ترامپ ظاهراً عجلهای برای تغییر نظام قدیمی ندارد؛ بهویژه تا زمانی که رهبری جدید به ریاست رودریگز، در تأمین منافع اقتصادی آمریکا و هموار کردن مسیر فعالیت شرکتهای نفتی در این کشور، انعطاف نشان میدهد.
به گزارش جماران ، در ژانویه، اقدام نظامیِ ناگهانی و آمریکا در پایتخت کاراکاس به بازداشت رئیسجمهور نیکولاس مادورو انجامید؛ اقدامی که موجی از امیدواری را در میان گروههای مخالف برانگیخت، زیرا آنها این حرکت را پایان یک دوره از سرکوب و فروپاشی اقتصادی میدیدند.
مجلهٔ فارن افرز(Foreign Affairs) و روزنامهٔ والاستریت ژورنال (Wall Street Journal) آمریکا دو گزارش منتشر کردند که وضعیت ونزوئلا را—با تمرکز بر غیبت مادورو و حضور نظام او بهعنوان یک حکومت دیکتاتوری—بررسی میکند؛ نظامی که به نظر میرسد فشارهای خارجی علیه آن بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
خاویر کورالیس در گزارشی برای مجلهٔ فارن افرز مینویسد که عملیات نظامی انجامشده توسط نیروهای آمریکایی برای بازداشت مادورو آن کاری را محقق کرد که سالها فشارهای دیپلماتیک و تحریمهای اقتصادی از انجامش عاجز بودند؛ اما پیامدهای سیاسی با انتظارها متفاوت بود: این اقدام دیکتاتور را کنار زد ولی در عوض نظام او را بدون تغییر واقعی همچنان پابرجا نگه داشت.
ایالات متحده منافع اقتصادی را در اولویت قرار داده است
گزارش کورالیس اشاره میکند که آمریکا، برخلاف دخالتهای تاریخی خود در آمریکای لاتین، به دنبال برچیدن حزب حاکم یا برکنار کردن متحدان مادورو نبوده است؛ بلکه اجازه داده است معاونش، دِلسی رودریگز ریاستجمهوری را بر عهده بگیرد. این موضوع نگرانیهایی را در میان مخالفان ایجاد کرده که نشان میدهد اراده واقعی و مؤثرِ بینالمللی برای تحقق یک انتقال دموکراتیک ملموس وجود ندارد.
همچنین، گزارش منتشرشده توسط وال استریت ژورنال با نویسندگی ایان لوویت میگوید که دولت رئیسجمهور دونالد ترامپ ظاهراً عجلهای برای تغییر نظام قدیمی ندارد؛ بهویژه تا زمانی که رهبری جدید به ریاست رودریگز، در تأمین منافع اقتصادی آمریکا و هموار کردن مسیر فعالیت شرکتهای نفتی در این کشور، انعطاف نشان میدهد.
شرکتهای نفتی آمریکایی در واقع مجوزهایی برای ازسرگیری فعالیت خود در ونزوئل که منابع عظیم نفتی دار دریافت کردهاند. در ماههای اخیر، بازارهای آمریکا دهها میلیون بشکه نفت ونزوئلا را دریافت کردهاند. این روند جایگاه رودریگز را نزد واشنگتن تقویت کرده است؛ بهطوری که ترامپ او را «یک کار بسیار عالی انجام میدهد» توصیف کرده است.
رهبر اپوزیسیون: به او توصیه شده بود که فعلاً بازنگردد
با وجود اینکه رهبر اپوزیسیون، ماریا کورینا ماتاچادو، در سال ۲۰۲۵ جایزه صلح نوبل را بهدست آورد، اما او ضمانتهای کافی از کاخ سفید درباره مسیر دموکراتیک دریافت نکرد. در همین حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به او توصیه کرده است که در حال حاضر به ونزوئلا بازنگردد؛ زیرا بیم آن میرود نظامی که هنوز بر سرِ قدرت است، وی را هدف قرار دهد.
به نظر میرسد دولت ترامپ یک برنامهی سهمرحلهای تدوین کرده است که با ثبات آغاز میشود، سپس به بهبود اقتصادی میرسد و انتقال سیاسی را به مرحلهای نامشخص بعدی موکول میکند. این ترتیب از نگاه کورالِس در روندهای تغییر نظامهای سیاسی چندان رایج نیست؛ زیرا به نظام فرصت میدهد نفس تازه کند و پیش از مطرح شدن اصلاحات سیاسی، منابع مالی خود را تقویت کند.
کورالِس معتقد است تمرکز بر جانبخشی به بخش نفت و اصلاح قوانین هیدروکربنها به نفع سرمایهگذاران خارجی یک الگوی اقتصادی ایجاد میکند که از آن هم نخبگان حاکم و هم شرکتهای بینالمللی سود میبرند، اما لزوماً به بهبود شرایط زندگی مردم ونزوئلا یا تقویت پاسخگویی سیاسی منجر نمیشود.
چالشهای ساختاری پیشِ روی نظام
در حالی که نقش گروههای مخالف به حدِ صرفاً «ناظر» شدن بر تفاهمات میان کاراکاس و واشنگتن کاهش یافته، نظام در داخل با چالشهای ساختاری روبهرو است؛ از جمله گسترش باندهای جنایتکار و گروههای مسلح که بخشهایی گسترده از کشور بهویژه در مناطق مرزی با کلمبیا را تحت کنترل خود دارند.
بر اساس گزارش یان لوویتف در والاستریت ژورنال (Wall Street Journal)، گروه «ارتش آزادیبخش ملی» به عنوان یک نیروی جنایتکار فرامرزی مطرح است که کنترل خود را بر مسیرهای قاچاق مواد مخدر و همچنین معادن طلای غیرقانونی اعمال میکند. این موضوع میتواند هدف اعلامشدهی واشنگتن مبنی بر قطع جریان کوکائین و تأمین منابع معدنی را تهدید کند، زیرا این گروه در مناطقِ نبودِ اقتدار دولت مرکزی، همچون یک «دولت درون دولت» عمل میکند.
این گروه در شهرهایی که کنترلشان را در دست دارد، قواعد سختگیرانه وضع میکند؛ از جمله ممنوعیت رفتوآمد در شب و گشتزنی با لباس نظامی. همچنین با هر فردی که به همکاری با گروههای رقیب متهم شود برخورد میکند. نتیجهی این اقدامات، فرار دهها هزار روستایی از مناطق جنگیِ مرزی است که به طول ۲۲۵۳ کیلومتر امتداد دارد.
هشدار درباره «ویتنام کوچک»
غابرییل سِیلوا، وزیر دفاع پیشین کلمبیا، هشدار میدهد که هرگونه تلاش آمریکا برای استفاده از نیروی نظامی علیه این گروهها ممکن است به چیزی شبیه «ویتنام کوچک» تبدیل شود؛ زیرا عملیات در چنین شرایطی بهدلیل دشواریهای زمینهای کوهستانی و جنگلهای انبوه، و همچنین نفوذ این گروهها در بافت اجتماعی و اقتصادی ساکنان محلی، بسیار سخت است.
ارتش آزادیبخش ملی از خلأیی که پس از خلعسلاح نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا (فارک) در سال ۲۰۱۶ ایجاد شد استفاده کرد و با دولت مادورو وارد توافقاتی شد که به آن اجازه میداد آزادانه در داخل ونزوئلا فعالیت کند؛ در عوض، مادورو حفاظت از مرزها را در برابر هرگونه تهاجم خارجی تضمین میکرد. همین موضوع باعث شد نابودی این گروه تقریباً غیرممکن شود.
طبق دادههای اطلاعاتی که لوفت ارائه داده، این گروه تعداد نیروهایش را تقریباً دو برابر کرده و به حدود ۷ هزار جنگجو رسانده است؛ حدود نیمی از آنان نیز ونزوئلایی هستند. این امر نشان میدهد که این گروه به یک سازمان منطقهای قدرتمند تبدیل شده و توانمندیهای نظامی پیشرفتهای دارد؛ از جمله استفاده از پهپادها برای هدف قرار دادن نیروهای نظامی کلمبیا.
با وجود اینکه رئیسجمهور دلسی رودریگز تغییراتی در فرماندهیهای نظامی در مناطق مرزی ایجاد کرده، جِرِمی مکدرموت، مدیر مشترک مؤسسه «InSight Crime»، معتقد است بسیاری از افسران همچنان از درآمدهای حاصل از قاچاق مواد مخدر و استخراج غیرقانونی بهره میبرند؛ موضوعی که باعث میشود تفکیک و از هم گسستن این شبکهها دشوار باشد.
برخی از مردم به آنها مشروعیت میدهند
و همچنین پژوهشگر «رونال رودریگز» از رصدخانه ونزوئلا در دانشگاه روزاریو تأکید میکند که این گروهها نزد بعضی از مردم محلی بهدلیل جبرانِ نبودِ خدمات دولت، مشروعیت پیدا کردهاند؛ به همین خاطر، اتکا به حملات تهاجمی و حملات هوایی بهتنهایی در برابر آنها کارساز نیست.
تحول دموکراتیک واقعی در ونزوئلا مستلزم انجام اصلاحات نهادی عمیقی است که شامل استقلال نهاد انتخاباتی، لغو قوانین سرکوبگر ، برچیدن دستگاه امنیتیِ مخفی ، ممنوعیت شکنجه و تضمین آزادی مطبوعات میشود؛ اقداماتی که، به باور خاویر کورالیس در Foreign Affairs ، در مذاکرات جاریِ فعلی به شکل جدی مورد توجه قرار نگرفتهاند.
کورالیس وضعیت کنونی ونزوئلا را نوعی تحول به سمت « پِرِسترویکای جزئی » توصیف میکند که در آن « گلاسنوست سیاسی» به تعویق افتاده است. در این چارچوب، اقتصاد فقط در دو بخشِ نفت و معادن تا حدی آزاد میشود تا منافع مشترک میان واشنگتن و نظام حاکم تأمین گردد، در حالی که سازوکار سیاسی همچنان به روی نیروهای دموکراتیک بسته است.
امیدهای نظام و مخالفان
از نظر کورالیس، نظام حاکم روی کسب زمان و استفاده از گشودگی اقتصادی برای بازسازی توان مالی خود حساب میکند. در مقابل، مخالفان خود را در برابر یک گزینه عمده میبینند: ادامه دادن به فشار اجتماعی و تلاش برای گرفتن امتیازهای تدریجی در شرایطی که علاقه بینالمللی به «تحول دموکراتیکِ کامل» رو به کاهش است.
او همچنین تأکید میکند که با وجود کنار گذاشته شدن مخالفان از میز مذاکرات، آنها همچنان از نظر مردمی توانایی پیشی گرفتن از دولت را دارند؛ همانگونه که در سال ۲۰۲۴ اتفاق افتاد، زمانی که مخالفان با وجود تلاشهای گسترده برای تقلب انتخاباتی ، نظام را شکست دادند. این امر نشان میدهد حزب حاکم از ناپایداری داخلی و از دست دادن مشروعیت مردمی رنج میبرد.
در همین حال، لوئیس فرناندو نینو ، مشاور صلح و آشتی کلمبیا، معتقد است که از دست رفتن کنترل بر معبرهای مرزی غیرقانونی که ارتش آزادیبخش ملی برای قاچاق مواد مخدر و انتقال جنگجویان از آنها استفاده میکند، به تقویت قدرت نظام در کاراکاس میانجامد؛ زیرا این کشور از چنین گروههایی به عنوان یک ابزار فشار امنیتی استفاده میکند.
واشنطن به دنبال منافع اقتصادی
در مقابل، دولت ترامپ بر این باور است که کنترل کاراکاس بهطور کامل انجام شده است؛ اما کورالِس هشدار میدهد که «مسئلهٔ وکیل و موکل» وجود دارد، زیرا منافع رودریگس برای ماندن در قدرت و نیز همکاری با شبکههای جنایتکارانه ممکن است همیشه با چشمانداز آمریکا برای ثبات منطقهای همراستا نباشد.
این سازوکارِ کنونی میان واشنگتن و کاراکاس در پی آن است که ونزوئلا را به «یک دولت نفتیِ پایدار» تبدیل کند؛ کشوری که سود را برای شرکتهای آمریکایی به جریان اندازد. در عین حال، نظام در ونزوئلا میداند که میتواند این امتیاز را در ازای بقا در قدرت برای سالهای طولانی، بدون نیاز به تغییر دموکراتیک واقعی، ارائه دهد.
بزرگترین چالش پیشِ روی نیروهای دموکراتیک این است که چگونه بتوانند به هر دو طرف، هم نظام و هم آمریکا؛، فشار بیاورند تا فضایی در فرایند سیاسی به دست آورند؛ بهویژه از آنجا که مردم ونزوئلا اکنون دریافتهاند که دخالت خارجی، رأس نظام را برکنار کرده اما ساختار سرکوبگر آن را در سایهٔ منافع نفتیِ بینالمللی تقویت کرده است.
فاصله گرفتن از گذار دموکراتیکِ مسالمتآمیز
بنابراین گزارش، صحنهٔ ونزوئلا نشان میدهد که درهمتنیدگیِ منافع اقتصادیِ بزرگ با شبکههای جنایتکارانهٔ فرامرزی، تصور یک گذار مسالمتآمیز و دموکراتیک را در آیندهای نزدیک دشوار میکند؛ بهخصوص در شرایطی که «توهمِ ثروت نفتی» چنانکه کورالِس میگوید حاکمان و همچنین جامعهٔ بینالمللی را فریب میدهد.
ونزوئلا امروز در مرحلهای از «گذارِ معیوب» به سر میبرد: مادورو بهعنوان نماد سقوط کرده، اما نظام همچنان امور کشور را با چهرههای جدید مدیریت میکند. این وضعیت، کشور را در نوعی بنبست سیاسیِ آمیخته با رونق اقتصادیِ نخبهمحور نگه میدارد؛ دور از آرزوهای میلیونها ونزوئلایی که برای تغییر کامل و عدالت اجتماعی مبارزه کرده بودند.