پایگاه خبری جماران: در روزهای اخیر الزیدی، نخستوزیر جدید عراق، آمریکا را به عنوان مقصد نخستین سفر خارجی خود انتخاب و با سفر به واشنگتن، با ترامپ دیدار و بار دیگر بر انحصار سلاح در دست دولت از یک سو و خروج نیروهای خارجی از خاک عراق از سوی دیگر تأکید کرد. در مقابل، ترامپ نیز ضمن یادآوری مجدد اینکه الزیدی با تلاشهای او توانسته به نخستوزیری برسد، وعده ترک نیروهای خارجی از خاک عراق را داد.
طی دو دهه اخیر، تمام دولتهای عراق سعی داشتهاند در روابط بغداد با تهران و واشنگتن نوعی توازن ایجاد کنند، اما با توجه به اینکه الزیدی با تکیه بر حمایتهای مستقیم آمریکا تواسته به جایگاه فعلی خود دست یابد، معلوم نیست او تا چه حد بتواند در حفظ این توازن موفق عمل کند.
برای بررسی رویکرد احتمالی دولت الزیدی نسبت به ایران و گروههای مقاومت، گفتوگویی داشتهایم با سیدرضا قزوینی غرابی، تحلیلگر مسائل عراق که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
الزیدی در واشنگتن اعلام کرده بود تا ۸ مهر، همه نظامیان خارجی از عراق خارج و همزمان، سلاح در دست دولت منحصر خواهد شد. ترامپ هم وعده داد نیروهای نظامی خاک عراق را ترک میکنند. با توجه به اینکه بحث خروج آمریکا از عراق از سالها پیش مطرح بوده، در شرایط کنونی فکر میکنید این امر در فاصله حدودا ۲ ماه باقیمانده تا ۳۰ سپتامبر قابل تحقق باشد؟
مسأله خروج نیروهای آمریکایی و ائتلاف بینالمللی از عراق، منحصر به اکنون و بازه اعلامشده نیست و از مدتی قبل در چارچوب توافق بین واشنگتن و بغداد در سال 2024 آغاز شده بود. در همین راستا، پایگاه عینالاسد سال گذشته تحویل مقامات عراقی داده شد و بر اساس توافق صورتگرفته، تا پایان سپتامبر 2026 یعنی 8 مهر امسال، نیروهای آمریکایی و بینالمللی مبارزه با داعش عراق را – به جز اقلیم کردستان – ترک کنند.
اظهارات مقامات عراقی از جمله نخستوزیر نشاندهنده اطمینان آنان از خروج نیروهای خارجی از عراق در این تاریخ است و تا این لحظه به نظر میرسد که چنین امری محقق خواهد شد. آنچه قرار است رخ دهد، خروج نیروهای نظامی آمریکایی و خارجی ذیل ائتلاف بینالمللی است و این به معنای پایان مناسبات نظامی آمریکا در عراق نیست و بخشی از نیروهای آمریکایی حاضر در عراق، خارج از چارچوب ائتلاف بینالمللی در این کشور حضور دارند و طبیعتا این عقبنشینی شامل آنها نخواهد شد.
از سوی دیگر، با توجه به اعلام اولتیماتوم دولت بغداد به گروههای مقاومت و شبهنظامی برای تحویل سلاح در همان بازه، به نظر میرسد خروج نظامیان خارجی در زمان مقرر میتواند بهانهای برای دولت به جهت تشدید بیشتر فشارها و اقدامات علیه این گروهها شود، چراکه با خروج نظامیان، از منظر دولت مرکزی دیگری بهانهای برای مقاومت و سلاح نخواهد بود.
علیرغم تأکید الزیدی بر انحصار سلاح در دست دولت، برخی معتقدند بین نگاه دولت عراق و ترامپ نسبت به این موضوع تفاوت وجود دارد و برخلاف ترامپ که به دنبال خلع سلاح حشدالشعبی است، دولت عراق چنین چیزی را نمیخواهد. نظر شما در این خصوص چیست؟ با توجه به اینکه حشدالشعبی به عنوان یک نهاد قانونی در عراق رسمیت دارد، به نظر شما منظور الزیدی از انحصار سلاح در دست دولت چیست؟
در حال حاضر، موضوع اصلی و اولویت حشدالشعبی نیست، بلکه موضوع گروههایی مانند نجباء و کتائب حزبالله است که خارج از چارچوب رسمی حشدالشعبی فعالیت میکنند و دارای سلاح هستند. برخی گروههای عراقی هستند که هم در حشدالشعبی و هم بیرون از آن نیروهای نظامی دارند. تعدادی از این گروهها به درخواست دولت تمکین کردند، اما برخی هستند که در خارج از چارچوب حشدالشعبی قرار میگیرند و روابط بسیار نزدیکی هم با ایران دارند. تعداد این گروهها کم است، اما تمایلی برای خلع سلاح از خود نشان ندادهاند. حشدالشعبی با اینکه تشکیلات مسلح رسمی ذیل نخستوزیری است، اما به هر حال مقامات آمریکایی در مناسبتهای مختلف، نگرانیهای خود را از بابت این تشکیلات نیز اعلام کردهاند. به باور آنها، حشدالشعبی همچنان فرمانبرداری از فرماندهان و رهبران اصلی خود را دارد و لذا باید اصلاحات اساسی و بنیادین در حشدالشعبی برای قطع این گونه پیوندها صورت گیرد.
طی روزهای اخیر شاهد بودیم همزمان که دولت عراق اقدام به تحریم اشخاص مرتبط با حزبالله لبنان کرد، به جولانی هشدار داد مطابق با خواست آمریکا و عربستان در قبال حزبالله عمل نکند و وارد بحث کنترل مقاومت لبنان نشود. این رفتار دوگانه دولت الزیدی در قبال حزبالله را چطور تحلیل میکنید؟
از زمان به قدرت رسیدن حکومت جولانی، مناسبات بغداد و دمشق شاهد یک بهبود نسبی بوده است. هرچند سرعت شکلگیری این بهبود روابط مانند اکثر کشورهای عرب نبوده و شاهد وجود نوعی احتیاط در آن هستیم، اما به هرحال همجواری با سوریه و پیامدهای این همجواری و حتی فشار خارجی، باعث شده بغداد لاجرم از اتخاذ روابط با حاکمان جدید دمشق باشد. اخیرا هم توافقاتی در حوزه انرژی میان عراق و حکومت سوریه منعقد شده و همکاریها و هماهنگیهای امنیتی نیز میان این دو دایر است. با این حال، این بدین معنا نیست که نگاه موجود در بغداد به دمشق نگاهی همسو و کاملا مثبت باشد؛ به هرجهت پیشنیه رهبر کنونی رژیم سوریه و تیم اصلی تشکیلدهنده حکومتش، برای حاکمان بغداد و خصوصا جریانهای سیاسی شیعی و نیروهای مقاومتی و نظامی ناآشنا نیست.
طبیعتا همکاریهای رژیم جولانی با آمریکا یا اسرائیل باعث حساسیتهایی در بغداد خواهد شد. دولت آمریکا بدون تردید به دنبال تضعیف حزبالله و محدودسازی آن در همه ابعاد است و در ابعاد امنیتی، میخواهد بخشی از این ماجرا به رژیم جولانی سپرده شود و در ابعاد مالی نیز آمریکا اقداماتی را علیه حزبالله انجام میدهد که نمونه آن همین اجراییکردن تحریمها علیه اشخاص مرتبط با حزبالله توسط دولت عراق است. این به معنای همسویی بغداد و دمشق در موضوع حزبالله نیست. بغداد در چارچوب فشارهای شدید ترامپ بر دولت جدید عراق، ظاهرا ناچار به اتخاذ چنین تصمیمی شده و آن را تعهد به قوانین مالی بینالمللی تفسیر کرده است. اما معتقدم شکل تعامل جولانی با پرونده حزبالله، موضوعی مهم است که عراقیها به آن بیتوجه نخواهند بود.
ظاهرا الزیدی تا پایان هفته جاری به ایران سفر خواهد کرد. چه نتایج و احتمالاتی را میتوانیم برای این سفر متصور باشیم؟
به نظرم موضوع صادرات نفت عراق در چارچوب تنشهای منطقهای و انسداد تنگه هرمز و همچنین واردات گاز عراق از ایران و پرداختیهای بغداد به تهران، میتواند از محورهای مهم این سفر باشد. به علاوه، با توجه به اولتیماتوم دادهشده به گروههای نزدیک به ایران برای تحویل سلاحهایشان به دولت عراق، طبیعتا این موضوع نیز میتواند بخشی از مذاکرات مقامات ایرانی و عراقی در جریان سفر الزیدی به تهران باشد. همچنین به دلیل شرایط حساس کنونی، احتمالا موضوع گروههای تجزیهطلب کردی مستقر در اقلیم کردستان هم جزو بحثهای طرف ایرانی با طرف عراقی خواهد بود.
به علاوه با توجه به اینکه در سفر الزیدی به واشنگتن، 48 توافقنامه به ارزش 60 میلیارد دلار با آمریکاییها امضاء شد و الزیدی درهای عراق به روی شرکتهای آمریکایی را باز اعلام کرد، احتمالا در جریان این سفر، ایران نگرانیهای خود نسبت به گسترش نفوذ واشنگتن در عراق را به الزیدی منتقل خواهد کرد.
در کنار اینها، موضوع خلع سلاح گروههای مقاومت با فشارهای واشنگتن نیز روی میز الزیدی است؛ همچنانکه فشارهای ترامپ بر بغداد برای کاهش نفوذ و نقش ایران در عراق با جدیت دنبال میشود.
بنابراین، این موضوعات در کنار هم به طور منطقی باعث نگرانی تهران خواهد بود و بدون تردید بخش مهمی از محورهای مذاکرات و رایزنیها خواهد بود.
به طور کلی فکر میکنید رویکرد دولت الزیدی نسبت به مقاومت و ایران چطور خواهد بود؟
اینکه این روابط چطور خواهد بود، استفهامی ناظر بر آینده است. الزیدی عقبه سیاسی ندارد و اندیشه سیاسی او چندان روشن نیست. به همین جهت پس از انتخاب وی، گفته میشد که هم ایرانیها و هم آمریکاییها با احتیاط به او مینگرند. با این حال، رفتارها و برخی اقدامات هفتههای اخیر او نشان میدهد که سیاست بغداد تا حد زیادی متأثر از فشارهای واشنگتن بوده است؛ چه در موضوع خلع سلاح گروههای مقاومتی و شتاب فزاینده آن، چه در جابهجاییهای عالی برخی مقامات و چه حتی در موضوع انتخاب آمریکا به عنوان مقصد اول سفرهای خارجی. حجم بالای توافقات انجامشده در سفر اخیر او به آمریکا هم نشان میدهد که ایالات متحده از دروازه اقتصاد، نفوذ خود در عراق را بیش از گذشته خواهد کرد.
اینکه الزیدی بتواند یک توازن در روابط بغداد با تهران و واشنگتن شکل دهد، محل سؤال است. ایران بازیگری فعال در عراق است و ماهیت این بازیگری، به همسایگی و مناسبات و ریشههای فرهنگی و اجتماعی برمیگردد. ایران بازیگری حذفناپذیر از عراق است، اما فشارهای واشنگتن بر الزیدی و البته شکل جنگ جاری بین آمریکا و ایران و سیر آن هم نقش مؤثری بر نوع نگاه دولت عراق به تهران و مقاومت خواهد داشت.