پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» نوشت: همانند روسیه، رسانه‌های جریان اصلی غربی به طور مداوم از فروپاشی احتمالی اقتصاد ایران با تشدید تحریم‌ها و انزوای جهانی به عنوان راهی برای مشروعیت بخشیدن به ادامه جنگ گزارش می‌دهند. اما، اگر ایران در سال‌های پیش از جنگ، زمانی که صادرات نفت و درآمدهای آن در حال کاهش بود، از نظر اقتصادی تسلیم نشد، اکنون که بازار نفت به نفع آن در حال رونق است، این کار را نخواهد کرد.

 در بحبوحه جنگ اقتصادی و نوسانات بازار انرژی، یک تحلیل تازه می‌گوید ایران و روسیه با اتکا به درآمدهای نفتی، تاب‌آوری در برابر تحریم‌ها و بهره‌برداری از افزایش قیمت‌ها، در حال به چالش کشیدن راهبردهای آمریکا و تغییر موازنه به سود خود هستند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» «Responsible Statecraft» نوشت: هم روسیه و هم ایران نشان می‌دهند که جنگ با کشورهای غنی از نفت باعث افزایش قیمت نفت می‌شود. دولت ترامپ با استفاده از جنگ واقعی در کنار جنگ اقتصادی، مزایای اقتصادی ایران را به ضرر آمریکا افزایش داده است.

در حالی که استیو ویتکاف و جرد کوشنر در مذاکرات اسلام‌آباد حضور نیافتند، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز دوشنبه به دیپلماسی رفت‌وبرگشت خود به عمان و مسکو ادامه داد. بدون شک ایران و روسیه دو کشوری هستند که از جهات بسیاری با تاب‌آوری خود در برابر تحریم‌ها و محاصره‌های اقتصادی، جامعه جهانی را شوکه کرده‌اند. آنها حرف‌های زیادی برای گفتن دارند، زیرا ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری متعهد به متوقف کردن «ناوگان‌های سایه» آنها است.

هر دو کشور منابع طبیعی قابل توجهی را به عنوان منبع قدرت خود در اختیار دارند که از طریق آن می‌توانند جریان نقدی لازم برای حفظ خود در طول رویارویی با غرب را ایجاد کنند. روسیه و ایران طی سالیان متمادی با تکیه بر فروش منابع طبیعی خود و واردات کالاهای کمتر، مازاد حساب جاری ثابتی داشته‌اند.

همان‌طور که بارها اشاره شده، روسیه در سال اول جنگ اوکراین شاهد درآمدهای صادراتی بی‌سابقه‌ای با رکورد مازاد حساب جاری بود. به همین ترتیب، ایران نیز اکنون از جنگ فعلی «سود کلانی به جیب می‌زند». در واقع، فشار انرژی ناشی از جنگ چنان شدید بوده است که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده، در همان ابتدا مجبور شد یک مجوز عمومی تحریمی برای اجازه فروش نفت ایران که قبلاً در کشتی‌ها بارگیری شده بود صادر کند تا به کاهش نگرانی‌های عرضه جهانی کمک کند. این اتفاق پیش از آن رخ داد که ایران سیستم عوارضی خود را که قصد دارد برای دریافت هزینه از نفتکش‌ها جهت عبور از هرمز مستقر کند، اعلام نماید.

با وجود تمام اینها، هم روسیه و هم ایران از پیش به مزیت مالی قابل‌توجهی دست یافته‌اند. ایران رویکرد خود را «اقتصاد مقاومتی» توصیف می‌کند که در مواجهه با چالش‌های سخت، مانند تورم افسارگسیخته، به شدت بر درآمدهای نفتی تکیه کرده و ذخایر طلا و ارز خود را برای مدیریت شوک‌های کوتاه‌مدت تقویت کرده است. واضح است که اقدام اخیر ایالات متحده برای محاصره متقابل تنگه هرمز، از جمله توقیف کشتی‌های ایرانی، تلاشی برای بستن شیر درآمدهای نفتی است. این اقدام تأثیرگذار خواهد بود، اما مشخص نیست که ایران چه میزان ذخایر دارد و تا چه زمانی می‌تواند در برابر کاهش شدید درآمد مقاومت کند.

به همین ترتیب، مدل «اقتصاد قلعه‌ای» روسیه ۱۲ سال تحریم را پشت سر گذاشته است و بر مازاد فروش نفت تکیه دارد که برای تأمین نیازهای مالی بدون نیاز قابل‌توجه به افزایش بدهی استفاده می‌شود؛ بدهی‌ای که هنوز کمتر از ۲۰ درصد تولید ناخالص داخلی است. و همان‌طور که اخیراً اشاره کردم، محدود کردن حمل‌ونقل نفت در بهترین حالت نتایج متفاوتی به همراه دارد.

ایران اکنون ۴۷ سال است که تحت تحریم‌های اقتصادی قرار دارد و با این حال توانسته است در سال‌های پس از کووید، رشد اقتصادی ثبت کند. این بدان معنا نیست که کشور در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. بدون شک، مشکلات اقتصادی آن بسیار حادتر از مشکلاتی است که روسیه با آنها روبروست. ایرانی‌ها فقیرتر می‌شوند. اما همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، ذخایری وجود دارد و مهم‌تر از آن، به جای آنکه جنگ منجر به کودتا و تغییر حکومت مورد انتظار شود، بسیاری از ایرانیان در پی فوران احساسات ملی‌گرایانه، حول پرچم متحد شده‌اند.

همانند روسیه، رسانه‌های جریان اصلی غربی به طور مداوم از فروپاشی احتمالی اقتصاد ایران با تشدید تحریم‌ها و انزوای جهانی به عنوان راهی برای مشروعیت بخشیدن به ادامه جنگ گزارش می‌دهند. اما، اگر ایران در سال‌های پیش از جنگ، زمانی که صادرات نفت و درآمدهای آن در حال کاهش بود، از نظر اقتصادی تسلیم نشد، اکنون که بازار نفت به نفع آن در حال رونق است، این کار را نخواهد کرد. ناگزیر، محاسبات در تهران، همان‌طور که در مسکو بوده است، این خواهد بود که آنها به دلیل دهه‌ها سختی، آستانه تحمل درد بالاتری دارند و می‌توانند درد بیشتری را به مخالفان غربی خود تحمیل کنند.

در هر جنگ اقتصادی، مهاجم باید آماده پذیرش درد اقتصادی برای تضمین پیروزی نهایی باشد. با تکیه بر تجربه شخصی، یکی از دلایلی که تحریم‌های اروپایی علیه روسیه هرگز به آن شدتی که می‌توانست باشد نبود، عدم تمایل کشورهای عضو اتحادیه اروپا به پذیرش درد اقتصادی داخلی ناشی از یک رویکرد سخت‌گیرانه‌تر بود.

آمریکایی‌ها اکنون شاهد افزایش قیمت‌ها از زمان شروع جنگ بوده‌اند، به طوری که قیمت بنزین در عرض یک ماه ۳۰ درصد افزایش یافته و سایر کالاهای ضروری خانوار گران‌تر شده است. برخی تأثیر جنگ ایران را برای جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر زیر سوال می‌برند. نه ایران و نه روسیه با چنین نقطه بحران دموکراتیکی روبرو نیستند.

علاوه بر این، ایران با فشار بازپرداخت بدهی مشابه آمریکا روبرو نیست، زیرا بدهی خارجی رسمی ملی آن تنها ۲۷ درصد از تولید ناخالص داخلی است و برای مدت طولانی از سیستم مالی غربی قطع شده است. در عوض، می‌تواند به چاپ پول، استقراض از بانک‌های داخلی و زندگی با پیامدهای تورمی در زمان جنگ ادامه دهد. اقتصاد ایران در برابر مواجهه با اقتصاد جهانی «ایزوله» شده است، به این معنی که هرگونه تحریم جدید تأثیر محدودی خواهد داشت.

هیچ‌کدام از اینها جادوگری نیست. هر کشوری که مورد تحریم قرار می‌گیرد، به دنبال هر راه ممکن برای دور زدن آنهاست، از جمله قاچاق، ترانزیت کالا، استفاده از واسطه‌ها و ارزهای جایگزین. روش‌های جدید دور زدن تحریم‌ها همیشه در ایران پدیدار می‌شوند که دریافت پرداخت‌ها با ارزهای دیجیتال از جمله آنهاست.

در اینجا خطر مقایسه موارد مشابه را می‌بینیم. آشکارا، آمریکا در ظاهر بزرگترین اقتصاد جهان را دارد؛ تنها پنتاگون هر ساله حداقل سه برابر کل تولید اقتصادی سالانه ایران هزینه می‌کند. بنابراین، هدف قرار دادن ایران با موشک‌ها و تحریم‌های آمریکا، و همچنین ترور رهبرانش، حداقل در تئوری باید کشور را به زانو درآورده و باعث انقلاب شود. و با این حال، هنوز نشده است.

همانند جنگ واقعی، در میدان نبرد اقتصادی، اگر رئیس‌جمهور دونالد ترامپ می‌خواست ایران را شکست دهد، باید بسیار سخت‌تر و سریع‌تر از آنچه انجام داد، عمل می‌کرد. اینکه او این کار را نکرد، نشان می‌دهد که قمار او از قبل شکست خورده است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.