میکائیل عظیمی، اقتصاددان، با اشاره به کمبود روزانه ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر بنزین در کشور، پیشنهاد کرد در شرایط فعلی بخشی از این کمبود با گاز مایع (LPG) جبران شود؛ چرا که این راهکار می‌تواند بدون نیاز به واردات و تامین ارز، بخشی از فشار موجود بر بازار بنزین را کاهش دهد.

گروه اقتصادی: میکائیل عظیمی، اقتصاددان در یادداشتی که در اختیار جماران قرار داد، ضمن تشریح سابقه استفاده از گاز مایع (LPG) به عنوان سوخت خودرو در ایران و وجود زیرساخت تولید و توزیع آن، گفت: این فرآورده می‌تواند به سبد سوخت خودروها اضافه شود و بخشی از نیاز حمل‌ونقل کشور را از این طریق تامین کند.

عظیمی با اشاره به ظرفیت تولید حدود ۱۸ میلیون تن گاز مایع در پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها و فعالیت بیش از ۴۰ شرکت توزیع‌کننده این فرآورده در کشور، نوشت که زیرساخت‌های لازم برای عرضه LPG از پیش وجود دارد و تجربه ایران و کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد استفاده از گاز مایع به عنوان سوخت خودرو نه پیشنهادی تازه و نه نیازمند شروع از نقطه صفر است.

*****

متن کامل این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

این روزها دوباره بحث بنزین بالا گرفته است و دوباره بحث قیمت‌گذاری داغ شده است. ریشه اصلی مشکل (اکنون و امروز) کمبود عرضه به میزان ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر در روز، بنا بر برآوردهای مختلف، است. در این میان می‌توان پرسید که آیا «پذیرش کمبود بنزین» که در واقع به معنای کاهش جابه‌جایی‌هاست، تنها راه است؟ آیا نمی‌توان به ترتیبی کمبود بنزین را با فرآورده دیگری جایگزین کرد؟ شاید جایگزین‌های دم‌دست، برق یا گاز طبیعی (CNG) باشند. برق که برای امروز و اکنون منتفی است و گاز طبیعی نیز با مشکلات ویژه خود روبه‌روست و گسترش مصرف آن به معنای بیشتر شدن قطعی‌ها خواهد بود.

در شرایط امروز و اکنون که هم جامعه و هم حکومت با مخاطره‌های پیچیده و مخربی دست به گریبان هستند و جنگی تحمیلی بر کشور سایه انداخته و محاصره‌ اقتصادی شدت تحریم‌ها را چندین برابر کرده، به نظر می‌رسد یک گزینه قابل تأمل، جایگزین کردن کمبود بنزین با گاز مایع (LPG) است. چرا که برآورد کارشناسان حکایت از آن دارد که گاز مایع می‌تواند روزانه جایگزین ۲۰ میلیون لیتر بنزین شود؛ در حالی که ارزان‌تر است (به ویژه در عرضه عمده)، آلودگی به‌مراتب کمتری از بنزین دارد و نیاز به واردات ندارد، یعنی دشواری تأمین ارز ندارد. جالب آن‌که برآوردها حکایت از کمبود بنزین بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون لیتر در روز است. بنابراین انتظار غلبه بر معضل کمبود بنزین دور از ذهن نیست.

آیا در ایران سابقه دارد؟

در میدان آرژانتین تهران، جنوب ترمینال بیهقی، جایگاهی برای سوخت‌گیری وجود دارد. این جایگاه گاز مایع عرضه می‌کند. در حال حاضر در نوار شمالی کشور، به‌ویژه در مازندران، همچنین در شهرهای اقماری تهران، به شکل غیررسمی، اما کاملاً آشکار و در دید عموم و صدالبته غیرایمن، گاز مایع سیلندرها به خودروها عرضه می‌شود.

استفاده از گاز مایع به عنوان سوخت خودرو، از سال‌های پیش از انقلاب، به‌ویژه با تلاش‌های شادروان تقی ابتکار، مطرح بوده است. در ابتدای دهه ۱۳۷۰ حتی شرکت ملی گاز مایع ایران تأسیس شد تا به مانند گاز طبیعی، حکمرانی این فراورده را برعهده بگیرد. در آن سال‌ها و با مدیریت این شرکت، جایگاه‌هایی برای عرضه گاز مایع راه‌اندازی شدند و بخشی از سوخت خودروها با این فرآورده تأمین شد. از آن سال تا کنون، همواره بحث «اضافه کردن گاز مایع به سبد سوخت خودروها» مطرح بوده و کارشناسانی چند موضوع را دنبال می‌کرده‌اند. حتی در زمان وزارت آقای زنگنه در نیمه دوم دهه ۱۳۹۰، بحث بسیار پیش رفت و لایحه‌ای نیز تنظیم شد که اگر نبود مخالفت شخص وزیر، به تأیید می‌رسید. از این هم جالب‌تر این که اضافه شدن گاز مایع به سبد سوخت خودروها، در قانون (و نه لایحه) بودجه 1400 تصریح شده بود و نهادهای نظارتی فراموش کردند معطل ماندن این قانون را پیگیری کنند.

بنابراین سخن گفتن از LPG به عنوان سوخت خودرو نه پیشنهادی تازه است و نه مستلزم شروع از نقطه صفر. ایران هم تجربه استفاده از این سوخت را دارد، هم زیرساخت تولید و توزیع آن را و هم اکنون، در نبود یک سیاست رسمی، بخشی از تقاضا به شکل غیررسمی و ناایمن تأمین می‌شود. شاید همین واقعیت، خود دلیلی باشد برای آن‌که به جای نادیده گرفتن تقاضای موجود، به یک بازار رسمی، قابل نظارت و ایمن تبدیل شود.

 آیا در دنیا سابقه دارد؟

کافی است کلیدواژه Autogas جست‌وجو شود تا گستردگی استفاده از گاز مایع به عنوان سوخت خودرو در کشورهای مختلف را مشاهده کرد. حتی انجمنی جهانی برای این امر تشکیل شده است. شاید اشاره به این نکته خالی از لطف نباشد که حتی امروز برخی از کشتی‌های بازرگانی و لوکوموتیوها با گاز مایع حرکت می‌کنند. در ترکیه حدود یک‌سوم خودروها گاز مایع مصرف می‌کنند. این رقم در اوکراین (پیش از جنگ) ۲۵ درصد، در لهستان ۱۲ درصد و در کره جنوبی نزدیک ۱۰ درصد است. بنابراین LPG نه یک سوخت حاشیه‌ای و آزمایشی، بلکه بخشی از سبد سوخت حمل‌ونقل در تعدادی از کشورهای جهان است. تجربه این کشورها از این بابت برای ایران اهمیت دارد که نشان می‌دهد اضافه کردن گاز مایع به سبد سوخت لزوماً به معنای کنار گذاشتن بنزین یا CNG نیست. سخن از ایجاد یک گزینه دیگر در کنار آنهاست؛ گزینه‌ای که بخشی از خودروها می‌توانند از آن استفاده کنند و به همان نسبت از فشار بر تقاضای بنزین بکاهند.

 آیا دشواری عرضه دارد؟

۵ درصد از فرآیند پالایش، گاز مایع است. گرچه این نرخ به فناوری پالایش و نوع نفت خام بستگی تام دارد، اما برای بحث حاضر «حدود» این رقم کفایت می‌کند. اما مهم‌تر از این، در ایران بیش از ۴۰ شرکت توزیع‌کننده گاز مایع فعالیت دارند. سهم نزدیک ۵۰ درصد بین دو شرکت بوتان و پرسی‌ایران‌گاز است. این شرکت‌ها، که برخی تنها فعالیت منطقه‌ای دارند، تمام فرآیند تحویل‌گیری، جابه‌جایی، پر کردن سیلندرها و عرضه در حجم‌های مختلف در تمام کشور را بدون نیاز به دولت انجام می‌دهند. به بیان دیگر، چنانچه دولت بپذیرد گاز مایع بیشتر از مقدار کنونی به این شرکت‌ها تحویل دهد، این شرکت‌ها با استفاده از ناوگان و شبکه خود، این فراورده را در تمام کشور پخش خواهند کرد، بدون آن که هزینه‌ای یا باری برای شرکت ملی پخش تحمیل شود. اما آیا این شرکت‌ها حاضر به همکاری هستند یا انگیزه همکاری دارند؟

در سال‌های نیمه نخست دهه 1390 نگارنده این افتخار را داشت که در گروه پژوهشی «گاز مایع؛ گذشته، حال، آینده» همکاری داشته باشد، همکاری‌ای که یکی از آموزنده‌ترین و مفیدترین تجربه‌ها بود. در آن تجربه که در حدود 15 ماه تکمیل شد، گروهی از مهندسان جوان، دانشمند، مسلط به استخراج، پالایش و برنامه‌ریزی در حوزه صنعت نفت در در کنار آموزگارانی صاحبنظر با دانشی عمیق و چند وجهی به موضوع، مشارکت داشتند. به استناد آن پژوهش و همچنین به استناد یک مورد رایزنی برای عقد قرارداد (در مجال و زمانی دیگر)، شرکت‌های خصوصی فعال در حوزه گاز مایع، حاضرند تمام تأسیسات لازم برای عرضه را خود تأمین کنند. زیرا سود آنها از محل «فروش بیشتر» به دست خواهد آمد. همچنین برای استفاده این فراورده در خودروها، نصب تجهیزات به مراتب ارزان‌تر، آسان‌تر و سریع‌تر از CNG است و شرکت‌های خصوصی توزیع‌کننده، انگیزه کافی برای همکاری دارند، زیرا این امر به معنای بزرگ شدن بازار فروش آنهاست. بنابراین در اینجا سخن از یک پروژه بزرگ سرمایه‌گذاری عمومی که نیاز به منابع هنگفت داشته باشد در میان نیست.

 آیا به اندازه کافی گاز مایع داریم؟

از سمت تولید، ظرفیت پالایشگاهی تولید گاز مایع حدود ۱۲ میلیون تن در سال است که با اضافه کردن تولید پتروشیمی‌ها به حدود ۱۸ میلیون تن می‌رسد. گرچه این ارقام ظرفیت تولید است، با این وجود برآورد می‌شود تولید واقعی گاز مایع ۳۵ هزار تن در روز است. اگر «همه» این مقدار «یکجا» به سوخت خودرو تخصیص یابد، می‌تواند معادل ۵۰ میلیون لیتر بنزین در روز شود. اما از این مقدار، بخش بزرگی از آن در حجم‌های ۵ کیلویی، ۷ کیلویی، ۱۱ کیلویی تا چند هزار کیلویی توسط همان شرکت‌های خصوصی موجود به مصرف‌کنندگان خانگی، تجاری و صنعتی عرضه می‌شود. با این حال، جایگزینی ۲۰ میلیون لیتر بنزین در روز به نظر منطقی و امکان‌پذیر می‌رسد.

 یک نکته از منظر اقتصاد سیاسی

اگر در طول سال‌های اخیر مقررات تغییر نکرده باشد، درآمد ارزی فروش گاز مایع در فهرست درآمدهایی قرار دارد که در اختیار وزارت نفت است. این مهم یعنی شبکه‌ای برای فروش و کسب این درآمد شکل گرفته است. هر چند در شرایط تحریم و به ویژه در شرایط امروز اقتصاد ایران موضوع صادرات محل تردید بسیار است، اما در شرایط بحرانی کنونی که نیازی به توضیح و شرح آن نیست، نباید اسیر این شبکه ماند. شاید برخی، این موضوع را مهم‌ترین بخش بحث بدانند. زیرا تخصیص هر تن گاز مایع به بازار داخلی به جای صادرات، برندگان و بازندگانی دارد. بنابراین طبیعی است که مقاومت‌هایی نیز شکل گیرد. اما و هزار اما که شکنندگی و اضطرار شرایط در کنار و نگرانی‌هایی به واقع «ملی»، جای کوچکترین مماشات در برابر این مقاومت‌ها به جا نمی‌گذارد.

 این پیشنهاد چه چیزهایی نیست؟

با وجود آن که جایگزین کردن بخشی از بنزین مصرفی با گاز مایع تنها سیاستی موقت به شمار نمی‌رود و با اجرای آن ترکیب سبد سوخت خودروها تغییری به نسبت پایدار خواهد داشت، اما باید اذعان کرد این پیشنهاد «همه مشکلات و بحران‌ها» را حل نمی‌کند که هیچ سیاستی چنین نیست و به قول بزرگمهر حکیم چنین سیاستی از مادر زاده نشده است. بنابراین باید تصریح کرد که این پیشنهاد:

- راه‌حلی برای روند افزایش مصرف بنزین در کشور نیست

- راه‌حلی برای کمبود منابع ارزی کشور نیست

- راه‌حلی برای کیفیت بنزین عرضه شده نیست

- راه‌حلی برای مسأله قیمت‌گذاری بنزین نیست

- و مواردی از این دست،

اما این پیشنهاد بدون لکنت بر 1. شرایط بحرانی و به شدت پیچیده حاکم بر جامعه 2. کمبود عرضه بنزین و 3. دشواری تأمین منابع ارزی و وارد کردن بنزین تأکید دارد. این پیشنهاد (با همه جای پایی که برای تغییر نسبی ساختار سوخت مصرفی خودروها باز می‌کند که شاید در آینده‌ای به دور از سایه جنگ و محاصره به کار آید) بر یافتن راهی برای جبران کمبود عرضه بنزین متمرکز است و امید دارد تا از این رهگذر با کمترین تنش و اضطراب با بحران کمبود بنزین روبه‌رو شود.

لازم به اشاره است که «زمان و شرایط» اجرای سیاست، بخشی از خود سیاست است. جامعه‌ای که با مجموعه بزرگی از نااطمینانی‌های اقتصادی و اجتماعی روبه‌روست، جایی برای اجرای ناگهانی سیاستی نیست که نخستین اثر محسوس آن افزایش هزینه جابه‌جایی خانوارهاست. از این منظر، به نظر می‌رسد اضافه کردن گاز مایع به سبد سوخت خودروها می‌تواند دست‌کم «زمان» بخرد؛ زمان برای گذار از شرایط به غایت پیچیده، خطرناک و دشوار امروز و اکنون.

در نهایت باید گفت وقتی فرآورده‌ای در داخل کشور تولید می‌شود، شبکه توزیع خصوصی آن وجود دارد، فناوری استفاده از آن شناخته‌شده است، کشورهای متعددی در مقیاس وسیع از آن به عنوان سوخت خودرو استفاده می‌کنند و از نظر ظرفیت نیز امکان جایگزینی بخش مهمی از کسری بنزین وجود دارد، چرا این گزینه نباید دست‌کم روی میز سیاست‌گذار قرار گیرد؟

بنابراین انتظار می‌رود رئیس‌جمهور، بدون از دست دادن زمان، نشستی کارشناسی با انجمن شرکت‌های توزیع‌کننده گاز مایع، مدیران شرکت‌های بزرگ توزیع‌کننده، کارشناسان وزارت نفت و «حتما» تنی چند از کارشناسان مستقل ترتیب داده و چنانچه این نشست جایگزینی را قابل اعتنا دانست، دستور به تشکیل کارگروهی کارشناسی برای تدوین «برنامه اجرایی» دهد. صد البته که نباید تدوین این برنامه خود هدف باشد و تدوین آن به ماه‌ها احاله شود. مرور پژوهش‌های پیشین و استفاده از ذخیره دانایی موجود امکان سرعت در تنظیم چنین برنامه‌ای را فراهم می‌کند.

 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.