مطالعه عملکرد پیامبر(ص) در دوران به دست گرفتن قدرت سیاسی در مدینه و تشکیل حکومت، برای حاکمان و قدرتمندان کشورهای اسلامی بهترین نمونه از اخلاق قدرت و رفتار مطلوب حاکمان اسلامی را ارائه می دهد. تجربه بشری ثابت کرده است که حاکمان، پس از گذشت زمانی از زمامداری، در چشم رعایا از عظمت و قداست خالی می شوند، ولی پیامبراکرم(ص) چنین سرنوشتی را پیدا نکرد. قداست مقام ایشان در مدت زمامداری افزون تر شد و فراتر رفت. باید بررسی کرد که راز این نتیجه چه بود؟
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در عام الفیل ( سال 570 میلادی ) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود. مورخان شیعه، ولادت پیامبر اکرم را در هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای اهل سنت، در روز دوازدهم همان ماه میدانند.
فاصله میان ۱۲ ربیعالاول که سالکَرد ولادت بیامبر اسلام بنا بر روایات أهل سنت تا ۱۷ ربیعالاول که سالگرد ولادت پیامبر اسلام بنا بر روایات شیعه است، به پیشنهاد آیت الله منتظری و حمایت امام خمینی(س) به عنوان هفته وحدت نامکَذاری شده است. طی این اقدام، مسألهای که شاید میتوانست عاملی برای تشدید اختلافات میان مسلمانان شیعه و سنی باشد، موجب وحدت آفرینی بیشتر میان مسلمانان شد. در این راستا سازمانی رسمی با نام مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی رسماً راه اندازی شد. هر ساله این سازمان در تهران و در هفته وحدت کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی را برکَزار می شود و علمای بزرگی را از کشورهای مختلف جهت هم اندیشی برای تقویت وحدت مسلمین، دور هم جمع می کند.
مدت رسالت و زمامدارى حضرت محمد (ص) از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى) تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، که رحلت فرمودند بود. آن حضرت ، که در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث گردید، به مدت 23 سال عهده دار امر رسالت و نبوت بود. حضرت محمد (ص) علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه بر عهده داشت.
زندگانی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله از حیث سیاست و مشی سیاسی بسیار قابل مطالعه و درس آموزی است. آن حضرت با شریعت جدیدی که از جانب خدای سبحان به آن مبعوث شد، دین جدید و نظام حکومتی تازه و بدیعی را در سرزمین جزیرة العرب پیافکند که از آغاز نیز منحصر به این سرزمین نبود، همچنانکه در کمتر از نیم قرن ، بلاد ایران، شام، مصر و مغرب را درنوردید و تا قلب آندلس پیش رفت. به این ترتیب، نهالی که با دستان مبارک آن پیامبر رحمت کاشته شده بود، درخت تناوری شد که ریشههای آن تا اعماق سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا گسترده شده و شاخ و برگ آن بر سراسر گیتی سایه افکند.
مطالعه عملکرد پیامبر در دوران به دست گرفتن قدرت سیاسی در مدینه و تشکیل حکومت، برای حاکمان و قدرتمندان کشورهای اسلامی بهترین نمونه از اخلاق قدرت و رفتار مطلوب حاکمان اسلامی را ارائه میدهد. تجربه بشری ثابت کرده است که حاکمان، پس از گذشت زمانی از زمامداری، در چشم رعایا از عظمت و قداست خالی میشوند، ولی پیامبراکرم چنین سرنوشتی را پیدا نکرد. قداست مقام ایشان در مدت زمامداری افزونتر شد و فراتر رفت. باید بررسی نمود که راز این نتیجه چه بود؟بدون شک اخلاق زمامداری و جلوههایی از اخلاق سیاسی پیامبر(ص) پس از تشکیل حکومت در مدینه مهمترین دلیل این ماندگاری بوده است. به همین منظور به چند نمونه از جلوههای اخلاق سیاسی در رفتار پیامبر (ص) می پردازیم.
1. قانونمداری در امر حکومت
آنچه در سیرهی سیاسی پیامبراعظم، به نحو چشمگیری، مشاهده میشود، تأکید فراوان ایشان بر قانونمداری و ضابطهمحوری است. هیچ یک از تصمیمات حکومتی آن رسولاعظم خداوند بر پایه روابط خارج از قانون اعلام شده، اتخاذ نشده است. شاید یکی از زیباترین مظاهر قانونمداری حاکمیت آن حضرت، بیانیه و پیماننامهای باشد که به منزله قانون اساسی دولتشهر اسلامی از سوی ایشان منتشر شد. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در این بیانیه محکم و در آغاز تشکیل حکومت در مدینه، تکلیف همزیستی مهاجران و انصار، و نیز همزیستی مسلمانان و یهودیان را در شهر مدینه اعلام مینماید. این بیانیه به مثابه قانونی است که حقوق اساسی اقشار جامعه را دربر دارد و نبوغ فکری رهبر عالیقدر اسلام را در تشکیل امت واحده و تنظیم امور مردمی مختلف العقیده به ثبوت میرساند.امام صادق علیهالسلام داستانی را در خصوص سعد بن عباده، از اصحاب باوفای پیامبراکرم و از بزرگان انصار، نقل مینماید که ظهور آشکاری در پایبندی رسول گرامی اسلام بر انجام قانونمند تمامی امور در محدوده حاکمیت ایشان دارد. مطابق این داستان، سعد بن عباده در پاسخ به اینکه: چنانچه به چشم خود زنای مردی را با همسر خود ببینی، چه خواهی کرد؟، سخن از کشتن مرد زناکار میگوید. این پاسخ با اعتراض رسول الله مواجه میشود که: «ای سعد، پس قانون الهی در این که برای اجرای حد زنا باید چهار شاهد عادل شهادت بدهند، چه میشود؟». سپس پیامبر گرامی اسلام ضابطه عام حاکم بر تمامی روابط در دولت اسلامی را بیان مینماید؛ خداوند برای هر جرمی جریمهای قرار داده است و برای کسی که قوانین الهی را زیر پا بگذارد نیز جریمهای تعیین نموده است. این ماجرا، به خوبی، میزان اهتمام پیامبراکرم را نسبت به احترام به قوانین حکومتی، حتی برای کسانی که بر حق بوده و دچار بحران و اضطراب روحی شده باشند، نشان میدهد. در منطق حکمرانی پیامبراکرم هیچکس حق ندارد با اتکا به علم و یقین خود نسبت به ارتکاب سرقت، یا زنا، یا ارتداد یا... دست به اقدام زده و به اجرای حدود الهی بپردازد، بلکه برای اجرای حدود شرعی باید اقدام به اقامه دعوی در محاکم قانونی و اقامه بینه محکمه پسند، دو یا چهار شاهد عادل و... ، نموده و حق شخصی خود، یا حق عمومی جامعه را تنها از مجاری قانونی مطالبه نماید. در غیر این صورت، خود او نیز گرفتار محاکمه و جریمه قانونی خواهد شد؛ اگرچه در خصوص عملی که انجام داده است، بر حق بوده باشد.
2.آزادی رعایا در انتقاد و توجیه ایشان بدون ارعاب
ایشان، هیچگاه، رعایا را از ابراز ایرادهای و انتقادهای خود نسبت به تصمیمهای و عملکردهای خود منع نکرد، و نسبت به هیچ یک از کسانی که بر اعمال ایشان خرده میگرفتند، هرچند هم که بیادبانه و تند بود، سختگیری نکرده و برخورد تندی ننمود. در جریان صلح حدیبیه و تعهداتی که پیامبر، و در پی آن، تمامی مسلمانان پذیرفتند، برخی از مسلمانان نسبت به پذیرش آن تعهدات معترض بوده و آن را برنتافتند. سیرهنویسان نمونههایی از اعتراضات تند، و گاه بیادبانه پارهای از اصحاب را گزارش نمودهاند؛ بدون آنکه هیچگونه ممانعت قبلی یا برخورد بعدی از جانب رسول الله صلی الله علیه و آله با این افراد صورت گرفته باشد، و همین بزرگواری پیامبراکرم این افراد معترض را آنچنان دچار شرمندگی میکند که به گفته پارهای از ایشان تا مدتها مترصد تلافی این تندی و جبران این بیادبی خود بودهاند.
3.برخورد قاطعانه با تخلفات عمال حکومت و تسامح با مردم خطاکار نادم
بسیاری از حکام در برابر خطای رعایا سختگیر هستند؛ در حالی که نسبت به خطای عمال حکومت خود با اغماض برخورد میکنند. نزدیکی به زمامدار و ورود به محدوده قدرت، آنچنان مصونیتی برای اشخاص فراهم میکند که اغلب افراد حاضرند به هر قیمتی خود را به این جرگه پولادین وارد نمایند. در تمامی حکومتها، همین که کسی مورد عنایت ویژه نظام قدرت واقع شود، دیگر با خاطری آسوده میتواند به هر عملی دست بزند و مطمئن باشد که در برابر جرایم و جنایاتی که مرتکب میشود، مؤاخذه سنگینی در انتظار او نخواهد بود، اما اخلاق سیاسی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله دقیقاً نقطه مقابل این مشی جاری است. آن حضرت در موارد اشتباهات رعایا اغماض بیشتری به خرج میدادند، ولی خود را در مورد خطاهای عمال حکومت مسئول دانسته، آنان را مورد مؤاخذه شدیدتر قرار میدادند.
4.احترام به سنتها و قراردادهای اجتماعی غیرمنافی با مبانی دینی
در بسیاری از انقلابهای سیاسی، آنگاه که انقلابیان به پیروزی میرسند، به زیر و رو کردن تمامی مناسبات و ارزشهای سنتی اجتماعی پرداخته، اصل را بر تغییر همه جانبه چهره جامعه پیش از انقلاب مینهند. در نظر این قومِ پیروز همه آنچه در جامعه قبل از انقلاب رواج داشته، سیاه بوده و در تقابل با مکتب انقلاب و ارزشهای انقلابی است، و برای باقی نگاه داشتن هر یک از مظاهر جامعه پیشین باید به دنبال دلیل گردید. این تفکر، انقلاب سیاسی و واژگون کردن ارکان حکومتی را به انقلاب اجتماعی و واژگون کردن تمامی ارکان جامعه و روابط میان مردم تسری میدهد. اما آنچه در انقلاب اسلامی در شبه جزیره عربستان اتفاق افتاد، جز این بود. در سیرهی سیاسی پیامبراکرم میبینیم که ایشان پس از پیروزی بر مشرکان مکه و غلبه بر حاکمان سایر بلاد، کمترین تغییرات اجتماعی را به وجود آورده و تنها مناسبات و سنتهایی را که در تنافی با ارزشهای اسلام بود، واژگون میساخت. موقعیت افراد و جایگاه اجتماعی ایشان، چنانچه تعارضی با مبانی دینی نداشت، مورد تعرض قرار نمیگرفت.
5.اهتمام به وحدت و انسجام ملی و مقابله با تفرقهافکنیها
انسجام ملی از مسائلی است که وجود آن نقش محوری در ماندگاری یک حکومت دارد. هر حکومتی برای بقای خود نیازمند اتحاد اقشار مختلف جامعه حول یک محور است. زمامدار برای بقای زمامداری خویش باید میان مردم تحت حاکمیت خود یکپارچگی و احساس مشترک ایجاد نماید. در پرتو این احساس مشترک است که همدلی و همدردی میان اقشار گوناگون جامعه شکل میگیرد؛ بسیاری از ناملایمات و ناهمواریهای اجتماعی ـ که به صورت عادی، موجب دشمنی، افتراق و درگیریهای قومی میگردد ـ رنگ میبازند؛ آستانه تحمل مردم بالا میرود؛ گذشت نسبت به یکدیگر و عفو از خطاهای دیگران در میان مردم ارزشمند میشود، و نزاعها جای خود را به دوستی میدهد. عملکرد پیامبراکرم، در طول دوران زمامداری، گویای چنین رویکردی است. تصمیمگیریهای حکومتی و اوامر هدایتی آن حضرت در دوره راهبری امت نوپای اسلامی چهره زیبایی از یک زمامدار مرشد آگاه و حاکم هادی زیرک را تصویر مینماید. تأکیدات قولی و عملی رسولگرامی اسلام بر ایجاد و حفظ وحدت دینی میان مسلمانان از آشکارترین جلوههای اوامر اجتماعی ایشان است. از جمله اقداماتی که رسولخدا در همان اوایل ورود به شهر یثرب انجام داد، «پیمان برادری» بود که میان مهاجر و انصار بست