سناتور لیندسی گراهام، یکی از تندروترین چهره های جمهوریخواه، در دیداری که با ترامپ در زمین گلف وی در فلوریدا داشته تلاش کرده تا وی را از ترور سردار سلیمانی منصرف کند.

به گزارش جماران؛ باب وودوارد روزنامه نگار سرشناس در کتاب تازه خود با نام «خشم» مسائل تازه ای را در خصوص ترور سردار سلیمانی فاش کرده است.

به گزارش گاردین، وودوارد در کتاب خود نوشته که سناتور لیندسی گراهام، یکی از تندروترین چهره های جمهوریخواه، در دیداری که با ترامپ در زمین گلف وی در فلوریدا داشته تلاش کرده تا وی را از چنین اقدامی منصرف کند.

در این دیدار که چهار روز پیش از ترور سردار سلیمانی انجام شده بود، گراهام خطاب به ترامپ گفته بود که «چنین اقدامی زیاده روی است و ماشه جنگ را می کشد و برای هیچکس قابل هضم نیست و بهتر است آنها دست به ترور مقامی بزنند که از درجه کمتری برخوردار است».

همچنین میک مولوینی رییس دفتر ترامپ در آن زمان هم از گراهام خواهش کرده بود تا نظر رییس جمهور آمریکا در خصوص ترور سردار سلیمانی را تغییر دهد.

 

برخی متحدان ترامپ تلاش کردند سیاست خارجی کودکانه اش را مهار کنند

باب وودوارد در کتاب تازه اش می گوید که چگونه برخی متحدان ترامپ تلاش کردند سیاست خارجی کودکانه اش را مهار کنند.

روزنامه نگار مشهور آمریکایی و افشاگر رسوایی واترگیت، در کتاب تازه اش با عنوان "خشم" درباره رییس جمهوری دمدمی مزاج آمریکا می نویسد: چهار روز پیش از ترور ژنرال سلیمانی، ترامپ در زمین گلف در فلوریدا در این باره با لیندسی گراهام که هم بازی او بود، صحبت می کرد. گراهام موکدا به ترامپ توصیه کرد که از این ترور منصرف شود چون "اقدام گرانی" است که برای هیچکس قابل هضم نیست و ماشه جنگ را می کشد. گراهام به ترامپ هشدار داد که این کار مثل آن است که در قمار، به یک باره به جای ده دلار، بر روی ده هزاردلار شرط بندی کنیم. وی به ترامپ گفت: "سلیمانی یک کادر برتر است. چرا فردی از رده پایین تر او را نزنیم که هضم آن برای همه آسان تر باشد؟" مایک مولوانی، رییس وقت دفتر ترامپ هم از گراهام خواهش کرد که برای منصرف کردن ترامپ، همراهی کند.

اما ترامپ نپذیرفت و به حملات علیه نیروهای آمریکایی در عراق که توسط ایران هدایت می شد، اشاره کرده گفت {سردار شهید} سلیمانی بر این حملات نظارت دارد. {سردار} سلیمانی سوم ژانویه در بغداد ترور شد و این کار به حمله موشکی تلافی جویانه ایران به پایگاههای آمریکا در عراق انجامید هرچند هنوز کار به آن منازعه گسترده ای که گراهام و دیگران نسبت به آن هشدار می دادند، نکشیده است.

کتاب "خشم"، دومین کتابی است که باب وودوارد درباره ریاست جمهوری ترامپ منتشر می کند. او یک روزنامه نگار پژوهشی کهنه کار است که به خاطر افشای رسوایی واترگیت در زمان ریچارد نیکسون به شهرت رسید. وودوارد برای نوشتن این کتاب، هیجده بار با ترامپ مصاحبه کرد و گفتگوهای مفصلی هم با گراهام و بسیاری از دستیاران رییس جمهوری داشت.

تصویری که این کتاب از ترامپ می دهد، اکنون دیگر یک تصویر آشناست: یک رییس جمهوری شکننده و دمدمی مزاج که به آسانی توسط رهبران خودکامه بازی می خورد. این ویژگی او، در سیاستش در برابر کره شمالی به خوبی خود را نشان داد. کتاب وودوارد، دوره زمانی میان جولای و نوامبر 2017 را  بررسی می کند که پیونگ یانگ شماری از موشک های برد بلند بالستیک که بردشان به آمریکا می رسید و نیز ششمین آزمایش زیرزمینی ای هسته ای خود را آزمایش کرد.                                                         

جیمز ماتیس، وزیر دفاع وقت ترامپ که می دانست موشک بعدی می تواند روانه آمریکا شود و در آنصورت باید ظرف چند دقیقه تصمیمی گرفت که کشور را در مسیر جنگ هسته ای قرار می دهد، با لباس ورزشی می خوابید و یک چراغ و زنگ هشدار هم در داخل حمام کار گذاشته بود تا هنگام دوش گرفتن از هشدار موشکی احتمالی خبردار شود. او همچنین بیشتر به کلیسای ملی واشنگتن رفته دعا می خواند و خود را برای بدترین سناریو آماده می کرد. در سامانه فرماندهی آمریکا، تنها رییس جمهوری است که مجوز حمله هسته ای را صادر می کند اما ماتیس باور داشت که ترامپ با او مشورت خواهد کرد.

ماتیس از وودوارد می پرسد: "اگر از تو خواسته شود که به حمله هسته ای دست بزنی، چه خواهی کرد؟ باید میلیون ها آدم را خاکستر کنی. به نظرم هیچکس حق ندارد یک میلیون آدم را بکشد اما این احتمالی است که من باید با آن روبرو می شدم." این توئیت های تند ترامپ برای نابودی کره شمالی و "خشم و آتش" علیه پیونگ یانگ بود که ماتیس را بیشتر می ترساند. ماتیس می گوید که این توئیت ها، "غیرمفید، کودکانه و خطرناک" بود و از ترامپ می خواسته که آنها را منتشر نکند. او بی پرده به رییس جمهوری می گفت که "لذت بردن از تحقیر عمومی، کار بچه های دبستانی است."

سرانجام در اوایل سال 2018 بود که رهبر کره شمالی اعلام کرد که می خواهد به جای زرادخانه هسته ای، بر اقتصاد تمرکز کند. ترامپ هم تغییر جهت داده و سخن از صلح با کیم یونگ اون زد که رد و بدل شدن 27 نامه گرم- و گاهی بسیار احساسی- و سرانجام بی فایده، میان دو طرف را در پی داشت. این نامه ها را باب وودوارد برای نخستین بار منتشر کرده است.

در دسامبر 2018، کیم در یکی از نامه هایش که دویست روز پس از دیدار سنگاپور با ترامپ نوشته می شد، از او با عنوان "جنابعالی" یاد کرد. این کلمه ترامپ را به وجد آورد.

از این نامه ها، بعنوان نامه های عاشقانه یاد کرد و برای کیم نوشت که آنها "یک دوستی ویژه و با سیاقی یگانه" دارند. 

سازمان های اطلاعاتی آمریکا، نتوانستند بفهمند که چه کسی این نامه ها را به انگلیسی برگردانده اما وودوارد می نویسد: "تحلیلگران از مهارت این فرد در ترکیب و بکارگیری دقیق عباراتی که مناسب حال و دلخواه ترامپ است، متحیر بودند به گونه ای که ترامپ را مرکز ثقل جاذبه و نقطه کانونی تاریخ توصیف می کرد."                                     

نفوذ بر ترامپ توسط طرف های خارجی، یکی از موضوعاتی است که چندین بار در این کتاب به آن پرداخته شده است. مدیر اطلاعات ملی آمریکا، دان کاوتس، متقاعد شده بود که پوتین "گزکی از ترامپ دارد." وودوارد پس از مصاحبه با رییس پیشین جاسوسی آمریکا می نویسد: "به جز این توجیهی برای رفتار رییس جمهوری وجود نداشت. کاوتس نمی توانست هیچ دلیل دیگری ببیند. وی مطمئن بود که ترامپ مجبور است با پوتین همراهی کند." خود ترامپ در مصاحبه با وودوارد می گوید: "یک کسی به من می گفت که روابط من بامزه است. هرچه طرف من، خشک تر و مصمم تر باشد، من بهتر با او کنار می آیم."

یک مورد دیگر هم ماجرای کشتن و تکه تکه کردن جمال خاشقچی در اکتبر 2018 بود که اطلاعات آمریکا دریافت که محمدبن سلمان در آن دست داشته اما ترامپ به این یافته اهمیتی نداد. وی به وودوارد می گوید: "من بن سلمان رو نجاتش دادم. می تونستم بسپارمش دست کنگره اما جلوشون رو گرفتم."

در یک مورد فوق العاده دیگر، رکس تیلرسون وزیر خارجه پیشین ترامپ، به دیداری میان ترامپ و نتانیاهو در مه 2018 اشاره می کند که در آن، نخست وزیر اسراییل ویدئویی را به ترامپ نشان می دهد که ظاهرا محمود عباس رهبر فلسطین در آن به خشونت علیه یهودیان ترغیب می کند. تیلرسون می گوید به باور من این ویدئو، ساختگی بود و کلمه ها و عباراتی بی ربط روی آن سوار شده بود اما ترامپ که خودش هم پیش از آن به نتانیاهو بی اعتماد بود، کاملا متقاعد شد. روز بعد در بیت اللحم ترامپ به عباس تاخت و او را یک دروغگو و آدمکش معرفی کرد و روابط دیپلماتیک و کمک مالی به فلسطینی ها را هم به زودی قطع کرد. تیلرسون به این نتیجه می رسد که "نتانیاهو این ویدئو را ساخته بود تا از هرگونه همدلی با اعتراضات فلسطینی ها که در آن زمان بروز می کرد، جلوگیری کند."

ترامپ همچنین به روابطش با رجب طیب اردوغان می بالید. رییس جمهوری ترکیه در اکتبر 2019، ترامپ را ترغیب کرد که نیروهایش را از شمال سوریه بیرون ببرد و به این ترتیب متحدان کرد آمریکا، که پیشتاز جنگ با داعش بودند، رها شدند. این تصمیم بود که کاسه صبر ماتیس را سر برد. وی می گوید: "وقتی مجبور به انجام کاری شدم که به نظرم احمقانه و بیشتر از احمقانه بود و جایگاه راهبردی ما در جهان و همه چیز را تضعیف می کرد، دیگر وقتش بود که کناره گیری کنم." ماتیس پیش بینی کرد که تاثیر کردارهای ترامپ بر آمریکا، ماندگار خواهد بود. وی می گوید: "این یک نزول واقعی در تجربه آمریکایی است. این قابل لمس است. دیگر بر کاخ سفید، حقیقت حکمفرما نیست." کاوتس، مدیر پیشین اطلاعات آمریکا، که در جولای 2019 هنگامی که در یکی از زمین های گلف ترامپ سرگرم بازی بود از کار برکنار شد، به نتیجه مشابهی رسیده است. وی می گوید: "برای ترامپ، یک دروغ، دروغ نیست. چیزی است که می اندیشد. وی تفاوت میان دروغ و راست را نمی فهمد."

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.