواند به روال سابق، از طریق سوریه از حزبالله حمایت کند، اما با این وجود، همچنان گروههایی در سوریه هستند که به دلایلی از جمله ایجاد توازن قوای داخلی در سوریه، آمادگی کمک به ارسال اقلام دفاعی برای حزبالله را دارند.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه افزود: با توجه به مرز طولانی سوریه با عراق و دستبالای گروههای مقاومت در عراق، همچنان بسترهایی برای حمایت از حزبالله از طریق سوریه وجود دارد. کما اینکه همین حمایتها از عواملی است که باعث شده در دو سال اخیر اسرائیل نتواند کار حزبالله را تمام کند. اگرچه اکنون صحبتهایی در مورد ورود نظامی سوریه علیه حزبالله مطرح میشود و ترامپ چند بار این پیشنهاد را داده، اما انجام چنین اقدامی از سمت سوریه، صحنه و توازن را به شکل قابل توجهی تغییر خواهد داد.
بهرامی در خصوص نوع ارتباطات مالی ایران با حزبالله، اظهار کرد: گزارشهای مشخصی در مورد این مسئله وجود ندارد. حزبالله یک زیرساخت مفصل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نهتنها در لبنان، بلکه در تمام دنیا برقرار کرده و تجار بسیاری در اقصی نقاط جهان از اروپا و آفریقا گرفته تا آمریکای جنوبی حضور دارند که به نفع حزبالله فعالیت اقتصادی انجام میدهند. با این وجود، این ظرفیت در حدی است که میتواند هزینههای روزمره حزبالله را تامین کند، نه اینکه هزینههای اتفاقی مانند یک جنگ بزرگ را هم پوشش دهد.
وی ادامه داد: البته این حمایتهای خارجی تنها از سمت ایران نیست و در برخی موارد، کشورهای عربی نیز وارد شدهاند. به عنوان مثال، پس از جنگ ۳۳ روزه، قطر هزینه قابل توجهی را برای بازسازی لبنان انجام داده بود. باید توجه داشت که حمایتهای ایران خصوصا در اقدامات محرمانه حزبالله بیشتر میشود؛ به عنوان مثال وقتی حزبالله میخواهد در یک زمینه خاص نظامی کاری انجام دهد و بودجهای محرمانه برای آن تخصیص دهد تا ابعاد آن برای دشمنان مشخص نشود، از شبکه مالی خود فاصله میگیرد و به ظرفیتهای ایران تکیه بیشتری میکند تا مورد رصد قرار نگیرد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه ایران در یک دهه اخیر جهت توسعه زیرساختها و همین طور جنگ داخلی سوریه به حزبالله کمک مالی کرده است، گفت: همان طور که گفته شد، خود حزبالله از اقتصاد قدرتمندی برخوردار است و خدمات گستردهای را در ابعاد مختلف اجتماعی، آموزشی و... به مردم لبنان ارائه میدهد.
بهرامی با بیان اینکه ایران هیچگاه به حزبالله لبنان به عنوان یک بنگاه اقتصادی نگاه نکرده که انتظار بازگشت مستقیم هزینههای انجامشده را داشته باشد، افزود: لبنان کشور بزرگی نیست و بازار گستردهای ندارد. به عنوان مثال، ما در سوریه خودروهای بسیاری را فروختیم و بخشی از هزینههایی که در این کشور انجام دادیم، به ما بازگشت. اما هزینههایی که برای حزبالله کردیم اگرچه ظاهرا به لحاظ اقتصادی مابهازایی برای ما نداشت، اما در سالهای اخیر و فراتر از مناسبات و توازن قوا در شامات، این گروه به عنوان یک بازیگر سیاسی و نظامی، دو کار شاخص انجام داد؛ یکی ورود به عرصه آموزش نیروهای عراقی و حتی مشارکت در برخی نبردها علیه داعش و دیگری، آموزش نیروهای یمنی و انتقال دانش و تجربه به انصارالله؛ به گونهای که در مقطعی حفظ انصارالله بدون حزبالله ممکن نبود.
وی ادامه داد: به علاوه، همین که حزبالله یک گروه سیاسی قوی در لبنان است و همچنان در پارلمان و بخشی از دولت آن حضور و نفوذ بالایی دارد و مانع از تبدیل لبنان به یک جبهه جدید در اختیار اسرائیل شده، یک آورده بزرگ برای ما محسوب میشود. امروز دشمنی صریح رژیم صهیونیستی با ایران کاملا آشکار شده است. تقویت حزبالله در لایههای مختلف اجتماعی، سیاسی و نظامی یکی از استراتژیهای ایران برای دفاع از خود در برابر اسرائیل بوده است و نگاه ایران به حزبالله به عنوان یک شریک راهبردی مستقر در غرب آسیا، ایران را به واسطه این نیرو، در ساحل مدیترانه و شمال فلسطین صاحب نفوذ میدانی کرده است. ایران نیز در مواردی چون آموزش، پشتیبانی و امدادرسانی، به عقبه مطمئن این نیروی لبنانی تبدیل شده است.