اخبار مرتبط

زمانی که اردوغان رئیس جمهور ترکیه هزاران سرباز ترک به طرابلس لیبی برای اجرای تعهداتش به دولت سراج همپیمانش می فرستد و تلاش می کند که با همپیمانش پوتین به توافق آتش بس برسد؛ این یعنی مساله به دست آوردن زمان است و نه چیز دیگر و تهدید کردن ها هم فقط به منظور یافتن برون رفت است.

 

به گزارش جماران، عبدالباری عطوان نویسنده و تحلیلگر مشهور عرب در سرمقاله روزنامه رأی الیوم نوشت: اگر به چشم فردی که اهل تأمل و تحلیل به همه اتفاق هایی که منجر شد روسای جمهور ترکیه و روسیه در جنگ سوریه به آتش بس برسند نگاه کنیم، می بینیم که یک وجه مشترک در همه آنها اخراج افراد مسلح به مناطق تجمع امن موقت به منظور بستر سازی برای نبرد نهایی و بازی روی عنصر زمان است به گونه ای که در نهایت امر به اهداف روسیه خدمت کند و به همین دلیل بعید نمی دانیم که این قاعده به طور کلی یا جزئی بر توافق اخیر آتش بس  انطابق داشته باشد که «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور روسیه و «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه چهارشنبه هفته پیش به آن رسیدند و اجرای آن بامداد روز یکشنبه در طرابلس لیبی اعلام شد.

درست است که دو طرف جنگ یعنی نیروهای دولت «فایز السراج» که جامعه بین المللی آن را به رسمیت شناخته و در موضع دفاعی قرار گرفته اند و در مقابل نیروهای ژنرال «خلیفه حفتر» مهاجم به پایتخت آشکارا پایبندی خود را به آن اعلام کردند ولی توافقی سست و شکننده باقی می ماند و به مانند همه توافق ها و منظورمان توافق های مشابه در بحران های عربی و به طور خاص سوریه فرصتش برای پایداری بسیار کم است.

این یک آتش بس کوتاه مدت است که تا نیروهای درگیر برای دور جدید درگیری  ها نفسی تازه کنند و هر کسی غیر از این را بگوید بحران لیبی را نمی شناسد و این نظریه را نمی پذیرد که می گوید سناریوی سوریه در لیبی و با همان چهره ها در حال تکرار شدن است آن هم برای دستاوردهای اقتصادی که نفت و گاز و قراردادهای بازسازی زیرساخت های این کشور جوهره و اساس آن را شکل می دهند.منافع و مصلحت ملت لیبی هم که در پایین ترین اولویت طرف های درگیر به ویژه طرف های بین المللی قرار دارد.

اعلام آتش بس در استان«ادلب» سوریه و طرابلس به شکل همزمان مساله ارتباط میان تحولات که در بالا ذکر کردیم را مورد تأکید قرار می دهد و گزافه گویی نکرده ایم اگر بگوییم که در تماس تلفنی روز چهارشنبه  گذشته میان پوتین و اردوغان معامله ای صورت گرفت و منجر به توافق آتش بس شده است.

عنوان برجسته این معامله ارائه نردبان لازم برای رئیس جمهور ترکیه برای پایین آمدنش از درخت بسیار مرتفع ادلب است که روی آن رفت و نمی داند چگونه از آن پایین بیاد. ما در این جا درباره ایجاد گذرگاه امن هوایی برای خروج افراد مسلح تندرو از جمله عناصر گروه جبهه النصره از قلب شهر«ادلب» و فرستادن آنها به طرابلس برای جنگیدن در کنار همقطارهای سلفی شان که ستون فقرات ارتش سراج و دولتش را تشکیل می دهند البته بدون بلیط برگشت دقیقا همانطور که در همه توافقنامه های خروج از شرق «حلب» و «الغوطه»(دمشق) رخ داد،سخن می گوییم.

افراد مسلح مزدور روس که به پایتخت لیبی برای حمایت از ارتش حفتر رسیدند، ارتشی که مورد حمایت مصر، امارات و عربستان است و تعداد آنها هزاران مزدور است برخی از آنها زنده به مسکو باز می گردند اما ما بر این باور نیستیم که افراد مسلح سوری مزدور که از طریق یک پل هوایی به شهرهای«مصراته» و طرابلس منتقل شدند کسی را پیدا کنند که خواستار بازگشت شان باشد، آنها به پایتخت لیبی به عنوان آخرین ایستگاه شان رفتند چه نتیجه رویارویی پیروزی باشد چه شکست برای آن که از سوریه و ترکیه به دور  شوند؛ امری که اردوغان را از تنگنای بزرگ داخلی و خارجی معاف می کند. روس ها به او مهلت و راه خروج از مخصمه اش در ادلب و اجتناب از رویارویی با آنها و ارتش عربی سوریه یا با جبهه النصره در درگیری های تسویه خونین  دادند؛ درگیری هایی که منجر به ورود صدها هزار آواره سوری از شهر به اراضی ترکیه برای یافتن جای امن پس از شکست طرح اسکان شان در منطقه امن در شمال و شمال شرق سوریه،می شود.

پاسخ دقیق تر به این سئوال که پس از آتش بس در لیبی چه اتفاقی می افتد این است که نقض های بیشتر و توافقات آتش بس موقت بیشتر زیرا توافق اخیر میان اردوغان و پوتین فقط شکننده نیست بلکه هیچ فرصتی برای پایداری ندارد زیرا هیچ گونه ابزاری نظارت بین المللی یا منطقه ای برای اجرای آن و بازخواست طرف هایی که آن را نقض می کنند وجود ندارد.

زمانی که اردوغان رئیس جمهور ترکیه هزاران سرباز ترک به طرابلس لیبی برای اجرای تعهداتش به دولت سراج همپیمانش می فرستد و تلاش می کند که با همپیمانش پوتین به توافق آتش بس برسد؛ این یعنی مساله به دست آوردن زمان است و نه چیز دیگر و تهدید کردن ها هم فقط به منظور یافتن برون رفت است.

معادله کنونی در لیبی بر اساس دو قاعده اساسی است: نیروهایی محاصره می کنند و حمله می کنند و آنها نیروهای حفتر هستند که می خواهند پایتخت را تصرف کرده و دو بخش شرق و غرب لیبی را زیر چادر خود متحد کنند، و نیروهایی هم هستند که از پایتخت دفاع می کنند و می خواهند مهاجمان را شکست بدهند و از پوشش بین المللی برخوردار هستند. در این بین هیچ راه حل وسطی وجود ندارد هیچ طرفی ممکن نیست به نفع طرف دیگر کوتاه بیاید و گزینه سومی نیز اکنون وجود ندارد مگر آن که نیروهای ناتو به مانند سال 2011 هوایی و زمینی دخالت کرده و کشور را اشغال و به درگیری ها پایان دهد که در این زمینه نیز  تا کنون هیچ نشانه ای وجود ندارد زیرا دخالت زمینی به معنای این است که ناتو لشکرکشی کرده و دست به اشغالگری به مانند عراق و افغانستان می زند و این سناریو وحشتناک است. ما بر این باوریم که نشست آینده برلین درباره لیبی با حضور قدرت های بزرگ و منطقه ای و بدون طرف های درگیر تردیدهای زیادی درباره تصمیم به دخالت می گیرد زیرا بسیار خطرناک است.

پوتین رئیس جمهور روسیه تا کنون برنده بزرگ گود درگیری در لیبی است همانطور که برنده بزرگ جنگ سوریه است و چه بسا به زودی برنده درگیری ها در عراق خواهد بود و کاخ وی در مسکو قبله آمال بسیاری از رهبران جهان شده است و آخرین رهبر نیز «آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان بود که به منظور موفقیت آمیز بودن کنفرانس آینده اش به مسکو رفت؛ کنفرانسی که زمان برگزاری آن هنوز مشخص نشده است.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.