«فارن افرز» در تحلیلی با بررسی روند بازسازی توان ایران و متحدان منطقهایاش پس از ماهها حملات نظامی و فشار اقتصادی نوشت که تصور اولیه آمریکا و اسرائیل درباره فروپاشی سریع «محور مقاومت» محقق نشده است؛ شبکهای که بهدلیل غیرمتمرکزشدن ساختار، تنوع مسیرهای تأمین، انتقال مستقیم دانش فنی میان اعضا و توان بازسازی ظرفیتهای نظامی، همچنان قدرت سازگاری و ادامه فعالیت خود را حفظ کرده و چالش تازهای برای راهبرد واشنگتن در منطقه ایجاد کرده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، نشریه «فارن افرز» در مقالهای تحلیلی استدلال میکند که برخلاف ارزیابی اولیه آمریکا و اسرائیل، پنج ماه جنگ، حملات گسترده هوایی، تحریمهای شدید و کشتهشدن(شهادت) شمار زیادی از فرماندهان ارشد نتوانسته جمهوری اسلامی و متحدان منطقهای آن را از میان ببرد.
به نوشته مقاله، حزبالله همچنان در جنوب لبنان مقاومت میکند، گروههای مسلح عراقی به پایگاههای آمریکا و زیرساختهای نفت و گاز کشورهای خلیج فارس حمله کردهاند و انصارالله یمن نیز عملیات علیه کشتیهای تجاری در دریای سرخ و تأسیسات انرژی عربستان سعودی را از سر گرفتهاند.
نویسندگان، این پایداری را نشانهای از اشتباه بودن تصور اولیه واشنگتن و تلآویو درباره امکان فروپاشی سریع «محور مقاومت» میدانند.
«دکترین اختاپوس» و محاسبهای که جواب نداد
آمریکا و اسرائیل جنگ را بر مبنای رویکردی آغاز کردند که از آن با عنوان «دکترین اختاپوس» یاد میشود. منطق این دکترین آن بود که اگر «سر اختاپوس» در تهران، یعنی رهبری جمهوری اسلامی، اقتصاد ایران، تأسیسات تسلیحاتی و خطوط اصلی تدارکاتی این کشور هدف قرار گیرد، بازوهای آن در منطقه نیز بهتدریج از کار خواهند افتاد.
اما نویسندگان معتقدند این تصور دیگر با واقعیت ساختار کنونی محور مقاومت مطابقت ندارد.
چنین رویکردی شاید ۲۰ سال پیش میتوانست مؤثر باشد، زیرا انتقال سلاح، فناوری و دانش فنی عمدتاً بهصورت مستقیم از ایران انجام میشد، اما طی دو دهه گذشته این شبکه به ساختاری گسترده، غیرمتمرکز، انعطافپذیر و تا حدی خودتکثیرشونده تبدیل شده است. امروز دانش فنی، منابع مالی، خطوط تدارکاتی و حتی بخشهایی از فرآیند تصمیمگیری در نقاط مختلف این شبکه توزیع شده است.
در نتیجه، اعضای شبکه قادرند فرماندهان کشتهشده(شهید شده) را جایگزین کنند، کارخانهها و انبارهای تخریبشده را دوباره بسازند و در صورت قطع یک مسیر انتقال سلاح، مسیرهای تازهای ایجاد کنند.
از گروههای محلی تا سازمانهای نظامی و صنعتی
سپاه پاسداران طی حدود دو دهه، با ارائه آموزش، تجهیزات و انتقال دانش فنی به حزبالله، حماس، حوثیهای یمن و گروههای عراقی، به توسعه توانمندیهای نظامی و فنی این گروهها کمک کرده است؛ بهگونهای که برخی از آنها از گروههای مسلح محلی به بازیگرانی با قابلیتهای پیشرفتهتر در حوزه تسلیحاتی و تولید تجهیزات تبدیل شدهاند. این گروهها پس از دریافت آموزشهای اولیه، به توانایی استفاده از پهپادهای انتحاری دوربرد دست یافتند و شماری از آنها نیز آموزش دیدند تا با استفاده از قطعات وارداتی، بخشی از تسلیحات مورد نیاز خود را بهصورت مستقل تولید کنند.
براساس مقاله، ایران از دستکم سال ۲۰۲۵ پهپادهای «شاهد ۱۰۱» و «شاهد ۱۰۷» را در اختیار گروههای «مقاومت اسلامی عراق» قرار داده است.
امروز حماس، حزبالله و انصارالله قادرند پهپادهای انتحاری با بردی تا حدود ۲۵۰۰ کیلومتر تولید کنند و هرکدام شبکههایی مستقل از بازرگانان، مهندسان و تأمینکنندگان قطعات برای خود ایجاد کردهاند.
انتقال دانش دیگر فقط از تهران انجام نمیشود
یکی دیگر از تغییرات مهم، غیرمتمرکزشدن آموزش نظامی در این شبکه است. در سال ۲۰۱۰، آموزش پهپادی حزبالله عمدتاً در ایران و توسط مربیان ایرانی انجام میشد، اما از سال ۲۰۱۵، حزبالله خود آموزش حماس، انصارالله و شبهنظامیان عراقی را بر عهده گرفت. براساس گزارشی که مقاله به آن استناد میکند، انصارالله در سال ۲۰۲۶ به گروه الشباب سومالی آموزش استفاده از پهپاد دادهاند. همچنین احتمال داده شده که انصارالله همراه با نیروهای سپاه پاسداران، گروههای اسلامگرای سودانی را نیز برای ساخت پهپادهای انتحاری آموزش دهند.
به این ترتیب، دانش و فناوری نظامی دیگر الزاماً از ایران به سایر گروهها منتقل نمیشود، بلکه اعضای شبکه میتوانند مستقیماً این دانش را میان خود مبادله کنند. این ویژگی باعث شده است حذف یا تضعیف یک مرکز خاص نتواند کل شبکه را فلج کند.
ضربات سنگین از هفتم اکتبر تا جنگ ۱۲روزه
این شبکه از زمان حملات هفتم اکتبر با مجموعهای از ضربات بسیار سنگین مواجه شده است.
حماس و بخش بزرگی از غزه ویران شدند. اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴ حسن نصرالله و شمار زیادی از فرماندهان ارشد حزبالله را ترور کرد. حکومت بشار اسد در سوریه نیز پس از کاهش حمایت ایران و حزبالله سقوط کرد. در جنگ ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵، آمریکا و اسرائیل پدافند هوایی ایران و بخشهایی از توان موشکی و پهپادی این کشور را هدف قرار دادند. چند ماه بعد، اسرائیل تعدادی از فرماندهان ارشد انصارالله، از جمله مسئولان برنامه موشکی و پهپادی این گروه، را نیز ترور کرد.
این تحولات باعث شد شماری از مقامهای آمریکایی و اسرائیلی تصور کنند ایران و متحدان منطقهایاش وارد مرحله فروپاشی نهایی شدهاند.
اما کمتر از یک سال بعد، بخش مهمی از این تواناییها دوباره بازسازی شد.
واکنش ایران به عملیات «خشم حماسی»
ایران در واکنش به عملیات «خشم حماسی» موج بزرگی از حملات موشکی و پهپادی را علیه زیرساختهای کشورهای خلیج فارس و تأسیسات نظامی آمریکا در خاورمیانه آغاز کرد. گروههای عراقی نیز صدها حمله علیه پایگاههای آمریکا در عراق و اردن و همچنین اهدافی در کشورهای خلیج فارس انجام دادند. در لبنان، حزبالله پس از آغاز تهاجم زمینی اسرائیل در ماه مارس، مقاومتی بهمراتب شدیدتر از انتظار در جنوب لبنان نشان داد.
انصارالله نیز یک سال پس از توافق برای توقف حملات به کشتیهای تجاری آمریکایی، بار دیگر کشتیهای عبوری از دریای سرخ را هدف قرار دادند. آنها عملاً بنادر عربستان را تحت محاصره قرار دادند و برای نخستینبار از زمان آتشبس سال ۲۰۲۲، زیرساختهای انرژی عربستان سعودی را مورد حمله قرار دادند.
از نگاه نویسندگان، این بازگشت عملیاتی نشان میدهد شبکهای که تصور میشد در آستانه فروپاشی است، توانسته بخش زیادی از قابلیتهای خود را بازیابی کند.
تغییر بنیادین در شیوه تأمین سلاح
یکی از مهمترین دلایل این بازسازی، تغییر در روشهای تأمین تسلیحات و قطعات است. آمریکا و کشورهای اروپایی برای مدتها تصور میکردند بخش عمده تسلیحات انصارالله از طریق لنجهای سنتی و مستقیماً از ایران به یمن ارسال میشود. اما انصارالله اکنون بخش قابلتوجهی از تسلیحات خود را با قطعاتی تولید میکنند که از طریق شبکه پیچیده تجارت جهانی در دریای سرخ و اقیانوس هند تهیه میشوند.
در مورد حزبالله نیز تصور بر این بود که سقوط حکومت بشار اسد، مسیر اصلی انتقال سلاح از ایران به لبنان را قطع خواهد کرد. اما حزبالله پیش از این تحول، مسیرهای جایگزین تدارکاتی ایجاد کرده بود.
دو هزار موتور پهپاد از اروپا
مقاله به نمونهای از سال ۲۰۲۴ اشاره میکند که در آن یکی از عوامل حزبالله با استفاده از شرکتهای صوری در اسپانیا و آلمان تلاش کرد حدود دو هزار موتور پهپاد را به لبنان منتقل کند. براساس ارزیابی نویسندگان، چنین حجمی از موتور برای بازسازی کل ناوگان پهپادی حزبالله در سطح پیش از سال ۲۰۲۳ کافی بود. این نمونه نشان میدهد که زنجیره تأمین حزبالله دیگر صرفاً به ارسال مستقیم تجهیزات نظامی از ایران وابسته نیست و میتواند از بازارهای تجاری بینالمللی برای تهیه قطعات مورد نیاز خود استفاده کند.
نقش قطعات ارزانقیمت چینی
تولید انبوه قطعات ارزان در چین نیز اثرگذاری تحریمهای آمریکا را کاهش داده است. بسیاری از این قطعات کاربرد دوگانه دارند؛ یعنی هم در تجهیزات غیرنظامی و هم در سامانههای نظامی قابل استفادهاند. چین با این استدلال که چنین قطعاتی برای کاربردهای غیرنظامی تولید شدهاند، فروش آنها را محدود نمیکند و معمولاً علیه شرکتهای چینی که از سوی آمریکا تحریم شدهاند نیز اقدامی انجام نمیدهد. در نتیجه، ایران و متحدانش میتوانند بسیاری از قطعات لازم برای ساخت پهپادهای نظامی را از بازارهای تجاری عادی تهیه کنند.
براساس مقاله، قطعات لازم برای ساخت پهپاد «ابابیل-T» را میتوان از وبسایتهایی مانند «علیبابا» با حدود ۱۵۰۰ دلار خریداری کرد.
حزبالله نیز برای خرید و تغییر پهپادهای دید اولشخص مورد استفاده علیه ارتش اسرائیل، در مواردی تنها به کارت اعتباری، ویدئوهای آموزشی یوتیوب و مقداری مهارت فنی نیاز دارد.
وقتی «موتور جتاسکی» به موتور پهپاد تبدیل میشود
مقاله توضیح میدهد موتورهایی که زمانی با عنوان جعلی «موتور جتاسکی» به ایران ارسال میشدند، اکنون در نسخههای چینی و ایرانی برای پهپادهایی تولید میشوند که در اوکراین و خاورمیانه مورد استفاده قرار گرفتهاند. این تحول نشان میدهد فناوریهایی که زمانی کمیاب، تخصصی و قابلردیابی بودند، اکنون بهدلیل گسترش تولید صنعتی در جهان، بسیار آسانتر در دسترس قرار دارند. به همین دلیل، محدودکردن دسترسی ایران و متحدانش به فناوریهای پهپادی بسیار دشوارتر از گذشته شده است.
پنج تا شش میلیون کانتینر در روز؛ مشکل رهگیری تجارت جهانی
رهگیری این قطعات نیز به دلیل حجم عظیم تجارت جهانی بسیار دشوار است. خریدها معمولاً از طریق شرکتهای صوری ناشناس انجام میشوند که در حوزههای قضایی با سطح بالای محرمانگی ثبت شدهاند. محمولههای مربوط به این شرکتها نیز در میان پنج تا شش میلیون کانتینری قرار میگیرند که روزانه در دریاها جابهجا میشوند. این کانتینرها از مراکز تجاری و بنادر بینالمللی عبور میکنند که معمولاً سرعت و سهولت تجارت را بر کنترل دقیق محمولهها و اجرای کامل تحریمها مقدم میدانند.
حتی در صورت شناسایی و تحریم یک شرکت صوری، مالکان آن میتوانند بهسادگی شرکت را تعطیل کرده و شرکت تازهای با نام و مشخصات جدید ثبت کنند. نویسندگان معتقدند به همین دلیل، نقاط اصلی کنترل بر گسترش فناوری پهپادی دیگر الزاماً در اختیار آمریکا نیست.
مسیرهای سنتی انتقال همچنان فعال است
در کنار شیوههای جدید تأمین تجهیزات، ایران همچنان از مسیرهای دریایی و شبکههای تجاری سنتی برای جابهجایی محمولهها استفاده میکند. تهران با بهرهگیری از شبکهای از بازرگانان بینالمللی و کشتیهایی که در گزارش از آنها با عنوان «ناوگان سایهای» یاد شده، مسیرهایی ایجاد کرده که ردیابی فعالیت آنها برای دولتهای غربی دشوار است. برخی از این کشتیها هنگام حضور در دریای عمان، سامانه شناسایی خودکار خود را خاموش میکنند، وارد بندر شهید رجایی میشوند و پس از عبور دوباره از تنگه هرمز این سامانه را فعال میکنند.
به نوشته مقاله، شماری از همین کشتیها پیش از سقوط حکومت بشار اسد نیز محمولههایی با ماهیت اعلامنشده به سوریه منتقل میکردند و همچنان به بنادر تحت کنترل حوثیها در یمن رفتوآمد دارند. شبکه مرتبط با این کشتیها نیز از طریق شرکتهای صوری به یک تاجر سوری مرتبط دانسته شده که چندینبار به اتهام انتقال نفت و منابع مالی برای ایران و حزبالله هدف تحریم قرار گرفته است.
بازگشت کشتیهای دولتی ایران به مدیترانه
کشتیهای دولتی ایران نیز پس از چند سال غیبت، بار دیگر وارد دریای مدیترانه شدهاند و بهطور منظم در بنادر لیبی پهلو میگیرند. پژوهشگران اسرائیلی و لیبیایی معتقدند بخشی از تجهیزات ایرانی از مسیر لیبی به متحدان تهران در لبنان، سودان و احتمالاً غزه منتقل میشود. همچنین با وجود تعهد دولت جدید احمد الشرع در سوریه برای جلوگیری از انتقال تسلیحات، قاچاق سلاح از طریق جادهها و بنادر سوریه به لبنان همچنان ادامه دارد.
در مجموع، این مسیرهای موازی باعث شدهاند محور مقاومت به یک شبکه تدارکاتی پیچیده و سازگار تبدیل شود که قطع یک مسیر، الزاماً فعالیت کل شبکه را متوقف نمیکند.
چرا از بین بردن کامل محور مقاومت دشوار است؟
نویسندگان نتیجه میگیرند که شکست کامل ایران و متحدانش احتمالاً هدفی دستنیافتنی است. از نگاه آنها، تکیه صرف بر حملات نظامی، تحریمهای اقتصادی و فشار سیاسی، نهتنها تضمینی برای نابودی این شبکه ایجاد نمیکند، بلکه ممکن است چرخههای تازهای از جنگ را به وجود آورد و آمریکا را وارد یک درگیری بیپایان دیگر در خاورمیانه کند.
در مقابل، واشنگتن باید مجموعهای از اقدامات را بهطور همزمان دنبال کند. یکی از این اقدامات، اختلال در شبکههای مالی و تجاری محور مقاومت است. اقدام دیگر، جلوگیری از جذب گروههای جدید به این شبکه، بهویژه در منطقه شاخ آفریقاست.
تعامل سیاسی با گروههای تثبیتشده
مقاله همچنین پیشنهاد میکند آمریکا با گروههایی که اکنون در بخشهایی از منطقه به بازیگران تثبیتشده تبدیل شده و بر سرزمینهایی حکومت میکنند، وارد تعامل سیاسی شود. از دید نویسندگان، چنین مذاکراتی باید در قالب توافقهای ساختاری برای حلوفصل سیاسی در سطح کشورهای منطقه انجام شود.
این مسیر باید با دیپلماسی مستقیم میان آمریکا و ایران نیز همراه باشد. هدف از چنین رویکردی، نه پذیرش کامل وضع موجود، بلکه کاهش انگیزه و ظرفیت گروهها برای ادامه درگیریهای منطقهای عنوان شده است.
گزینه پرخطر: تقلید از سپاه
مقاله یک گزینه دیگر را نیز مطرح میکند: اینکه آمریکا از الگوی سپاه پاسداران تقلید کرده و شبکهای از نیروهای دولتی و غیردولتی متحد خود برای مقابله با محور مقاومت ایجاد کند.
اما نویسندگان این گزینه را بسیار پرخطر ارزیابی میکنند. آمریکا سابقه موفق و پایداری در ساخت نیروهای متعارف متحد در کشورهای دیگر ندارد و در موارد متعددی نیز پس از پایان نیازهای راهبردی خود، متحدان محلی را رها کرده است. در چنین شرایطی، آموزش گروههای جدید برای تولید و استفاده از تسلیحات میتواند پیامدهایی بسیار خطرناک و حتی فاجعهبار داشته باشد.
راهحل؛ ترکیبی از فشار، دیپلماسی و کنترل فناوری
جمعبندی مقاله این است که آمریکا باید بهجای امید بستن به نابودی سریع جمهوری اسلامی و متحدانش، مجموعهای از ابزارها را بهطور همزمان به کار گیرد. این ابزارها شامل فشار مالی، اختلال در شبکههای تجاری و قاچاق، دیپلماسی، توافقهای سیاسی در سطح منطقه و همکاری بینالمللی برای کنترل فناوریهای تسلیحاتی است.
از نگاه نویسندگان، امید بستن به فروپاشی خودکار جمهوری اسلامی و شبکه متحدانش کافی نیست. محور مقاومت دیگر مجموعهای متمرکز و کاملاً وابسته به تهران نیست، بلکه به شبکهای گسترده، انعطافپذیر و تا حد زیادی غیرمتمرکز تبدیل شده که میتواند دانش، سلاح، مسیرهای تدارکاتی و منابع خود را بازتولید کند و پس از هر ضربه، بار دیگر سازماندهی شود.
همین ویژگی است که از نگاه «فارن افرز»، محاسبه اولیه آمریکا و اسرائیل درباره امکان فروپاشی سریع این شبکه را با شکست روبهرو کرده است.