خروج ناگهانی امارات از اوپک، فراتر از یک تصمیم نفتی، نشانه آشکار گسست در محور سنتی ریاض–ابوظبی و آغاز مرحلهای پرهزینه برای عربستان است؛ مرحلهای که در آن ریاض باید هم از کف قیمت نفت دفاع کند، هم پیامدهای رقابت امارات در بازار انرژی و ژئوپلیتیک خلیج فارس را مدیریت کند و هم از مگاپروژههای «چشمانداز ۲۰۳۰» در برابر افزایش ریسکهای مالی و منطقهای محافظت کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل مؤسسه امنیت و اطلاعات بلومزبری، به کالبدشکافی یک زلزله بزرگ در بازار انرژی و ژئوپلیتیک خلیج فارس میپردازد: «خروج ناگهانی امارات از اوپک از اول مه ۲۰۲۶».
این گزارش استدلال میکند که این تصمیم، نماد علنی فروپاشی ائتلاف سنتی ریاض ـ ابوظبی است؛ ائتلافی که عربستان را از مهمترین شریک کارتل نفتیاش محروم میکند.
این گسست، نهتنها اعتبار نهادی اوپک را مخدوش میکند، بلکه محیط سرمایهگذاری لازم برای مگاپروژههای «چشمانداز ۲۰۳۰» سعودی را به شدت به مخاطره میاندازد.
این گسست بیسابقه، حاصل زنجیرهای از تنشهای نظامی و اقتصادی پنهان در اوایل سال ۲۰۲۶ است:
۱. برخورد نظامی در یمن
حملات هوایی ارتش سعودی به کاروان نظامی امارات در یمن، ضربهای بیسابقه به این اتحاد قدیمی بود که در نهایت منجر به انحلال «شورای انتقالی جنوب»؛ STC، بازوی پروکسی ابوظبی، شد.
۲. شکاف قیمت سربرآوردن نفت
قیمت نفت سر به سر مصونیت بودجهای برای امارات حدود ۴۹ دلار در بشکه است، در حالی که این رقم برای عربستان سعودی به ۹۰ دلار میرسد.
این تفاوت فاحش، نشاندهنده تنوع اقتصادی عمیقتر امارات و کلافگی شرکت «ادنوک» از محدودیتهای سهمیهبندی اوپک برای طرحهای توسعهاش بود.
نویسنده معتقد است خروج امارات، که ۱۲ درصد کل تولید اوپک را در اختیار داشت، بار سنگینی را بر دوش ریاض میگذارد.
اکنون عربستان، به عنوان تنها تولیدکننده بزرگ دارای ظرفیت مازاد، مجبور است برای دفاع از کف قیمت ۹۰ دلاری خود، تولیدش را کاهش دهد تا افزایش تولید آزادانه امارات را جذب کند؛ امری که منطق جلسات پساجنگ اوپکپلاس را تغییر میدهد.
از سوی دیگر، ابوظبی با خروج از این کارتل، که در واشینگتن به عنوان حامی درآمدهای نفتی روسیه دیده میشود، در حال خریدن حسن نیت سیاسی و امنیتی آمریکاست تا خود را به عنوان «متحد ترجیحی ترامپ» در خلیج فارس جا بیندازد.
در نهایت، نویسنده پیشبینی میکند که در کوتاهمدت و میانمدت، رقابت دو کشور در زیرساختهای بندری دریای سرخ و شاخ آفریقا تشدید خواهد شد.
افزایش ریسکهای منطقهای ناشی از این رقابت علنی، در سایه جنگ جاری با ایران، هزینههای فاینانس مگاپروژههایی مانند نئوم را افزایش داده و آنها را با تأخیر مواجه میکند.
در درازمدت، اگرچه هراس مشترک از ایران مانع از برخورد نظامی مستقیم ریاض و ابوظبی میشود، اما یک «رقابت ساختاری موازی» بر خلیج فارس سایه خواهد انداخت؛ جایی که دو برادر سابق، برای جلب حمایت واشینگتن و هژمونی بر شریانهای تجاری، روبهروی هم خواهند ایستاد.