از همه زیبایی های یک شهر بندری، روی دماغهای کوچک درکنار مدیترانه که بگذری، از همه لذتی که نشستن در حاشیه صخره الروشه و قدم زدن در غار جعیتا به دست می آوری، در عبور از همه لذتی که در گفت وگو با شاعران و نویسندگان لبنانی داری، دیدار و گفت وگو با او برای هر نویسنده ایرانی با دغدغه های ایمانی، یک ضرورت و دلیل برای سفر به لبنان قلمداد می شود. او «جرج سجعان جرداق» نویسنده و محقق مسیحی است و ما با او دیدار کردیم تا در عبور از قرن ها خاموشی صدای عدالت انسانی، از «علی» بگوییم و از کتابی که صدای علی است یا بهتر بگوییم صدای همه انسانیت است. از بزرگ مردی که به قول جرداق: « کاش می شد جهان، هر چه قدرت و نیرو داشت به کار می برد تا در هر عصری رهبری مانند علی را - با آن عقلش ، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش- به جامعه انسانی می بخشید.»
به گزارش جماران، گفت وگوی خبرگزاری کتاب ایران را با خالق اثر «امام على، صدای عدالت انسانی» می خوانید:
کتاب ها و تالیفات هر نویسنده و مولفی در یک فضای خاصی شکل می گیرند. در نوشتن کتاب «امام علی، صدای عدالت انسانی» اولین فضایی که شما را تحت تاثیر قرار داده، چه بود؟ آیا گرایش شما به شخصیت امام علی تاثیر خانواده بوده یا فضای اجتماعی یا علمی خاصی شما را با کتابی مانند نهج البلاغه انس داده است؟
جرج جرداق: محیط اجتماعی من دارای مشخصات خاصی است که مایلم آن را به محیط خاص و محیط عام تقسیم کنم. اول محیط کشورم و سپس محیط خانوادهام. فضای کشور لبنان فضای عربی خالص است زیرا انسانهایی که با آنها زندگی میکنم همگی عرب هستند. در این محیط تمام عرف عربی شامل اسلامی، عربی یا وثنی که قبل از اسلام و مسیحیت وجود داشته است و هر چیزی که اختصاص به عرب دارد، موجود است. این میراث ماست.
نکته جالب آن است که امام علی را عرب به خودش هرچه پیش می رفتم بیشتر به این نتیجه می رسیدم که باید درباره امام علی کاری جهانی کرد و شخصیت او را به شکل متفاوتی معرفی کرد که حاصل تاثیر همه این ها، همین کتابی شد که شما به آن اشاره می کنید تخصیص میدهد.
همانگونه که شیعه او را فقط متعلق به خود میداند. چون او از این لحاظ جزو میراث ماست. از سویی شما میدانید که مواردی همچون شعرخوانی و پایکوبی و دور هم جمع شدن همگی از آداب عربی قدیمی است که بعداً هم در این کشور زیادتر شده. این از زاویه فضای عمومی آن، در مورد فضای اختصاصی و محیط خصوصی که محیط خانه و خانواده خود من است، باید بگویم خانواده ما معروف به خانواده اهل علم و دانش هستند. پدران و اجداد من همگی با دانش ارتباط مستقیم داشتهاند و کتابخانه شریفی که تمام این کتابهای تاریخی و یادگار در آن است و از میراث پدران و اجداد من به شمار میروند،دلیل و شاهدی بر مدعای من است. هنگامی که بچه کوچکی بودم در محیط جغرافیایی بسیار زیبا زندگی میکردم. وقتی از مدرسه باز میگشتم به طرف گیاهان خاص،صخره یا زیر درختان میرفتم و کتابهای عربی همچون «مجمعالبحرین» شیخ نصیف النزجی و متنبی را حفظ میکردم.
پدر ،مادرم و معلم من، مرا درک نمیکردند. به همین دلیل سراغ برادر بزرگم میرفتم. او شاعر و دانشمند ریاضی و زبان بود. یادگیری این مطالب نزد وی از مطالب مدرسه برایم شیرینتر بود. پس در حالی که نوجوانی کوچک بودم به سراغ برادر بزرگم فؤاد رفتم. وی سراینده قصیدههایی در مدح امام علی بود که آنها را برای زائران ایشان میخواند. با تشویق او تصمیم گرفتم «نهجالبلاغه» را بخوانم و آن را حفظ کنم. در حقیقت من چیزی حدود 70درصد مطالب نهجالبلاغه را حفظ کردم. تمامی این فضاها شامل مطالعه «نهجالبلاغه« در دوران کودکی و تمام چیزهایی که من از برادر بزرگتر خود شنیده بودم همگی باعث رشد فکری من در مورد امام علی شد و امام علی به عنوان فردی واقعاً عظیم و بزرگ در ذهن و ضمیرم جا گرفت و هرچه پیش می رفتم بیشتر به این نتیجه می رسیدم که باید درباره امام علی کاری جهانی کرد و شخصیت او را به شکل متفاوتی معرفی کرد که حاصل تاثیر همه این ها، همین کتابی شد که شما به آن اشاره می کنید.
شما در کتابتان دائم از گروه های مختلف سوال می کنید. این ادبیات استفهامی چه دلیلی دارد؟ دائم میپرسید: «آیا بزرگی را می شناسید؟ آیا درباره حاکمی پرسیده اید....؟» این حالت استفهامی کلمات، یک اثرگذاری خاصی در نثر و محتوای کتاب شما آفریده است. چرا؟ آیا این استفهام ها، شیوه نثر شماست یا روایتی از یک نوع نگاه فلسفی یا انسانی شماست؟
جرج جرداق: من برای فهم امام علی، 40 بار نهج البلاغه را خواندم. این کار نوعی تفکر و نوعی احساس شگرف در من به وجود آورد. یادم نیست اما وقتی کتاب را می نوشتم یک فضایی مرا یاری می کرد. نهج البلاغه برای من یک اثر آسمانی دل انگیز بوده است. فکر می کنم مهم ترین متون فلسفی و ادبی عرب را که هر جویای علمی به آن نیاز دارد ، در خود جای داده است.
انشاء علــی(ع) پس از قــرآن ، عالی ترین نمونه بلاغت است. بلاغت و ادبیات علی (ع) همیـشه در خدمت تمدن و بشریت بوده و خواهد بود . در رویارویی با این کتاب و این نثر عظیم چه می توانستم بگویم و بنویسم جز آنکه از خودم و از بشر پرسش کنم. استفهام های پی در پی من از انسان و انسانیت است. چون علی صدای همه انسانیت است.
واقعا سزاوار است که در جهان امروز ، آتش افروزان جنگ و عوامل و مسببین بدبختی های ملت ها و افراد، به سخنـان و کلمات قهرمان اندیشه انسانی، بزرگ مــرد وجدان انسانی ، عــلی بن ابی طالب (ع) گوش فرا دهند و آن ها را حفظ کنند و در مقابل گوینده بزرگ آن سخنان، سر تعظیم فرود آورند.
کتاب شما یک ویژگی منحصر به فرد دارد که کمتر اثری توانسته با آن رقابت کند و آن اینکه امام علی را در چارچوب های بسته تعریف نمی کنید. نه چارچوب تاریخ، نه چهارچوب مذهب. نه چارچوب سیاست. چطور به این انگیزه و منطق رسیدید و این ضرورت یا خلاء را شناسایی کردید؟ آیا این را باید متاثر از مسیحی بودن شما دانست یا ادیب و شاعر بودن شما؟ یا مولفه تاثیرگذار دیگری نقش داشته است؟
جرج جرداق: سوال خوبی کردید. وقتی از مدرسه فارغالتحصیل شده بودم و به نوشتن در روزنامه های عربی در دانشکدههای بیروت می پرداختم. در همان دوران نوجوانی پس از تشویق برادرم پی بردم که ادبیات امام علی (ع) در این کتاب برای عمیق شدن در دو موضوع یکی ادبیات عربی و دیگری در فلسفه عربی کمکم خواهد کرد. اول با این نظر شروع به مطالعه نهج البلاغه کردم. پس از سال ها مطالعه، دانش من درباره امام علی افزایش یافت اما بعدها دوست داشتم دانش و معلوماتم را با توجه به اینکه در حال تدریس این دو موضوع در دانشکده بود، افزایش دهم. پس دنبال مطالبی که درباره امام علی نوشته شده بود و خصوصاً کتابهای نویسندگان معاصر مثل العقاد، التحسین و دیگران گشتم. بسیار مطالعه کردم و هرچه بیشتر مطالعه می کردم بیشتر پی می بردم که این مرد بزرگوار در جهان مظلوم است و لازم است که امام علی با آثاری متفاوت و ادبیاتی جهان شمول به جهان معرفی شود.
بسیاری از کسانی که در مورد ایشان صحبت کرده بودند درباره مسائل تاریخی ایشان سخن گفته بودند. مثل اینکه آیا خلافت و ولایت حق او بود یا خیر، چه کسی موافق و چه کسی مخالف او بود و سایر مسائل اینچنینی. به نظر من این مسائل چیزی نیست که فرزندان قرن جدید و حتی شیعیان این زمان به دنبال آن باشند. بلکه مسائلی فراتر از این موضوع مطرح است.
امام علی بزرگتر از چارچوب تاریخی است که او را در آن محدود کردهاند. من فکر می کنم اگر روشنفکران و نویسندگان جهان فقط با یک کتاب نهج البلاغه آشنا شوند و مفاهیم آن را درک کنند، آثار جهانی بزرگی درباره او خلق خواهند کرد. اما جهان عربی و اسلامی شخصیت او را محدود کرده است.
هرچه جلو می رفتم بیشتر احساس می کردم که لازم است «نهجالبلاغه» را دوباره بخوانم. به «نهجالبلاغه» بازمی گشتم. پس دیدم که در آن نکات زیادی هست که هنوز بزرگی و عظمت این مرد در آن کشف نشده است. بر من آشکار شد که او یک رهبر مصلح به خاطر تفکر وجودیاش است، رهبر وجودی در باطن و در فقر و نیاز است و به ذهنم رسید که روی این کتاب کار کنم.
شما به جز کتاب امام علی، آثار دیگری هم دارید که برای مخاطب ایرانی کمتر شناخته شده است. لطفا به برخی از این آثار که فکر می کنید خوب است برای ایرانیان ترجمه شود، اشاره کنید.
جرج جرداق: اولین کتاب من در 17سالگی منتشر شد. کتابی بود به نام «واگنر و زن». واگنر شاعر، نوازنده و فیلسوف آلمانی بود. از دیگر کتابهایی که منتشر کردهام کتاب «روایت تاریخی صلاحالدین ایوبی»،روایت اجتماعی «وهاب»، «شاعر در حالی که به قصرهای بغداد آمد» بوده است که این مجموعه شعری از دعبل خزاعی و یک روایت تاریخی است. «نجوم و ثغور»، «حدیث الملائی»، «حدیث الغوانی» و کتاب دیگرم «غنی و فقیر» است. همچنین کتابی دارم با عنوان «راه عربی» که این تحقق کاملاً جدید بوده و به زبان عربی منتشر شده است و چندین کتاب دیگر. اکنون حدود بیست کتاب زیر چاپ دارم و تعدادی نیز نزد ناشران است که بزودی چاپ میشود.
آیا در پایان این گفت وگو سخن خاصی برای نویسندگان و ناشران ایرانی دارید؟
جرج جرداق: حرف خاصی ندارم. اگر اجازه بدهید برویم و ادامه بحث باشد برای دیدار دیگری. فقط به احترام سوال شما کوتاه می گویم که دوست دارم بدانم کتابم در ایران چقدر چاپ شده و چه ناشرانی آن را ترجمه کرده اند و چقدر فروخته شده. معمولا این موضوع در ایران اطلاع رسانی نمی شود و ما از وضعیت آثار و کتاب های ایرانی اطلاع کمی داریم.