مدیر تحقیقات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم با تأکید بر اینکه تمسک به ثقلین اولین بخش از وصیت نامه امام است، گفت: در دهه 50 و 60 متأثر از اندیشه های امام و متفکرینی مانند شهید مطهری نگاه بهتر و رویکرد جامع تری به شخصیت معصومین (علیهم السلام) داشتیم و اما به مرور بیشتر به ابعاد عاطفی آنها پرداخته شد و متأسفانه این اواخر با خرافات و مطالب نادرست آغشته شده است.
حجت الاسلام و المسلمین محمد کاظم تقوی در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، با بیان اینکه در مورد حضرت فاطمه (س) از دو زاویه می توان سخن گفت، اظهار کرد: یک نگاه این است که نسبت های این بانوی نمونه را محور قرار دهیم. به طور مثال اقبال لاهوری در آن شعر معروفش می گوید که مریم از یک نسبت عیسی عزیز/ از سه نسبت حضرت زهرا عزیز. حضرت مریم فقط مادر حضرت عیسی (ع) است اما حضرت زهرا (س) سه نسبت دارد یعنی دختر پیامبر (ص)، همسر علی بن ابیطالب (ع) و همچنین مادر ائمه بعد از علی (ع) است. نگاه دیگر این است که خود شخصیت حضرت فاطمه (س) را منهای این نسبت ها که البته نسبت های بی مانند و افتخار آمیزی است، در نظر بگیریم.
مدیر تحقیقات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم گفت: آن مقداری که از آثار بر جای مانده از امام خمینی (س) در رابطه با حضرت زهرا (س) مطلب به دست می آید این است که حضرت امام شخصیت حضرت زهرا (س) را مستقل از این نسبت ها نگاه می کرد و مطالب بسیار بلند و فراوانی هم در رابطه با شخصیت آن حضرت از خود به یادگار گذاشته است. آثار و اظهار نظرهای امام در رابطه با شخصیت حضرت زهرا (س) در چند محور است. یکی اینکه ایشان را به عنوان یک انسان کامل و در ردیف پیامبر و ائمه مطرح می کند و علاوه بر این شخصیت ملکوتی و الهی، حضرت امام، به زندگی ساده اما پر برکت و حضور سیاسی و اجتماعی حضرت فاطمه (س) تأکید دارد. امام خمینی (س) در سال 59 می فرماید که فاطمه زهرا (س) «زنی است که افتخار خاندان وحی و چون خورشید بر تارک اسلام عزیز می درخشد» (صحیفه امام، جلد 12، صفحه 274)
وی با اشاره به نزول جبرئیل بر حضرت فاطمه (س) بعد از وفات پیامبر، خاطر نشان کرد: امام در وصیت نامه خودش اشاره به محصول نزول جبرئیل دارد. حضرت امام اشاره می کند که «... صحیفه فاطمیه که یک کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است از ما است.» (صحیفه امام، ج21، ص 397) اما امام خمینی (س) در جای دیگر می فرماید که «این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیاى درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسى و عیسى و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسى دیگر نشده است. حتى درباره ائمه هم من ندیده ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که براى حضرت زهرا- سلام اللَّه علیها- ست» (صحیفه امام، جلد 20، صفحه 5) ایشان معتقد بودند که این فضیلت بالاتر از همه فضلیت های آن بانوی بزرگوار است که برای غیر انبیا و آن هم نه همه انبیا برای طبقه بالای انبیا برای کس دیگری حاصل نشده است و باز تصریح می کنند که این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه است.
تقوی در پاسخ به پرسشی در مورد مشخصات صحیفه فاطمیه و خطبه فاطمیه، گفت: صحیفه فاطمیه با خطبه حضرت فاطمه دو چیز است. طبق روایتی که در اصول کافی مرحوم کلینی نقل شده است صحیفه فاطمیه اخباری است که جبرئیل از عالم ملکوت از وفات پیامبر (ص) تا شهادت حضرت زهرا (س) به طور مکرر برای دلداری دادن پیش حضرت زهرا می آمد و از اخبار و حوادث آینده برای آن حضرت صحبت می کرد. پس از رفتن جبرئیل حضرت زهرا آن اخبار را بیان می کرد و امیر المؤمنین نیز می نوشت. آن نوشته ها کتابی به اسم صحیفه فاطمیه شد. اما در مورد خطبه حضرت زهرا باید بگویم، آن گونه که خداوند بیان کرده بود پیامبر (ص) به مسلمانان راه را نشان داد. پیامبر مکرم اسلام همواره تأکید کردند که مسلمانان پس از ایشان دین و معارف دین را از ثقلین، یعنی قرآن و عترت بگیرند. اما متأسفانه مسیر جامعه اسلامی که پیامبر بنا کرده بود دگرگون شد و همان هشداری که قرآن داده بود - «أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِکُمْ» (سوره آل عمران آیه 144) آیا اگر پیامبر از دنیا برود شما به سنت جاهلی قبل از اسلام بر می گردید - باید با دریغ و تأسف بگوییم محقق شد.
وی تصریح کرد: همان جریانی که بعد از پیامبر (ص) قدرت را قبضه کرده و امامت را از مسیر خودش منحرف کردند، برای اینکه اهل بیت (علیهم السلام) را در مضیقه قرار دهند و مردم را از اطراف آنها دور کنند سرمایه مالی که در اختیار آنها بود را غصب کردند که یکی از آنها باغ فدک بود. بر اساس نظر مفسرین حضرت ختمی مرتبت پس از نزول آیه «و آت ذا القربی حقه» (سوره اسرا، آیه 26) فدک را به حضرت فاطمه (س) داده بود. اما با وفات حضرت محمد (ص) این باغ را غصب کردند. حضرت زهرا به حسب ظاهر برای دادخواهی و بازپس گرفتن مال غصب شده رفت؛ اما خطبه ای خواند که یادآور و شانه به شانه خطبه های مفصل و بلند نهج البلاغه است. حضرت زهرا (س) در این خطبه جامعه جاهلی را ترسیم و فلسفه احکام را بیان کرد. پس از آن به شرایط و اتفاقاتی که پس از پیامبر رخ داد پرداخت. در واقع آن حضرت دستگاه خلافت و حکومت را در انظار مهاجر و انصار استیضاح و محاکمه کرد. خطبه آن روز حضرت صدیقه طاهره (س) به خطبه فاطمیه معروف است.
مدیر تحقیقات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم افزود: درسی که ما می توانیم از حضرت زهرا (س) و سیره عملی آن حضرت بگیریم این است که تعارضی بین وظایف فردی و اجتماعی نیست. گرچه سنگر اول برای یک خانم و یک زن به عنوان محور و مدیر خانه و تربیت کننده نسل آینده است، اما اسلام نه مانع حضور اجتماعی زنان است و نه چیزی که ما از سیره این اسوه ها و الگوها استفاده می کنیم ناسازگاری بین حوزه فردی و عرصه اجتماعی است. حضرت زهرا (س) وظایف فردی و خانوادگی و اجتماعی را با هم جمع کرده بود. ایشان هم آن سخنرانی تاریخی را در مسجد النبی در میان جمع زیادی از مهاجر و انصار بیان کرد و توانست با دستگاه حاکمیت مبارزه کند و هم خانمی نمونه در منزل بود. ائمه معصومین (علیهم السلام) ما افتخار می کردند که آنها را ابن فاطمه و ابن زهرا (س) خطاب کنند.
وی در پاسخ به این سؤال که نیاز امروز جامعه ما توجه عملی به کدام بخش از زندگی حضرت زهرا (س) است، گفت: نیاز امروز و بلکه هر روز ما در الهام گیری و درس آموزی از پیشوایان دینی این است که نگاه جامع و حقیقت یاب داشته باشیم. انسان در کنار نیازهای عاطفی نیازهای عقلانی نیز دارد. دین آمد تا برنامه زندگی انسان باشد؛ و کامل ترین ادیان اسلام، کامل ترین کتاب های آسمانی قرآن و کامل ترین اولیا خدا پیامبر و آل پیامبر هستند. ما باید از رفتار و گفتار آنها برای نیازهای متنوع فردی، اجتماعی، مادی و معنوی خودمان درس و الهام بگیریم. اگر در ارتباطی که با اهل بیت داریم خیال کنیم که فقط باید عزاداری کنیم یا برایشان اشک بریزیم بدون اینکه از آنها درس زندگی بگیریم، غلط و انحراف است. از طرف دیگر اگر بگوییم ما باید از آنها فقط درس بگیریم و ارتباط عاطفی با آنها نداشته باشیم و مصائب آنها به درستی، بدون غلو، تحریف و دروغ مطرح نشود باز هم انحراف است. ما باید شخصیت جامع آنها را اولا ببینیم بعد خوب بفهمیم و متناسب با نیازهایمان آنها را مورد استفاده قرار دهیم.
تقوی یادآور شد: قرآن در مورد رسول اکرم می فرماید «لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة» (سوره احزاب، آیه 21) نه تنها پیامبر اسوه است، امام حسین (ع) هم می فرمایند «لکم فیّ اسوه» (الکامل فی التاریخ، ج2، ص 553) من اسوه شما هستم. یعنی همه اولیا معصوم اسوه ما هستند. ما نباید نه به خودمان و نه در حق آنها جفا کنیم. جفای به آنها این است که ما شخصیتشان را کامل و جامع نبینیم. اگر فقط از ساده زیستی، عبادت و تهجد حضرت زهرا (س) بگوییم اما از حضور اجتماعی آن حضرت حرفی نزنیم چهره ناقصی از آن حضرت ارائه داده ایم. از طرف دیگر اگر از حضور اجتماعی آن حضرت بگوییم و اما از عبادت او نگوییم این هم یک تصویر ناقص از چهره آن حضرت می شود. اگر ما بتوانیم شخصیت اینها را خوب بشناسیم و کامل معرفی کنیم انسان هایی که دارای فطرت سالم و طالب حقیقت هستند قطعا شیفته این چهره های نورانی می شوند و برای خودشان درس و الهام در زندگی می گیرند.
وی با تأکید بر نقش اندیشه ها و اقدامات بزرگانی همچون معمار کبیر انقلاب اسلامی و شهید مطهری در معرفی معصومین (علیهم السلام) گفت: به گمان من در دهه 50 و 60 متأثر از اندیشه های امام و متفکرینی مانند شهید مطهری نگاه بهتر و رویکرد جامع تری به شخصیت معصومین داشتیم. اما به مرور بیشتر به ابعاد عاطفی آنها پرداخته شد که این اواخر متأسفانه با خرافات و مطالب نادرست آغشته شده است. شهید مطهری برای اینکه انسان عصر و نسل خودش را با پیامبر و اهل بیت آشنا کند «سیری در سیره نبوی» می نویسد، برای اینکه شیعیان با چهره امیرالمؤمنین به درستی آشنا شوند «سیری در نهج البلاغه» یا «جاذبه و دافعه علی» را می نویسد و یا برای اینکه محرم واقعا الهام بخش باشد و امام حسین (ع) برای همه زمان ها و همه نسل ها اسوه باشد «حماسه حسینی» را می نویسد، یا در مورد ائمه دیگر در قالب سخنرانی و مقاله مطلب ارائه می دهد و همچنین حضرت امام درباره پیامبر، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و ابا عبدالله آن تحلیل و تفسیر جامع را دارد. اما متأسفانه امروزه این امور مورد غفلت قرار گرفته است و بیشتر به مداحی می پردازیم و نوعا این مداحی ها هم از آن مداحی سنتی ساده با اشعار درست و بلند شایسته شأن معصومین فاصله دارد. انصافا نیازمند به یک بازگشت هستیم. بازگشت به آن چهره زیبایی که امام و شاگردان فکری امام و بیشتر از همه شهید مطهری از معصومین ترسیم کرده بودند. ما باید چهره این انوار مقدسه را هرچه عقلانی تر، جامع تر و کامل تر ترسیم کنیم و از همه ابعاد وجودی آنها برای همه ابعاد زندگی خودمان استفاده کنیم.
مدیر تحقیقات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم افزود: در این زمینه در درجه اول عالمان دینی وظیفه دارند؛ این وظیفه عبارت است از ترسیم درست شخصیت، افکار، اندیشه ها و ابعاد وجودی اهل بیت و در عین حال وظیفه دارند تحریف زدایی کنند. همان کاری که شهید مطهری انجام داد؛ هم امام حسین واقعی را معرفی کرد و هم تحریف ها و خرافات پیرامون قیام و زندگی آن حضرت را به درستی به مردم شناساند و تحریف زدایی کرد. این وظیفه اول عالمان دین است. وظیفه مردم نیز این است که مثل هر امر تخصصی در مسائل دینی هم به متخصصین امور دینی مراجعه کنند. حکومت دینی نیز وظیفه دارد بدون اینکه در کارها دخالت مستقیم داشته باشد فقط بسترها را فراهم کند. حکومت باید مطالبی که عالمان دین از سر تعهد و تخصص مطرح می کنند را از طریق مراکز مختلف مثل آموزش و پرورش و دانشگاه ها متناسب با نیازها به مردم منتقل کنند و به خصوص صدا و سیما که باید سخنگوی اسلام راستین و اسلام امام و شهید مطهری باشد باید این کار را انجام دهد. نشریات، روزنامه ها و مجلات هم می توانند در درجه اول تولید درست داشته باشند و در درجه بعد توزیع به مخاطبین را انجام دهند. اما با دریغ و تأسف می گویم وضعیت خوبی نداریم.
وی در پایان اظهار کرد: مداحی و ذکر مصیبت مثل نمک غذا است. یعنی اول باید غذایی باشد (باید معارف و عقاید دین باشد) و در کنار و حاشیه آن، بخش عاطفی آن را مداحی و ذکر مصائب تشکیل بدهد. ولی متأسفانه در این عصر و زمان این دو بخش جا به جا شده است. یعنی بخش عاطفی - که متأسفانه آغشته به مسائل غلط و انحرافی هم هست - جای مسائل عقلانی و فکری را گرفته است. امیدوارم به برکت وجودی پیامبر (ص) و آل پیامبر همه ما موفق شویم به همان سفارش و وصیت رسول الله که ذریه آن حضرت امام عزیز راحلمان در اول وصیت نامه خودش آورد یعنی تمسک به ثقلین عمل کنیم. اگر در درجه اول مسلمانان و در درجه بعد همه جهانیان بر این خوان بنشینند و به قرآن و پیامبر و آل پیامبر متمسک شوند همه نیازهای فکری، عقلانی و عاطفی آنها سر این سفره گسترده الهی بر طرف می شود.