دولت ترامپ بارها اعلام کرده است که آمریکا باید کنترل گرینلند را در دست بگیرد؛ جزیرهای سرشار از منابع معدنی و از نظر سیاسی تا حد زیادی خودگردان از دانمارک. با وجود اینکه کاخ سفید استفاده از نیروی نظامی را «همیشه یک گزینه» میداند، تحلیلگران احتمال عملیات نظامی را کم میدانند. اما ناپایداری سیاستهای ترامپ و تحولات اخیر ونزوئلا نشان میدهد هیچ گزینهای را نمیتوان کاملاً کنار گذاشت. در این گزارش، راههای مختلف آمریکا برای تحقق این هدف از خرید و اقناع تا توافقهای همکاری و حتی اشغال نظامی بررسی میشود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، گاردین نوشت: دولت ترامپ بارها اعلام کرده است که آمریکا باید کنترل گرینلند را به دست آورد؛ گرینلند منطقهای سرشار از معادن و تا حد زیادی خودگردان از دانمارک است که سیاست خارجی و امنیتی آن از کپنهاگ اداره میشود.
کاخ سفید گفته است استفاده از نیروی نظامی «همیشه یک گزینه است»، اما تحلیلگران چندان احتمال عملیات نظامی را محتمل نمیدانند و وزیر خارجه فرانسه نیز اعلام کرده است که وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، امکان حمله یا تهاجم را رد کرده است.
با این حال، اتفاقات ونزوئلا و غیرقابلپیشبینی بودن دونالد ترامپ به این معناست که هیچ گزینهای را نمیتوان کاملاً منتفی دانست. آمریکا همچنین راههای دیگری برای تحقق جاهطلبیهای ارضی رئیسجمهور دارد.
در ادامه، برخی از این گزینهها بررسی میشود:
۱. خرید گرینلند
ایده ارائه پیشنهاد به کپنهاگ برای خرید جزیره قطبی نخستین بار در سال ۱۸۶۷ مطرح شد، پس از آنکه آمریکا آلاسکا را از روسیه خرید. این ایده در سال ۱۹۱۰ دوباره مطرح شد و در سال ۱۹۱۷ آمریکا جزایر ویرجین ایالات متحده را از دانمارک به قیمت ۲۵ میلیون دلار (۱۸.۵ میلیون پوند) خریداری کرد.
با آغاز جنگ سرد، دولت ترومن در سال ۱۹۴۶ پیشنهاد رسمی ۱۰۰ میلیون دلاری برای گرینلند را مطرح کرد. این پیشنهاد تنها در سال ۱۹۹۱ علنی شد. دولت آمریکا در آن زمان استدلال کرد که گرینلند «برای دانمارک کاملاً بیارزش است و کنترل آن برای امنیت آمریکا ضروری است».
کپنهاگ این پیشنهاد را رد کرد. از سال ۲۰۱۹ که ترامپ برای نخستین بار علاقه خود به گرینلند را علنی کرد، دولتهای دانمارک و گرینلند بارها تأکید کردهاند که این جزیره قابل فروش نیست. با این حال، گزارشها حاکی است روبیو این هفته به اعضای کنگره گفته هدف آمریکا خرید این قلمرو است.
کارشناسان حقوقی و قانون اساسی نیز اشاره کردهاند که دوران خرید یا مبادله سرزمینها و مردم گذشته است. اصل بینالمللی «تعیین سرنوشت» (self-determination) فروش کامل یک سرزمین را تقریباً غیرممکن میکند.
بر اساس قانون خودگردانی ۲۰۰۹، گرینلندیها میتوانند همهپرسی استقلال برگزار کنند. تصمیم درباره آینده جزیره بر عهده ۵۷ هزار ساکن آن است. یک نظرسنجی در ژانویه نشان داد ۸۵ درصد از گرینلندیها نمیخواهند کشورشان به بخشی از آمریکا تبدیل شود و تنها ۶ درصد موافق این موضوع هستند.
۲. جذب و اقناع گرینلند
نظرسنجیها که در جمعیتهای کوچک همیشه قابل اتکا نیستند، نشان میدهند احساس گرینلندیها نسبت به وعدههای ترامپ برای سرمایهگذاری میلیاردها دلار در این منطقه چندان یکدست نیست و جمعیت تقریباً به طور مساوی بین دیدن این وعدهها به عنوان تهدید و به عنوان فرصت تقسیم شده است.
اولین گام، که از قبل آغاز شده، کمپین «قلبها و ذهنها» است: سرمایهگذاری در توسعه اقتصادی و آموزشی جزیره و تقویت روابط دیپلماتیک. کنسولگری آمریکا در نوک در سال ۲۰۲۰ بازگشایی شد و ماه گذشته یک فرستاده ویژه برای گرینلند منصوب شد.
دانمارک همچنین به تاکتیکهای پنهانتر واشنگتن مشکوک است، از جمله ادعای راهاندازی یک کمپین نفوذ. کپنهاگ معتقد است این تلاشها با هدف تشویق جنبش رو به رشد استقلال گرینلند انجام میشود؛ جنبشی که بسته به زمان، توسط اکثریت گستردهای حمایت میشود.
اگر همهپرسی استقلال برگزار و نتیجه آن تصویب شود و پارلمان دانمارک نیز آن را تأیید کند، مذاکرات برای توافق آغاز خواهد شد. در سفر خود به نوک در ماه مارس، معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، گفت امیدوار است گرینلندیهای مستقل «انتخاب کنند با ایالات متحده شریک شوند».
دولت ائتلافی چهارحزبی کنونی گرینلند بارها تأکید کرده است که این جزیره متعلق به مردم خود گرینلند است. حزب اپوزیسیون «نالراک»، که در انتخابات سال گذشته در مقام دوم قرار گرفت، نیز طرفدار استقلال است، اما نسبت به گفتوگو با آمریکا رویکردی بازتر دارد.
رهبر این حزب، «پله بروبرگ»، گفته است از تهدیدهای اخیر ترامپ نگرانی ندارد و اطمینان دارد که آمریکا گرینلند را بهعنوان یک کشور مستقل محافظت خواهد کرد. او این هفته افزود: «علاوه بر این، آمریکا نمیتواند کاری با ما بکند که دانمارک قبلاً انجام نداده باشد.»
۳. امضای «توافقنامه همکاری آزاد»
گزارشها حاکی است که مقامات واشنگتن ماههاست روی احتمال امضای یک «پیمان ارتباط آزاد» (Compact of Free Association – COFA) کار میکنند؛ توافقی مشابه با ترتیباتی که آمریکا با چند کشور کوچک اقیانوس آرام، از جمله جزایر مارشال، دارد.
بر اساس چنین پیمانی، کشور کوچک استقلال خود را حفظ میکند و از حمایت واشنگتن برخوردار میشود و همچنین ممکن است از یک توافق تجاری معاف از تعرفه بهرهمند شود. در مقابل، ارتش آمریکا میتواند در یک قلمرو استراتژیک فعالیت کند و عملاً بدون محدودیت مستقر شود.
بسیاری از تحلیلگران این گزینه را شاید محتملترین نتیجه بلندمدت میدانند، زیرا رهبران گرینلند پس از همهپرسی استقلال احتمالاً COFA یا شکل دیگری از توافق دوجانبه را راهی برای ترکیب استقلال با مزیت اقتصادی میدانند.
۴. استناد به معاهدات موجود
یکی از نکات عجیب تنشهای اخیر میان اروپا و آمریکا درباره گرینلند این است که آمریکا هماکنون دسترسی نظامی گستردهای دارد و میتواند آن را بهراحتی گسترش دهد. توافقنامه ۱۹۵۱ میان آمریکا و دانمارک به آمریکا اجازه میدهد تا در سراسر قلمرو گرینلند «پایگاههای نظامی بسازد، نصب کند، نگهداری کند و اداره کند».
این پیمان که در سال ۲۰۰۴ بهروزرسانی شد و دولت نیمهخودگردان گرینلند را نیز شامل میشود، به آمریکا اجازه میدهد تا «پرسنل را مستقر کند و کنترل فرود، برخاست، لنگرگاهها، پهلوگیری، حرکت و عملیات کشتیها، هواپیماها و شناورهای آبی را در اختیار داشته باشد».
کپنهاگ بارها اعلام کرده است که حاضر است حضور نظامی آمریکا در گرینلند را بهطور قابلتوجهی گسترش دهد. در حال حاضر حضور نظامی آمریکا محدود به پایگاه فضایی «پیتوفیک» در شمال است، جایی که گزارشها از استقرار حدود ۵۰۰ نفر پرسنل خبر میدهند.
توافق دیگری که در دسامبر ۲۰۲۳ امضا شد و از سال گذشته اجرایی شده، دسترسی بدون محدودیت آمریکا به پایگاههای هوایی دانمارک را فراهم میکند و به این کشور اجازه میدهد فعالیتهای نظامی را در دانمارک و از داخل دانمارک انجام دهد. آمریکا توافقهای مشابهی با سوئد، فنلاند و نروژ نیز دارد.
۵. تهاجم نظامی (اشغال)
اگر همه گزینهها شکست بخورند، تحلیلگران آمریکایی گفتهاند که تصرف نظامی گرینلند از نظر تئوریک دشوار نیست. گرینلند ارتش زمینی ندارد و تعداد اندکی کشتی، هلیکوپتر و یک هواپیمای تنها که توسط فرماندهی مشترک قطبی دانمارک در نوک اداره میشود، تنها برای اهداف نظارتی است.
آنها استدلال میکنند که حضور نظامی آمریکا در جزیره، احتمالاً با پشتیبانی چند نیروی ویژه، بهصورت نظری کافی است تا نوک را ظرف چند دقیقه تصرف کند و سپس گرینلند را قلمرو آمریکا اعلام کند.
اما در عمل، تحلیلگران دانمارکی میگویند این کار اصلاً ساده نیست؛ بهخصوص با توجه به شرایط آب و هوایی بسیار سخت گرینلند. پیامدهای چنین اقدامی نیز بسیار سنگین خواهد بود.
مِته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، این هفته گفت که حمله آمریکا به گرینلند، که تحت پوشش عضویت دانمارک در ناتو قرار دارد، به معنای پایان این اتحاد نظامی خواهد بود.
او همچنین گفت که شرایط آب و هوایی زمستانی هرگونه عملیات را بسیار دشوار میکند. او گفت: «امیدوارم اروپاییها بتوانند آمریکا را متقاعد کنند که ما واقعاً پاسخ خواهیم داد.» او افزود: «سربازان آمریکایی با کیسههای اجساد به آمریکا بازخواهند گشت.»