مجله «نیوزویک» در تحلیلی به قلم استیو مولمان، امضای «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نشانهای از بازآرایی موازنه قدرت در خاورمیانه و جنوب آسیا دانسته است؛ توافقی با منطق دفاع جمعی که در سایه جنگ ایران و آمریکا، حملات به زیرساختهای انرژی منطقه و افزایش تردید نسبت به چتر امنیتی واشنگتن شکل گرفته و میتواند هم بازدارندگی در برابر تهران و متحدانش را تقویت کند و هم زمینهساز معماری امنیتی مستقلتری میان قدرتهای متوسط منطقه شود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل «استیو مولمان»، دبیر اخبار «نیوزویک» با سابقه فعالیت در رسانههایی چون «فورچون»، «وایرد» و «والاستریت ژورنال» در مجله نیوزویک، به کالبدشکافی امضای «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان میپردازد. طبق بند محوری این پیمان—که یادآور اصل ۵ ناتو است—«حمله به هر یک از سه کشور، حمله به تمامی اعضا تلقی خواهد شد». این اقدام بیسابقه که پس از ماهها رایزنی نهایی شد، ناشی از سرریز جنگ ایران و آمریکا، پاتکهای موشکی به زیرساختهای انرژی سعودی و عدم قطعیت در تعهدات امنیتی واشنگتن است.
![]()
نویسنده ابعاد این شطرنج نوین ژئوپلیتیک را در سه محور تبیین میکند:
۱. پیامدهای مهار ایران و ارتقای ریسک هرگونه پاتک منطقهای
اگرچه ریاض و آنکارا تاکید کردهاند که این پیمان جنبه دفاعی داشته و علیه هیچ کشور خاصی نیست، اما هدف اصلی آن تقویت بازدارندگی در برابر ایران و متحدان منطقهایاش (در یمن و عراق) است. بر اساس این دکترین، هرگونه حمله موشکی یا پهپادی آتی به خاک یا شریانهای نفتی عربستان، پای ارتش ناتو (ترکیه) و تنها قدرت هستهای جهان اسلام (پاکستان) را به بحران باز خواهد کرد. در تهران، چهرههایی چون ابراهیم رضایی (عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس) با کاغذی خواندن این توافق، آن را رد کردند؛ اما واقعیت این است که معادلاتی جدید بر توازن قدرت منطقه حاکم شده است.
۲. فرارَفت از چتر آمریکا و شکلگیری محور متقابل هند-رژیم صهیونیستی-امارات
پیمان مکه تنها مهار ایران را نشانه نرفته، بلکه بازتابی از «تکثرگرایی استراتژیک» و بیاعتمادی به تضمینهای امنیتی کاخ سفید است. تحلیلگرانی چون مارک ساکسر در گفتگو با نیوزویک اشاره میکنند در حالی که ایران و رژیم صهیونیستی برای سلطهجویی منطقهای میجنگند، «محور قدرتهای متوسط» (سعودی، ترکیه و پاکستان) در صدد ایجاد موازنه در برابر هر دو طرف است. این پیمان همزمان واکنشی به همگرایی نوظهور میان رژیم صهیونیستی، هند و امارات متحده عربی (تقویت همکارهای نتانیاهو و مودی) به شمار میرود.
۳. عدم شفافیت عملیاتی و کارکرد اصلی پیمان در پساجنگ
اگرچه پیمان بر دفاع جمعی تاکید دارد، اما متن منتشرشده جزییات تعهدات رزمی یا ساختار فرماندهی مشترک را فاش نساخته است. رجب طیب اردوغان به توسعه پروژههای مشترک صنایع دفاعی و مبارزه با تروریسم اشاره کرده است. عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز تحقیقات خلیج فارس، به رویترز گفت که این الگوی بومی نشاندهنده اراده قدرتهای منطقهای برای ساختاردهی به امنیت پساجنگ بدون اتکای محض به واشنگتن است.