فارن‌پالیسی نوشت: ایرانی‌ها با بستن تنگه هرمز تلاش می‌کنند ترامپ را با یک حمله اقتصادی و همچنین یک جنگ سیاسی به سرعت خسته کنند؛ جنگی که می‌تواند به او و حزبش آسیب شدیدی وارد کند، به ویژه در حالی که تنها شش ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده است.

در حالی‌ که دونالد ترامپ با تمدید آتش‌بس و پرهیز از تشدید تنش تلاش دارد از یک جنگ فرسایشی فاصله بگیرد، شواهد میدانی و سیاسی نشان می‌دهد تهران با الگوبرداری از تجربه تاریخی هوشی‌مین، به‌تدریج ابتکار عمل را در دست گرفته و با تکیه بر زمان، فشار اقتصادی و مقاومت نامتقارن، ایالات متحده را در موقعیتی مشابه بحران جنگ ویتنام قرار داده است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، فارن‌پالیسی نوشت: نه، ایران هنوز «ویتنامی دیگر» نیست. هیچ نیروی زمینی ایالات متحده‌ای وجود ندارد که متحمل تلفات غیرقابل تحملی شود، هیچ تیتر خبری آمار کشته‌شدگان هفته را نمی‌شمارد، و هیچ اعتراض گسترده ضد جنگی در خیابان‌های ایالات متحده دیده نمی‌شود. و البته، به جای یک لیندون بینز جانسونِ درهم‌شکسته، رئیس‌جمهور فعلی ایالات متحده لاف می‌زند که تنها چند ماه است در این جنگ حضور دارد و ضمناً، او ویتنام را «بسیار سریع» فتح می‌کرد. اما فشاری که تهران بر دونالد ترامپ وارد می‌کند، ناگهان بسیار شبیه به چیزی به نظر می‌رسد که ال‌بی‌جی را در ویتنام مستأصل کرده بود. به طور مشخص، این فشار شبیه به استراتژی پیروزمندانه‌ای است که هو شی مین، رهبر نمادین ویتنام شمالی، با سرسختی دنبال می‌کرد. با مقاومت در برابر مذاکرات برای پایان دادن سریع به جنگ و وادار کردن ترامپ به تمدید نامحدود آتش‌بس خود — کاری که رئیس‌جمهور همین چند روز پیش اصرار داشت انجام نخواهد داد — به نظر می‌رسد رهبری ایران در حال پیروی از نقشه راه «هو» است.

این هو [چی مین] و جانشین او در دهه ۱۹۶۰، له دوآن، بودند که دو قدرت امپریالیستی غربی — ابتدا فرانسه و سپس ایالات متحده — را با درک آنچه به نظر می‌رسد تهران اکنون درک می‌کند، شکست دادند: متجاوزان از راه دور، هر چقدر هم که قدرتمند باشند، بسیار زودتر از شما از جنگ خسته خواهند شد. همان‌طور که هو در سال ۱۹۴۶ به استعمارگران فرانسوی گفت: «شما می‌توانید به ازای هر یک نفری که ما از شما می‌کشیم، ۱۰ نفر از مردان ما را بکشید، اما حتی با وجود این احتمالات، شما بازنده خواهید بود و ما پیروز خواهیم شد.» و این هو و له دوآن بودند که مکرراً درخواست‌های به‌شدت مستأصلانه جانسون برای مذاکره را نادیده گرفتند، درست همان‌طور که تهران اکنون در حال تحقیر ترامپ است.

هو در نامه‌ای که در سال ۱۹۶۷ به ال‌بی‌جی نوشت، تصریح کرد که تا زمان «توقف بی‌قید و شرط حملات بمباران ایالات متحده و تمام اقدامات جنگی دیگر»، ورود به مذاکرات را بررسی نخواهد کرد و افزود که «مردم ویتنام هرگز تسلیم زور نخواهند شد، آن‌ها هرگز مذاکره زیر تهدید بمب‌ها را نخواهند پذیرفت.» در طول دهه ۱۹۶۰، جانسون به‌طور مرتب در شوراهای جنگی خود علیه لجاجت هانوی خشمگین می‌شد و در این فکر بود که چرا افزایش حملات هوایی و کارزارهای بمباران مداوم که با عملیات «رولینگ تاندر» آغاز شده بود، نتوانسته است رهبران ویتنام شمالی را به پای میز مذاکره بکشاند. او در مقطعی به وزیر دفاع خود، رابرت مک‌نامارا، گفت: «من باور ندارم که آنها هرگز دست از کار بکشند.»

به همین ترتیب در ایران - در حالی که شواهدی از آنچه ترامپ رهبری «به‌شدت دچار شکاف» نامیده بود وجود داشته است - محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، اعلام کرد که تهران «مذاکره زیر سایه تهدید را نخواهد پذیرفت». این هفته، مذاکره‌کنندگان ایرانی، ترامپ و معاون رئیس‌جمهور، جی.دی. ونس را در کاخ سفید در انتظار تماسی تلفنی که هرگز برقرار نشد، مضطرب رها کردند.

برای محکم‌کاری، قالیباف — که ظاهراً میانه‌روتر از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که مسئولیت را بر عهده دارند — گفت که تهران از آتش‌بس برای آماده‌سازی جهت «رونمایی از کارت‌های جدید در میدان نبرد» استفاده می‌کند. پاسخ ترامپ در ۲۱ آوریل این بود که در تروث سوشال اعلام کند که او «آتش‌بس را تا زمانی که پیشنهاد آن‌ها ارائه شود، تمدید خواهد کرد.» 

های نگوین، یکی از بنیان‌گذاران و مدیر «ابتکار مطالعات جهانی جنگ‌های ویتنام» در مدرسه کندی هاروارد، گفت: «پنجاه سال پس از پایان جنگ ویتنام، ایالات متحده بار دیگر در حال تکرار این تاریخ در جنگ با ایران است.» نگوین به من گفت: «در یک جنگ نامتقارن، مشابه ویتنامی‌ها در طول جنگ ویتنام، ایرانی‌ها مزایایی فراتر از آنچه آمریکایی‌ها بتوانند درک کنند، دارند. آن‌ها می‌فهمند که ایالات متحده می‌تواند هزاران تن بمب پرتاب کند، اما صبر لازم برای تحمل یک جنگ طولانی‌مدت را ندارد. مانند انقلابیون ویتنامی، به نظر می‌رسد ایرانی‌ها آماده‌اند تا با فدا کردن بسیاری از منابع ملی، وارد یک جنگ فرسایشی شوند. به عبارت دیگر، ایران پاشنه آشیل ایالات متحده را می‌شناسد.»

ایوو دالدر، سفیر سابق ایالات متحده در ناتو، در یک پست وبلاگی نوشت: «تسلیم شدن این شکلی است. این ترامپ بود که با دیدن اینکه تشدید بیشتر تنش‌ها ایران را به زانو در نمی‌آورد و با ترس از پیامدهای اقتصادی و سیاسی ادامه جنگ، خواستار آتش‌بس شد. اگر ترامپ اکنون آتش‌بس را برای مدت نامعلومی تمدید کند، ایران با آن مشکلی ندارد. در حال حاضر، تمام مزایا با ایران است، نه با ترامپ.»

«تنها برگ برنده رئیس‌جمهور ایالات متحده، شروع دوباره جنگی است که خواهان آن نیست. در همین حال، ایران بقیه برگ‌ها را در اختیار دارد.» حتی با وجود از بین رفتن بخش‌های عظیمی از رهبری‌اش، جمهوری اسلامی کنترل دسترسی به تنگه هرمز را در اختیار دارد و به نظر می‌رسد که این کنترل را افزایش داده است، به طوری که در این هفته چندین شناور را توقیف کرده و مخفیانه از محاصره ایالات متحده عبور کرده است. به گزارش فایننشال تایمز، با استناد به گروه ردیابی محموله ورتکسا، تا روز سه‌شنبه، تقریباً ۳۴ نفتکش مرتبط با ایران از این محاصره عبور کرده‌اند. در همین حال، مدیر آژانس اطلاعات دفاعی وزارت دفاع ایالات متحده، جیمز اچ. آدامز، در جریان شهادت در کنگره اذعان کرد که ایران «هزاران» موشک و پهپاد تهاجمی یک‌طرفه را در اختیار دارد.

سی‌بی‌اس در ۲۲ آوریل گزارش داد که حدود نیمی از ذخایر موشک‌های بالستیک و سامانه‌های پرتاب ایران تا زمان شروع آتش‌بس در ۸ آوریل همچنان دست‌نخورده باقی مانده بودند، به همراه حدود ۶۰ درصد از بازوی دریایی سپاه پاسداران که برای مختل کردن تنگه استفاده می‌شود. این آمارها تمایل دارند اظهارات پیت هگست، وزیر دفاع، را تکذیب کنند که در روز آغاز آتش‌بس اعلام کرد «عملیات خشم حماسی یک پیروزی تاریخی و قاطع در میدان نبرد بود.» 

در واقع، آنچه در حال حاضر بیش از همه شبیه ویتنام به نظر می‌رسد، ممکن است بیانیه‌های روزانه پیروزی در میدان نبرد توسط هگست باشد، کسی که ثابت می‌کند نسخه‌ای کارتونی از مک‌نامارا است؛ همان نابغه اعداد و از «بهترین و باهوش‌ترین‌ها» که بارها ملت را فریب داد تا باور کنند ایالات متحده در ویتنام در حال پیروزی است. مک‌نامارا به دلیل استناد به «شمارش اجساد» و دیگر شواهد آماری از فرسایش در میدان نبرد بدنام شد. به همین ترتیب، هگست — که گزارش شده کارکنان پنتاگون به او لقب «مک‌نامارای احمق» داده‌اند — مشتاق بوده است که «پیروزی نظامی قاطع» واشینگتن در ایران را با استناد به تعداد موشک‌ها، پرتابگرها و کشتی‌های منهدم شده، در کنار رهبران کشته شده، کمی‌سازی کند. اما این دیگر به اندازه یک یا دو ماه پیش اهمیت ندارد.

 هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده، در ارزیابی مذاکرات صلح پاریس درباره ویتنام در سال ۱۹۶۹ نوشت: «ما یک جنگ نظامی انجام دادیم؛ مخالفان ما یک جنگ سیاسی انجام دادند. ما به دنبال فرسایش فیزیکی بودیم؛ مخالفان ما خستگی روانی ما را هدف قرار دادند.» ویتنامی‌ها بسیار پیش از آنکه آمریکایی‌ها بتوانند در فرسایش کافی در ویتنام موفق شوند، به خسته کردن دشمن خود در واشینگتن دست یافتند. این امر منجر به موضع سازش‌ناپذیر هانوی در زمان آغاز مذاکرات شد و خود کیسینجر را بر آن داشت تا پیش از سقوط ویتنام جنوبی به دروغ اعلام کند که «صلح در دسترس است.»

ممکن است در حال حاضر پویایی مشابهی در مورد ایران در جریان باشد. تفاوت اصلی شاید این باشد که ایرانی‌ها با بستن تنگه هرمز تلاش می‌کنند ترامپ را با یک حمله اقتصادی و همچنین یک جنگ سیاسی به سرعت خسته کنند؛ جنگی که می‌تواند به او و حزبش آسیب شدیدی وارد کند، به ویژه در حالی که تنها شش ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده است. ویتنام البته از نظر اقتصادی نیز به جانسون آسیب زد، زیرا هزینه‌های جنگ به طور فزاینده‌ای منجر به بحران بودجه برای جانسون و برنامه‌های محبوب او موسوم به «جامعه بزرگ» شد—که در نهایت به تورم بالا و شکست‌های انتخاباتی ویرانگر برای دموکرات‌ها کمک کرد.

اما تسلطی که ایرانی‌ها دارند بسیار قابل‌توجه‌تر و فوری‌تر از هر چیزی است که هو زمانی از آن برخوردار بود و قیمت‌های انرژی را در سراسر جهان افزایش می‌دهد. به گفته صندوق بین‌المللی پول، بستن تنگه هرمز در حال حاضر بدترین اختلال در عرضه نفت در تاریخ است و می‌تواند منجر به رکود جهانی شود. با این حال، بازار سهام و سایر شاخص‌ها همچنان قوی باقی مانده‌اند و ترامپ هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی نشان نمی‌دهد، که نشان می‌دهد او تمام زمان دنیا را در اختیار دارد. او در مصاحبه‌ای با سی‌ان‌بی‌سی در ۲۱ آوریل، فهرستی مشکوک از ارقام مربوط به مداخله ایالات متحده در جنگ‌های قبلی که به جنگ جهانی اول بازمی‌گردد را ردیف کرد و مدعی شد که تنها «پنج ماه» از درگیری فعلی‌اش می‌گذرد (در واقع، این رقم به سه ماه نزدیک‌تر است). او گفت: «من ویتنام را خیلی سریع می‌بردم. اگر رئیس‌جمهور بودم، عراق را در همان مدت زمانی که پیروز شدیم، می‌بردم، زیرا اساساً ما اینجا پیروز شدیم.» اما تا کنون، به نظر می‌رسد که اصلاً چیز زیادی به دست نیامده است.

 این یک خطای استراتژیک بسیار آشناست که قدرت‌های بزرگ زمانی که به تعداد زیادی از کشورهای کوچک‌تر حمله می‌کنند مرتکب می‌شوند، همان‌طور که خود واشینگتن از زمان ۱۱ سپتامبر آموخته است. در واقع، دولت ترامپ به وضوح اعلام کرده است که رئیس‌جمهور تلاش کرده تا با اجتناب از اعزام نیروهای زمینی در صورت امکان، از باتلاق عراق و افغانستان دوری کند. در افغانستان، پیش از آنکه ایالات متحده پس از تلاشی بیست‌ساله و متناوب برای آرام کردن این کشور عقب‌نشینی کند، طالبان می‌گفتند: «شما ساعت‌ها را دارید، اما ما زمان را داریم.» رشته مشترکی که ویتنام، عراق و افغانستان را به هم پیوند می‌دهد این است که مقاومت ملی‌گرایانه — چه توسط ویت‌کنگ‌ها، چه جهادی‌های عراقی یا طالبان — اغلب بیش از تاب‌آوری حتی یک اشغالگر خارجی قدرتمند دوام خواهد آورد.

همان‌طور که نگوین بیان کرد: «پس از جنگ، مک‌نامارا گفت که یکی از دلایل شکست آمریکایی‌ها در ویتنام این بود که آن‌ها تاریخ طولانی مبارزه ویتنام علیه تهاجمات را درک نمی‌کردند.» ژوئن گذشته، در پی دخالت ترامپ در کارزار کوتاه ایالات متحده و اسرائیل علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، ونس — که به عنوان فردی شکاک نسبت به چنین درگیری‌هایی شناخته می‌شود — در یک سخنرانی گفت: «آنچه من دکترین ترامپ می‌نامم بسیار ساده است: شماره یک، شما یک منفعت واضح برای آمریکا را تبیین می‌کنید، و آن — در این مورد — این است که ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد. شماره دو، شما سعی می‌کنید آن مشکل را به شکلی دیپلماتیک و تهاجمی حل کنید. و شماره سه، وقتی نمی‌توانید آن را از طریق دیپلماتیک حل کنید، از قدرت نظامی خردکننده برای حل آن استفاده می‌کنید و سپس قبل از اینکه به یک درگیری طولانی تبدیل شود، به سرعت از آنجا خارج می‌شوید.» 

در این مورد، ترامپ هدف مشخصی را بیان نکرده است و اگر او در نهایت ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، به طور فزاینده‌ای به نظر می‌رسد که ایالات متحده ممکن است مجبور شود امتیازاتی مشابه توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ رئیس‌جمهور باراک اوباما را بپذیرد. این شامل این سوال است که با مواد هسته‌ای غنی‌شده ایران که تقریباً آماده بمب است، چه باید کرد. پیمان قبلی، پیش از آنکه ترامپ آن را لغو کند، ایران را ملزم می‌کرد که ۹۸ درصد آن را به خارج از کشور بفرستد. اکنون ترامپ همچنان اصرار دارد که ایران مواد هسته‌ای خود را تحویل خواهد داد، در حالی که تهران می‌گوید چنین امتیازی نداده است.

سرهنگ بازنشسته ارتش ایالات متحده، سی. آنتونی پاف، استراتژیست در شورای آتلانتیک، گفت: «در جایی که منافع قدرت قوی‌تر محدود است، اغلب این اتفاق می‌افتد که ضعیف‌تر بر قوی پیروز می‌شود، زیرا قدرت قوی‌تر پیش از قدرت ضعیف‌تر به آستانه کناره‌گیری خود می‌رسد.» او افزود: «این چیزی است که من در این تبادل می‌بینم. حتی اگر ما خواسته‌هایی را به تهران ارائه دهیم که از نظر آنها منطقی باشد، آنها انگیزه دارند که برای دستیابی به امتیازات بیشتر مقاومت کنند.»

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.