شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشی تحلیلی نوشت آتش‌بس شکننده تهران و واشینگتن، اگرچه مسیر بازگشایی تنگه هرمز را هموار کرده است، اما تداوم حملات، حضور مین‌های دریایی، اختلاف بر سر عوارض عبور، خسارت گسترده به زیرساخت‌های انرژی و بی‌اعتمادی عمیق منطقه‌ای، احیای کامل کشتیرانی و بازگشت بازارهای جهانی انرژی به شرایط عادی را با موانعی جدی روبه‌رو کرده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، شورای روابط خارجی آمریکا در گزارشی درباره پیامدهای بازگشایی تنگه هرمز، شکنندگی آتش‌بس میان تهران و واشینگتن و موانع پیش‌روی احیای کامل کشتیرانی و بازار جهانی انرژی، نوشت: آتش‌بس شکننده میان ایالات متحده و ایران روز چهارشنبه، در حالی در معرض خطر قرار گرفت که دو طرف حملات تازه‌ای را علیه یکدیگر انجام دادند و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تهدید کرد به تفاهم‌نامه موسوم به «MOU» پایان دهد. نیروهای آمریکایی روز سه‌شنبه اهدافی را در ایران مورد حمله قرار دادند و کاخ سفید نیز تحریم‌های مربوط به فروش نفت ایران را دوباره اعمال کرد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران نیز در واکنش، پایگاه‌های نظامی آمریکا در بحرین و کویت را هدف قرار داد.

ترامپ روز چهارشنبه در جریان اجلاس ناتو در آنکارا، درباره این توافق گفت: «به نظر من، کار تمام است.» او بعداً ادعا کرد که حملات بیشتری در راه است و به خبرنگاران گفت: «ما دیشب ضربه بسیار سختی به آن‌ها [ایران] زدیم و امشب دوباره ضربه سختی به آن‌ها خواهیم زد.»

فروپاشی تفاهم‌نامه ۶۰روزه‌ای که تنها سه هفته پیش با هدف بازگشایی تنگه هرمز و فراهم‌کردن زمینه برای پایان دائمی جنگ امضا شد، ضربه سنگینی به تلاش‌ها برای بازگرداندن کشتیرانی عادی از طریق این آبراه وارد خواهد کرد.

بااین‌حال، بازگشایی تنگه هرمز که حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع‌شده جهان از آن عبور می‌کند، تنها نخستین گام است. چندین مانع بزرگ دیگر، از جمله ادامه خصومت میان ایالات متحده و ایران، عوارض ترانزیت، مین‌های دریایی، خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌ها و بی‌اعتمادی عمیق در منطقه، میان بازگشایی اسمی تنگه و احیای واقعی بازارهای جهانی انرژی پس از ۱۰۰ روز اختلال فاصله انداخته‌اند.

 

 

در ادامه، پنج کارشناس شورای روابط خارجی آمریکا، تفاهم‌نامه میان تهران و واشینگتن و موانعی را بررسی می‌کنند که حتی در صورت پابرجاماندن توافق، همچنان در مسیر بازگشایی کامل تنگه هرمز باقی خواهند ماند.

 

 

ایران در نبرد تنگه هرمز پیروز شد؛ اما آیا می‌تواند این پیروزی را حفظ کند؟

ادوارد فیشمن، از صاحب‌نظران حوزه حکمرانی اقتصادی و نویسنده کتاب «نقاط خفگی: قدرت آمریکا در عصر جنگ اقتصادی»

 

Screenshot 2026-07-11 045331

 

در هفته‌های نخست جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، اهداف کاخ سفید روزبه‌روز تغییر می‌کرد؛ از تغییر حکومت گرفته تا خلع سلاح هسته‌ای و غیرنظامی‌سازی ایران. اما زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ۱۷ ژوئن تفاهم‌نامه‌ای را برای پایان‌دادن به جنگ امضا کرد، هدف اصلی او محدودتر و فوری‌تر شده بود: بازگشایی تنگه هرمز.

بسته‌شدن چندماهه این آبراه از سوی ایران، ذخایر نفت در سراسر جهان را به‌سرعت کاهش داده بود و تحلیلگران هشدار می‌دادند که اگر تردد از طریق تنگه هرمز از سر گرفته نشود، قیمت‌ها به‌شدت افزایش خواهد یافت. بنابراین، بهتر است تفاهم‌نامه نه به‌عنوان توافقی برای رسیدگی به جاه‌طلبی‌های هسته‌ای یا توانمندی‌های نظامی ایران، بلکه به‌عنوان یک «توافق هرمز» درک شود؛ توافقی که بر اساس آن، ایالات متحده پذیرفت در ازای اجازه ایران برای عبور امن کشتی‌های تجاری از تنگه، معافیت‌های تحریمی در اختیار تهران قرار دهد.

بااین‌حال، ایران هیچ قصدی برای بازگرداندن تنگه هرمز به وضعیت پیشین ندارد؛ وضعیتی که در آن، تنگه به‌عنوان یک آبراه بین‌المللی آزاد و باز عمل می‌کرد. در تفاهم‌نامه تصریح شده است که ایران به کشتی‌ها اجازه می‌دهد «فقط برای ۶۰ روز بدون هزینه» ــ با تأکید بر عبارت «فقط برای ۶۰ روز» ــ از تنگه عبور کنند و با عمان برای «تعریف مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز» همکاری خواهد کرد.

تهران از این عبارت برای برخورداری از نقشی مستمر در تنظیم ترافیک تنگه استفاده کرده است. ایران در هفته‌های اخیر، هنگامی که کشتی‌های تجاری تلاش کردند بدون رعایت پروتکل‌های موردنظر تهران از تنگه عبور کنند، با پهپاد و موشک به آن‌ها حمله کرد و کوشید این ادعا را در عمل تحمیل کند. این حملات به‌اندازه‌ای مخرب بوده‌اند که دولت ترامپ روز سه‌شنبه تحریم‌های مربوط به فروش نفت ایران را دوباره برقرار کرد.

کنترل تنگه هرمز برای ایران هم یک عامل بازدارنده و هم منبعی برای کسب درآمد محسوب می‌شود. تهران با بستن این تنگه نشان داده است که می‌تواند در برابر قدرتمندترین ارتش جهان ایستادگی کند.

 

Screenshot 2026-07-11 045618

 

مقام‌های ایرانی معتقدند که با بهره‌برداری مالی از تنگه هرمز، می‌توانند سالانه تا ۴۰ میلیارد دلار درآمد کسب کنند؛ رقمی که تقریباً با درآمد سالانه صادرات نفت ایران در سال‌های اخیر برابری می‌کند. این‌ها انگیزه‌هایی بسیار قوی برای حفظ کنترل بر تنگه هرمز هستند. بنابراین، جای تعجب نیست که ایران از زمان امضای تفاهم‌نامه، به‌سرعت برای نهادینه‌کردن این کنترل اقدام کرده و با عمان بر سر ترتیبات مربوط به مدیریت آینده تنگه همکاری می‌کند.

خواه سازوکار نهایی به شکل دریافت هزینه خدمات، الزام بیمه‌ای یا عوارض ایمنی دریایی باشد، تهران آشکارا قصد دارد از این وضعیت سود مالی به دست آورد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به‌درستی چنین نتیجه‌ای را رد کرده و هشدار داده است که این اقدام، رویه‌ای خطرناک ایجاد خواهد کرد.

بهترین راهبرد برای ایالات متحده ممکن است صبر، خودداری از بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار و خرید زمان برای بسیج جهانی در مخالفت با ادعاهای ایران باشد. واشینگتن همچنین می‌تواند در دارایی‌ها و زیرساخت‌هایی سرمایه‌گذاری کند که اهمیت تنگه هرمز را به‌عنوان یک گلوگاه راهبردی کاهش می‌دهند. قیمت نفت به سطوح نزدیک به پیش از جنگ کاهش یافته است و با تکمیل دوباره ذخایر تجاری، اهرم فشار ایران نیز کاهش خواهد یافت.

اگر تهران بیش از اندازه پیشروی کند، به‌طور مداوم به کشتی‌های تجاری حمله کند و خواستار دریافت هزینه‌های گزاف شود، تنها تلاش‌های دیگر کشورها برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز را سرعت خواهد بخشید؛ تلاش‌هایی که شامل ساخت خطوط لوله جایگزین، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی، تقویت ذخایر راهبردی و استفاده از منابع جایگزین انرژی خواهد بود.

ایران ممکن است از این جنگ در حالی خارج شود که کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد، اما اگر بیش از حد از قدرت خود استفاده کند، ممکن است ارزش همان جایزه‌ای را که به دست آورده است، از بین ببرد.

 

تنگه هرمز باوجود توافق ترامپ با ایران، همچنان یک میدان مین نظامی است

مکس بوت، تاریخ‌نگار، تحلیلگر سیاست خارجی و نویسنده چند کتاب پرفروش نیویورک‌تایمز

 

0038_Max-Boot-2-531-copy

 

چرا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با چنین تفاهم‌نامه یک‌جانبه‌ای با ایران موافقت کرد؛ تفاهم‌نامه‌ای که ده‌ها میلیارد و احتمالاً صدها میلیارد دلار منفعت برای ایران فراهم می‌کند، بی‌آنکه محدودیت‌های قابل‌راستی‌آزمایی بر برنامه هسته‌ای این کشور اعمال شود؟

در اصل، ترامپ به این نتیجه رسید که هیچ گزینه نظامی آسان و کم‌هزینه‌ای برای بازگشایی تنگه هرمز وجود ندارد؛ آبراهی راهبردی که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کند. همان‌طور که رئیس‌جمهور آمریکا گفت: «اگر این توافق را انجام نمی‌دادیم، می‌توانستیم برای سه هفته، دو هفته، چهار هفته یا دو سال دیگر بمب‌های بیشتری پرتاب کنیم»، اما در نهایت «هرگز تنگه هرمز باز نمی‌شد.»

در واقع، از زمان امضای تفاهم‌نامه در اواسط ژوئن، چندین مورد حمله ایران به کشتی‌های تجاری و پاسخ ایالات متحده از طریق بمباران نیروهای ایرانی رخ داده است.

عبور امن از تنگه هرمز همچنان متزلزل و وابسته به اراده تهران است. اما چگونه چنین وضعیتی ممکن است، در حالی که ایالات متحده ناوگان دریایی قدرتمندی را درست در خارج از تنگه مستقر کرده است؟

پاسخ این است که مأموریت رزمی ساحلی برای اسکورت امن کشتی‌های تجاری از طریق آبراهی که در باریک‌ترین نقطه خود تنها ۲۱ مایل عرض دارد، بسیاری از مزیت‌های نیروی دریایی ایالات متحده در نبردهای آب‌های آزاد را خنثی می‌کند. 

 

GettyImages-2271605101

 

ایران می‌تواند با استفاده از مین، پهپاد و موشک، ترافیک دریایی را مختل کند. حتی ناوهای جنگی ایالات متحده نیز با توجه به زمان بسیار اندکی که برای واکنش در اختیار دارند، در معرض خطر خواهند بود. مین‌ها تهدیدی ویژه محسوب می‌شوند؛ زیرا نیروهای ایرانی پس از آغاز درگیری، آن‌ها را در این آبراه کار گذاشتند و توانایی‌های مین‌روبی نیروی دریایی ایالات متحده نیز طی سال‌ها تحلیل رفته است.

متوقف‌کردن پرتاب پهپادها و موشک‌ها احتمالاً مستلزم آن است که نیروهای آمریکایی خط ساحلی ایران در امتداد تنگه هرمز را اشغال کنند؛ بااین‌حال، حتی چنین اقدامی نیز هیچ تضمینی برای مقابله با موشک‌ها و پهپادهای دوربرد ایجاد نخواهد کرد. نیروی دریایی آمریکا احتمالاً می‌تواند این مأموریت را به انجام برساند، اما اجرای آن مستلزم تعهد عظیمی از منابع خواهد بود و خطر غرق‌شدن کشتی‌ها و کشته‌شدن نیروهای نظامی آمریکایی را به همراه خواهد داشت.

جیمز استاوریدیس، دریاسالار بازنشسته آمریکایی و فرمانده عالی پیشین ناتو، در ایمیلی نوشت: «بازگشایی نظامی تنگه، کاری تمام‌وقت برای یک ناو هواپیمابر با ۸۰ فروند هواپیمای نیروی دریایی، ۱۲ رزم‌ناو یا ناوشکن مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده، نیم‌دوجین مین‌روب، بیش از ۷۵ فروند هواپیمای نیروی هوایی ایالات متحده، ۳۵ فروند بالگرد ارتش و احتمالاً ۵ هزار تا ۱۰ هزار نیروی زمینی در اطراف بخش ایرانی ساحل است. عجب.»

حتی چنین عملیات بلندپروازانه‌ای که نیروی دریایی آمریکا را با کمتر از ۳۰۰ کشتی جنگی قابل‌اعزام به‌شدت تحت فشار قرار خواهد داد، الزاماً موفقیت‌آمیز نخواهد بود. تنها کافی است یک پهپاد ایرانی با یک کشتی تجاری برخورد کند تا بسیاری از مالکان کشتی‌ها از پذیرش خطر عبوردادن شناورهای خود از تنگه منصرف شوند.

در مجموع، نبود گزینه‌های نظامی مناسب برای بازگشایی تنگه هرمز، ترامپ را ناچار کرد به دیپلماسی متوسل شود و در عمل، رشوه‌ای بزرگ به ایران بپردازد تا تهران اجازه دهد ترافیک تجاری دوباره جریان پیدا کند. اما این وضعیت ممکن است تنها یک مهلت موقت باشد؛ البته به شرط آنکه کشتی‌ها اساساً به امن‌بودن این آبراه اعتماد کنند.

تفاهم‌نامه تنها ایران را متعهد می‌کند که به مدت ۶۰ روز اجازه عبور کشتی‌ها بدون پرداخت عوارض را بدهد. پس از آن، ایران ممکن است تلاش کند «هزینه‌های کاربری» ــ عوارض با نامی دیگر ــ اعمال کند. در آن زمان، ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا مداخله ایران در آزادی کشتیرانی را می‌پذیرد یا خیر.

اگر او چنین مداخله‌ای را نپذیرد، به نقطه آغاز بازخواهد گشت و با دو گزینه ناخوشایند روبه‌رو خواهد شد: یا باج بیشتری به ایران بپردازد یا خطر رویارویی نظامی را بپذیرد. هر دو نتیجه، حاصل جنگی انتخابی هستند که ترامپ بی‌پروا آغاز کرد.

 

 

چرا بازگشایی هرمز به این زودی‌ها بازارهای جهانی انرژی را ترمیم نخواهد کرد؟

کلارا گیلیسپی، کارشناس برجسته راهبردهای امنیت انرژی آسیا و پیامدهای آن برای منافع ملی ایالات متحده

 

0007_Clara-Gillispie-043

 

توافق صلح موقت میان ایالات متحده و ایران، راه را برای ازسرگیری جریان نفت و گاز از طریق تنگه هرمز هموار کرد. بااین‌حال، پاسخ به این پرسش که این جریان‌ها چه زمانی ــ یا اساساً آیا ــ به سطوح و الگوهای پیش از بسته‌شدن تنگه بازخواهند گشت، به‌هیچ‌وجه ساده نیست.

صرف‌نظر از شکنندگی صلح کنونی، هیچ سابقه‌ای برای جبران اختلالی در بازار با چنین ابعادی وجود ندارد؛ اختلالی که به توقف عرضه‌ای معادل بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز و حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب گاز طبیعی مایع‌شده در روز، برای بیش از ۱۰۰ روز منجر شده است.

ارزیابی‌های خوش‌بینانه پیش‌بینی می‌کنند که بخش عمده، اما نه تمام این عرضه، می‌تواند ظرف چند ماه به بازارهای جهانی بازگردد؛ حتی اگر جنگ میان ایالات متحده و ایران هنوز به پایان نرسیده باشد. ارزیابی‌های بدبینانه‌تر پیش‌بینی می‌کنند که اجتناب از روندی نامتوازن در بهبود منطقه‌ای، همراه با عقب‌گردها و شکست‌های دوره‌ای، تقریباً غیرممکن خواهد بود. این وضعیت می‌تواند چشم‌انداز بازار برای دستیابی به بهبودی کامل در هر بازه زمانی را تضعیف کند.

نتیجه نهایی به عوامل مختلف فنی، تجاری، عملیاتی و ژئوپلیتیکی بستگی خواهد داشت؛ عواملی که می‌توانند سرعت و ماهیت بازگشایی تنگه هرمز را محدود کنند.

بااین‌حال، ارزیابی‌های خوش‌بینانه و بدبینانه عموماً بر این نکته توافق دارند که بازگرداندن جریان انرژی دریایی خلیج فارس، نیازمند اولویت‌بندی دقیق دست‌کم چهار وظیفه حیاتی و وابسته به یکدیگر است: خارج‌کردن کشتی‌های گرفتار، افزایش ورود نفتکش‌ها، ازسرگیری تولید و تعمیر خسارت‌ها. بخش‌هایی از این وظایف را می‌توان به‌طور هم‌زمان مدیریت کرد تا جدول زمانی کلی اجرای آن‌ها فشرده‌تر شود.

بااین‌حال، بخشی از خسارت‌های ناشی از جنگ با ایران که تاکنون وارد شده است، سطح صادرات انرژی منطقه را نه‌فقط برای چند ماه، بلکه برای سال‌ها تحت‌تأثیر قرار خواهد داد.

در حوزه گاز طبیعی مایع‌شده، انتظار می‌رود تعمیر تأسیسات تولیدی شرکت «قطر انرژی» در رأس‌لفان تا پنج سال طول بکشد. تعمیر این خسارت‌ها و دیگر آسیب‌های واردشده بسیار پرهزینه خواهد بود؛ حتی بدون درنظرگرفتن زیان درآمدی ناشی از این خسارت‌ها.

 

Hormuz_Flows_03_Gillispie

 

نقطه‌ای که اجماع درباره انتظارات از روند از سرگیری فعالیت‌ها از میان می‌رود، به خود وظایف مربوط نیست؛ بلکه به چگونگی محاسبه ریسک‌های مداوم و نامشخصی مربوط می‌شود که بر این مأموریت‌ها سایه انداخته‌اند؛ از جمله اینکه چه کسی ممکن است حاضر به پذیرش این ریسک‌ها باشد و این آمادگی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.

حتی اگر بازگشایی تدریجی تنگه هرمز ادامه یابد، مسیرهای امن برای ناوبری در این آبراه همچنان بسیار محدود هستند و تخمین زده می‌شود که هنوز ۸۰ مین در مناطق اصلی ناوبری تنگه باقی مانده باشد.

توافق موقت، ایران را به پاک‌سازی این مین‌ها متعهد می‌کند، اما جدول زمانی و فرایند مربوط به آن همچنان نامشخص است. ادامه این وضعیت به این معناست که صادرات دریایی، دست‌کم در کوتاه‌مدت، بیشتر به مسیرهای جایگزین خروج از خلیج فارس متکی خواهد بود؛ مسیرهایی که به‌طور قابل‌توجهی به ایران یا عمان نزدیک‌تر هستند.

این شرایط، دست‌کم از نظر نظری، نفوذی را که این دو کشور می‌توانند بر جریان تجارت دریایی اعمال کنند، افزایش خواهد داد. در چنین چشم‌اندازی، برخی واردکنندگان سنتی انرژی خلیج فارس، از جمله چین، به‌سرعت برای در اختیار گرفتن عرضه جدید و بازگشتی نفت از منطقه اقدام کرده‌اند. این اقدام، سیگنال‌های تقاضای موردنیاز برای ادامه فرایند ازسرگیری فعالیت‌ها را تقویت می‌کند.

با این‌حال، بسیاری دیگر از خریداران، از جمله هند، ظاهراً همچنان با احتیاط عمل می‌کنند و در حال کاهش ریسک خود هستند. نقشه راه برای ازسرگیری جریان نفت و گاز خلیج فارس نسبتاً ساده است؛ اما چشم‌انداز دستیابی به بهبودی واقعی، به همین اندازه ساده و روشن نیست.

 

بهبود خلیج فارس به همکاری‌ای بستگی دارد که اعضای منطقه مدت‌ها در برابر آن مقاومت کرده‌اند

الیسا ایورز، کارشناس مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا، همکاری‌های امنیتی و فرایند تصمیم‌گیری در حوزه امنیت ملی آمریکا

 

Elisa-Ewers-1

 

خسارت ۵۸ میلیارد دلاری واردشده به تأسیسات نفتی در خلیج فارس را می‌توان با صرف زمان و منابع مالی، تعمیر و ظرفیت‌های آن‌ها را بازسازی یا گسترش داد؛ اما بازسازی اعتماد و اطمینان بسیار دشوارتر خواهد بود.

بهبود وضعیت منطقه پس از جنگ ایالات متحده و ایران، آزمونی میان تمایل ریشه‌دار کشورهای خلیج فارس به رقابت داخلی و بی‌اعتمادی متقابل از یک‌سو و نیاز آن‌ها به همکاری برای حفاظت از منافع راهبردی و اقتصادی مشترک از سوی دیگر خواهد بود.

اگر توافق ترامپ با ایران پابرجا بماند، جدول زمانی بهبود وضعیت از کشوری به کشور دیگر متفاوت خواهد بود. برخی برآوردها در کوتاه‌مدت، بازه زمانی بهبود را حدود شش ماه تعیین کرده‌اند، درحالی‌که برخی دیگر معتقدند روند کامل بازسازی در بلندمدت چندین سال طول خواهد کشید.

کشورهای حوزه خلیج فارس به بسیج سریع سرمایه ادامه خواهند داد و نزدیک به ۴۰ درصد از ثروت ملی جهان را برای کمک به روند بهبود و مقاوم‌سازی خود، به‌ویژه در بخش انرژی، به کار خواهند گرفت.

بااین‌حال، خطوط لوله موجود در منطقه، یا حتی نسخه‌های توسعه‌یافته آن‌ها، لزوماً انتقال فرآورده‌های نفتی حیاتی برای اقتصاد جهانی را تسهیل نمی‌کنند.

احداث زیرساخت‌های لازم برای انتقال این محصولات، نیازمند تلاش گسترده‌ای خواهد بود. در بسیاری از این اقدامات، همکاری میان چند کشور حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه می‌تواند گزینه‌های بیشتر و نتایج بهتری ایجاد کند. بزرگ‌ترین اقدام عربستان سعودی احتمالاً گسترش خطوط و پایانه‌های بندری مرتبط با خط لوله شرق به غرب، موسوم به «پترولاین»، خواهد بود تا امکان انتقال حجم بیشتری از محصولات به دریای سرخ فراهم شود. با این‌حال، عربستان ممکن است گزینه‌هایی را نیز برای گسترش ظرفیت‌های زمینی خود از طریق همکاری با همسایگان بررسی کند؛ از جمله استفاده از مسیر عراق و ترکیه و در مقطعی، حتی سوریه، برای گسترش دسترسی به شرق دریای مدیترانه.

امارات متحده عربی نیز به همین ترتیب نیازمند گسترش خط لوله نفت خام ابوظبی است که از غرب به شرق امتداد دارد. این کشور باید توانایی خود را برای انتقال محصولات از طریق بندر فجیره نیز افزایش دهد. امارات پیش‌تر رسیدگی به خسارت‌های واردشده به برخی پالایشگاه‌ها، بنادر و دیگر زیرساخت‌های خود را آغاز کرده است. این کشور نیز می‌تواند از تعمیق همکاری با همسایگان خود بهره‌مند شود؛ از جمله از طریق استفاده از کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا برای متصل‌کردن زیرساخت‌ها، خطوط لوله و کابل‌های فیبر نوری در سراسر خشکی.

دیگر کشورهای منطقه گزینه‌های کمتری در اختیار دارند. به‌طور مشخص، دست‌کم یک سال و احتمالاً مدت بیشتری طول خواهد کشید تا قطر خسارت‌های واردشده به مجتمع گاز طبیعی مایع‌شده راس‌لفان را تعمیر کند. این شرایط، بازاری محدود برای ۵ درصد از گاز طبیعی جهان و ۲۰ درصد از عرضه جهانی LNG ایجاد خواهد کرد.

بحرین و کویت، همچنین عراق، منابع و مسیرهای کمتری برای کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز خواهند داشت، اما از گزینه‌های موجود استفاده خواهند کرد. این کشورها احتمالاً اکنون باید بر مشکلات سیاسی و عملیاتی اثرگذار بر خط لوله نفت کرکوک–جیهان غلبه کنند.

این مسیر می‌تواند برای دورزدن تنگه هرمز و انتقال نفت عراق مورد استفاده قرار گیرد و با توجه به نیاز به احداث زیرساخت‌های زمینی جدید، شاید به‌طور غیرمنتظره‌ای در آینده به گزینه‌ای برای انتقال نفت کویت نیز تبدیل شود.

در اینجا نیز، گسترش و مقاوم‌سازی زیرساخت‌ها برای پذیرش جریان‌های نفتی از جنوب ضروری خواهد بود.

بحرین نیز برای یافتن مسیرهای جایگزین جهت انتقال محصولات خود، به همکاری با عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیاز خواهد داشت.

بهبود وضعیت منطقه به منابع مالی و تعهدی مستمر نیاز دارد.

بااین‌حال، ایجاد یک شبکه یکپارچه از خطوط راه‌آهن، خطوط لوله و دیگر زیرساخت‌هایی که از میان چندین کشور به سوی دریای سرخ و شرق دریای مدیترانه امتداد یابد، می‌تواند به یکی از پیامدهای بالقوه سازنده این جنگ تبدیل شود.

همان‌طور که دفاع در برابر حملات ایران به‌عنوان یک تلاش مشترک میان شرکای خلیج فارس مطرح شد، بازسازی نیز می‌تواند به تلاشی مشترک تبدیل شود. تحقق این هدف تنها مستلزم فاصله‌گرفتن از تمایلات ریشه‌دار گذشته و ایجاد اراده سیاسی لازم برای همکاری است.

 

بازگشایی هرمز باید نیازهای بشردوستانه را در اولویت قرار دهد

سم ویگرسکی، مشاور پیشین ارشد امور بشردوستانه سفیر آمریکا در سازمان ملل و دارای دو دهه سابقه فعالیت در حوزه امدادرسانی و سیاست‌گذاری

 

0063_Sam-Vigersky-055

 

چند هفته پیش از آنکه ایالات متحده و ایران برای بازگشایی تنگه هرمز به توافق برسند، برنامه جهانی غذا هشداری صریح صادر کرد: حتی اگر مناقشه حل‌وفصل شود، پیامدهای مربوط به گرسنگی تا ماه‌ها ادامه خواهد یافت. اختلال در زنجیره‌های تأمین بشردوستانه، انرژی و بازار کودهای شیمیایی، یک‌شبه برطرف نخواهد شد.

آمارهای جدید این هشدار را تأیید می‌کنند. در حال حاضر، ۴۵ میلیون نفر دیگر به دلیل پیامدهای زنجیره‌ای جنگ با ناامنی غذایی حاد روبه‌رو شده‌اند. این وضعیت شامل افزایش قیمت مواد غذایی و سوخت در محیط‌های بشردوستانه‌ای است که پیش‌تر نیز با سال‌ها کاهش کمک‌های مالی دست‌به‌گریبان بوده‌اند.

خانواده‌ها اکنون بیش از گذشته ناچارند یک وعده غذایی را میان چند نفر تقسیم کنند؛ البته اگر اساساً غذایی برای تقسیم‌کردن وجود داشته باشد. سودان، سودان جنوبی و سومالی در ماه‌های آینده در معرض خطر قحطی قرار دارند.

اگر ایالات متحده و ایران ایجاد یک گذرگاه بشردوستانه از طریق تنگه هرمز را در اولویت قرار دهند، همچنان می‌توان از بدترین پیامدها جلوگیری کرد. برای تحقق این هدف، دو کشور باید به سازمان ملل متحد اجازه دهند بر اساس چند محور مشخص عمل کند.

 

اولویت‌بندی محموله‌های بشردوستانه

نخست، باید به سازمان ملل اجازه داده شود طرح موجود خود را برای اولویت‌بندی محموله‌های عبوری از تنگه هرمز به مقصد کشورهایی که بیشترین آسیب‌پذیری را دارند، فعال کند.

یک کارگروه تحت مدیریت سازمان ملل متحد، به رهبری دفتر خدمات پروژه سازمان ملل و با هماهنگی کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد، موسوم به آنکتاد، سازمان بین‌المللی دریانوردی و اتاق بازرگانی بین‌المللی، در اواخر ماه مارس سازوکاری فنی برای این هدف تدوین کرد. هدف این سازوکار، انتقال کودهای شیمیایی، اوره، گوگرد و آمونیاک از طریق تنگه به کشورهایی است که با بحران‌های بشردوستانه روبه‌رو هستند؛ به‌ویژه کشورهایی در نیمکره شمالی که در میانه فصل کاشت قرار دارند.

 

خروج دریانوردان گرفتار در خلیج فارس

سازمان بین‌المللی دریانوردی مأموریت جداگانه‌ای نیز بر عهده دارد: خارج‌کردن بیش از ۱۱ هزار دریانورد گرفتار در خلیج فارس. این سازمان با همکاری سلطنت عمان، یک کریدور دریایی موقت با دو مسیر مجزا و یک سامانه خروج مرحله‌ای برای کاهش خطر برخورد کشتی‌ها ایجاد کرده است. این عملیات، مستلزم هماهنگی با ایالات متحده، ایران و صنعت دریانوردی است.

در ۲۵ ژوئن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به یک کشتی با پرچم سنگاپور که از مسیر تعیین‌شده سازمان بین‌المللی دریانوردی استفاده می‌کرد، حمله کرد. به گفته یک مقام آمریکایی، سه کشتی دیگر نیز در ۷ ژوئیه از سوی ایران در آب‌های سرزمینی عمان هدف قرار گرفتند. این حوادث، محدودیت توانایی سازمان ملل متحد برای تضمین عبور امن کشتی‌ها را آشکار کرد.

 

انتقال اقلام حیاتی از شهر بشردوستانه دبی

موضوع دیگر، اقلام حیاتی گرفتار در انبارهای «شهر بشردوستانه» دبی است. در این زمینه، سازمان ملل متحد می‌تواند موجودی کالاها را متمرکز کرده و با بخش خصوصی برای تسریع روند ترخیص و انتقال آن‌ها از طریق تنگه هرمز همکاری کند. این اقلام شامل غذا، دارو و تجهیزات سرپناه هستند و در صورت انتقال دریایی، می‌توانند سریع‌تر و با هزینه‌ای کمتر به مقاصد بشردوستانه برسند.

 

لزوم ارائه چشم‌اندازی واحد از سوی سازمان ملل

در نهایت، دبیرکل سازمان ملل متحد باید چشم‌اندازی واحد برای مدیریت این بحران ارائه کند. برنامه جهانی غذا و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، موسوم به فائو، به دلیل ارائه پیش‌بینی‌های به‌موقع خود شایسته تقدیر فراوان هستند، اما نظام گسترده‌تر سازمان ملل متحد در این زمینه کوتاهی کرده است.

از نظر تاریخی، سازمان ملل زمانی بهترین عملکرد را دارد که حمایت‌گری، بسیج منابع، عملیات اجرایی و اراده سیاسی را در قالب یک کارزار واحد با یکدیگر ادغام کند. باید کنفرانسی با حضور کشورهای عضو و با یک دستور کار واحد برگزار شود: اطمینان از اینکه با ازسرگیری ترافیک دریایی، نیازهای بشردوستانه در اولویت قرار گیرند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.