آرش رئیسی نژاد استاد ایرانی روابط بین‌الملل نوشت: من همچنان معتقدم ریشه‌های آتش‌بس کنونی در شکست یک عملیات بسیار بلندپروازانه‌تر نهفته است. ماموریت واقعی هرگز صرفاً نجات یک خلبان نبود؛ موضوع اصلی اورانیوم بود. عملیات اجرا شد؛ و شکست خورد. پس از آن، تغییر سریع در روایت شکل گرفت: یک مأموریت شکست‌خورده به‌عنوان یک عملیات نجات موفق بازتعریف شد.

به گزارش سرویس بین الملل جماران، آرش رئیسی نژاد استاد ایرانی روابط بین‌الملل نوشت:

من همچنان معتقدم ریشه‌های آتش‌بس کنونی در شکست یک عملیات بسیار بلندپروازانه‌تر نهفته است.

ماموریت واقعی هرگز صرفاً نجات یک خلبان نبود؛ موضوع اصلی اورانیوم بود.

به نظر می‌رسد ایالات متحده تحت پوشش یک عملیات نجات در دهدشت در جنوب‌غرب ایران، تلاش کرده یک نفوذ عمیق هلی‌برن به جنوب اصفهان، در فاصله ۳۷۳ کیلومتری (بیش از ۳ روز و ۱۶ ساعت پیاده‌روی، طبق نقشه گوگل!) انجام دهد.

گفته می‌شود ژنرال‌های ارشد هشدار داده بودند که این طرح عملی نیست، اما این هشدارها نادیده گرفته شد و حتی در برخی موارد، افراد کنار گذاشته شدند.

عملیات اجرا شد؛ و شکست خورد.

پس از آن، تغییر سریع در روایت شکل گرفت: یک مأموریت شکست‌خورده به‌عنوان یک عملیات نجات موفق بازتعریف شد.

در همین نقطه است که آتش‌بس وارد معادله می‌شود. واشنگتن که در دستیابی به اهداف خود در میدان ناکام مانده بود، به سمت مذاکره چرخش کرد، در حالی که همزمان لفاظی‌ها را تشدید می‌کرد. تهدیدهای ترامپ مانند «بازگرداندن ایران به عصر حجر» یا «مرگ تمدن ایرانی در امشب» تنها ابزار فشار نبودند؛ بلکه بازتابی از سرخوردگی و تلاشی برای بازیابی اهرم پس از شکست نیز به‌شمار می‌رفتند.

در این چارچوب، آتش‌بس را می‌توان پیامد سیاسی شکست عملیاتی دانست که محور آن اورانیوم در جنوب اصفهان بوده است.

 

تحلیل رئیسی نژاد از آتش بس

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.