گزارش «شورای آتلانتیک» با بررسی پیامدهای چهار ماه اختلال در عرضه نفت خلیج فارس تأکید می‌کند که بحران تنگه هرمز، آسیب‌پذیری عمیق واردکنندگان آسیایی، نقش حیاتی ذخایر راهبردی، انعطاف‌پذیری شبکه پالایش جهانی و قدرت فزاینده چین در مهار قیمت نفت را آشکار کرده است؛ تحولاتی که می‌تواند مسیر تجارت، ذخیره‌سازی و سرمایه‌گذاری انرژی در جهان را برای سال‌های آینده تغییر دهد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، شورای آتلانتیک نوشت: جنگ در خلیج فارس هنوز به پایان نرسیده است. ایالات متحده در ۷ ژوئیه، پس از چندین حمله ایران به شناورهای در حال عبور از تنگه هرمز، حملاتی هوایی علیه ایران انجام داد و مجوز وزارت خزانه‌داری آمریکا را که فروش نفت ایران را برای مدت ۶۰ روز مجاز کرده بود، به حالت تعلیق درآورد. تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز همچنان پایین‌تر از سطح پیش از جنگ باقی مانده است و هنوز مشخص نیست که آیا این تحولات صرفاً یک اوج‌گیری موقت تنش‌هاست یا اینکه می‌تواند مذاکرات صلح میان ایالات متحده و ایران را از مسیر خود خارج کند. تشدید دوباره تنش‌ها ممکن است افزایش قابل‌توجه صادرات نفت از منطقه خلیج فارس در خاورمیانه طی هفته‌های اخیر را متوقف کند. قیمت نفت نیز در ۷ ژوئیه و پس از حملات آمریکا افزایش یافت.

اگرچه مسیر تحولات در آینده نزدیک نامشخص است، چهار ماه گذشته برای تحلیلگران حوزه انرژی سرشار از اتفاقات غافلگیرکننده بود. اکنون زمان مناسبی است تا درس‌های آموخته‌شده از این دوره و تغییرات ساختاری احتمالی‌ای که ممکن است در پی آن رخ دهد، مورد بررسی قرار گیرد.

 

۱. بحران انرژی در آسیا، در دیگر نقاط جهان تقریباً محسوس نبود

بسته شدن تنگه هرمز، پیش از همه و بیش از همه آسیا را تحت تأثیر قرار داد و دسترسی این منطقه به منابع حیاتی نفت خام، سوخت جت، گاز مایع نفتی یا ال‌پی‌جی و گاز طبیعی مایع را قطع کرد. کشورهایی مانند هند و نپال ناچار شدند گاز مایع نفتی را سهمیه‌بندی کنند، در حالی که سریلانکا و فیلیپین برای کاهش مصرف نفت، سیاست‌های دورکاری را به اجرا گذاشتند.

در مقابل، کشورهای غربی نسبتاً از پیامدهای این بحران در امان ماندند. قیمت بنزین در ایالات متحده افزایش یافت، اما همچنان پایین‌تر از سطح سال ۲۰۲۲ و بسیار پایین‌تر از اوج قیمت‌ها در سال ۲۰۰۸ باقی ماند. قیمت گاز طبیعی در اروپا نیز هرگز به سطوح سرسام‌آوری که پس از آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین مشاهده شد، نزدیک نشد.

واردکنندگان آسیایی احتمالاً از این تجربه به این نتیجه خواهند رسید که در مقایسه با دیگر مناطق جهان، با خطرات به‌مراتب بیشتری روبه‌رو هستند. آنان همچنین ممکن است به این جمع‌بندی برسند که فراوانی منابع انرژی فسیلی در کشورهای غربی، این کشورها را به اتخاذ اقداماتی جسورتر می‌کند که می‌تواند امنیت انرژی کشورهای آسیایی را تضعیف کند.

بر پایه این درس، در مرحله بعد باید انتظار داشت که واردکنندگان نفت و گاز در آسیا، احتمالاً به رهبری ژاپن، همکاری‌های خود و سازوکارهای اشتراک‌گذاری منابع را تقویت کنند.

 

۲. ذخایر، اصلی‌ترین ضربه‌گیر بحران بودند

هنگامی که تولید نفت کاهش یافت و ظرفیت مازاد نیز در دسترس نبود، ذخایر توانستند کمبود عرضه را جبران کنند. آژانس بین‌المللی انرژی، بزرگ‌ترین آزادسازی اضطراری ذخایر نفتی در تاریخ را هماهنگ کرد؛ ایالات متحده مقادیر بی‌سابقه‌ای نفت خام از ذخایر راهبردی نفت خود عرضه کرد و پالایشگاه‌ها نیز با برداشت از ذخایر تجاری، سطح این ذخایر را کاهش دادند.

چه باید انتظار داشت: کشورها برای حفاظت از امنیت انرژی خود، در پی بازسازی ذخایر قدرتمند و قابل‌اتکا خواهند بود. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ممکن است ظرفیت‌های ذخیره‌سازی خود را در خارج از مرزهایشان و در نزدیکی مشتریان آسیایی خود گسترش دهند؛ اقدامی که بر تجربه پیشین آن‌ها در ژاپن، در زمینه ایجاد و مدیریت مشترک ذخایر نفتی، استوار خواهد بود. واردکنندگان بزرگی مانند هند نیز ناچار خواهند شد ایجاد ذخایر راهبردی را جدی بگیرند.

 

۳. نظام پالایش جهانی تاب‌آور است

تاکنون حدود ۱.۲ میلیارد بشکه از عرضه نفت منطقه خلیج فارس در خاورمیانه از دست رفته است که بخش عمده آن را نفت خام متوسط ترش و نفت خام سنگین ترش تشکیل می‌دهد. بسیاری از پالایشگاه‌های آسیایی برای پالایش این نوع نفت‌های خام پیکربندی شده‌اند و به دلیل بازده بالای آن‌ها در تولید فرآورده‌های میان‌تقطیر، مانند گازوئیل و سوخت جت، ارزش زیادی برای این نفت‌ها قائل‌اند.

افزایش شدید قیمت سوخت جت در آسیا طی ماه‌های آوریل و مه، نگرانی‌هایی را درباره افزایش چشمگیر قیمت‌ها و احتمال بروز کمبود سوخت جت در اروپا برانگیخت. بااین‌حال، پالایشگاه‌های آسیایی، با وجود چالش‌های ناشی از کیفیت و نوع نفت خام، توانستند از طریق آزادسازی ذخایر و همچنین دریافت محموله‌های صادراتی از ایالات متحده و دیگر مناطق، منابع جایگزین پیدا کنند.

خوشبختانه این تحولات در فصل کم‌تقاضای بهار، یعنی پیش از آغاز دوره اوج مصرف بنزین در ایالات متحده، رخ داد. در این شرایط، کاهش نرخ فعالیت و حجم خوراک پالایشگاه‌ها، و نه جایگزینی نفت‌های خام، نقش اصلی را در مدیریت بحران ایفا کرد. با وجود این، پالایشگاه‌ها انعطاف‌پذیری چشمگیری از خود نشان دادند.

چه باید انتظار داشت: کشورهایی که به نفت خام متوسط ترش و سنگین وابسته‌اند، ممکن است برای کاهش وابستگی خود به گریدهای نفت خام خاورمیانه تلاش کنند. بااین‌حال، تغییر پیکربندی پالایشگاه‌ها به دلیل هزینه‌های بالای آن، همچنان گزینه‌ای دشوار و چالش‌برانگیز خواهد بود.

 

۴. شوک عرضه، جایگاه چین را به‌عنوان «مصرف‌کننده تعدیل‌کننده» جهان تثبیت کرد

واردات نفت خام چین در ماه مه به ۷.۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که پایین‌ترین میزان در بیش از هشت سال گذشته بود. برآورد می‌شود چین بین ۱.۱ تا ۱.۳ میلیارد بشکه نفت خام ذخیره کرده باشد و برداشت از موجودی‌های تجاری نیز ممکن است نقشی جزئی در این زمینه ایفا کرده باشد. اما چین هم‌زمان صادرات فرآورده‌های پالایش‌شده را محدود کرد، نرخ فعالیت پالایشگاه‌های خود را کاهش داد و به‌جای تولید محصولات شیمیایی، تأمین سوخت‌های مورد نیاز بخش حمل‌ونقل را در اولویت قرار داد.

چند پیام اساسی و مهم از این تحولات به دست می‌آید. ذخایر فراوان نفتی اکنون به چین امکان می‌دهد هنگامی که قیمت نفت بالاست، واردات نفت خام را کاهش دهد و صادرات فرآورده‌های نفتی را محدود کند و زمانی که قیمت‌ها پایین است، به انباشت نفت خام بپردازد. به این ترتیب، بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان عملاً دامنه‌ای برای مهار نوسان قیمت نفت ایجاد کرده است.

همچنین ممکن است تقاضای بنیادی و واقعی چین، به دلیل سال‌ها انباشت ذخایر نفتی، کمتر از آن چیزی باشد که در ظاهر به نظر می‌رسد. افزون بر این، تحول سریع الگوی مصرف انرژی در چین، با گسترش خودروهای برقی و شبکه راه‌آهن پرسرعت، نشان می‌دهد که این کشور می‌تواند اختلال در عرضه نفت را با تأثیر محدود بر فعالیت‌های اقتصادی خود تحمل کند.

چه باید انتظار داشت: بازار با حساسیت و دقت فراوان، حجم واردات نفت خام چین در ماه‌های ژوئن و ژوئیه را دنبال خواهد کرد. تشخیص و تفسیر میزان افزایش ذخایر و برداشت از موجودی‌های نفتی چین نیز همچنان یکی از چالش‌های اصلی معامله‌گران و تحلیلگران باقی خواهد ماند.

 

۵. تولیدکنندگان نیم‌کره غربی اکنون برای تأمین امنیت انرژی ضروری‌اند

سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، خود را تضمین‌کننده ثبات بازار نفت می‌داند؛ نهادی که از بازار در برابر چرخه‌های پرنوسان رونق و رکود محافظت می‌کند و ظرفیت مازاد تولید را حفظ می‌کند. اما با بسته شدن تنگه هرمز، ظرفیت مازاد تولیدی که در عربستان سعودی و امارات متحده عربی متمرکز بود، دیگر قابل دسترسی نبود و سهمیه‌ها و تخصیص‌های تولید اوپک بی‌معنا به نظر می‌رسید.

افزایش صادرات نفت از ایالات متحده به پر کردن شکاف فوری ایجادشده در عرضه کمک کرد. هیچ منطقه‌ای نمی‌تواند جایگزین حجم عظیم تولید، ذخایر گسترده و هزینه‌های پایین تولید نفت در منطقه خلیج فارس در خاورمیانه شود؛ بااین‌حال، عرضه کشورهای غیرعضو اوپک به بازار کمک کرد تا چهار ماه اختلال در عرضه را جذب و تحمل کند.

چه باید انتظار داشت: در بلندمدت، کشورهایی که به دنبال کاهش میزان آسیب‌پذیری خود در برابر گلوگاه‌های راهبردی خاورمیانه هستند، ممکن است موجب تقویت فعالیت‌های جدید اکتشاف و تولید نفت و گاز در آمریکای لاتین، آفریقای جنوب صحرا و شمال آفریقا شوند.

 

نتیجه‌گیری

این شوک عرضه، هم تعدیل‌ها و سازگاری‌های کوتاه‌مدت و هم تغییرات ساختاری بلندمدت را به همراه داشت و ممکن است تفکیک این دو از یکدیگر مدتی زمان ببرد. بااین‌حال، این شوک تاکنون برخی منابع شگفت‌انگیز و غیرمنتظره تاب‌آوری را آشکار کرده است.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.