این مقاله درصدد بررسی آن است آیا از سال 1363 به بعد، راهبرد امام خمینی(س) در جنگ تحمیلی، «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» بوده یا ایشان چنین راهبردی نداشتهاند؟
در رویارویی اندیشۀ برخی از فرماندهان سپاه با آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی فرماندۀ قرارگاه مرکزی خاتم النبیاء(ص)، دربارۀ راهبرد انتخابی در جنگ تحمیلی عراق بر ایران، آنان چنین استناد کردهاند که راهبرد مورد نظر امام خمینی «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» بوده در حالی که راهبرد آقای هاشمی رفسنجانی «جنگ جنگ تا یک پیروزی» بوده است. آنان میگویند آقای هاشمی با انتخاب این راهبرد، نیروهای مسلّح را در جنگ به اندازهای پشتیبانی میکرده که نظامیان موفق شوند یک منطقۀ استراتژیک از عراق را تصرف کنند تا ایشان از مسیر دیپلماسی، ایران را به اهداف تعیین شده در جنگ برساند و به آن خاتمه دهد؛ در حالی که آنان به دنبال ادامۀ جنگ تا سرنگونی صدام بودهاند. از جمله سرلشکر محسن رضایی فرماندۀ کل سپاه در این باره میگوید: حسرت ساقط کردن صدام هنوز بر دل من مانده است.[1] این تعارض در راهبرد انتخابی، موجب شده ایران برنامهای کامل برای پیروزی بر ارتش بعث عراق نداشته باشد و ناکامی نظامیان در جنگ و پذیرش قطع نامه 598 به اتخاذ آن راهبرد مربوط بوده است.
این مقاله درصدد بررسی آن است آیا از سال 1363 به بعد، راهبرد امام خمینی(س) در جنگ تحمیلی، «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» بوده یا ایشان چنین راهبردی نداشتهاند؟
بررسی موضوع:
سرلشکر محسن رضایی دربارۀ تعارض دیدگاههایش با آقای هاشمی رفسنجانی فرماندۀ قرارگاه خاتم الأنبیاء(ص) در ادامۀ جنگ پس از آزادسازی سرزمینهای اشغالی ایران تا نیل به سرنگونی صدام میگوید:
«مشکلی که ما داشتیم و هیچگاه به این نقطه نرسیدیم این بود که ما عقیده داشتیم باید تا سقوط صدام پیش برویم ولی دوستان سیاسی ما میگفتند ما با یک عملیات هم میتوانیم جنگ را به پایان برسانیم. وقتی ما میگفتیم باید تا سقوط صدام پیش برویم از ما سؤال میشد چه نیازهایی دارید و ما پاسخ میدادیم که با توان سپاه و ارتش نمیتوانیم به این خواسته برسیم و برای این مهم باید همه کشور به کارزار بیایند. سیاسیون میگفتند اگر تمام کشور در جنگ شرکت کنند؛ زندگی مردم چطور میشود؟ ما باید هم جنگ را اداره کنیم و هم زندگی مردم را. ما میگفتیم که اگر میخواهیم در جنگ زودتر پیروز شویم و کار را زودتر انجام داده و موفقیتمان را کامل کنیم؛ راهی غیر از این نداریم و فوقش باید مردم مدتی ریاضت بکشند وگرنه هم جنگ طول خواهد کشید و هم پیروزی بزرگی بهدست نخواهد آمد. این یکی از اختلافات ما با سیاسیون بود. پس اگر ما میخواستیم آن حمله نهایی را انجام دهیم شدنی بود ولی کار سادهای نبود.
مشکل دومی که داشتیم این بود که ما میگفتیم صدام باید سقوط کند. از ما سؤال میشد که تا کجا میخواهید پیشروی کنید؟ ما میگفتیم باید تا بغداد پیش برویم. میگفتند اگر تا بغداد پیش بروید در نزدیکی بغداد، آمریکاییها دخالت کرده و از بمب اتم استفاده خواهند کرد. ما میگفتیم اگر کار به صورت گسترده و وسیع صورت بگیرد و موفقیتآمیز باشد؛ آمریکاییها این کار را نخواهند کرد. این جایی بود که ما نمیتوانستیم یکدیگر را قانع کنیم ولی مقصودم این هست که این مهم، شدنی بود ولی کار ساده و سهلالوصولی نبود.»[2]
ایشان و برخی فرماندهان سپاه برای اثبات نظرات خویش و هماهنگ نشان دادن آن با دیدگاههای امام خمینی، به بیانات منتشره از سوی ایشان در 20 آذر ماه 1363 اشاره میکنند که راهبرد کشور را در جنگ تحمیلی، «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» دانسته است. مرور سخنان امام در این باره نشان میدهد ایشان به آیۀ "قاتِلُوهُمْ حَتّی لاتَکُونَ فِتْنَة" (بقره/193) سه بار استناد کردهاند؛ دو بار در سخنرانی در جمع سران و مسئولان کشور در تاریخ فوق و یک بار هم در نامهای که ایشان برای فرزندش حجتالاسلام و المسلمین سید احمد خمینی در 27 آبان ماه 1365 نوشته است.
مرور وقایع پس از عملیات پیروزمند بیت المقدس و موضوع ادامۀ جنگ برای تعقیب متجاوز، حسب نقل یادگار امام، حاکی است که ایشان در مقام فرماندهی کل قوا، ورود به سرزمین عراق را پس از فتح خرمشهر به مصلحت نمیدانستهاند:
«در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند که بهتر است جنگ تمام شود اما بالأخره مسئولان جنگ گفتند که ما باید تا کنار شطالعرب(اروند رود) برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم. امام اصلاً با این کار موافق نبودند و میگفتند اگر بناست که شما جنگ را ادامه بدهید، بدانید که اگر این جنگ با این وضعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید دیگر این جنگ تمام شدنی نیست. ما باید این جنگ را تا نقطهای خاص ادامه بدهیم و الآن هم که قضیۀ فتح خرمشهر پیش آمده، بهترین موقع برای پایان جنگ است.»[3]
دلایل نقل شده از امام برای مخالفت با ورود نیروهای مسلّح ایران به سرزمین عراق در دو جلسۀ شورای عالی دفاع که در خرداد ماه 1361 تشکیل شده، به شرح زیر بوده است:
1. مردم عراق تصرف سرزمین خود را تحمل نمیکنند و آنهایی که الآن با ما هستند، در آن صورت به ما به عنوان متجاوز نگاه میکنند.
2- الآن ما از لحاظ بینالمللی موضع برحق داریم و متجاوز در خاک ما است. اگر وارد خاک عراق شویم، کشورهای جهان ایران را متهم به اشغالگری میکنند.
3- اگر وارد عراق شویم، مردم بیگناه عراق آسیب میبینند و اذیت میشوند.
4- پس از ورود به خاک عراق، کشورهای عربی در حمایت از صدام صریح میشوند و تعصب عربیت خود را نشان میدهند.[4]
در این دو جلسه آقای هاشمی رفسنجانی، سرتیپ قاسمعلی ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و آقای محسن رضایی فرماندۀ کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، استدلال میکنند برای تحمیل خواستههای ایران به عراق و دفاع بهتر از خوزستان، ضروری است نیروهای مسلّح ایران بخشی از سرزمین عراق را تصرف نمایند. امام پس از شنیدن دلایل آنان می گوید: در نقاطی وارد شوید که مردم [عراق] آسیب نبینند.[5]
با اجرای عملیاتهای موسوم به تعقیب متجاوز از سوی نیروهای مسلّح ایران، دو جریان در کشور شکل گرفت. جریان اول، مرتبط با نهضت آزادی ایران بود که پس از برگزاری کنگرۀ پنجم در اسفند 1361، با ادامۀ جنگ پس از فتح خرمشهر مخالفت کرد.[6] جریان دوم در میان حوزههای علمیه و مقلدین سایر مراجع شکل گرفت که با ادامۀ جنگ موافق نبودند. دیدگاه دوم به اندازهای در جبههها اثر گذاشت که برخی از رزمندگان اسلام برای صحت نماز خواندن در سرزمینهای آزاد شده از عراق، به عنوان زمینهای غصبی، دچار تردید شدند و بارها از دفتر امام، این موضوع را استفتاء نمودند.[7]
موضع نهضت آزادی ایران تا پایان جنگ تغییری نکرد. در میان جریان دوم، گرچه نگرانی رزمندگان پس از دریافت استفتاء به میزان زیادی برطرف شد ولی تردید در میان مذهبیون فعال در پشت جبهههای جنگ و حوزههای علمیه، همچنان باقی ماند و آنان شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» را زیر سؤال میبردند. در چنین وضعیتی، امام خمینی در دیدار با مسئولان کشور در شب میلاد حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع) در 20 آذر ماه 1363 میفرماید:
«جنگهای رسول اکرم، رحمتش کمتر از نصایح ایشان نبوده است. اینهایی که گمان میکنند که اسلام نگفته است «جنگ جنگ تا پیروزی»، اگر مقصودشان این است که در قرآن این عبارت نیست؛ درست میگویند و اگر مقصودشان این است که بالاتر از این با زبان خدا نیست؛ اشتباه میکنند. قرآن میفرماید: قاتِلُوهُمْ حَتّی لاتَکُونَ فِتْنَة، همه بشر را دعوت میکند به مقاتله برای رفع فتنه؛ یعنی «جنگ جنگ تا رفع فتنه در عالم». این غیر از آنی است که ما میگوییم. ما یک جزء کوچکش را گرفتهایم؛ برای این که خوب! ما یک دایرۀ خیلی کوچکی از این دایرۀ عظیم واقع هستیم و میگوییم که: «جنگ تا پیروزی». مقصودمان هم پیروزی بر کفر صدامی است یا پیروزی بر، فرض کنید بالاتر از آنها. آنچه قرآن میگوید این نیست؛ او میگوید: «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم»؛ یعنی، باید کسانی که تبعیت از قرآن میکنند؛ در نظر داشته باشند که باید تا آن جایی که قدرت دارند ادامه به نبردشان بدهند تا این که فتنه از عالم برداشته بشود. این، یک رحمتی است برای عالم و یک رحمتی است برای هر ملتی، در آن محیطی که هست.
... این که میفرماید که: قاتِلُوهُمْ حَتّی لاتَکُونَ فِتْنَة بزرگترین رحمت است بر بشر. ... اینطور نیست که این جنگهای پیغمبر مخالف با رحمةً للعالمین باشد؛ مُؤَکِّدِ رحمةً للعالمین است.»[8]
دقت در کلمات و جملات فوق، چند نکته را آشکار میسازد:
1- ایشان با بیان این که «اینهایی که گمان میکنند که اسلام نگفته است» درصدد رفع ابهام از نظر جریانی است که با ادامۀ جنگ مخالف بودند و میتوانستند بر فضای عمومی کشور تأثیر بگذارند.
2- نوع استدلال امام، استدلال دینی است نه ارائۀ دلایل سیاسی یا نظامی و حتی ملّی.
3- جملۀ «ما یک جزء کوچکش را گرفتهایم» بیانگر آن است امام به دنبال انتخاب یک راهبرد بزرگتر جدید نبوده است.
4- علاوه بر این، جملۀ «تا آن جایی که قدرت دارند» حاکی از آن است که امام کاملاً واقعگرایانه شاخص مقدورات را در رویارویی با جبهۀ دشمن مورد نظر داشتهاند.
چنانچه کسانی که نظرشان این است راهبرد امام خمینی در جنگ تحمیلی «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» بوده و بر صحت آن اصرار دارند؛ ضروری است به سؤالات و ابهامات زیر پاسخ دهند:
1- چرا امام که در سال 1361 مخالف ورود نیروهای مسلّح ایران به سرزمین عراق بوده است؛ دو سال بعد تغییر نظر داده و راهبرد «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» را ارائه کرده است؟
2- چطور ایشان اجرای عملیات پس از فتح خرمشهر را منوط به انتخاب سرزمینهای خالی از جمعیت، برای آسیب ندیدن مردم عراق مینماید؛ اما دو سال بعد راهبردی را برمیگزیند که به هنگام اجرای آن، نه فقط مردم عراق، بلکه جمع زیادی از مردم جهان آسیب میبینند؟
3- در سال 1363 چقدر توان رزمی نیروهای مسلّح ایران افزایش یافته است که فرماندۀ کل قوا با اتکای به آن بخواهد راهبرد چنین گستردهای را تجویز نماید؟
4- در حالی که عملیات خیبر در 3 بهمن سال گذشته به هدف اصلی خود در بستن جادۀ بصره-عماره دست نیافته است و ارتش عراق از سلاحهای شیمیایی در برابر حملات رزمندگان ایران به صورت گسترده استفاده میکرده و از اوایل اردیبهشت 1363 نیز دور جدیدی از جنگ شهرها را آغاز نموده و دامنۀ آن را به جنگ نفتکشها در خلیج فارس کشانده است، نیروهای مسلّح ایران چه برتری نسبت به ارتش عراق کسب کردهاند که ایشان بخواهد راهبردی به مراتب وسیعتر از راهبرد قبلی انتخاب نماید![9]
5- چرا در وضعیتی که اختلاف بین ارتش و سپاه در گزینش نوع مؤثر جنگ، نحوۀ فرماندهی، طرحریزی و اجرای عملیاتها به میزانی افزایش یافته که منجر به انتصاب آقای هاشمی رفسنجانی به فرماندهی جنگ در 30 بهمن 1362 شده است،[10] رهبر واقعگرایی همانند امام، راهبردی را که به رویارویی گستردۀ نیروهای مسلّح غیرمنسجم ایران با ارتش تقویت شدۀ عراق و قوای مسلّح جهانی میانجامد، در جنگ ارائه نماید؟
6- هنگامی که آقای هاشمی فرماندۀ منصوب از جانب امام به صراحت میگوید:
«من به ایشان قبل از صدور حکم فرماندهی جنگ گفتم که من در فرماندهی بنا را بر ختم جنگ با یک عملیات بزرگ و سرنوشتساز میگذارم که دستاورد آن اهرم فشار بر صدام برای پذیرفتن شرایط و خواستههای ما باشد. گرچه امام صریحاً اعلام موافقت یا مخالفت نکردند اما با لبخند، چیزی را به من فهماندند و عملاً هم در فرماندهی چنین کردم و با نیرو گرفتن از همان لبخند امام به جبهه رفتم و قبل از آغاز عملیات خیبر در تاریخ سوم اسفندماه 1362 در جمع فرماندهان در جلسه قرارگاه خاتم الأنبیاء که در پایگاه چهارم شکاری دزفول برگزار شده بود و دکتر روحانی به عنوان مشاور من همراه بودند، به فرماندهان گفتم که اگر اهداف عملیات را تأمین کنند، من جنگ را ختم میکنم."[11]
چرا فرماندۀ کل قوا، ایشان را که درصدد اجرای راهبرد دیگری غیر از «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» بوده؛ عزل نکرده است؟!
7- در حالی که آقای هاشمی با برشماری موارد زیر اتخاذ راهبردی غیر از راهبرد «جنگ جنگ تا یک پیروزی» را غیرعملی میداند؛ چگونه امام با تداوم فرماندهی ایشان در جنگ موافقت نموده است؟
1- محدودیت منابع مالی برای تأمین نیازهای ضروری جنگ و اداره کشور
2- محدودیت منابع تأمین نیازهای سـلاح و مهمات و تجهیزات حتی در صورت وجود پول
3- تحریم عملی تحمیل شده در بسیاری از بخشها
4- نفوذ دشمنان در مراکز بینالمللی
5- ضعف ابزار اطلاعرسانی ما و وسعت ابزار تبلیغات دشمنان
6- ضعف اطلاعات ما و در خدمت عراق بودن سازمانهای اطلاعاتی دشمنان
7- محدودیت اخلاقی، انسانی و دینی ما در بهکارگیری شیوه غیراخلاقی در جنگ و دست باز دشمن در استفاده از هر راه کار ممکن، ولو ارتکاب جنایات جنگی
8- اشکالات در سازمان رزم ما به خاطر تعدد نهادهای مسئول جنگ و عدم امکان جراحی سازمانی در زمان جنگ[12]
8- در شرایطی که نیروهای مسلّح کمبودهایشان را در جنگ به مقامات کشور گزارش میکردهاند و سرلشکر غلامعلی رشید در این باره میگوید: در سال 1363 ما برآورد کردیم و به آقای رفسنجانی و حتی مقام معظم رهبری به عنوان رئیسجمهور و رئیس عالی شورای دفاع عرض کردیم که با این میزان هزینهای که نظام جمهوری اسلامی و دولت ایران به پای جنگ هزینه میکند قادر به اتمام جنگ یا همان هدفی که آقای رفسنجانی به صراحت بیان میکرد که یک عملیات سرنوشتساز انجام دهیم و یک امتیاز برای پایان جنگ بگیریم، نیستیم؛[13] چطور رئیس شورای عالی دفاع، اقدامی برای تغییر آقای هاشمی رفسنجانی از فرماندهی جنگ انجام نداده است؟!
9- چرا در حالی که آقای هاشمی رفسنجانی میگوید نظراتش را برای چگونگی ادارۀ جنگ در جلسۀ سران قوا مطرح میکرده است؛[14] رئیس جمهور وقت که برابر قانون ریاست شورای عالی دفاع را نیز به عهده داشته است، نه فقط گزارشی از تعارض راهبرد انتخابی فرماندۀ قرارگاه خاتم الأنبیاء(ص) با راهبرد اعلامی امام خمینی به ایشان نداده، حتی برای انتصاب ایشان به جانشینی فرماندهی کل قوا در دوم خرداد سال 1367 به امام نوشته است: با توجه به همه جوانب، به نظر اینجانب، تنها فرد مناسب برای تصدی این مسئولیت مهم، جناب آقای هاشمی رفسنجانی است.[15]
لازم به توضیح است سومین استناد امام خمینی به آیۀ «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَیَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلَّهِ» در وصیت به فرزندش در 27 آبان 1365 بوده است که ایشان از آیه، تعبیری عرفانی برای جهاد با نفس داشته اند.[16]
نتیجه:
با در نظر گرفتن موارد فوق، چنین استنتاج میشود که راهبرد امام خمینی در جنگ تحمیلی عراق بر ایران، نه فقط «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» نبوده است؛ بلکه ایشان راهبرد انتخابی آیتالله اکبر هاشمی رفسنجانی فرماندۀ قرارگاه مرکزی خاتم النبیاء(ص) را که به اطلاع سران قوای کشور، شورای عالی دفاع و فرماندهان نظامی رسیده، مغایر راهبرد خود در جنگ نمیدانسته و اقدامی در جهت عزل ایشان از فرماندهی جنگ انجام نداده است.
فهرست منابع:
[1] - متن کامل گفتوگوی دکتر رضایی در برنامه تیتر امشب شنبه سوم مهرماه 139 به نقل از: rezaee.ir/fa/news/3148/
[2] - متن کامل گفتوگوی دکتر رضایی در برنامه تیتر امشب شنبه سوم مهرماه 139 به نقل از: rezaee.ir/fa/news/3148/
[3] - دلیل آفتاب، خاطرات یادگار امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران:1378، ص 125.
[4] - روند جنگ ایران و عراق، حسین علایی، نشر مرز و بوم، تهران: 1391، جلد اول، ص 502.
[5] - پیشین، صص 510- 509.
[6] - تحلیلی پیرامون جنگ و صلح، نهضت آزادی ایران، تهران: 1363، ص 84.
[7]- کتاب امر به معروف و نهی از منکر - احکام دفاع، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، تهران: 1392، پاسخ به سئوالات 6087 و 6097 و 6222 و سخنان رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در مراسم افتتاحیه اولین دوره آموزش مدرسین درس آشنایی با دفاع مقدس به نقل از:
imam-khomeini.ir/fa/c202_144441صص 286- 285/جلد 66/اخبار فصل حضور/
[8] - صحیفۀ نور جلد 19 صص 83- 82.
[9] - روند جنگ ایران و عراق، حسین علایی، نشر مرز و بوم، تهران: 1391، جلد دوم ص 37 و 45 و 56 و 57 و 59 و 66 و 73.
[10] - مصاحبه مکتوب آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص چگونگی و چرایی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶ به نقل از: rafsanjani.ir/records/
[11] - مصاحبه مکتوب آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص چگونگی و چرایی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶ به نقل از: rafsanjani.ir/records/ و آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات هاشمیرفسنجانی در سال 62، به اهتمام مهدی هاشمی، دفتر نشر معارف انقلاب، تهران: 1381، ص502.
[12] - مصاحبه مکتوب آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص چگونگی و چرایی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶ به نقل از: rafsanjani.ir/records/
[13] - روایت سردار رشید از نامه محسن رضایی به هاشمی رفسنجانی به نقل از: tarikhirani.ir/fa/news/2612/
[14] - مصاحبه مکتوب آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص چگونگی و چرایی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۶ به نقل از: rafsanjani.ir/records/ و امید و دلواپسی؛ کارنامه و خاطرات هاشمیرفسنجانی در سال 64، به اهتمام سارا لاهوتی، نشر معارف انقلاب، تهران: 1387، ص433 و tarikhirani.ir/fa/news/943/
[15] - صحیفه امام، جلد 21، صفحه 56.
[16] - صحیفۀ نور، جلد 22، صص 372- 371.