نویسندگان مقاله جدید نشریه فارنافرز میگویند جنگ نه حکومت ایران را سرنگون کرد، نه برنامه موشکی آن را از بین برد و نه تنگه هرمز را باز کرد. در مقابل، ایران نشان داد همچنان توان تحمل جنگ، حفظ ساختار حکومت و اعمال فشار بر بازار انرژی جهان را دارد. بسته شدن تنگه هرمز روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت را از بازار جهانی حذف کرده و بحران انرژی را تشدید کرده است.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، مقالهای در مجله «فارنافرز» با عنوان «کمهزینهترین گزینه بد ترامپ در ایران»، نوشته جنیفر کاوانا و رزماری کلانیک، استدلال میکند که آمریکا پس از جنگ با ایران در موقعیتی ضعیفتر از قبل قرار گرفته و اکنون تقریباً همه گزینههای پیش روی دونالد ترامپ پرهزینه و خطرناک هستند.
نویسندگان میگویند جنگ نه حکومت ایران را سرنگون کرد، نه برنامه موشکی آن را از بین برد و نه تنگه هرمز را باز کرد. در مقابل، ایران نشان داد همچنان توان تحمل جنگ، حفظ ساختار حکومت و اعمال فشار بر بازار انرژی جهان را دارد. بسته شدن تنگه هرمز روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت را از بازار جهانی حذف کرده و بحران انرژی را تشدید کرده است.
سناریوهای پیش روی ترامپ
۱. ادامه محاصره و فشار اقتصادی
یکی از گزینهها ادامه محاصره و فشار اقتصادی برای وادار کردن ایران به تسلیم است. اما نویسندگان معتقدند این راهبرد احتمالاً شکست میخورد؛ زیرا ایران جنگ را «وجودی» میداند و حاضر است هزینههای سنگینی را تحمل کند.
در مقابل، ادامه بسته بودن تنگه هرمز میتواند اقتصاد جهانی را وارد بحرانی شدید کند. ذخایر نفت جهان بهسرعت در حال کاهش است و اگر این وضعیت ادامه یابد، قیمت انرژی جهش خواهد کرد و فشار اقتصادی و سیاسی بر آمریکا افزایش مییابد.
۲. تشدید جنگ
سناریوی دوم، گسترش حملات نظامی علیه ایران است؛ از جمله حمله به زیرساختهای نفتی و برق یا اجرای عملیات ویژه در داخل ایران. نویسندگان معتقدند این گزینه نیز احتمالاً نتیجه معکوس خواهد داشت.
به باور آنان، ایران میتواند به تأسیسات نفتی خلیج فارس، پایگاههای آمریکا و مسیرهای انرژی حمله کند و بحران را منطقهایتر و پرهزینهتر سازد.
مقاله تأکید میکند که حدود ۷۰ درصد از توان موشکی ایران باقی مانده و تهران میتواند با کمک روسیه و چین آن را بازسازی کند. همچنین ادامه جنگ، ذخایر تسلیحاتی آمریکا را فرسوده کرده و آمادگی واشینگتن برای مقابله با چین را تضعیف میکند.
۳. عقبنشینی کامل آمریکا
گزینه دیگر این است که ترامپ جنگ را متوقف کرده و از بحران خارج شود. نویسندگان میگویند از نظر راهبردی، این گزینه الزاماً برای آمریکا فاجعهبار نیست؛ زیرا برنامه هستهای ایران تا حدی آسیب دیده است.
اما از نظر سیاسی، چنین اقدامی برای ترامپ شبیه عقبنشینی و اعتراف به شکست خواهد بود و به همین دلیل احتمال آن پایین است.
توصیه اصلی نویسندگان: توافق محدود و مرحلهای
نویسندگان میگویند تنها گزینه واقعبینانه برای ترامپ، یک توافق محدود با ایران است؛ چیزی که آن را «کمهزینهترین گزینه بد» مینامند.
به باور آنان، آمریکا باید از اهداف حداکثری خود عقبنشینی کند و بپذیرد که ایران کاملاً تسلیم نخواهد شد، برنامه موشکی خود را حفظ خواهد کرد و همچنان اهرم فشار مهمی بر تنگه هرمز خواهد داشت.
در مقابل، نویسندگان پیشنهاد میکنند ایران تنگه هرمز را باز کند، غنیسازی را برای مدتی محدود سازد و بخشی از اورانیوم غنیشده خود را تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دهد.
در عوض، آمریکا نیز باید محاصره دریایی را سریعاً پایان دهد، بخشی از تحریمها را فوراً کاهش دهد، داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد کند و تضمینهایی ارائه دهد که آمریکا یا اسرائیل دوباره به ایران حمله نخواهند کرد.
جمعبندی مقاله این است که جنگی که قرار بود موقعیت آمریکا را تقویت کند، در عمل نفوذ و قدرت چانهزنی واشینگتن را تضعیف کرده و اکنون ترامپ برای خروج از بحران، ناچار به پذیرش امتیازهایی شده که پیش از جنگ حاضر به قبول آنها نبود.