پراجکتسیندیکیت نوشت: فراخواندن ۵۰۰۰ نفر از ۳۶۰۰۰ سرباز آمریکایی مستقر در آلمان در اول ماه می امسال، تنها چند روز پس از انتقاد صدراعظم آلمان، فریدریش مرتز، از جنگ، نگرانیهای بیشتری را در سراسر قاره اروپا برانگیخته است. علاوه بر این، نادیده گرفتن اعتراضات اروپاییها از سوی ترامپ نسبت به تعلیق برخی تحریمها علیه روسیه نیز موجب نگرانی آنها شده است.
جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، فراتر از بیثباتسازی خاورمیانه و افزایش قیمت انرژی، متحدان و رقبای واشنگتن را با واقعیتی تازه روبهرو کرده است: آمریکا بیش از گذشته، ابرقدرتی غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اتکا به نظر میرسد. پیامد این وضعیت، آغاز یک تغییر تاریخی ژئوپولیتیکی است که میتواند در دهه آینده، توازن قدرت جهانی را دگرگون کند؛ تغییری که از خلیج فارس و اروپا تا آسیا و چین امتداد خواهد داشت.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، پراجکتسیندیکیت نوشت: عملکرد جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بسیار فراتر از بیثبات کردن خاورمیانه، سبب افزایش قیمت انرژی و سایر مواد شده و اقتصاد جهانی را نیز مختل کرده است. این جنگ، متحدان و رقبای آمریکا را در تلاش برای مقابله با یک ابرقدرت غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اعتماد قرار داده است. نتیجه آن، یک تغییر تاریخی ژئوپولیتیکی است که تعادل قدرت جهانی را در دهه آینده تغییر خواهد داد.
تأثیرات منطقهای جنگ
البته جنگ در منطقهای که در آن جریان دارد، تأثیرات فوریتر و عمیقتری خواهد گذاشت. این جنگ در حال حاضر بسیاری از کشورهای عربی خلیج فارس را متقاعد کرده است که شورای همکاری خلیج فارس ـ یک ترتیبات دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی شکننده که مدتها با درگیریهای داخلی دستوپنجه نرم میکند ـ دیگر برای هدفش کارا نیست.
این جنگ همچنین رقابت میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی را تشدید کرده است؛ امارات، کشوری که اخیراً قصد خود را برای پایان دادن به عضویت نزدیک به ششدههایاش در اوپک اعلام کرد، اکنون در زمینه اطلاعات، فناوری و امنیت، نزدیکتر و همسوتر با اسرائیل است تا بتواند حکومت ایران را فلج کند. در مقابل، عربستان سعودی تلاش میکند راههایی برای همزیستی مسالمتآمیز در کنار جمهوری اسلامی بیابد و با دنبال کردن همسویی نظامی نزدیکتر با پاکستان هستهای، مصر و ترکیه، هماهنگی نزدیکتری داشته باشد.
هر دو این بلوکها همچنین تلاش خواهند کرد روابط امنیتی نزدیک خود را با ایالات متحده حفظ کنند؛ اما این دیگر به آسانی گذشته نخواهد بود. تضعیف پایههای هماهنگی در تصمیمگیری در سراسر خاورمیانه، یکی از فوریترین و چشمگیرترین اثرات این جنگ است.
تأثیرات جنگ بر روابط ترانسآتلانتیک و روسیه
همچنین، روابط در حال افول ترانسآتلانتیک، در شرایطی که جنگ روسیه علیه اوکراین نگرانیها را در سراسر اروپا افزایش داده است، با تصمیم دولت ترامپ برای تمرکز بر جنگ ایران ــ و انتقاد از رهبران اروپایی بهدلیل عدم کمک در این جنگ ــ وارد مرحله تازهای شده و حرکت جدیدی به سوی یک توافق دفاع جمعی اروپایی مستقل از ناتو ایجاد کرده است.
درست است که بعید به نظر میرسد رئیسجمهور دونالد ترامپ تلاش کند آمریکا را از اتحاد ترانسآتلانتیک خارج کند و در آن صورت، سنای آمریکا میتواند بهطور قانونی چنین اقدامی را مسدود کند؛ اما فراخواندن ۵۰۰۰ نفر از ۳۶۰۰۰ سرباز آمریکایی مستقر در آلمان در اول ماه می امسال، تنها چند روز پس از انتقاد صدراعظم آلمان، فریدریش مرتز، از جنگ، نگرانیهای بیشتری را در سراسر قاره اروپا برانگیخته است. علاوه بر این، نادیده گرفتن اعتراضات اروپاییها از سوی ترامپ نسبت به تعلیق برخی تحریمها علیه روسیه نیز موجب نگرانی آنها شده است.
نتیجه، تفرقه عمیقتر در اتحاد کشورهای غربی و همچنین ترس فزاینده اروپاییهاست؛ ترسی از اینکه شاید کاخ سفید در نهایت برای ایجاد یک تفاهم امنیتی میان آمریکا و روسیه فشار وارد کند. این چشمانداز به رئیسجمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، دلیل کافی خواهد داد تا به جنگ خود در اوکراین ادامه دهد، به این امید که روسیه در نهایت قادر به فروپاشی ناتو شود.
تأثیرات بر آسیا
بسته شدن مؤثر تنگه هرمز، هزینه اقتصادی سنگینی برای تمام کشورهای آسیا به همراه داشت. متحدان آسیایی آمریکا، مانند شرکای تاریخی این کشور در اروپا، نسبت به تعهدات امنیتی و اقتصادی بلندمدت دولت ترامپ احساس ناامنی میکنند. اما کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی و تایوان گزینههای کمتری نسبت به آلمان، فرانسه و بریتانیا دارند. در آسیا، هیچ ناتوی آسیایی وجود ندارد که آنها را به واشنگتن پیوند دهد و همچنین هیچ نهادی شبیه «اتحادیه اروپا» وجود ندارد که آنها را به یکدیگر متصل کند.
علاوه بر این، همه آن کشورها تحت فشارهای ناشی از قدرت اقتصادی، فناوری و نظامیِ در حال رشد چین قرار دارند. چین اکنون با قاطعیت بیشتری، و به شکلی آمرانهتر، نسبت به حزب حاکم تایوان و دولت ژاپن عمل میکند. این عوامل و عوامل دیگر، بهطور قابل توجهی سبب ایجاد محدودیت بیشتری برای متحدان آسیایی آمریکا خواهند شد که به دنبال استقلال بیشتری از آمریکا باشند. تایوان اخیراً قراردادی به ارزش بیش از یک میلیارد دلار برای خرید سلاح با آمریکا بسته است.
تأثیرات این جنگ بر چین
در مورد خود چین، شی جینپینگ، رئیسجمهور این کشور، آگاه است که اقتصاد دنیا در حال رکود است و ماجراجوییهای ترامپ و پوتین به نفع او و کشورش نبوده است. او از استفاده از پراکندگی فکری و عملی دولت آمریکا برای پذیرش ریسکهای جدید خودداری کرده است. در عوض، احتمالاً او به شکوه و جلال پذیرایی در سفر این ماه ترامپ به پکن خواهد افزود تا به او بقبولاند که ادعاهای استقلال تایوان را بهطور صریح رد کند. همچنین، شی ممکن است تعهدات قابل توجهی برای خرید کالاهای آمریکایی از سوی چین بدهد. حتی نزدیکترین مشاوران ترامپ هم مطمئن نیستند که ترامپ در برابر این وسوسه مقاومت کند. بدیهی است که متحدان آمریکا در آسیا و سایر نقاط، این سفر را با دقت نظارهگر خواهند بود.
جنگ ایران همچنین تغییر مهم دیگری را در سیاست چین تسریع کرده است. این موضوع به رهبران ایران و جهان نشان داده است که بستن تنگه هرمز چقدر آسان و کمهزینه بوده است؛ تنگهای که از نظر استراتژیک برای تجارت نفت و گاز جهانی حیاتی است. گلوگاههای دیگری مانند بابالمندب که یمن را از آفریقا جدا میکند و حتی تنگه مالاکا در جنوب شرق آسیا، همگی ممکن است دارای چنین نقشی باشند. بهعلاوه، این در زمانی رخ میدهد که چین، بیرقیب، رهبر جهانی در انرژی پایدار، خودروهای برقی و باتریها، مواد معدنی حیاتی و بازفرآوریهایی است که از آنها پشتیبانی میکنند.
تغییر تاریخی چین به سمت تولید «انرژی پساکربن»، این کشور را به شریک تجاری بسیار جذابتری برای واردکنندگان بزرگ انرژی جهان تبدیل کرده است. تمام دنیا به انرژی بیشتری نیاز دارد؛ بنابراین، جنگ برای آمریکا و دلار آمریکا، بهعنوان بزرگترین تولیدکننده هیدروکربن جهان، منافع کوتاهمدتی به همراه داشت. اما در حالیکه جنگ آسیبپذیریهای آشکاری برای چین ایجاد کرده، فرصتهای بلندمدت عظیمی نیز برای این کشور به وجود آورده است.
به همین دلایل، مناقشه خاورمیانه که همچنان ادامه دارد، بیش از هر رویدادی از زمان پایان جنگ سرد، مشارکتهای بینالمللی و توازن قدرت جهانی را تغییر خواهد داد.