پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» نوشت:

سایه جنگ ایران بر دیدار ترامپ و شی جین‌پینگ

پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» «Responsible Statecraft» نوشت: بسیاری گمانه‌زنی کرده‌اند که این جنگ «نشست را تضعیف خواهد کرد»، اما دست‌کم تا کنون، هم پکن و هم واشنگتن سخت تلاش کرده‌اند تا از خارج شدن اصطکاک‌های ایالات متحده و چین از کنترل در این دوره حساس جلوگیری کنند.

در آستانه دیدار حساس میان دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در پکن، جنگ ایالات متحده در خاورمیانه معادلات این نشست را به‌طور چشمگیری دگرگون کرده و به موضوعی غالب در دستور کار دو قدرت بدل شده است؛ تحولی که نه‌تنها سایه‌ای سنگین بر اختلافات دیرینه دو کشور انداخته، بلکه می‌تواند مسیر گفت‌وگوها را از رقابت صرف به ضرورت همکاری برای مهار بحران‌های جهانی تغییر دهد. در حالی که تنش‌ها بر سر نقش چین در تحولات منطقه و ارتباط آن با ایران ادامه دارد، هم‌زمان نگرانی مشترک از پیامدهای جنگ بر اقتصاد جهانی، دو طرف را ناگزیر کرده تا در آستانه این دیدار، میان رقابت ژئوپلیتیک و نیاز به مدیریت یک بحران فراگیر، توازن تازه‌ای جست‌وجو کنند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» «Responsible Statecraft» نوشت: در حالی که تنها چند هفته به سفر دونالد ترامپ به پکن برای دیدار با همتای چینی‌اش شی جین‌پینگ باقی مانده است، به نظر می‌رسد که جنگ ایالات متحده در خاورمیانه، به احتمال زیاد، به عنوان یک موضوع حل‌نشده باقی خواهد ماند، اگر نگوییم مانعی بزرگ بر سر راه رسیدگی به مسائل دیرینه میان دو کشور خواهد بود.

تردیدی نیست که این جنگ و پیامدهای آن برای تجارت جهانی، دستور کار شماره یک آن نشست بسیار مورد انتظار میان دو قدرتمندترین رهبر جهان خواهد بود. در حالی که قطعی است که این جنگ، سایر موضوعات مبرم را در آن دستور کار بسیار شلوغ تحت‌الشعاع قرار داده، حواس‌ها را از آنها پرت کرده و آنها را به حاشیه می‌راند، با این وجود می‌تواند با نشان دادن نیاز مبرم ابرقدرت‌ها به همکاری با یکدیگر در زمینه فرونشاندن درگیری‌های منطقه‌ای در سراسر جهان، لحن مثبتی برای این گفت‌وگوهای حیاتی ایجاد کند. 

بسیاری گمانه‌زنی کرده‌اند که این جنگ «نشست را تضعیف خواهد کرد»، اما دست‌کم تا کنون، هم پکن و هم واشنگتن سخت تلاش کرده‌اند تا از خارج شدن اصطکاک‌های ایالات متحده و چین از کنترل در این دوره حساس جلوگیری کنند.

به طور قطع، تنش‌ها ملموس هستند؛ که کاملاً با هنجار تأسف‌بار روابط پرتنش ایالات متحده و چین در دهه گذشته همخوانی دارد. به عنوان مثال، ترامپ درباره نگرانی خود مبنی بر احتمال ارسال تسلیحات چینی به ایران صریحاً صحبت کرده است. چین اتهامات او را رد کرده است.

درست است که چین احتمالاً به طور مداوم قطعاتی را برای تسلیحات ساخت داخل ایران تأمین کرده است، تسلیحاتی که در این جنگ اخیر کاملاً تأثیرگذار ظاهر شده‌اند. علاوه بر این، این ادعا وجود دارد که چین فعالانه به ایران در ساخت کارخانه‌های تولید سلاح کمک کرده است. سپس موضوع حساس اشتراک‌گذاری اطلاعات است که به موجب آن ماهواره‌های پکن می‌توانند اطلاعات هدف‌گیری بلادرنگ نیروهای ایالات متحده در منطقه خلیج فارس را در اختیار تهران قرار دهند.

این مطمئناً ادعایی نگران‌کننده است، اما چنین اتهاماتی باید با در نظر گرفتن این موضوع سنجیده شوند که چین تجربه گسترده‌ای در جنگ‌های نیابتی، از جمله علیه ایالات متحده، دارد و اگر می‌خواست نقشی تهاجمی‌تر ایفا کند، می‌توانست سلاح‌های قدرتمند نهایی را به ایران عرضه کند. چین حتی می‌توانست نیروهای دریایی قدرتمند خود را برای به چالش کشیدن مستقیم محاصره ایالات متحده مستقر کند و باعث ایجاد یک «رویارویی چشم‌درچشم» محتمل، هرچند هنوز بعید، شود. اما این کار را نکرده است.

ترامپ

با این حال، پکن از محاصره ایالات متحده برای مقابله با بستن تنگه هرمز توسط ایران انتقاد کرده و آن را «اقدامی خطرناک و غیرمسئولانه که تنها باعث تشدید تقابل، افزایش تنش، تضعیف آتش‌بسِ از پیش شکننده و به خطر انداختن بیشتر عبور و مرور ایمن از تنگه هرمز می‌شود» توصیف کرده است.

شی ابراز نگرانی کرده است که در صورت ادامه جنگ، «قانون جنگل» ممکن است حاکم شود. او همچنین با مسکو هماهنگی‌هایی انجام داد، نه تنها برای اطمینان از اینکه پکن همچنان ذخایر کافی نفت و گاز را دریافت می‌کند، بلکه در وتوی قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل برای محکوم کردن رژیم جدید تهران در مورد تنگه نیز همکاری کرد و مدعی شد که این قطعنامه یک‌جانبه بوده است.

علاوه بر این، دیدار اخیر شی با پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، که در حال حاضر سرسخت‌ترین منتقد اروپایی جنگ است، تا حدی که دسترسی نیروهای آمریکایی به پایگاه‌ها برای حمایت از تلاش‌های جنگی را سلب کرده است، احتمالاً تصادفی نیست. پکن نشان داده است که در بهره‌برداری از اشتباهات واشنگتن در صحنه جهانی برای دستیابی به دستاوردهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک کاملاً ماهر است. همان‌طور که روی جلد مجله اکونومیست به صراحت بیان شده است: «هرگز وقتی دشمنت در حال اشتباه کردن است، مزاحم او نشو.»

با این حال، ایالات متحده و چین دشمن نیستند و در این مورد اهداف مشترک متعددی دارند، که مهم‌ترین آنها جلوگیری از سقوط اقتصاد جهانی از لبه پرتگاه پیش روی است. بنابراین، شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد پکن در پشت صحنه در تلاش است تا به کاهش تنش‌ها و حتی پایان دادن سریع به آن کمک کند.

به نظر می‌رسد پکن نقش مهمی در ترغیب ایران برای مشارکت در اولین آتش‌بس جنگ و مذاکرات متعاقب آن در اسلام‌آباد ایفا کرده است. در واقع، به خوبی شناخته شده است که چین از نفوذ گسترده‌ای در پاکستان و همچنین در ایران برخوردار است. در عین حال، چین روابط خوبی با پادشاهی‌های خلیج فارس دارد، بنابراین موضع آن بسیار ظریف‌تر و متعادل‌تر از آن چیزی است که بسیاری از آمریکایی‌ها درک می‌کنند.

در تماس اخیر با ولیعهد سعودی،  محمد بن سلمان، شی با قاطعیت تأکید کرد: «تنگه هرمز باید برای کشتیرانی عادی باز بماند.»

بیش از چند مفسر غربی تلاش کرده‌اند تا جنگ کنونی خاورمیانه را به عنوان بخشی از مبارزه بزرگتر ایالات متحده و چین برای هژمونی جهانی به تصویر بکشند. طبق آن خوانش، واشنگتن باید برای اهداف حداکثری خود فشار بیاورد و به تلاش برای تضعیف قدرت تهران با هدف کاهش قابل توجه نفوذ چین در خاورمیانه ادامه دهد.

با این حال، این دیدگاه اهداف چین در منطقه و فراتر از آن را به شدت بزرگ‌نمایی می‌کند. ممکن است درست باشد که چین کاملاً با گرفتار شدن ایالات متحده در باتلاق دیگری در خاورمیانه مخالف نیست، اما بی‌ثباتی ناشی از آن تأثیرات مخرب عمده‌ای بر دیپلماسی چین و همچنین سرمایه‌گذاری‌های تجاری جاه‌طلبانه آن در سراسر منطقه دارد.

مشخص شده است که موضع چین در خاورمیانه نسبتاً مسالمت‌آمیز است. پکن تنها یک پایگاه نظامی در کل منطقه ایجاد کرده است (ایالات متحده در حال حاضر ۱۹ پایگاه دارد) و آن هم درست در نزدیکی یک تأسیسات آمریکایی در کشور کوچک جیبوتی در شرق آفریقا واقع شده است. دشوار است که از چنین حضور متواضعانه‌ای نیت تهاجمی برداشت کرد. و برخلاف باور عمومی، چین در مقاومت در برابر وسوسه فروش سیستم‌های تسلیحاتی بزرگ به ایران، با خویشتن‌داری قابل توجهی عمل کرده است.

خوشبختانه، تاکنون عقلانیت در پکن و واشنگتن حاکم بوده است. هر دو ابرقدرت به درستی بر ضرورت اقتصادی واحدی که آنها را متحد می‌کند، متمرکز شده‌اند. در حالت ایده‌آل، آن‌ها در اواسط ماه مه در طول اجلاس سران زمانی پیدا می‌کنند تا در مورد چندین نقطه بحرانی بزرگ و واقعاً خطرناک که آنها را از هم جدا می‌کند، صحبت کنند، خواه در دریای چین جنوبی باشد یا در شبه‌جزیره کره - و بله، بیش از همه، گره کور تایوان.

با این حال، جنبه مثبت جنگ تراژیک، غیرضروری و غیرقانونی ایالات متحده علیه ایران که اقتصاد جهانی را در معرض خطر جدی قرار داده، این است که به هر دو ابرقدرت به شدت می‌آموزد تا بر سازش عمل‌گرایانه تمرکز کنند تا رقابت خود را تحت کنترل نگه دارند. این احتمالاً درسی است که نیاز به تقویت مداوم دارد، اما می‌توان با یک اجلاس دوجانبه مثبت بین ایالات متحده و چین در هفته‌های آینده، پایه‌ای قوی‌تر ایجاد کرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.