المانیتور در گزارشی نوشت امارات پس از جنگ ۲۰۲۶ و آشکار شدن آسیب‌پذیری پادشاهی‌های خلیج فارس در برابر بحران تنگه هرمز، به‌دنبال بازآرایی مسیرهای ترانزیتی منطقه است؛ طرحی که با اتصال بندر خلیفه ابوظبی به بندر ام‌قصر عراق و بنادر مدیترانه‌ای سوریه، می‌کوشد یک کریدور زمینی ـ دریایی تازه ایجاد کند. به نوشته این گزارش، این پروژه اگرچه می‌تواند بخشی از وابستگی خلیج فارس به آبراه‌های پرریسک را کاهش دهد، اما با موانع جدی از جمله ناامنی در سوریه، پیچیدگی‌های سیاسی بغداد، نفوذ گروه‌های نزدیک به ایران و حملات رژیم صهیونیستی روبه‌روست.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، تحلیل جک داتون در نشریه «المانیتور» به بررسی ابعاد پروژه لجستیکی بلندپروازانه‌ای می‌پردازد که فرضیات سنتی ترانزیت در خاورمیانه را به چالش می‌کشد. نشست ۲۶ ژوئن میان هیئت اماراتی، با حضور هلدینگ AD Ports، و مقامات ارشد دمشق برای اتصال بنادر مدیترانه‌ای سوریه، مانند لاذقیه و طرطوس، به بندر ام‌قصر عراق و بندر خلیفه ابوظبی، نشان‌دهنده تغییر جهت ملموس امارات از سرمایه‌گذاری صرف به سمت خلق مسیرهای ترانزیتی مصون از نفوذ ایران است.

این ابرپروژه که شامل ساخت یک هاب لجستیکی و بندر خشک در معبر استراتژیک «التنف» است، دکترین اقتصادی شورای همکاری خلیج فارس را در پساجنگ با دگرگونی بنیادین مواجه خواهد ساخت.

 

داتون محرک اصلی این چرخش ژئوپلیتیک را در سه لایه تبیین می‌کند:

 

یک: بی‌اثر کردن تنگه هرمز و سقوط دکترین پدافندی آمریکا

عمر اوزکیزیلجیک، پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک، معتقد است نبرد چهارماهه هرمز ثابت کرد که پادشاهی‌های خلیج فارس تا چه حد در برابر انسداد شریان‌های دریایی توسط تهران آسیب‌پذیر هستند. عجز مطلق ارتش آمریکا در بازگشایی فیزیکی تنگه و ناتوانی سنتکام در تأمین امنیت کامل کشتی‌ها، اعضا را متقاعد ساخته که یافتن مسیرهای کمربندی زمینی به سمت اروپا، یک «ضرورت حیاتی برای بقا» است. سوریه، با توجه به سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ و روی کار آمدن ساختار جدید، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به این هاب زمینی ـ دریایی دارد. این طرح در امتداد امتیاز ۳۰ ساله و ۸۰۰ میلیون دلاری شرکت بنادر دبی، DP World، برای توسعه بندر طرطوس در ژوئیه ۲۰۲۵ است که عمق استراتژیک امارات را تا شرق مدیترانه گسترش می‌دهد.

 

دو: گاردریل‌های ژئوپلیتیک؛ از تله بوروکراسی بغداد تا سایه حملات رژیم صهیونیستی

محمد سلیمان، پژوهشگر ارشد میدل‌ایست‌آی، معتقد است جغرافیا به‌تنهایی موفقیت کریدور را تضمین نمی‌کند. ساختار این مسیر با سه چالش فلج‌کننده روبه‌روست:

نخست، ویرانی مادی ناشی از ۱۳ سال جنگ داخلی سوریه که بانک جهانی خسارت آن را ۲۱۶ میلیارد دلار برآورد کرده است.

دوم، تله بوروکراسی و پویایی‌های سیاسی در بغداد که به‌عنوان حلقه اتصال میانی عمل می‌کند. حضور گروه‌های نیابتی متمایل به تهران، مانند کتائب حزب‌الله، که با بدبینی به دولت جدید دمشق می‌نگرند، یک سد امنیتی جدی است.

سوم، استمرار دکترین حملات پیشگیرانه هوایی رژیم صهیونیستی در خاک سوریه است. اوزکیزیلجیک این وضعیت را به «مسئله مرغ و تخم‌مرغ» تشبیه می‌کند؛ تزریق سرمایه اماراتی ممکن است فشار دیپلماتیک بر تل‌آویو را برای توقف حملات افزایش دهد، اما حملات جاری نیز هم‌زمان سرمایه‌گذاران را فراری می‌دهد.

 

 سه: ترازنامه پساجنگ؛ از فاز دست دادن تا فاز مهندسی مادی

سلیمان نتیجه می‌گیرد که سوریه برای تبدیل این توافق به واقعیت، باید دکترین بوروکراتیک و نهادهای مالی خود را اصلاح کرده و با سیستم بانکداری بین‌المللی ادغام شود؛ در غیر این صورت، پروژه در حد لفاظی‌های سیاسی باقی خواهد ماند. چالش واقعی امروز، عبور از فاز «دست دادن‌های دیپلماتیک» به فاز «تزریق نقدینگی و عملیات عمرانی» در زمین است. از سوی دیگر، به دلیل هزینه‌های سرسام‌آور مادی جنگ با ایران، امارات ممکن است ناگزیر به اولویت‌بندی مجدد یا تعلیق موقت برخی فازهای این مگاپروژه شود؛ روندی که سرعت خروج منطقه از وابستگی به تنگه هرمز را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.