«امیدوارم که این عید سعید براى همه مسلمین عید به معناى واقعى باشد و براى ملت ایران برکات عید از جانب خداى تبارک و تعالى نازل شود. عید واقعى آن وقتى است که انسان رضاى خدا را به دست بیاورد، درون خود را اصلاح کند. امورى که مربوط به این عالم است گذراست، زودگذر هم هست و پیروزیها و شکستها و خوشیها و ناخوشیهاى این دنیا بیش از چند روزى و مقدار اندکى پایدار نیست. آنچه که براى ما و شما مىماند، آن چیزى است که در درون خودمان تحصیل کرده باشیم، باور بکنیم که خداى تبارک و تعالى حاضر است، باور بکنیم که همه چیز به دست اوست و ما چیزى نیستیم، باور کنیم که ما قاصر ه
آنچه در پی میآید متن سخنرانی امام خمینی به مناسبت عید سعید فطر در صبح سیام خرداد 1364 مصادف با یکم شوال 1405 است. در این جلسه آیت الله سیدعلی خامنهای (رئیس جمهور)، آیت الله سیدعیدالکریم موسوی اردبیلی (رئیس دیوانعالى کشور) مهندس میرحسین موسوى (نخست وزیر)، هیأت دولت، اعضاى شوراى نگهبان قانون اساسى، هیأت رئیسه و نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، اعضاى شورایعالى قضایى، روحانیون، مقامات کشورى و لشکرى، مسئولان نهادهاى انقلاب اسلامى و ارگانهاى دولتى، سفرا و کارداران کشورهاى اسلامى در تهران و همچنین خانواده شهید مصطفى چمران حضور داشتند.
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
بسط توحید و ارائه حقایق عالم، هدف بعثت انبیا
من امیدوارم که این عید پر برکت به همه ملتهاى اسلامى و به همه مستضعفان جهان، خصوصاً ملت بزرگ ایران، برکت خداوند عنایت کند و مبارک باشد. و امیدوارم که دست تواناى حضرت ولى امر، پشتیبان این ملت عزیز باشد. آنچه که انبیا براى او مبعوث شده بودند و تمام کارهاى دیگر، مقدمه اوست، بسط توحید و شناخت مردم از عالم است که چطور است؛ ارائه عالم به آن طورى که هست، نه به آن طورى که ما ادراک مىکنیم. و دنبال این بودند که همه تهذیبها، تعلیمها و همه کوششها در این باشد که مردم را از این ظلمتکدههایى که همه عالم ظلمت است، نجات بدهند و به نور برسانند. غیر حق تعالى نورنیست، همه ظلمتاند و اگر چنانچه، ما از این حجابهاى ظلمانى بیرون برویم و همینطور اگر موفق بشویم از حجابهاى نورانى هم بیرون برویم و همه حجابها را خرق {پاره کردن}(1) کنیم، آن وقت حق را به همه صفات و اسمائش مشاهده مىکنیم و غیر او کسى نیست، سراب است. البته به آن معناى کاملش، نادرى از اولیاى خدا به تبع انبیا موفق شدند و دیگران مراتب پایینتر را، تا برسد به ما که هیچ .
نزول قرآن پس از رسیدن پیامبر به حقیقت قرآن
ماه مبارک رمضان که ماه مبارک است ممکن است براى این باشد که ماهى است که ولى اعظم؛ یعنى رسول خدا واصل شده است و بعد از وصول، ملائکه را و قرآن را نازل کرده است. به قدرت او ملائکه نازل مىشوند؛ به قدرت ولى اعظم است که قرآن نازل مىشود و ملائک نازل مىشوند. ولىّ اعظم، به حقیقت قرآن مىرسد در ماه مبارک و شب قدر، و پس از رسیدن، متنزل مىکند به وسیله ملائکه- که همه تابع او هستند- قرآن شریف را، تا به حدى که براى مردم بگوید. قرآن در حد ما نیست، در حد بشر نیست.
قرآن سرّى است بین حق و ولىّ اللَّه اعظم که رسول خداست، به تبع او نازل مىشود تا مىرسد به اینجایى که به صورت حروف و کتاب در مىآید که ما هم از آن استفاده ناقص مىکنیم. و اگر سرّ «لیلة القدر» و سرّ «نزول ملائکه» در شبهاى قدر- که الآن هم براى ولىّ اللَّه اعظم حضرت صاحب- سلام اللَّه علیه- این معنا امتداد دارد- سرّ اینها را ما بدانیم، همه مشکلات ما آسان مىشود. تمام مشکلاتى که ما داریم براى این است که، ما محجوبیم از اینکه واقعیت را آنطور که هست و نظام هستى را به آن طورى که تنظیم شده است، مشاهده کنیم. ما گمان مىکنیم که حیاتِ در اینجا چیزى است و نبودن در اینجا نقصى است، در صورتى که حیات در اینجا نازله آن حقیقتى است که از عالم غیب آمده است و موت- اگر چنانچه موت انسانى باشد- رجوع به همان مرتبهاى است که در اول بوده است، و البته مراتب مختلف و شئون مختلف است. و ما امیدواریم که از فیض ماه مبارک و فیض عید ماه مبارک- که عید وصال است- ما هم حظّى ببریم که بتوانیم در این مشکلاتى که بر ما وارد مىشود، سرفراز بیرون بیاییم، تمام چیزهایى که انبیا آوردند، مقصود آنها به ذات نبوده است؛ تشکیل حکومت مقصود به ذات نیست براى
انبیا.
دعوتها هرچه مىشود مقدمه است براى اینکه انسان را بیدار کنند، انسان را بفهمانند به «او»، ارائه بدهند به «او» که چه بوده است و چه هست و چه خواهد بود و عالم چه جور است وضعش با ذات مقدس حق تعالى. و ما دستمان از این مسائل کوتاه است و امیدواریم که به برکت اولیاى خدا، ما هم یک آشنایى ضعیفى پیدا بکنیم و بعض از حجب، از پیش چشم ما برداشته بشود. خداى تبارک و تعالى که مىفرماید که: اللَّهُ نُورُ السَّموات وَالارْض (1) و هُوَ الاوَّلُ والآخِرُ وَالظاهِرُ وَالباطِن، (2) این را ما با قلبمان، با وجودمان ادراک کنیم، نه ادراک علمى، مشاهده، ادراک علمىاش آسان است، لکن رسیدن به آنجایى که انسان دریابد این مسائل را، این کار مشکلى است و محتاج به مجاهدت، و انبیا و اولیا با مجاهدات خودشان به این مسائل رسیدهاند .
ادعیه ائمه (ع) راهگشاى انسان به مدارج الهیه
ادعیهاى که از ائمه- علیهم السلام- وارد شده است- که به تعبیر بعضى قرآن صاعد است- این ادعیه به قدرى معارف الهیه در آن هست که انسان متحیر مىماند، آن قدر معارف در ادعیه هست. مسائلى که- ائمه علیهم السلام- براى نوع مردم گفتهاند به طور مسئله گویى بهطور تعیین وظایف، آنها یک باب است که روى همان عرف عام صحبت شده است؛ وقتى که رسیدند به مناجاتها و ادعیه، مسائل فرق کرده است. آنجا دیگر زبان عامه مردم نیست، البته در آن همه چیز هست، لکن آن معارفى که در ادعیه و مناجاتهاى ائمه- علیهم السلام- هست، آنها یک زبان دیگرى است غیر زبان معمولى و غیرزبان ذکر احکام الهیه. و مطالعه این ادعیه راهگشایى است براى انسان و رسیدن به بعض مدارج الهیه. و من امیدوارم که همان طورى که این کشور ما و این ملت عزیز، در همه چیز متحول شده است، در این معانى هم متحول بشود .
تحول درونى ملت ایران بواسطه اسلام
و امیدوارم که تحول همان طورى که در میدانهاى جنگ و در تظاهرات، در این ایامپیدا شد که تظاهرات به طورى بود که سابقه نداشت، و این از هنر اسلام است و هنر ملت ایران. هنر اسلام؛ که بعد از این همه فشارها و بعد از این همه ارعابها و بعد ازاین همه تهدیدها و بعداز آن همه تبلیغات، بعد از چندین سال زحمت و جور، زحمت و اذیت یکدفعه تمام ایران در یک روز براى یک دعوت یک فرد- فرد عزیز- اینطور در خیابانها ریختند. این از طرفى هنر اسلام است، اسلام اینطور مردم را متحول کرده است که ترس را از دلها برده است و جانها را الهى کرده است و روحها را روحانى کرده است که بچههاى کوچکشان را مىآورند کفن مىپوشانند و مىگویند براى شهادت آمدیم.
این در تاریخ دنیا هیچ سابقه ندارد؛ تمام تاریخ دنیا را شما بگردید این را پیدا نمىکنید که با این وضع، با این کیفیت، با این ارعاب و ترساندنهاى مردم و با این بمباران کردن مناطق- حتى تهران- اینطور مردم بریزند بیرون که نتواند دیگر کسى بگوید که مردم جنگ نمىخواهند! مردم جنگ نمىخواهند، اما دفاع دارند. این «جنگ جنگ تا پیروزى» که مردم مىگویند. این جنگ دفاعى است. و الّا ابتدائاً که اگر این مسائل نبود، ایران به هیچ جا نظر نداشت، الآن هم ندارد.
راهپیمایى روز قدس، ضربه به ابرقدرتها
تجربههایى که کردند خارجیها، آنهایى که بىاطلاع بودند از اسلام، آنهایى که بى اطلاع بودند از قدرت اسلام و هنر اسلام، آنها در حجاب بودند و نمىدانستند- حالا هم هستند- لکن یک پردهاى برداشته شد از این حجاب. الآن سرتا ته دنیا همه ابرقدرتها مىدانند قضیه چى هست. همه این تبلیغات هم که دارند مىکنند، همه براى این است که، مىدانند قضیه چه قضیه بزرگى بوده است و باید چه جورى با آن مقابله کرد، ابتدایش با اینکه سکوت کنند. این سکوت نه این است که ندانند، آنهایى که باید بدانند مىدانند، سرانى که در دنیا هستند، ابرقدرتها، آنها مىدانند، خبرگزاریهایى که اینجا دارند، مسائل را آن طورى که هست اطلاع مىدهند، لکن یک وضع دیگرى هم براى تبلیغاتى درست مىکنند، نه اینکه ندانند، مسائل را مىدانند. مىدانند که بعد از این همه تبلیغاتى کهکردند، این همه تهدیداتى که کردند، حتى کاخ سفید تهدید کرد ایران را، ملت ایران همه این تهدیدات را توى خیابانها گذاشت و از رویش عبور کرد. آنها مىفهمند قضیه را، و الآن در فکر ایناند که از چه راه دیگر پیش بیایند. اینها خیال مىکردند که اختلاف مىتوانند ایجاد کنند در ایران، هى دامن زدند به اینکه هى اختلاف
است، هى اختلاف است، سران با هم اختلاف دارند، مردم دیگر خسته شدند رو به اختلاف رفتند، خیال مىکردند با دعوت به اختلاف، مردم اختلاف پیدا مىکنند. یک وقت چشمهاى بستهشان را باز کردند و دیدند که ایران یکپارچه قیام کرد. یکدفعه از خواب بیدار شدند که چه بود قضیه، الآن متحیرند که چه بود قضیه و باید چه کرد. اختلافى که آنها خیال مىکردند، ما که مىدانستیم نیست قضیه چیزى، لکن آنها مىخواستند با همین کلمه، اختلاف درست کنند. تبلیغ به «اختلاف»، خیال مىکردند اختلاف درست مىکند. تبلیغ به اینکه «مردم دیگر خسته شدند از جنگ»، این خستگى ایجاد مىکند؟ روز قدس یکدفعه سیلى زد به صورت همهشان و تحلیل عملىاى که ملت ایران کرد، تمام تحلیلهاى آنها را نقش به آب کرد. این هنر اسلام است از یک طرف و هنر ملت ایران است از طرف دیگر. در روز قدس که همه شاهد بودید و سفرایى هم که گفتند امروز هستند اینجا، آنها هم شاهد بودند. روز قدس یک مطلبى نبود که در مخیله امثال کارتر و امثال رؤساى جمهور امریکا- چه حالا و چه سابق- وارد بشود. آنها خیال مىکردند که- از بس به آنها اشتباهى فهمانده بودند- خیال مىکردند که ایران دیگر خسته شده است، «این قدر به مردم
فشار آمده، خانهها بر رویشان خراب شده است، آواره شدهاند، اینها دیگر از میدان در رفتهاند، بنابراین، مىشود زود قضایا را ختم کرد»، یکدفعه چشم باز کردند و ایران را دیدند که یکپارچه قیام است و یکپارچه جنگ خواهى؛ یعنى مدافع.
اتکاى ملت ایران به قدرت عظیم الهى
ما نمىتوانیم از ملت ایران تشکر کنیم، ما خودمان یک نقطه ضعیفى هستیم در بین این دریاى بزرگ؛ یک قطره هستیم در بین این دریاى بزرگ. ما مىگوییم که خدا از شماتشکر مىکند. ما که تشکر مىکنیم، براى این است که، تشکر خدا را کرده باشیم، شکر شما، شکر خداست. شما به مردم، به دنیا ثابت کردید- ولو در گوش یک افرادى نگذاشتند برسد، لکن موجش بالاخره مىرسد- شما به دنیا ثابت کردید که ایران زیربار هیچ ظلمى نمىرود، و ایران با هیچ تهدیدى از میدان بیرون نمىرود، و ایران متکى به یک قدرت عظیم است و آن قدرت خدا. کسى که متکى به قدرت خداست، کسى که ایمان در قلب او هست، کسى که علم به معاد دارد و خدا را مىشناسد و قضاى الهى را مىداند، این از این معانى از میدان در نمىرود. فکر دیگرى بکنند؛ آنهایى که نشسته بودند و براى خودشان خیالبافى مىکردند که دو ماه دیگر، سه ماه دیگر، یک سال دیگر، دو سال دیگر، یک فکر دیگرى بکنند، این فکر درست از کار درنیامد. ابرقدرتها هم یک فکر دیگرى بکنند و بهتر این است که دست از این کارها بردارند. بهتر این است که این عامل خبیث (1) خودشان را که اینطور رسوایى به بار آورد براى ابرقدرتها، دست از پشتیبانى این
بردارند. این بدبخت را بازى دادند و بعد معلوم شد که مسئله این جور نبود. الآن هم این دست و پاها هیچ اثرى ندارد. اینها خیال مىکردند که حالا دیگر چند تا بمب بیندازند به شهرهاى ایران، ایران از میدان در مىرود. اینها هزاران بمب انداختند، بمباران کردند، همه مناطق طرفهاى مرز را بمباران کردند و شهرهاى بزرگ ما را هم بمباران کردند. و روز قدس آنطور جمعیت و فریاد بود که به گفته بعض از مخبرین؛ «صداى توپها را مردم دیگر نمىشنیدند، صداى بمبها را دیگر مردم نمىشنیدند»، فریاد مردم غلبه کرده بود. این فریاد از قلب مؤمن است و این فریادى که از قلب مؤمن است بر همه چیز غلبه مىکند؛ بر کاخ سفید هم غلبه مىکند و غلبه کرده است.
و موج این ایمان در سرتاسر دنیا از زیر بار این ظلمهایى که در طول تاریخ بر آن شده است، از زیر این بار دارد در مىآید. همه جا نغمه این است که ظلم نه. دست تواناى ملتها، ابرقدرتها را به جاى خودشان نشانده و مىنشاند.
بیدارى ملتهاى مستضعف جهان
ملتهاى مستضعف در هر جاى جهان رو به بیدارى هستند، نمىپذیرند امروز دیگر آن حرفهایى که سابق گفته مىشد. آن ارعابهایى که مىکردند و کشتیهایى که مىآوردند در اطراف خلیج فارس و امثال اینها، یا کارهاى دیگرى که مىکردند، تمام اینها کهنه شده است، دیگر پیش مردم ارزش ندارد. ملتى که بیرون آمده روز جمعه و مىگوید که «ما براى شهادت آمدیم»، آنها را از مردن نترسانید، این شهادت است. شما هرچه مىتوانید بترسانید، این است که؛ «ما خانههاى شما را خراب مىکنیم، خود شما را هم مىکشیم»، آنها جلو آمدند، مىگویند ما براى این آمدیم، چطور اینها را مىترسانید؟ این کار احمقانه است؛ این کارى که اخیراً صدام کرد و مخالف همه قواعد دنیا و قواعد الهى بود و همه دنیا او را تشویق کردند و یکى پیدا نشد بگوید چرا، این کار احمقانه را تکرار نکند، دیدید که اگر تکرار بشود بدتر از اول مىشود. ملت، هرچه تاکنون شما کردید و هرچه جنایت کردید، دیدید که محکمتر شد. از این به بعد هم اگر چنانچه سرعقل نیایید و باز شرارت بکنید این ملت آن وقت هم از حالا هم بالاتر مىشود. ان شاء اللَّه خداوند به همه ملت، ملتهاى اسلامى، قدرت ایمان عنایت کند، و قدرت ایمان ملت ما را
روزافزون کند.
و امیدوارم که این شرارتها، از آن دست بردارند تا ملتها به کار خودشان مشغول بشوند. و ما، هم از شرارتهاى آنها ناراحت هستیم و هم از مقابله به مثل، از هر دو ناراحت هستیم.
ومن امیدوارم که قطع بشود این امور. و خداوند ان شاء اللَّه شما را موفق کند و از برکات این عید سعید و این ماه مبارک که گذشت، شمّهاى به ما و به شما عنایت بفرماید.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه
منبع: صحیفه امام، ج19، ص: 284 تا291
ستیم براى شکرگزارى نعمتهاى خدا.این ماه مبارک رمضان با آن همه برکاتى که دارد، ما نمىتوانیم از عهده شکر یکىاش برآییم، ولى باید کوشش کنیم که در این ماه مبارک رمضان که بر ما گذشت، اگر حالى پیدا شد، این حال را تا ماه رمضان دیگر نگه داریم و اگر حالى پیدا نشد، متأسف باشیم و کوشش کنیم که پیدا کنیم. این هیاهوها همه رفتنى است، تمام شدنى است، آنچه که هست آنى است که پیش خود ماست، آن باقى است و با ماست و ما باید کوشش کنیم که باطن خودمان را اصلاح کنیم.
..توجه کنید که دنیا را به چیزى نگیرید، توجه کنید که همه رفتنى هستیم و باید به خداى تبارک و تعالى نزدیک بشویم تا آن جا ما را راه بدهند. شما ادعیه ائمه اطهار را ملاحظه کنید، ادعیه شلاقههایى است که بر فرق ماها زده مىشود. اینهایى که به واقعیت و به عقیده ما معصوم از هر خطا هستند، ببینید که در ادعیهها چه جور عجز و ناله مىکنند، براى اینکه مطلب بزرگ است. مقام بشر هر چه باشد، مقام خاتم النبیین بالاترین مقام، لکن وقتى که این مقام را با مقام الوهیت ملاحظه بکنیم که خود آنها مىبینند، هیچ است در مقابل همه چیز. آنى که آنها فهمیدند از عظمت خدا، آنها را وادار کرده است آن طور راز و نیاز کنند و اعتراف به تقصیر. شما در ادعیه امیر المؤمنین، خود رسول خدا، حضرت سجاد- سلام اللَّه علیه- سایر ائمه، ملاحظه کنید چه جملاتى هست و ما چطور بعیدیم از این معانى، چه معارفى در این ادعیه هست که ما محرومیم از آن معارف، چه آتشسوزى در قلب این خاصان خدا بوده است که براى فراق خدا مىسوختند و آتش جهنم را مىگفتند اگر صبر کنیم، صبر در فراق را چه کنیم؟ اینها براى ما مثل یک افسانه است، لکن واقعیت است، واقعیتى که آنها فهمیدهاند و ما نفهمیدیم.»
منبع: صحیفه امام، ج20، ص: 53 و 54<Br>