اندیشکده بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی در تحلیلی به قلم «میخائیل کورستیکوف» می‌نویسد تشدید جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران می‌تواند توازن بازار انرژی آسیا را تغییر دهد. با تهدید صادرات نفت ایران و ونزوئلا ــ دو تأمین‌کننده مهم نفت ارزان برای چین ــ مسکو در موقعیتی قرار گرفته است که با افزایش صادرات خود به پکن، سهم بیشتری از بازار انرژی چین را در اختیار بگیرد و جایگاه ژئوپلیتیکی خود را در معادلات انرژی تقویت کند.

سرویس بین‌الملل جماران: جنگی که ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آغاز کرده‌اند به سرعت در حال تشدید و پیش‌بینی چگونگی وقوع رویدادها دشوار است. اما آنچه از قبل مشخص است این است که یکی از بازندگان اصلی این خصومت‌ها چین خواهد بود. در سال ۲۰۲۵، حدود یک پنجم واردات نفت چین از ایران و ونزوئلا تأمین می‌شد - که اخیراً نیز هدف مداخله ایالات متحده قرار گرفته است. اکنون که این منابع به خطر افتاده‌اند، ذینفع اصلی روسیه است که آماده افزایش صادرات نفت به چین است.

هیچ آمار رسمی در مورد وابستگی چین به نفت ایران و ونزوئلا وجود ندارد، زیرا بیشتر تحویل‌ها به دلیل تحریم‌های غرب مخفیانه انجام شده است. با این حال، برآوردهای غیرمستقیم نشان می‌دهد که این دو کشور تا پایان سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷ تا ۱۸ درصد از کل واردات نفت چین را تشکیل می‌دادند.

به دلیل همین تحریم‌ها، ونزوئلا و ایران هر دو نفت را با تخفیف قابل توجهی به چین عرضه می‌کردند. مدل تجاری بسیاری از پالایشگاه‌های مستقل چینی در جنوب این کشور بر اساس پالایش این نفت خام سنگین و نسبتاً ارزان بنا شده است. برای حفظ این جریان‌ها، زیرساخت پیچیده‌ای برای دور زدن تحریم‌ها ساخته شد، از استفاده از ناوگان سایه گرفته تا انتقال محموله‌های کشتی به کشتی در آب‌های بین‌المللی و متعاقباً قانونی شدن آن محموله از طریق بنادر مالزی، امارات متحده عربی و عمان.

اکنون ممکن است محموله‌های ایرانی با همان سرنوشتی روبرو شوند که در دو ماه گذشته برای محموله‌های ونزوئلا رخ داده است. در سال ۲۰۲۵، کل صادرات نفت ونزوئلا تقریباً ۰.۹ میلیون بشکه در روز بود که بیش از ۸۰ درصد آن به چین می‌رفت. بخش قابل توجهی از آن برای پرداخت بدهی ونزوئلا به چین استفاده شد. خریداران اصلی، پالایشگاه‌های کوچک چینی بودند که به جابجایی نفت خام سنگین، گوگرد بالا و ارزان عادت داشتند.

از زمان مداخله ایالات متحده در آغاز سال، که منجر به دستگیری نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا توسط نیروهای آمریکایی شد، ارسال محموله‌های جدید تقریباً متوقف شده است و محموله‌های چینی یا بازگردانده می‌شوند یا تغییر مسیر می‌دهند. واشنگتن ادعا می‌کند که اکنون تمام صادرات ونزوئلا باید "از طریق کانال‌های قانونی" انجام شود و در حال فروش مجدد بخشی از نفت ونزوئلا است که خریداری کرده است - از جمله به چین.

پالایشگاه‌های مستقل چینی در حال آماده شدن برای تغییر به گریدهای سنگین ایران، روسیه و کانادا در سه ماهه دوم هستند. اما اکنون که آینده عرضه نفت ایران نیز نامشخص است، این امر دشوارتر خواهد شد.

حتی توقف کامل صادرات نفت ایران و ونزوئلا منجر به بحران فوری در چین نخواهد شد، اما مدل قیمت‌گذاری که کل بخش‌های اقتصاد چین بر اساس آن بنا شده‌اند، مانند پالایشگاه‌های کوچک فوق‌الذکر که حدود یک چهارم کل پالایش نفت چین را تشکیل می‌دهند، را از بین خواهد برد.

چین می‌تواند حجم از دست رفته را با افزایش واردات از عربستان سعودی، عراق، روسیه، برزیل و ایالات متحده جایگزین کند، اما این واردات گران‌تر و اغلب از نظر کیفیت نامناسب‌تر خواهند بود که به طور خودکار به معنای کاهش حاشیه سود، افزایش قیمت‌های داخلی و کاهش رقابت‌پذیری صادرات انرژی‌بر خواهد بود.

همچنین ضررهای کمتر مشهودی به شکل سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت چین در این دو کشور وجود دارد. حجم کل وام‌ها و سرمایه‌گذاری‌های چین در ونزوئلا ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود که حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیارد دلار آن وام‌هایی است که توسط عرضه نفت تضمین شده‌اند. این بدان معناست که بخش قابل توجهی از نفتی که پکن به عنوان بازپرداخت بدهی روی آن حساب می‌کرد، اکنون یا هرگز به چین نخواهد رسید یا با دخالت ایالات متحده دوباره فروخته می‌شود.

ارقام مربوطه برای ایران به طور قابل توجهی پایین‌تر است. سرمایه‌گذاری چین در ایران از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ تنها ۴.۷ میلیارد دلار بوده است. مانع اصلی برای سرمایه‌گذاری بیشتر، تحریم‌های غرب است: شرکت‌های چینی نمی‌خواهند ریسک کنند. بدتر از آن، سرمایه‌گذاری‌های چین به جای محافظت در برابر مداخله ایالات متحده، با توجه به جاه‌طلبی آشکار دولت فعلی ایالات متحده برای مهار چین، در واقع احتمال آن را افزایش می‌دهد.

از ده تأمین‌کننده برتر نفت چین، دو کشور حذف شده‌اند و پنج کشور دیگر (عربستان سعودی، عمان، امارات متحده عربی، کویت و مالزی) متحدان نزدیک ایالات متحده هستند. سه کشور باقی‌مانده روسیه، عراق و برزیل هستند. ترامپ به دنبال بهانه‌ای برای رویارویی با برزیل است، اما سهم آن از واردات چین اندک است: حدود ۴ تا ۵ درصد.

عراق در سال‌های اخیر حدود ۱۰ درصد از کل واردات نفت چین را تأمین کرده است. تا سال ۲۰۲۳، سرمایه‌گذاری چین در عراق به ۳۴ میلیارد دلار رسید که تقریباً ۹۰ درصد آن در بخش انرژی بود. در سال ۲۰۲۵، شرکت‌های چینی ۷.۳ درصد از سهام پروژه‌های نفت و گاز دارای مجوز عراق را در اختیار داشتند، در حالی که ۱.۸ درصد متعلق به شرکت‌های آمریکایی بود. با توجه به اینکه ایالات متحده از زمان حمله ۲۰۰۳ نفوذ زیادی بر حوزه امنیتی عراق داشته است، ترامپ به راحتی می‌تواند استدلال کند که هزاران سرباز آمریکایی «برای آزادسازی عراق از استبداد صدام حسین» جان باختند، بغداد را به «ناسپاسی» متهم کند و یک کمپین فشار را آغاز کند و از آن بخواهد که در همکاری خود با پکن تجدیدنظر کند.

با این حال، این روسیه بود که تا سال ۲۰۲۵ با ۱۷.۵ درصد، به رهبر بلامنازع واردات نفت چین تبدیل شد. بر این اساس، مسکو به عنوان یکی از ذینفعان اصلی مداخلات ترامپ در ونزوئلا و ایران در حال ظهور است. مسکو می‌تواند بخشی از صادرات نفت خود را از هند به چین هدایت کند و از این طریق همزمان فشار آمریکا بر دهلی نو را کاهش داده و از پکن حمایت کند. این توزیع مجدد پس از کاهش عرضه ونزوئلا آغاز شده است و اکنون احتمالاً سرعت می‌گیرد.

مداخلات ترامپ به مسکو فرصتی می‌دهد تا استدلال اصلی پشت نزدیکی روسیه و چین را مجدداً تأیید کند: اینکه مسیرهای دریایی برای تأمین منابع به چین می‌تواند در هر لحظه توسط ایالات متحده قطع شود، بنابراین تنها گزینه قابل اعتماد، خطوط لوله و جاده‌ها از روسیه است. پروژه خط لوله گاز «قدرت سیبری ۲» که سرانجام در سپتامبر ۲۰۲۵ در سطح سیاسی مورد توافق قرار گرفت، می‌تواند تسریع شود. همچنین ممکن است که سایر ابتکارات زیرساختی اکنون توجه بیشتری را به خود جلب کنند، مانند برنامه مشترک بین راه‌آهن روسیه و راه‌آهن مغولستان که ظرفیت سالانه کریدور از طریق مغولستان را تا سال ۲۰۳۰ به ۵۰ میلیون تن افزایش می‌دهد.

اگر دولت ترامپ واقعاً قصد دارد شرکای کلیدی چین را یکی یکی از چنگ آنها درآورد، هر پیروزی بر یک تأمین‌کننده منابع برای چین، موقعیت روسیه را تقویت خواهد کرد، زیرا این کشور قادر است مقادیر تجاری تقریباً هر منبعی را تأمین کند. در دوران آرام‌تر، پکن می‌توانست منابع خود را متنوع کند، اما در مواجهه با رویارویی فزاینده، انگیزه‌های بیشتری برای انتخاب امن‌ترین گزینه وجود دارد: یعنی روسیه، که نه تنها دارای ذخایر فراوان از طیف گسترده‌ای از منابع است، بلکه قادر است ثبات تأمین را از طریق جغرافیا و چتر هسته‌ای خود تضمین کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.