از آغاز این کارزار، به نظر میرسد دولت ایالات متحده در پی یافتن معادل ایرانیِ «دلسی رودریگز» بوده است؛ فرض پنهان در این نگاه آن است که یک شخصیت درون حاکمیت ایران میتواند تغییری ۱۸۰ درجهای رقم بزند و تهران را به شروط آمریکا نزدیک کند. اما این تصور، بهاحتمال زیاد، چیزی جز یک خیالپردازی نیست.
افسر سابق واحد اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونی و پژوهشگر ارشد مسائل ایران تأکید کرد: از آغاز این کارزار، به نظر میرسد دولت ایالات متحده در پی یافتن معادل ایرانیِ «دلسی رودریگز» بوده است؛ فرض پنهان در این نگاه آن است که یک شخصیت درون حاکمیت ایران میتواند تغییری ۱۸۰ درجهای رقم بزند و تهران را به شروط آمریکا نزدیک کند. اما این تصور، بهاحتمال زیاد، چیزی جز یک خیالپردازی نیست.
به گزارش جماران، سیترینوویچ در مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم گفت: از آغاز این کارزار، به نظر میرسد دولت ایالات متحده در پی یافتن معادل ایرانیِ «دلسی رودریگز» بوده است؛ چهرهای که با وجود ریشه داشتن در ساختار نظام، بتواند چرخشی معنادار در سیاستها ایجاد کرده و با انتظارات واشینگتن همسو شود.
وی افزود: فرض پنهان در این نگاه آن است که یک شخصیت درون حاکمیت ایران میتواند تغییری ۱۸۰ درجهای رقم بزند و تهران را به شروط آمریکا نزدیک کند. اما این تصور، بهاحتمال زیاد، چیزی جز یک خیالپردازی نیست. حتی چهرههایی که عملگرا تلقی میشوند — مانند علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی — در چهارچوب ساختاری فعالیت میکنند که تحت کنترل یک فرد واحد نیست.
افسر سابق واحد اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونی مدعی شد: حتی پس از آیتالله خامنهای نیز جمهوری اسلامی بهعنوان یک ساختار پیچیده قدرت باقی خواهد ماند؛ ساختاری که بهشدت متکی بر نهادهایی چون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. بعید به نظر میرسد این ستون فقرات نهادی به هیچ رهبری اجازه دهد اصول ایدئولوژیک و هستهای نظام را کنار بگذارد.
وی افزود: البته این بدان معنا نیست که مواضع آینده ایران دقیقاً با مواضع آیتالله خامنهای یکسان خواهد بود. ممکن است لحن و سبک تغییر کند و در حاشیه، انعطافپذیری تاکتیکی افزایش یابد. اما به دلیل احترام به میراث رهبری و همچنین نگرانی از ضعیف جلوهذکردن در داخل و خارج، دشوار است بتوان رهبری را تصور کرد که کاملاً با مواضع آمریکا در مذاکرات پیشین همسو شود.
سیترینوویچ در پایان گفت: اگر مطالبات اصلی واشنگتن بدون تغییر باقی بماند، احتمال آنکه تهران خطرات تداوم رویارویی را بپذیرد، بیش از آن است که به شروطی تن دهد که در داخل بهعنوان «تسلیم ایدئولوژیک» تعبیر شود. در مجموع، انتظار یک چرخش داخلی دراماتیک ممکن است واقعبینانه نباشد؛ این واقعیتهای ساختاری هستند که مسیر بعدی ایران را تعیین میکنند، نه صرفاً شخصیتها.