تنگه هرمز فقط شاهراه عبور نفت و گاز نیست؛ بخش مهمی از تجارت جهانی سوخت جت، گازوئیل، آمونیاک، هلیوم، گوگرد و آلومینیوم نیز به خلیج فارس وابسته است. اختلال طولانی در این آبراه می‌تواند هم‌زمان کمبود کالا، جهش هزینه تولید و رقابت کشورها برای منابع جایگزین را رقم بزند؛ بحرانی که حتی با بازگشایی هرمز نیز ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها در زنجیره‌های تأمین جهانی باقی بماند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «شورای آتلانتیک» در گزارشی به پیامدهای تعطیلی تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی پرداخت و نوشت: تنگه هرمز یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای تجارت جهانی است و اهمیت آن بسیار فراتر از انتقال نفت خام و گاز طبیعی است. اختلال در این آبراه می‌تواند عرضه مجموعه‌ای از کالاهای اساسی و مواد اولیه صنعتی را تحت تأثیر قرار دهد و آثار آن از بازار انرژی به بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی گسترش پیدا کند.

در ۱۲ آوریل، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد ایالات متحده ورود و خروج کشتی‌ها از تنگه هرمز را مسدود خواهد کرد. با این حال، حتی پیش از این تصمیم نیز تردد کشتی‌ها در منطقه به‌شدت کاهش یافته بود. ایران طی هفته‌های قبل تهدید کرده بود کشتی‌هایی را که عوارض چندمیلیون‌دلاری مورد مطالبه تهران را پرداخت نکنند هدف قرار خواهد داد. مجموعه این تحولات عملاً یکی از مهم‌ترین کریدورهای کالایی جهان را با اختلال جدی مواجه کرده است.

معمولاً اهمیت تنگه هرمز با نفت خام و گاز طبیعی مایع سنجیده می‌شود، اما وابستگی اقتصاد جهانی به تجارت خلیج فارس بسیار گسترده‌تر است. کشورهای منطقه پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد از سوخت جت مورد معامله از طریق دریا در جهان را تأمین می‌کردند. خلیج فارس همچنین مبدأ حدود ۱۰ درصد از تجارت دریایی گازوئیل جهان بود.

این موضوع به این معناست که اختلال در تنگه هرمز مستقیماً بخش‌هایی مانند هوانوردی، حمل‌ونقل و فعالیت‌های صنعتی را نیز تحت فشار قرار می‌دهد. کاهش عرضه فرآورده‌های نفتی تنها به افزایش قیمت انرژی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند هزینه فعالیت بخش‌هایی را که مستقیماً به این سوخت‌ها وابسته‌اند افزایش دهد.

وابستگی جهان به خلیج فارس در برخی مواد اولیه صنعتی حتی بیشتر است. این منطقه پیش از جنگ حدود ۲۳ درصد از تقاضای جهانی آمونیاک را تأمین می‌کرد. آمونیاک یکی از مواد کلیدی مورد استفاده در تولید کودهای شیمیایی و سایر فعالیت‌های صنعتی است. بنابراین اختلال در عرضه آن می‌تواند مستقیماً به زنجیره تولید محصولات کشاورزی و صنایع وابسته منتقل شود.

اهمیت منطقه در بازار هلیوم نیز قابل توجه است. حدود یک‌سوم تولید هلیوم جهان از کشورهای خلیج فارس تأمین می‌شد. هلیوم در طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های صنعتی و فناوری مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین دلیل کاهش عرضه آن می‌تواند بخش‌هایی بسیار فراتر از بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.

وابستگی جهانی به خلیج فارس در بازار گوگرد از این هم بیشتر است. حدود نیمی از گوگردی که از طریق دریا در جهان تجارت می‌شد از این منطقه تأمین می‌شد. گوگرد در صنایعی از جمله تولید کودهای شیمیایی و پالایش نفت کاربرد دارد. در نتیجه، اختلال در عرضه آن می‌تواند از یک بازار کالایی به مجموعه‌ای از زنجیره‌های تولید منتقل شود.

خلیج فارس همچنین حدود ۹ درصد از آلومینیوم جهان را تأمین می‌کرد. آلومینیوم یکی از مواد اولیه مهم در ساخت‌وساز، حمل‌ونقل، تجهیزات برقی، ماشین‌آلات، بسته‌بندی و بسیاری از کالاهای مصرفی است. از همین رو، پیامدهای اختلال در تجارت منطقه را نمی‌توان تنها بر اساس میزان کاهش صادرات نفت سنجید.

تعطیلی عملی تنگه هرمز در واقع دو مشکل متفاوت برای اقتصاد جهانی ایجاد می‌کند.

نخستین مشکل، شوک فوری به عرضه کالاهای مهم جهانی است. این شوک تنها نفت و گاز را شامل نمی‌شود، بلکه آمونیاک، آلومینیوم، گوگرد، هلیوم و فرآورده‌های نفتی را نیز در بر می‌گیرد.

با محدود شدن عرضه این کالاها، تولیدکنندگان در نقاط مختلف جهان مجبور می‌شوند برای دستیابی به منابع جایگزین با یکدیگر رقابت کنند. افزایش رقابت بر سر عرضه محدود نیز هزینه خرید مواد اولیه را بالا می‌برد.

این افزایش هزینه در نهایت می‌تواند به مصرف‌کنندگان منتقل شود. شرکت‌هایی که برای ادامه تولید ناچارند مواد اولیه مورد نیاز خود را با قیمت بالاتری خریداری کنند، با افزایش هزینه تولید مواجه می‌شوند و بخشی از این فشار قیمتی می‌تواند در قیمت کالاهای نهایی منعکس شود.

اما پیامدهای این وضعیت برای همه کشورهای جهان یکسان نخواهد بود.

اقتصادهای ثروتمندتر از توان مالی بیشتری برای رقابت در بازارهای جهانی برخوردارند. این کشورها احتمالاً خواهند توانست بخش قابل توجهی از کالاهای مورد نیاز خود را حتی در شرایط کمبود تأمین کنند، اما برای این کار مجبور خواهند بود قیمت‌های بالاتری بپردازند.

کشورهای دارای درآمد متوسط در موقعیت دشوارتری قرار خواهند گرفت. این کشورها ممکن است هم‌زمان با افزایش قیمت‌ها ناچار شوند مصرف برخی کالاها را کاهش دهند یا به سهمیه‌بندی روی بیاورند.

شدیدترین فشار اما متوجه آسیب‌پذیرترین کشورها و جمعیت‌ها خواهد بود. برخی از آنها ممکن است اساساً نتوانند کالاهای مورد نیاز خود را در بازار جهانی تأمین کنند. مسئله در اینجا فقط افزایش قیمت نیست؛ در شرایطی که عرضه جهانی محدود شده و کشورهای مختلف برای دسترسی به آن رقابت می‌کنند، توانایی مالی کشورها تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند کالا را خریداری کند.

از این رو، اختلال در تنگه هرمز می‌تواند یک رقابت جهانی بر سر کالاهای کمیاب ایجاد کند. کشورهای ثروتمندتر احتمالاً با پرداخت قیمت بیشتر نیاز خود را تأمین خواهند کرد، کشورهای با درآمد متوسط ناچار به کاهش مصرف خواهند شد و فقیرترین اقتصادها ممکن است با کمبود واقعی کالا روبه‌رو شوند.

اما مشکل دوم از این جهت اهمیت دارد که حتی بازگشایی سریع تنگه هرمز نیز الزاماً به معنای پایان بحران نیست.

فشار ایجادشده بر زنجیره‌های تأمین و شبکه‌های لجستیکی می‌تواند ماه‌ها پس از بازگشایی تنگه ادامه داشته باشد. یکی از دلایل این مسئله، خسارت واردشده به زیرساخت‌های تولید و فرآوری منطقه است.

بخش قابل توجهی از ظرفیت پالایشی خلیج فارس در جریان جنگ آسیب دیده یا از بین رفته است. بنابراین باز شدن مسیر کشتیرانی به‌تنهایی نمی‌تواند جریان پیشین صادرات را فوراً احیا کند. برای صادرات کالا ابتدا باید ظرفیت تولید و فرآوری وجود داشته باشد و سپس زیرساخت لازم برای انتقال آن به بازارهای جهانی در دسترس قرار گیرد.

بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده نیز فرآیندی سریع نخواهد بود. بازسازی کامل برخی از زیرساخت‌های مورد استفاده برای تولید، فرآوری و صادرات کالاها ممکن است سال‌ها طول بکشد.

در نتیجه باید میان «بازگشایی تنگه هرمز» و «بازگشت تجارت منطقه به شرایط پیش از بحران» تفاوت قائل شد. ممکن است کشتی‌ها دوباره قادر به عبور از تنگه باشند، اما حجم کالاهایی که برای صادرات در اختیار آنها قرار می‌گیرد همچنان کمتر از گذشته باشد.

طول مدت بسته ماندن تنگه نیز بر آینده تجارت منطقه تأثیر خواهد گذاشت. هرچه اختلال طولانی‌تر شود، شرکت‌ها و کشورهای مصرف‌کننده انگیزه بیشتری برای پیدا کردن منابع و مسیرهای جایگزین خواهند داشت.

اگر تولیدکنندگان و واردکنندگان در این مدت بتوانند زنجیره‌های تأمین جدیدی ایجاد کنند، پس از بازگشایی هرمز الزاماً همه آنها فوراً به الگوی پیشین بازنخواهند گشت. بخشی از تجارت ممکن است همچنان از مسیرهای جایگزینی که در دوره بحران ایجاد شده‌اند ادامه پیدا کند.

شرایط سیاسی و امنیتی هنگام بازگشایی تنگه نیز تعیین‌کننده خواهد بود. اگر هرمز در شرایط یک آتش‌بس شکننده باز شود و همچنان احتمال ازسرگیری درگیری‌ها وجود داشته باشد، شرکت‌های کشتیرانی و فعالان تجاری ممکن است تمایلی به بازگشت سریع به منطقه نداشته باشند.

در چنین شرایطی، باز شدن رسمی تنگه لزوماً برای بازگرداندن جریان عادی تجارت کافی نیست. شرکت‌ها هنگام انتخاب مسیرهای تجاری خود علاوه بر امکان فیزیکی عبور، میزان ریسک امنیتی، هزینه بیمه و احتمال اختلال دوباره را نیز در نظر می‌گیرند.

اگر تنگه برای مدت قابل توجهی بسته بماند، زنجیره‌های تأمین جایگزین توسعه پیدا کنند و سپس در شرایطی باز شود که خطر ازسرگیری حملات همچنان وجود داشته باشد، بسیاری از شرکت‌ها ممکن است ترجیح دهند به مسیرها و تأمین‌کنندگان جدید خود وفادار بمانند.

به همین دلیل، بحران تنگه هرمز را نمی‌توان صرفاً یک وقفه موقت در حرکت کشتی‌ها دانست. یک اختلال طولانی می‌تواند شیوه تأمین کالا، مسیرهای تجارت و تصمیم‌های شرکت‌ها را تغییر دهد و برخی از این تغییرات ممکن است حتی پس از پایان بحران نیز باقی بمانند.

اهمیت تنگه هرمز برای اقتصاد جهانی نیز دقیقاً از همین مسئله ناشی می‌شود. این آبراه تنها مسیر انتقال نفت خام نیست؛ بخش قابل توجهی از سوخت جت، گازوئیل، آمونیاک، هلیوم، گوگرد، آلومینیوم و دیگر کالاهای مورد نیاز اقتصاد جهانی به تولید و صادرات کشورهای خلیج فارس وابسته است.

بنابراین تعطیلی هرمز به‌طور هم‌زمان یک شوک عرضه جهانی و یک اختلال گسترده در زنجیره‌های تأمین ایجاد می‌کند. در کوتاه‌مدت، نتیجه آن کمبود کالا، افزایش رقابت بر سر منابع جایگزین و افزایش هزینه تولید است. در بلندمدت نیز خسارت به زیرساخت‌ها، شکل‌گیری مسیرهای جدید تجاری و نگرانی‌های امنیتی می‌تواند مانع بازگشت سریع تجارت به وضعیت پیشین شود.

از این منظر، حتی اگر تنگه هرمز دوباره باز شود، پیامدهای اقتصادی تعطیلی آن ممکن است بسیار بیشتر از مدت زمانی باشد که خود آبراه بسته مانده است.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.