تحلیل‌های «مؤسسه جیمزتاون» نشان می‌دهد چین با بهره‌گیری از شبکه گسترده دیدارهای دیپلماتیک، میزبانی رهبران سیاسی و مدیران شرکت‌های بزرگ و بازخوانی آموزه‌های باستانی، در تلاش است پکن را به‌عنوان قطب دیپلماسی جهانی و محور نظم نوین معرفی کند؛ راهبردی که برخلاف تصور رایج، همچنان بیش از کشورهای جنوب جهانی بر مدیریت روابط با آمریکا، روسیه و اروپا متمرکز است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، گزارش پیشِ رو که بر اساس تحلیل‌های «مؤسسه جیمزتاون» تنظیم شده است، بازتاب‌دهنده نگاه غربی‌ها به تحرکات گسترده دیپلماتیک پکن است. دستگاه دیپلماسی چین، با الهام از آموزه‌های باستانی، در تلاش است پکن را به‌عنوان قطب درخشان دیپلماسی جهانی و کانون نظم نوین معرفی کند. با وجود تصور رایج مبنی بر تمرکز چین بر کشورهای جنوب جهانی، داده‌های نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که اولویت اصلی پکن همچنان مدیریت روابط با قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه ایالات متحده، روسیه و اروپا است. در این مسیر، چین از هر فرصتی، نظیر میزبانی از رهبران غربی و مدیران ارشد شرکت‌های چندملیتی، استفاده می‌کند تا ضمن نمایش برتری خود، رقابت راهبردی‌اش را با ترویج ارزش‌های همسو با حزب کمونیست در محیط پیرامونی به پیش ببرد.

رسانه‌های دولتی چین در اوایل ژوئیه ۲۰۲۶، برای توصیف این تحرکات، به فصل ۳۵ متن باستانی «دائو ده جینگ» استناد کردند: «تمام جهان به‌سوی کسی می‌رود که تصویر بزرگ [دائو] را در دست دارد». این نمادگرایی، نشان‌دهنده برجستگی پکن به‌عنوان یک «قطب مهم دیپلماسی جهانی» است؛ جایی که چین، تصویری از یک بنای درخشان مدرنیته، چراغ راه اخلاق و کانون شکوه تمدنی را به جهان مخابره می‌کند. به گزارش شین‌هوا، چین در حال گسترش نفوذ رهبری و «جذابیت اخلاقی» خود در عرصه جهانی است. فصل ۳۲ این متن باستانی نیز هدف نهایی پکن را این‌گونه القا می‌کند: «اگر پادشاه بتواند [دائو] را حفظ کند، همه تسلیم او خواهند شد».

با وجود آنکه تحلیلگران غالباً بر تلاش چین برای جلب حمایت کشورهای جنوب جهانی، به‌ویژه پس از کنفرانس کار امور خارجه در دسامبر ۲۰۲۳، تمرکز می‌کنند، پکن در عمل، اولویت تزلزل‌ناپذیر خود را بر مدیریت روابط با قدرتمندترین کشورهای جهان قرار داده است. در نیمه نخست سال ۲۰۲۶، بالاترین سطح تعاملات دیپلماتیک پکن، در سطح کشوری با ایالات متحده و روسیه و در سطح منطقه‌ای با اروپا بوده است.

روابط با آمریکا همچنان بالاترین اولویت چین محسوب می‌شود و ماشین تبلیغاتی پکن، این تعاملات را به‌عنوان سندی بر برتری خود به نمایش می‌گذارد. به‌عنوان نمونه، به نقل‌قولی از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در سفر ماه مه اشاره می‌شود که گفت: «شی یک رهبر بزرگ و چین یک کشور بزرگ است». همچنین حضور مدیران ارشد شرکت‌هایی چون اپل، انویدیا، تسلا و بوئینگ، به‌عنوان نمادی از «جذابیت چین» برجسته شد؛ مدیرانی که همگی بر تمایل خود برای تعمیق تجارت و همکاری با بازار چین تأکید کردند.

در همین راستا، اروپا نیز نقشی محوری در راهبرد پکن ایفا می‌کند. نخستین مهمانان خارجی شی جین‌پینگ پس از سال نو میلادی و عید بهار، مقامات اروپایی بودند و پکن، اروپا را قطب مهمی در جهان چندقطبی می‌داند که می‌تواند از مدار ایالات متحده دور شود.

علاوه بر این، کشورهای همسایه نیز در چارچوب «جهت‌گیری اولویت‌دار» دیپلماسی چین تعریف شده‌اند؛ جایی که شی جین‌پینگ، در رقابت راهبردی با آمریکا، مروج ارزش‌های آسیایی است؛ ارزش‌هایی که در ادبیات حزب کمونیست، به معنای حکمرانی ضدغربی، اقتدارگرا و همسو با پکن تلقی می‌شود.

داده‌های وزارت امور خارجه و دپارتمان ارتباطات بین‌الملل حزب کمونیست چین، موسوم به «ILD»، نشان می‌دهد که از حدود ۵۰۰ تعامل دیپلماتیک در شش ماه نخست سال، دست‌کم ۲۳ مقام ارشد حزبی در دیپلماسی دخیل بوده‌اند.

وانگ یی مدیریت حدود یک‌سوم از این دیدارها را بر عهده داشته است؛ دیدارهایی شامل نشست‌های دوجانبه، ملاقات با نامزدهای دبیرکلی سازمان ملل و دیپلماسی‌های بحران، مانند مدیریت از راه دور و تلفنی بحران خاورمیانه در جریان درگیری آمریکا و ایران.

شی جین‌پینگ نیز که طی یک دهه گذشته سفرهای خارجی خود را به‌شدت کاهش داده و در سال ۲۰۲۶ تنها برای دیدار با کیم جونگ اون به پیونگ‌یانگ سفر کرده است، نیمی از تعاملات خود را از طریق ارسال پیام، نامه و تماس‌های تلفنی هدایت کرده است. او توانسته از قدرت گردهم‌آوری پکن برای مدیریت صحنه دیپلماتیک، بر اساس شرایط موردنظر خود، بهره ببرد.

در مقابل، لیو هایشینگ، رئیس ILD، تقریباً تمام فعالیت‌های دیپلماتیک خود را به‌صورت حضوری انجام داده است؛ موضوعی که نشانگر رشد یک مسیر موازی در دیپلماسی حزب‌محور است. هان ژنگ، معاون پیشین رئیس‌جمهور نیز با سفرهایی به آفریقا، روسیه و بلاروس، نقش فعالی ایفا کرده است.

کشورهایی که مقامات ارشد چینی بیشترین تعامل را با آن‌ها داشته‌اند، شامل ایالات متحده، روسیه، ویتنام، پاکستان و کره شمالی هستند؛ موضوعی که اهمیت حفظ این روابط را برای پکن برجسته می‌کند. در سطح منطقه‌ای نیز اروپا، به‌ویژه بریتانیا و بلاروس، و پس از آن کشورهای عضو آسه‌آن، در صدر توجه دیپلماتیک چین قرار داشته‌اند.

در نقطه مقابل، چین کمترین تعامل را با کشورهای تحت نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین داشته است؛ از جمله تنها یک دیدار با همتای پانامایی، ارسال یک پیام تسلیت برای زلزله ونزوئلا و فقدان هرگونه تعامل با مکزیک. این رویکرد انفعالی، احتمالاً سیگنالی آشکار برای پایبندی به توافق متقابل با واشنگتن، مبنی بر حفظ «روابط سازنده و ثبات استراتژیک» است.

در نهایت، چین از این جریان مداوم نگاه به شرق، یک تئاتر سیاسی بسیار مؤثر خلق کرده است. پکن با مدیریت دقیق دیدارها، نقاط قوت خود را در قالب‌هایی شخصی‌سازی‌شده به رخ مقامات خارجی می‌کشد؛ به‌طوری‌که الکساندر ووچیچ، رئیس‌جمهور صربستان، پس از دریافت مدال دوستی از شی، در آستانه گریه قرار گرفت؛ پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، اظهار داشت که چین «مقدر است نقشی کلیدی در آینده جهان ایفا کند» و شی نیز در میدان تیان‌آن‌من، با استعاره‌ای دائوئیستی، به ترامپ گفت که «راه بزرگ روشن است» تا خود را حاکمی آگاه به قوانین اجتناب‌ناپذیر جهان نشان دهد.

مهمانان به‌طور مستمر برای مشاهده تصویر «چین نوآور» به بازدید از سایت‌های فناوری پیشرفته برده می‌شوند. نتایج نظرسنجی ۱۵ ژوئیه مرکز پیو نشان می‌دهد که این راهبرد موفقیت‌آمیز بوده است؛ زیرا پاسخ‌دهندگان در اکثر ۳۶ کشور بررسی‌شده، اکنون نگاه مثبت‌تری به چین و شی جین‌پینگ، در مقایسه با آمریکا و دونالد ترامپ، دارند.

با اتکا به این شواهد، شی جین‌پینگ به‌درستی باور دارد که در حال هدایت تغییراتی در نظام بین‌المللی است و در صورت نبود واکنشی منسجم از سوی غرب، این روند تا پایان سال جاری و پس از آن نیز تداوم خواهد یافت.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.