علیرضا مجیدی در گفتوگو با خبرنگار جماران با اشاره به اشغال بلندیهای علیالطاهر توسط رژیم صهیونیستی، اظهار کرد: موقعیت جغرافیایی ارتفاعات علیالطاهر یک بحث است و تاسیسات زیرزمینی آن، بحث دیگر. در خصوص مورد دوم، باید گفت طبق ادعاهای رژیم صهیونیستی، این ارتفاعات به دو جهت دارای اهمیت راهبردی است؛ نخست اینکه تاسیسات زیرزمینی علیالطاهر، مهمترین شهر موشکی در جنوب لبنان محسوب میشود و دوم اینکه فرماندهی یکی از سه یگان عملیاتی حزبالله در جنوب لبنان نیز در آنجا قرار دارد. به لحاظ موقعیت جغرافیایی نیز اگر علیالطاهر به صورت کامل و تثبیتشده در دست اسرائیل قرار گیرد، این رژیم بر شهر نبطیه (یکی از دو شهر بزرگ جنوب لبنان) اشراف کامل توپخانهای کامل خواهد داشت و برای حمله به این شهر، دیگر نیاز به استفاده از نیروی هوایی ندارد.
وی در خصوص ارتباط میان وضعیت کنونی علیالطاهر با برهمخوردن تفاهم اسلامآباد، بیان کرد: این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند، زیرا اساسا تفاهم ما و آمریکا، هیچ اهمیتی برای اسرائیل نداشت. در جنگ رمضان، حزبالله به خاطر ایران و به خونخواهی از ولیفقیهش وارد نبرد با اسرائیل شد و در کل 40 روز جنگ، در هیچ نقطهای از خط نبرد، شکست معناداری نخورد، زیرا نیروی هوایی اسرائیل درگیر ایران بود و نهایت ادعای اسرائیل طی جنگ 40 روزه، پیشروی در سه روستای جنوب لبنان بود که از همان هم هیچ تصویری منتشر نشد. در روز 8 آوریل و به محض پذیرش آتشبس از سمت ایران، رژیم صهیونیستی جنوب لبنان را به شدت بمباران کرد و رسما عملیاتی تحت عنوان «تاریکی ابدی» را کلید زد. این در حالی است که ایران، پاکستان و حتی حزبالله با انتشار بیانیههایی، اعلام کردند آتشبس شامل حال لبنان نیز میشود، اما اسرائیل این را نمیپذیرفت.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه ادامه داد: در اینجا دو سوال پیش میآید؛ نخست اینکه چرا علیرغم موافقت آمریکا با آتشبس، این کشور از موضع اسرائیل حمایت کرد و سوال دوم اینکه آیا فقط تمرکز نیروی هوایی اسرائیل باعث شکست خط دفاعی حزبالله شد یا غافلگیری حزبالله نیز در این زمینه نقش داشت. من خودم هم جواب این دو سوال را نمیدانم. در هر صورت، اسرائیل از روز 8 آوریل عملیات علیه حزبالله را شدت داد و بیتوجه به مذاکرات ایران و آمریکا، حدود 60 روستا و شهرک را تصرف کرد و به فاصله سه کیلومتری علیالطاهر رسید. این اتفاق به لحاظ زمانی، در همان روزهای امضای تفاهم بین ما و آمریکا رخ داد. پس از امضای تفاهم، اسرائیل اگرچه پیشروی را متوقف کرد اما موقعیت خود در فاصله 3 کیلومتری علیالطاهر را به تثبیت رساند و کاملا مستقر شد.
مجیدی با بیان اینکه پیش از برهمخوردن تفاهم اسلامآباد، به مرور بمباران مواضع حزبالله توسط اسرائیل افزایش یافت که البته منجر به پیشروی آن در لبنان نشد، عنوان کرد: این وضعیت از قبل مراسم تشییع رهبر شهید در ایران آغاز شد. پس از برگزاری مراسم، از یک طرف تفاهمنامه برهمخورد و از طرف دیگر، اسرائیل عملیات زمینی خود در لبنان را از سر گرفت. اما همان طور که گفتم، اساسا پیشروی اسرائیل در 60 روستا و شهرک، مربوط به پس از آتشبس ایران و آمریکاست و به علاوه، اسرائیل قبل از برهمخوردن تفاهم اسلامآباد، عملیات در محور علیالطاهر را از سر گرفت. ضمن اینکه اساسا رژیم صهیونیستی هرگز حتی یک روز هم خود را به تفاهم ایران و آمریکا مقید ندانست و حملات به لبنان را متوقف نکرد. بنابراین، تصرف علیالطاهر توسط اسرائیل، ربطی به برهمخوردن تفاهم اسلامآباد ندارد.
وی با بیان اینکه تصرف علیالطاهر توسط اسرائیل یک شکست بزرگ برای ما محسوب میشود، اضافه کرد: زیرا ما مدام تهدید میکردیم که اجازه چنین اتفاقی را نمیدهیم. اگر ما سکوت کرده بودیم و چیزی در این خصوص نمیگفتیم، بهتر بود تا اینکه مدام اسرائیل را به انجام اقدام تنبیهی در صورت تصرف علیالطاهر تهدید کنیم. اکنون این تلقی در سطح منطقه در حال پمپاژ است که ایران توان مقابله با اسرائیل را ندارد، زیرا چنانچه میتوانست چنین کند، اکنون نباید در برابر علیالطاهر سکوت میکرد. شیوع این باور، به موقعیت ما آسیب اساسی میزند، زیرا در این صورت دیگر مسئله ما صرفا در برابر اسرائیل نیست و ممکن است رفتار عربستان و سوریه نیز تغییر کند و خطوط قرمزی که ما قبلا برای آنها ترسیم کرده بودیم را زیر پا بگذارند.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با تاکید بر اینکه بنابراین ما حتما باید پاسخ مناسبی را به اسرائیل بدهیم، بیان کرد: قطعا اقداماتی مانند حمله شب گذشته به اردن، تصویر گفتهشده را عوض نمیکند. پاسخ مناسب میتواند هم حمله به اسرائیل باشد و هم حملات بسیار شدید به مواضع آمریکا در منطقه، اما حملات مرسوم چند ماه اخیر ما به پایگاههای منطقهای آمریکا، نمیتواند پاسخی همسطح به تصرف علیالطاهر باشد، زیرا این اتفاقی است که ایران بارها آن را به عنوان خط قرمز خود اعلام و به انجام اقدامات شدید تهدید کرده بود.
مجیدی در خصوص تاثیر تصرف علیالطاهر و همچنین افزایش پیشرویها در کرانه باختری بر نتیجه انتخابات دو ماه آینده کنست، گفت: شواهد موجود نشان میدهد در حال حاضر، نتانیاهو واقعا شانسی برای این انتخابات ندارد، اما اگر بتواند به دستاورد بزرگی برسد که بازی را عوض کند، ممکن است تغییراتی در موقعیت انتخاباتیاش ایجاد شود. تصرف علیالطاهر و اتفاقات فعلی کرانه باختری، چنین دستاوردی نیست. مثلا اتفاقی در حد خلع سلاح حزبالله، میتواند بازی را تغییر دهد و برخی معتقدند ممکن است در این فاصله دو ماهه تا انتخابات کنست، چنین اتفاقی رخ دهد. با توجه به اینکه ممکن طی این دو ماه، نتانیاهو نتواند به چنین دستاوردی برسد که موقعیت انتخاباتیاش را متحول کند، اکنون تلاش او معطوف به دو اقدام است؛ نخست اینکه اجازه ندهد تعداد کرسیهای اپوزیسیون اسرائیل، به حد نصاب برسد.
وی ادامه داد: کنست 120 کرسی دارد و در انتخاباتها، یک تعداد کرسی به ائتلاف متبوع دولت مستقر میرسد، یک تعداد به جناح اپوزیسیون و تعدادی دیگر به جریانات خارج از این دو دسته که اصلیترین آنها جریانات عربی است. هر جریانی برای اینکه بتواند دولت را تشکیل دهد، باید 61 کرسی کسب کند و اگر هیچ جریانی نتواند به 61 کرسی برسد، انتخابات تجدید میشود و در فاصله تجدید انتخابات، دولت موجود همچنان بر سر کار میماند. این سناریو، نهایتا به نفع نتانیاهو تمام میشود و لذا او که میداند جریان خودش نمیتواند 61 کرسی را به دست آورد، در تلاش است که نگذارد اپوزیسیون نیز به 61 کرسی برسد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه در کنار این، نتانیاهو راهبرد دیگری را هم برای افزایش شانس انتخاباتی خود در نظر گرفته، افزود: در انتخاباتهای اسرائیل، هر جریانی که کمتر از 3.25 آرا را کسب کند، نمیتواند وارد پارلمان شود، اما اگر به این حدنصاب برسد، حداقل 4 کرسی را در پارلمان به دست میآورد. نتانیاهو در تلاش است جریاناتی که نه جزو اپوزیسیون اند نه جزو جناح حاکم، حدنصاب را در انتخابات کنست به دست آورند تا به حداقل 4 کرسی برسند. یکی از اضلاع ائتلاف حاکم یعنی جریان منتسب به اسموتریچ (وزیر تندروی کابینه نتانیاهو) که یک جریان صهیونیست مذهبی محسوب میشود، کمتر از حدنصاب رای دارد و نتانیاهو در تلاش است آن را به حدنصاب برساند و در این راستا، در حال فشار بر بنگویر است تا او را وادار به ائتلاف مجدد با حزب اسموتریچ کند. موفقیتهای میدانی اخیر نتانیاهو در لبنان و کرانه باختری، نهایتا وزن نتانیاهو را برای بازیگری تنها در چنین سطوحی افزایش میدهد و به تنهایی نمیتواند باعث پیروزی او در انتخابات شود.