فایننشال تایمز در گزارشی تحلیلی مینویسد مجموعهای از تصمیمهای متناقض واشنگتن، از حملات نظامی به ایران تا امضای توافقی موقت با تهران، نهتنها متحدان عرب آمریکا را در معرض پیامدهای جنگ قرار داده، بلکه آنان را بهسوی تنشزدایی با ایران و بازتعریف مناسبات امنیتی خود سوق داده است. به نوشته این روزنامه، رقابت درون دولت آمریکا، محاسبات سیاسی بنیامین نتانیاهو و اعتمادبهنفس فزاینده تهران، منطقه را در آستانه تابستانی طولانی از «تشدید کنترلشده» قرار داده است؛ مسیری لغزنده که میتواند بار دیگر به درگیری گسترده منتهی شود.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، فایننشال تایمز نوشت: در اواخر دهه ۱۹۵۰، جمال عبدالناصر، رئیسجمهور مصر، در سخنی طعنهآمیز به مایلز کوپلند، مأمور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، گفت: «نبوغ شما آمریکاییها در این است که هرگز دست به اقدامات احمقانه روشن و سرراست نمیزنید؛ بلکه فقط اقدامات احمقانه پیچیده انجام میدهید.»
این سخنان در دورانی بیان شد که هنوز آمریکا، در مقایسه با قدرتهای استعمارگر پیشین اروپا، تا اندازهای خیرخواهتر تلقی میشد. بااینحال، این سرمایه سیاسی بهزودی بر باد رفت؛ زیرا ایالات متحده که از گسترش کمونیسم بیم داشت، درصدد مهار ملیگرایی بومی در خاورمیانه برآمد، اما در نهایت برخی کشورها را بیش از پیش به اتحاد جماهیر شوروی نزدیک کرد. ناصر میگفت اقدامات احمقانه آمریکا مردم را وادار میکرد «به این احتمال فکر کنند که شاید نکتهای وجود دارد که ما از آن غافل ماندهایم».
هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه آیتالله سید علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، را ترور کردند، بسیاری در منطقه به احتمال وجود یک طرح کلان جدید اندیشیدند. کشورهای خلیج فارس پیشتر درباره آغاز جنگ به واشنگتن هشدار داده و تأکید کرده بودند که چنین جنگی آنها را به خطر خواهد انداخت و عملاً به بستهشدن تنگه هرمز منجر خواهد شد؛ رخدادی که پیامدهای شدیدی هم برای ایالات متحده و هم برای اقتصاد جهانی به همراه خواهد داشت. عربستان سعودی از دهه ۱۹۹۰ به آمریکا هشدار داده بود که نباید جنگی علیه ایران آغاز کند، مگر آنکه بتواند سرنگونی نظام جمهوری اسلامی را تضمین کند.
اما هنگامی که عملیات به اصطلاح «خشم حماسی» آغاز شد، یکی از مقامهای ارشد عرب به فایننشال تایمز گفت که بیتردید در پس نمایش آتشین حملات موشکی، اقداماتی برای تسریع تغییر نظام در جریان بوده است؛ هرچند او نمیتوانست برآورد کند که این تلاشها تا چه اندازه سازمانیافته بودهاند یا چه میزان منابع در اختیار داشتهاند.
در عوض، متحدان آمریکا در خلیج فارس در برابر خشم ایران و بیکفایتی ایالات متحده بیپناه رها شدند.
حامیان جنگ استدلال خواهند کرد که خود کارزار نظامی بهخوبی اجرا شد و نیروهای آمریکایی و اسرائیلی، بدون توسل به تهاجم زمینی، حداکثر میزان ممکن از توانمندیهای ایران را تضعیف کردند و راه را برای دیپلماسی قدرتمند و جدی هموار ساختند. بااینحال، ایالات متحده ماه گذشته یادداشت تفاهمی با شروطی بسیار مطلوب برای ایران امضا کرد. کشورهای خلیج فارس که به جنگی کشانده شده بودند که خواهان آن نبودند، ناچار شدند پیامدهای یک توافق موقت نامطلوب را مهار کنند؛ توافقی که نگرانیهای امنیتی آنها، از جمله موشکهای بالستیک و شبهنظامیان نیابتی، را نادیده گرفته بود.
از آن زمان تاکنون، کشورهای خلیج فارس برای جبران فقدان برنامهریزی راهبردی، بهشدت در حال موازنهگری و پوششدادن ریسکهای خود بودهاند. در مورد عربستان سعودی، این رویکرد به معنای حفظ روابط با ترامپ و درعینحال محدودکردن بخشی از آزادی عمل نظامی واشنگتن است. امارات متحده عربی و عربستان سعودی هر دو در تلاشاند با ایران به تنشزدایی دست یابند؛ درحالیکه امارات همزمان همکاریهای امنیتی خود با اسرائیل را نیز تعمیق میبخشد.
کمتر از یک ماه پس از امضای یادداشت تفاهم، به نظر میرسد ایران که احساس پیروزی میکند، در حال زیادهروی است؛ وضعیتی که تا حدی از آنجا ناشی میشود که تهران به اقدامات سردرگمکننده آمریکا نگاه میکند و از خود میپرسد چه نکتهای ممکن است از نظرش پنهان مانده باشد. حتی یکی از نمایندگان مجلس ایران گفت که آمریکا بهطور هدفمند در حال پیشبردن مسیرهایی موازی است تا ایران را از هرگونه اهرم فشار محروم کند.
روز چهارشنبه، پس از آنکه ایران کشتیهای در حال عبور از تنگه هرمز را هدف قرار داد، ترامپ رهبران ایران را «افرادی بیمار» خواند. وزارت خزانهداری آمریکا معافیتهای تحریمیای را که به ایران اجازه میداد بهمدت ۶۰ روز نفت بفروشد، لغو کرد و ارتش ایالات متحده نیز ۹۰ حمله علیه ایران انجام داد. این حملات شامل هدفقرارگرفتن یک پل و یک خط راهآهن در شمال ایران نیز بود؛ مسیری زمینی که برای تجارت با چین و روسیه مورد استفاده قرار میگیرد.
ترامپ اکنون اعلام کرده است که آتشبس پایان یافته و کشورهای خلیج فارس نیز بار دیگر بهشدت از ایران خشمگین شدهاند. ممکن است گفتوگوهای بیشتری انجام شود، اما حملات بیشتری نیز در راه خواهد بود. این وضعیت به سود بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، است؛ تنها بازیگر این صحنه که اقداماتش روشن و صریح است. برای نتانیاهو، ادامه جنگ ضرورتی برای بقای سیاسی به شمار میرود و او همچنان امیدوار است که توان مقاومت و ماندگاری حکومت ایران پایانناپذیر نباشد.
افراد اندکی در واشنگتن، تهران یا جهان عرب خواهان بازگشت به جنگی تمامعیار هستند. بااینحال، به نظر میرسد منطقه در آستانه تابستانی طولانی و داغ، همراه با تشدید حسابشده تنشها قرار دارد؛ مسیری لغزنده بهسوی شعلهورشدن یک درگیری گسترده که احتمالاً تا زمان برگزاری انتخابات اسرائیل در ماه اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر ادامه خواهد یافت.