تحلیل نیویورکتایمز نشان میدهد جنگ ۲۰۲۶، اعتماد پادشاهیهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا را بهشدت متزلزل کرده است؛ جایی که عبور موشکها و پهپادهای ایران از سامانههای پدافندی سنتکام و آسیب به زیرساختهای حیاتی، این پرسش را برای دولتهای عربی جدیتر کرده که آیا وقت عبور از وابستگی امنیتی به واشینگتن و حرکت بهسوی زرادخانههای بومی و شرکای تازه فرا نرسیده است؟
به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل نیویورکتایمز به کالبدشکافی یک بحران بیاعتمادی عمیق در دوران پساجنگ میپردازد: «بازنگری پادشاهیهای خلیج فارس در دکترین اتکای سنتی به چتر امنیتی آمریکا». این گزارش استدلال میکند که اگرچه اعلام توافق مقدماتی میان واشینگتن و تهران پالس آرامش موقتی را به بازار تزریق کرده است، اما ناتوانی واشینگتن در حفاظت از زیرساختهای حیاتی کشورهای عربی در برابر باران موشکی چهارماهه ایران، این باور را تثبیت کرده که تضمینهای امنیتی کاخ سفید دیگر اعتبار سابق را ندارند.
نویسنده ابعاد این بحران پساجنگ را در سه محور ساختاری ارزیابی میکند:
۱. شکست دکترین پدافندی و آمادگی سنتکام
در جریان جنگ ۲۰۲۶، عبور موفق پهپادها و موشکهای ایران از سامانههای پدافندی گرانقیمت آمریکایی و اصابت به دیتاسنترها، هتلها و بنادر در بحرین، قطر، امارات و کویت، شوک سختی به پادشاهیهای سنی وارد کرد. از سوی دیگر، بیبرنامگی مطلق ارتش آمریکا در برابر تاکتیک ایران برای انسداد کامل تنگه هرمز، عریانکننده مرزهای قدرت سخت واشینگتن بود.
«صنم وکیل»، مدیر دپارتمان خاورمیانه در چتمهاوس، معتقد است این ناکامی، روند «تنوعبخشی دفاعی کشورهای عربی» به سمت اروپا و آسیا را که از سال ۲۰۲۴ آغاز شده بود، تا چند برابر شتاب خواهد بخشید.
۲. تلاش مخفیانه برای عبور از وابستگی
دو مقام ارشد عربی در گفتوگو با نیویورکتایمز صراحتاً فاش کردند که دولتهایشان مذاکراتی جدی را برای «کاهش وابستگی استراتژیک به آمریکا» آغاز کردهاند.
البته به دلیل استقرار هزاران سرباز آمریکایی در پایگاههای العدید، ناوگان پنجم بحرین و کویت، کشورهای عربی فعلاً شرکای جدید را از میان فهرست پایتختهای مورد تأیید واشینگتن، مانند سئول و لندن، انتخاب خواهند کرد تا موجب خشم ترامپ نشوند.
۳. دکترین «خودیاری» و الگوبرداری از ساختار بومی ایران
«بدر السیف»، استاد دانشگاه کویت، معتقد است کشورهای عربی باید دکترین امنیتی خود را تغییر دهند: «ایران زیر بار سنگینترین تحریمها، ساختار دفاع ملی و بومی خود را توسعه داد؛ ما که ثروت و دانش فنی بیشتری داریم، چرا نباید همین کار را بکنیم؟»
السیف تأکید میکند که شورای همکاری خلیج فارس باید با کنار گذاشتن رقابتهای صامت درونی، بهویژه میان ریاض و ابوظبی، به سمت یکپارچهسازی خرید تسلیحات بر اساس مصلحت کل منطقه حرکت کند.
در نهایت، این تحلیل نتیجه میگیرد که خلیج فارسِ پساجنگ ۲۰۲۶ در یک دوقطبی روانشناختی به سر میبرد؛ سران عرب گرچه خوشحالند که موقتاً سایه موشکهای ایران از آسمان تجارت و دیتاسنترهایشان کنار رفته است، اما بهخوبی میدانند که حاکمیت ملی خود را بر روی چتر سوراخ سنتکام بنا کردهاند؛ واقعیتی که آنها را ناگزیر میسازد پیش از اشتعال مجدد بحران، فکری به حال زرادخانههای بومی خود کنند.