تحلیل فارن پالیسی نشان می‌دهد اگرچه توافق ایران و آمریکا به‌طور رسمی راه را برای بازگشایی تنگه هرمز هموار کرده است، اما ابهام در مفاد توافق، نگرانی درباره مین‌های دریایی و احتمال اعمال رژیم جدید عوارض توسط تهران، همچنان آینده یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را در هاله‌ای از تردید قرار داده است؛ وضعیتی که صنعت کشتیرانی و بازارهای جهانی را از بازگشت کامل به شرایط پیش از جنگ بازداشته است.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، فارن پالیسی نوشت: بسته شدن چند ماهه تنگه هرمز - که یک پنجم نفت مصرفی روزانه جهان از آن می‌گذرد - بزرگترین دلیلی بود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، را برای صلح با ایران مشتاق کرده بود. اما با وجود اینکه تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای که هر دو کشور امضاء کرده‌اند شامل عباراتی درباره بازگشایی تنگه و از سرگیری ترافیک کشتیرانی دوران پیش از جنگ است، این عبارات بسیار مبهم هستند. هنوز مشخص نیست که ترددهای عادی در یکی از مهم‌ترین نقاط استراتژیک جهان چه زمانی از سر گرفته می‌شود و مخاطرات همچنان بالاست: قیمت نفت از اوج دوران جنگ فاصله زیادی گرفته، اما به دلیل کاهش ذخایر و تعلل نفتکش‌ها، همچنان چسبندگی دارد و احتمالاً به همین منوال باقی خواهد ماند.

با خود تفاهم‌نامه شروع کنیم. دو ماده اصلی وجود دارد که به تنگه و کشتیرانی می‌پردازد. ماده مهم، ماده ۵ است که می‌گوید با امضای این تفاهم‌نامه، ایران «تمام تلاش خود را برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری بدون دریافت هزینه، تنها به مدت ۶۰ روز به کار خواهد بست.» سپس موضوع گیج‌کننده می‌شود. این ماده ادامه می‌دهد: «ترافیک کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با در نظر گرفتن نیاز به رفع موانع فنی و نظامی و مین‌روبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد.»

و رژیم ترافیکی آینده در تنگه چگونه خواهد بود؟ دولت ترامپ همواره اصرار داشته که هرمز به وضعیت کاملاً آزاد و باز بازگردد، در حالی که تهران قبلاً نهاد کاملی را برای مدیریت عوارض ترانزیت ایجاد کرده و قصد دارد بخشی از درآمد آن را صراحتاً به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اختصاص دهد. اما این چیزی نیست که در تفاهم‌نامه آمده است. ماده ۵ در پایان می‌گوید: «ایران با سلطنت عمان برای تعیین مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز در گفت و گو با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس در راستای حقوق بین‌الملل قابل اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفت و گو خواهد کرد.»

به نظر می‌رسد این بند نشان می‌دهد که هرگونه عملیات مین‌روبی - و انجمن‌های بزرگ کشتیرانی متقاعد شده‌اند که ایران تعدادی مین در کانال اصلی هرمز کار گذاشته است - بر عهده ایران است، حتی با وجود اینکه ایالات متحده و کشورهای اروپایی توانایی‌هایی در زمینه مین‌روبی دارند. همچنین به نظر می‌رسد تفاهم‌نامه اشاره دارد که مین‌روبی کاری یک‌ماهه است، در حالی که وزارت دفاع آمریکا به کنگره اعلام کرده بود که این کار ممکن است شش ماه طول بکشد. همچنین به نظر می‌رسد تفاهم‌نامه حاکی از آن است که ایران اجازه عبور بدون عوارض از هرمز را در طول ۶۰ روز مذاکرات بعدی خواهد داد، اما پس از آن ممکن است به دنبال ایجاد یک رژیم ترانزیتی جدید و متفاوت باشد.

این دو موضوع - مین‌ها و عوارض - همان چیزی است که شرکت‌های بزرگ کشتیرانی را نگران کرده است. یاکوب لارسن، مدیر ارشد ایمنی و امنیت در شورای بین‌المللی دریایی و بالتیک (بیمکو)، در بیانیه‌ای در ۱۸ ژوئن گفت: «بخش مرکزی تنگه مین‌گذاری شده و غیرقابل کشتیرانی است و گفته می‌شود تنها مناطق ترافیکی ساحلی نزدیک به عمان و ایران از مین پاکسازی شده‌اند. به دلیل خطر ازدحام و حوادث ناوبری در مناطق ترافیکی ساحلی، ما همچنان عبور کشتی‌ها در این مقطع را پرخطر می‌دانیم.» انجمن بین‌المللی مالکان مستقل نفتکش (اینترتانکو) نیز در بیانیه‌ای در ۱۸ ژوئن اعلام کرد: «خواستار شفاف‌سازی فوری در مورد گام‌های عملی مورد نیاز برای حمایت از عبور ایمن کشتی‌ها از تنگه هرمز هستیم.»

در حالی که این گروه از توافق آمریکا و ایران استقبال کرد، افزود که «مالکان کشتی‌ها به اطمینان در مورد گام‌های عملی برای تضمین ایمنی ناوبری و امنیت دریانوردان نیاز دارند.»

آینده تردد در این تنگه - اینکه آیا به عبور واقعاً آزاد بازمی‌گردد یا اینکه ایران در نهایت نوعی باجه عوارض ایجاد می‌کند - نگرانی دیگر شرکت‌های بزرگ کشتیرانی است. فیلیپ بلچر، مدیر دریایی اینترتانکو، در همان بیانیه گفت: «ماده ۵ تفاهم‌نامه بیان می‌کند که هیچ عوارضی برای ۶۰ روز اول دریافت نخواهد شد؛ با این حال، آینده نامشخص است و پس از گفت و گو با عمان و بحث با کشورهای حوزه خلیج فارس توسط ایران تعیین خواهد شد.»

وی افزود: «نتیجه نهایی این گفت و گوها باید تقویت اصل محوری باشد که تنگه هرمز باید مطابق با کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل، عاری از هرگونه عوارض و برای همه باز بماند.» اگر قانون دریاها (که نه ایالات متحده و نه ایران هرگز آن را تصویب نکردند) یا حتی کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۵۸ در همین زمینه، حرف آخر را بزنند، پاسخ کاملاً روشن به نظر می‌رسد.

کریستینا سیگ، کارشناس حقوق دریایی در دانشگاه آلبورگ دانمارک، گفت: «وقتی یک آبراه باریک دارید، این یک تنگه بین‌المللی است و همه باید بتوانند بدون هیچ مانعی از آن عبور کنند.» او با یادآوری اینکه دانمارک در اواسط قرن نوزدهم، مدت‌ها پیش از معاهدات بین‌المللی که آن را الزامی کرد، عوارض را در تنگه دانمارک حذف کرد، گفت: «کشورهای ساحلی می‌توانند مقرراتی وضع کنند، اما نمی‌توانند هزینه‌ای دریافت کنند.» (او خاطرنشان کرد که همین ممنوعیت‌ها در مورد برنامه‌های گزارش‌شده دولت ترامپ برای دریافت هزینه جهت عبور سریع و اسکورت‌شده از هرمز نیز صدق می‌کند. او گفت: «نه، نه، نه، نه، نه، این قانونی نیست.»)

با این وجود، حتی پیش از امضای تفاهم‌نامه، بخشی از ترافیک در حال ورود، خروج و حرکت به سمت تنگه هرمز بود. طبق گزارش شرکت اطلاعات دریایی «ویندوارد»، روز چهارشنبه حدود ۲۶ کشتی از تنگه عبور کردند که ترافیک به طور مساوی بین سفرهای ورودی و خروجی تقسیم شده بود. البته، تنها حدود یک‌سوم کشتی‌ها نفتکش بودند و این تعداد هنوز تنها بخشی از ترافیک پیش از جنگ در هرمز را نشان می‌دهد، اما این میزان از هر زمان دیگری از روزهای نخست جنگ شلوغ‌تر است. (دو‌سوم دیگر ترکیبی از کشتی‌های باری و فله‌بر بودند.)

نشانه‌های دیگری نیز وجود دارد. گزارش شده است که نفتکش‌های سعودی در خارج از تنگه ظاهر شده‌اند و نفت را از مخازن ذخیره به مشتریان در آسیا می‌رسانند. نفتکش‌های قطری که برای حمل گاز طبیعی مایع ساخته شده‌اند، پس از ماه‌ها وقفه ناشی از جنگ، در حال بازگشت به خلیج فارس برای بارگیری و از سرگیری صادرات هستند. و نفتکش‌های ایرانی که به طور منظم از محاصره آمریکا عبور می‌کردند، اکنون آزادند که به این کار ادامه دهند، چرا که ارتش آمریکا روز پنجشنبه اعلام کرد که محاصره لغو شده است. اما برای اینکه ترافیک به سطحی مشابه پیش از جنگ بازگردد، زمانی که بیش از ۱۰۰ کشتی هر روز از تنگه عبور می‌کردند، مالکان کشتی‌ها تأکید می‌کنند که مهم‌ترین مسأله، بازگرداندن اعتماد کامل به کانال عمیق، منظم و دوطرفه در وسط تنگه است، به جای تکیه بر کانال‌های باریک، دشوار و با ترافیک محدود در حاشیه سواحل عمان و ایران که در حال حاضر به عنوان سوپاپ اطمینان برای خلیج فارس عمل می‌کنند.

اینترتانکو خاطرنشان کرد: «اگر ۵۵۰ کشتی قصد خروج داشته باشند و احتمالاً ۶۰ کشتی در روز بخواهند از تنگه هرمز عبور کنند، مسیرهای موجود برای مدیریت این حجم کافی نیست.» لارسن از بیمکو در بیانیه روز پنجشنبه گفت: «کشتی‌های گرفتار در خلیج فارس به محض اینکه شرایط ایمن باشد، مشتاق خروج خواهند بود، اما این کار باید به دلیل ماهیت محدود تنگه، به شیوه‌ای هماهنگ انجام شود.»

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.