پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

به مناسبت سالروز تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع علیهم‏السلام به دست آل سعود

بقیع؛ بغض شیعه در گلوی تاریخ

مصطفی سلیمانی

درآمد

یکی از جنایتهایی که در تاریخ معاصر به وقوع پیوسته و قلب تمامی انسانهای دارای وجدان بیدار و بالاخص شیعیان را به شدت جریحه دار نموده، تخریب قبور ائمه بقیع علیهم السّلام می باشد. هر شیفته‌ای که دل به مدینه روانه می‌کند، بر غربت قبرستان بقیع ناله می‌کند. تربت مطهر چهار امام معصوم علیهم‎السلام تنها با سنگ‌چین‌هایی نمایان است که زائر آن اجازه زیارت ندارد و باید به دل گریه کند. بقیع سند مظلومیت همیشگی شیعه است و بررسی و آگاهی از پیشینه آن ضروری است تا گوشه‌ای از جایگاه تاریخی و اجتماعی پیشوایان شیعیان را نمایان سازد.

در هشتم شوال ۱۳۴۴ق، قبرستان مقدس بقیع در شهر مدینه، به دست پیروان گروه وهابیت، به ویرانه‏ای تبدیل شد. ویران‏سازی قبرهایی که پله‏های آسمان بود، ریشه در افکار منحرف و دور از اسلام داشت؛ افکاری که با برداشت‏های سطحی و جدا از معارف اهل‏بیت علیهم‏السلام همراه بود و آثار ناپاک آن، همچنان دامن پاک جامعه اسلام را لکه‏دار کرده است.

بر اساس این افکار غلط و نادرست بود که آنها به هر جا و هر شهر و دیاری که دست می‎یافتند قبل از هر چیز به تخریب مشاهد شریفه و بقاع متبرکه می‎پرداختند، کشتار وهابیان در عتبات عالیات صحنه‎ای سیاه در تاریخ اسلام است.!S1!

اجمالی از تاریخ حرم ائمه بقیع

در کمتر کشوری به اندازه سرزمین حجاز، آثار مربوط به قرون نخستین اسلام وجود داشته است؛ چرا که زادگاه اصلی اسلام آنجاست و آثار گران بهایی از پیشوایان اسلام در جای جای این سرزمین دیده می شود. ولی متأسفانه، متعصّبان خشک مغز وهّابی، بیشتر این آثار ارزشمند را به بهانه واهی آثار شرک، از میان برده اند و کمتر چیزی از این آثار پرارزش باقی مانده است. نمونه بارز آن، قبرستان بقیع است. این قبرستان، مهم ترین قبرستان در اسلام است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را در خود جای داده و کتاب بزرگ و گویایی از تاریخ مسلمانان به شمار می آید.

[ناصر مکارم شیرازی، وهابیت بر سر دوراهی، ص 63]

گرچه پس از گذشت قریب به یک قرن از تخریب حرم مطهر ائمه بقیع و از بین رفتن تمام آثار این بنای باشکوه و معنوی نمی‎توان همانند سایر ابنیه تاریخی و مذهبی، از آثار آن به عظمت و قدمتش پی برد و تاریخ ساختمان آن را بدست آورد، ولی آنچه از منابع مختلف بدست می آید، تا حدّی می‎تواند ما را با تاریخ و چگونگی این حرم شریف آشنا سازد و بیانگر وضع این بنای فخیم و پرشکوه معنوی در طول تاریخ گردد.

اجمال تاریخ این حرم مقدس این است که قبور ائمه بقیع علیهم‎السلام مانند سایر قبرها در محوطه مکشوف و بدون دیوار و سقف نبوده؛ بلکه قبر آنان مانند تربت پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله و حضرت رضا علیه‎السلام از آغاز دفن اجساد مبارک و پیکر مطهرشان در داخل خانه‎ای که متعلق به عقیل بوده، قرار داشته است و به مرور زمان این خانه به ساختمان مناسب، به شکل مسجد تبدیل گردیده، سپس در محل همان ساختمان بزرگترین و مرتفع‎ترین گنبد و بارگاه بنا شده است و در قرون متمادی دارای خادم و دربان و دارای ظریف‎ترین و گرانبهاترین ضریح و صندوق با زیباترین روپوش و دارای فرش و قندیل بوده است و بالاخره در هشتم شوال سال 1344 هـ به وسیله وهابیان منهدم گردیده است.

فضیلت بقیع

در فضیلت بقیع احادیث و روایات متعددی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل گردیده است از جمله این که در حدیثی فرمودند: "از بقیع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت می‎شوند."

و در حدیث دیگر آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در بقیع حضور یافتند و اهل قبور را بدین گونه خطاب می‎کردند: "درود بر شما، خداوند ما و شما را بیامرزد شما پیشاهنگان ما بودید و ما هم در پی شما خواهیم آمد."

در کتاب های زیارت و دعا آمده است که هنگام زیارت بقیع، به سبب قداست آن مکان که روزی قدم های مبارک پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله بر آن نهاده شده و بهترین اولیای خدا در آن مدفونند، با پاهای برهنه وارد شوید.

[اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامی مکه مکرمه و مدینه منوره، ص 354]

پیشینۀ قبرستان بقیع

بقیع اولین مدفن و مزاری است که به دستور رسول اکرم صلی الله علیه و آله و به وسیله مسلمانان صدر اسلام به وجود آمده است. نخستین کسی که بنابر فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله در قبرستان بقیع دفن شد، عثمان بن مظعون، صحابه بزرگوار ایشان بود. پیامبر با دست مبارکشان سنگ قبری را روی قبر وی قرار داد و فرمود: «اهل بیت مرا این جا دفن کنید». هنگامی که مروان، والی مدینه شد، از روی خصومتی که با اهل بیت و صحابه رسول خدا صلی الله علیه و آله داشت، آن سنگ ها را برداشت و قسم خورد که نمی گذارد بر قبر عثمان بن مظعون سنگی باشد، تا به این وسیله شناخته نشود. [همان، ص 358]

مدفون شدگان در قبرستان بقیع

قبرستان بقیع تا قبل از تسلط آل سعود، قبه‏هاى متعددى داشت که بر روى قبور خاصى ساخته شده بود. اما اکنون به صورت فضاى باز و ساده‏اى در آمده است و قبرها جز نشانى ساده، به صورت سنگى که بالاى سر آنها گذاشته شده، چیزى ندارد. با وجود این، تعلق خاطر مسلمانان به مدفون شدگان بقیع باعث گردیده است تا قبر عده‏اى از بزرگان مدفون، مشخص باقى بماند؛ گرچه به مرور زمان، قبور صدها بلکه هزاران تن از صحابه و تابعین به دست فراموشى سپرده شده و قبر آنان نامشخص مانده است.

مهمترین دفن شدگان بقیع از دیدگاه شیعیان، چهار تن از امامان معصوم هستند که در کنار یکدیگر به خاک سپرده شده‏اند.

- امام مجتبى علیه السلام

عاقبت به توطئه معاویه و به دست همسر نابکارش که دختر اشعث بن قیس بود، مسموم شد و به شهادت رسید. مردم مدینه در سوگ آن امام به ماتم نشستند. امام علاقه‏مند بود تا در کنار جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله به خاک سپرده شود؛ اما مروانیان با همکارى شخصى که ادعاى مالکیت زمینى را داشت که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آنجا مدفون شده بود، مانع این کار شدند؛ لذا آن حضرت را در بقیع به خاک سپردند.

- امام سجادعلیه‎السلام

امام سجادعلیه‎السلام در سال 94 ق. به تحریک ولید بن عبدالملک مسموم گردید و به شهادت رسید و در کنار امام مجتبى علیه‎السلام در بقیع مدفون شد.

- امام باقرعلیه‎السلام

امام باقرعلیه‎السلام در سال 114 یا 117 ق. به تحریک هشام بن عبدالملک به شهادت رسید و در کنار پدرش حضرت سجادعلیه‎السلام در بقیع دفن شد.

- امام صادق علیه‎السلام

منصور، دومین خلیفه عباسى، نسبت به امام صادق علیه‎السلام سخت کینه داشت و عاقبت نیز به نوشته مورخان در 25 شوال سال 148 هجرى به تحریک وى مسموم شد و به شهادت رسید. آن حضرت در کنار جد و پدرش در بقیع به خاک سپرده شد.

در گذشته، قبور این چهار امام، با قبه‏اى که بر فراز آن ساخته شده بود، به عنوان یکى از زیارتگاه‎هاى مسلمانان، به ویژه شیعیان، شناخته مى‏شد.

[برگرفته از کتاب «آثار اسلامى مکه و مدینه»، رسول جعفریان]!S2!

علت تخریب قبرستان بقیع

علت تخریب قبرستان بقیع به دست وهابیان را باید در عقائد وهابیت جستجو کرد.
اساس آئین وهابیت را دو چیز تشکیل می دهد:
1- هدم و نابودی آثار رسالت و اصالتهای باقی مانده از دوران پیامبر (ص) و صحابه و تابعان به گونه ای که چیزی ملموس از آن زمان باقی نماند و همه این کارها را در پوشش «توحید» و مبارزه با «شرک» انجام می دهند. از این جهت کلیه قبور متعلق به صحابه و عترت پیامبر و تابعان و علما و شخصیت های اسلامی را نابود کرده و با خاک یکسان می کنند. و اگر از مسلمانان جهان نمی ترسیدند، قبر پیامبر را نیز ویران کرده و به صورت مصلی در می آوردند.
به خاطر این عقیده نامعقول، قبور ائمه چهارگانه شیعه و عموّی پیامبر (ص) و قبر عبداللّه پدر آن حضرت و قبور کلیه صحابه در بقیع ویران گردید، و به صورت تل خاکی در آمد.
2- پایین آوردن مقام و موقعیت شخصیتهای الهی از پیامبران و اولیاء در حال حیات و ممات به عنوان این که آنان تنها بازگو کنندگان دستورات الهی بودند و رسالت آنها در این قسمت با مرگ آنان پایان یافته و تفاوت چندانی با امت خود ندارند.
این در اصل دو پی آمد بسیار ناگوار داشت:
الف: آئین اسلام به صورت یک آئین خشک معرفی شد که هر نوع حرکت و تحولی، رنگ شرک و دوگانه پرستی به خود گرفت، به گونه ای که احترام آموزگاران الهی به صورت برگزاری یادواره نیز شرک اعلام گردید. گوئی باید ارتباط بشر با گلهای سرسبد آفرینش قطع شود، و از اسلام جز کتاب و احادیث (کذائی) چیزی باقی نماند.
ب: ایجاد تفرقه در میان مسلمین، به گونه ای که جهان تسنن دچار تفرقه شد و جنگهای خونین به راه افتاد، بیشتر دانشمندان به جای دفاع از حملات مسیحیان و مادیها، صرف دفاع از شبهات محمد بن عبدالوهاب شد و اندیشمندان بزرگ مصر و عراق و شام و لبنان در این سه قرن پاسی از وقت خود را صرف نقد این مسلک نمودند.
اساس آئین وهابیت همان دو اصل است و دیگر عقائد آنان روی این دو اصل استوار است مانند:
- تحریم ساختن سقف و سایبان روی قبور.
- تحریم خواندن نماز در مشاهد مشرفه.
- تحریم مسافرت به قصد زیارت پیامبر اسلام و دیگر اولیاء و نیکان.
- تحریم توسل به اولیاء الهی پس از مرگ.
- تحریم درخواست شفاعت از شافعان واقعی.
- تحریم برگزاری یادواره پیامبران و اولیاء الهی.
- تحریم سوگند به غیر خدا.
- تحریم نذر بر اولیاء الهی.
گوئی از دیدگاه وهابی ها اسلام حکمی جز تحریم، و دعوتی جز مبارزه با فطرت انسان نداشته و ندارد. !S3!

چگونگی تخریب بقاع متبرکه ائمه بقیع علیهم‏السلام

از مسایلی که وهابیان درباره آن حساسیت خاصی دارند، مسئله تعمیر قبور، و ساختن بنا بر روی قبر پیامبران، اولیای الهی و صالحان است. این مسئله را برای نخستین بار ابن تیمیه و شاگرد معروفش، ابن قَیِّم عنوان کردند و بر تحریم ساختن بنا، ولزوم ویرانی آن فتوا دادند. ابن قیّم در کتاب خود نوشته است: «ویران کردن بنایی که روی قبور ساخته شده، واجب است و پس از قدرت بر ویران کردن آن، باقی گذاشتن آنها به همان صورت، حتی یک روز هم جایز نیست». در سال 1344 هجری قمری که سعودی ها بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط یافتند، به فکر تخریب بارگاه های بقیع و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر افتادند و در هشتم شوال همان سال، تخریب بی امان قبور بقیع را آغاز کردند. [جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص 38] جالب اینکه «صنعانی» وهابی در رساله‎اش با عنوان «تطهیر الاعتقاد» به این حقیقت اعتراف کرده که زیارت مرقدها و آثار اولیای خدا سیره مسلمین بوده است و آنان از زمان‎های گذشته این کار را انجام می‎دادند. [ تبدید الظلام، ص 389]

قبرستان بقیع دو بار به دست اشرار سعودی و وهّابی، مورد حمله قرار گرفته است.


تخریب اوّل: مسعود بن عبدالعزیز (1163-1229 هـ.ق) امیر نجد در سال 1218 هـ . ق 1802 م، با لشکریانی وحشی و درنده خوی به مکه هجوم برد او و همراهانش به پیروی از مسلک وهّابیّت، دست به تخریب و ویرانی گنبدها و آثار دینی قبله مسلمانان زدند. بسیاری از گنبدها و مساجد و آثار مذهبی مکه از جمله گنبد زادگاه پیامبر(ص)، خانه علی(ع) و گنبد مقبره حضرت خدیجه را ویران کردند. آن جماعت نادان و وحشی در حال تخریب بناها و قبور طبل می نواختند و رجز می خواندند و به صاحبان قبور و گنبدها دشنام می دادند! و چون قدرت سعودی ها در مکه تثبیت شد در سال 1220 هـ.ق/ 1805 م، به مدینه منوره حمله کردند، این حمله را حمله اول وهّابیان به مدینه و بقیع می دانند.

[یوسف الهاجری، بقیع، ترجمه: محمدرضایی، فصل دوم]


تخریب دوّم: عبدالعزیز بن عبدالرحمان آل سعود(1293 -1337 هـ.ق) که در کویت پناهنده بود در سال (1309 هـ.ق) در نجد قیام نمود و دوباره حکومت اشرار تبار سعودی را برقرار کرد و شهر ریاض را تصرف نمود. و در سال 1330 هـ.ق اَحْساء و قطیف دو مرکز شیعه نشین و نفت خیز را به زیر سیطره خود در آورد و سپس به حجاز لشکر کشید و حسین بن علی شریف مکه را شکست داد و دولت هاشمی را ساقط کرد و مکه را فتح و پایتخت خویش اعلام کرد (1343/اکتبر 1924) آن گاه سه امارت حجاز و نجد و اَحساء را کشور واحدی به عنوان (المملکة العربیه السعودیه) نامید و حاکمیت سیاه خود را بر سرتاسر آن گسترش داد.
نیروهای سعودی پس از این فتح مکه و ویرانی بسیاری از آثار و ابنیه دینی آنجا، قصد مدینه را کردند و ماهها مدینه را در محاصره خود نگه داشتند. در مدت محاصره، اوضاع مدینه به کلّی به هم خورد و رعب و وحشت و قحطی و بیماری و... بر مردم بیچاره مستولی گشت.
مردم مدینه گروه گروه از شهر می گریختند و به شهرها و قصبه های اطراف می رفتند و بسیاری نیز در اثر عوامل فوق هلاک شدند تا بالاخره در تاریخ (5 جمادی الاوّل 1344) مقاومت مظلومانه مردم مدینه، شکسته شد و نیروهای سعودی در میان کشتار و ارعاب مردم، مغرورانه و بی ادبانه وارد شهر شدند. تا این که روز هشتم شوّال 1344 سپاهیان وهّابی به دستور امیر سعودی عبدالعزیز بن عبدالرحمن، چنگ و دندان نشان دادند و جنگ افزار خود را آماده کرده و به سوی بقیع حرکت کردند. وهابیون بداندیش ابتدا تمام اموال و اشیاء نفیس و ذخیره های موجود در بقیع را غارت نموده و در بین قبیله آل سعود و شیوخ تقسیم کردند.

[دایرة المعارف تشیع، ج3، ص385 - بقیع 119]


روز هشتم شوّال تلخ ترین روز شیعیان بلکه مسلمین در قرن چهاردهم هجری بود، چرا که در چنین روزی علاوه بر تخریب قبور هزاران نفر از یاران پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) و علمای بزرگ دینی مدفون در بقیع، مرقد و بارگاه مجلل و باشکوه چهار امام معصوم (ع) به صورت وحشیانه به دست وهابیون بیابانی و سعودی های بی فرهنگ و گستاخ ویران گردید. این حادثه داغ ابدی بر دل پیروان و عاشقان اهل بیت نهاد. بدین علت شیعیان جهان روز هشتم شوّال را روز عزا اعلام نمودند.[محمد صحتی سردرودی، مصطفی قلی زاده، ، سیمای مدینه، ص 142]

استعمار و فرقه های ساختگی

از روش های استعمار در مقابله با اسلام و نفوذ در صفوف مسلمانان، تحریف دین و واژگون کردن اهداف و مقاصد نهایی آموزه های مقدس اسلام است. این ترفند، در قالب ساختن و پروردن فرقه های جدید برای قشرهایی از مسلمانان در مناطق و محدوده های مناسب و سپس ترویج و گسترش آن در جهان اسلام چهره می نماید. وهابیت، یکی از این فرقه های ساختگی است که با مهارت تمام، به دست استعمار انگلیس بنیان نهاده شد. اهدافی که استعمارگران انگلیسی از ساختن مسلک وهابیت دنبال می کردند عبارت بود از: بدعت گذاری در دین با تحریف حقایق و احکام اسلامی، خنثی کردن آموزه هایی چون جهاد و مبارزه، و نیز ناموجّه جلوه دادن تجمع در اماکن مقدسه و زیارتگاه ها، به عنوان یکی از نمودها و پایگاه های وحدت و قدرت سیاسی مسلمانان و تخریب آنها به بهانه مظاهر شرک و گمراهی.

[رضا فتح آبادی، نقش استعمار در پیدایش وهابیت، ص 8]

اساس و بنیان فرقه وهابیت
آیین وهابیت توسط محمدبن عبدالوهاب پایه گذاری گردید. «محمدبن عبدالوهاب» از آغاز کودکی سخنانی درباره توحید، توسل، زیارت قبور و... به زبان می‏آورد. وی پس از سفر به مدینه و بصره و آشنایی با افکار ابن تَیْمِیّه در اظهار عقاید خود راسخ‏تر گردید. تا اینکه، این آیین انحرافی را پدید آورد. با تشکیل حکومت وهابی آل سعود، وهابیان به هر شهری که وارد می‏شدند آثار و بناهای تاریخی و مذهبی آن شهر را خراب می‏کردند. وهابیان برای بار نخست در سال ۱۲۲۱ بخشی از بناهای قبرستان بقیع را ویران کردند و سپس با تسلط خود بر حجاز در شوال ۱۳۴۴ کلیه بناهای مذهبی را ویران و اشیاء قیمتی آن را به تاراج بردند.

سَلَفیّه و افکار محمد بن عبد الوهاب، ریشه وهابیت

سلفیّه یا سلفی ها، بنیان گذاران اصلی مذهب وهابی به شمار می آیند. آنها دسته ای از پیروان مذهب حنبلی بودند که در قرن چهارم هجری پدید آمدند.

سلَفیّه، اموری را منافی توحید می پندارند که فرقه های دیگر اسلامی، آن را از ایشان نمی پذیرند. برای مثال، آنها توسل جستن، شفاعت، زیارت قبور، و این گونه امور را منافی توحید و بدعت می پندارند؛ به همین دلیل، دستور تخریب بارگاه های مطهر معصومان و بزرگان دین را صادر کردند.

[علی اصغر فقیهی، وهابیان، ص 19]

«محمدبن عبدالوهاب»، بنیان گذار تفکر وهابیت، در کودکی علاقه شدیدی به مطالعه کتاب های «ابن تیمیه» و «ابن قیّم جوزی» داشت و خمیرمایه افکار خود را از آن دو گرفت. محمدبن عبدالوهاب، چند کتاب کوچک نوشته و عقاید خود را آشکارا در آنها بیان کرده است. او فهم درستی از دین نداشت و به همین دلیل، اشتباه های فراوانی در عقایدش دیده می شد. یکی از کتاب های او کشف الشبهات است، که آن را به منظور پاسخگویی از اشکالات علمای سرزمین های گوناگون بر افکارش نوشته بود.

[ناصر مکارم شیرازی، وهابیت بر سر دوراهی، ص32]

وهابیت؛ عقایدی در نفی باورهای مسلمانان

وهابیان از جهتی شبیه خوارجند. خوارج براساس تلقی خاصشان از ایمان و کفر، دیگر مسلمانان را کافر و مشرک می دانستند. وهابی ها نیز براساس تلقی خاصشان از توحید، بسیاری از آداب اسلامی را شرک و کفر می دانند و در نتیجه، معتقدان و عمل کنندگان به این آداب را که همه مسلمانان هستند، مشرک و کافر می پندارند. عقاید وهابیان، عمدتاً نفی باورها و رفتارهای دیگر مسلمانان و اتهام شرک به دیگران است. آنها آدابی مانند توسل به اولیای الهی، طلب شفاعت از آنان، تعمیر و زیارت قبور آن بزرگواران، و نیز ساختن مسجد در کنار قبور را شرک می دانند.

[ آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، ص 149]

ابن تیمیه و بدعت هایش در دین

ابن تیمیه، از بزرگ ترین عالمان حنبلی در قرن هفتم و هشتم است. او چون عقاید و آرایی برخلاف معتقدات عموم فرقه های اسلامی بیان می کرد، همواره مورد مخالفت عالمان دیگر قرار داشت و از این رهگذر، مدتی را هم در زندان به سر برد. همین عقاید، بعدها اساس معتقدات وهابیان را تشکیل داد. ابن تیمیه، برخی از رفتارهای دینی مانند زیارت و توسل را بدعت و شرک می دانست. او معتقد بود: کارهایی مانند دعا، تضرع، طلب حاجت، استغاثه و امثال آنها که نزد قبور بقیع و قبرهای دیگر انجام می گیرد، باید منع شود و آنچه به عنوان مسجد در اطراف قبرها بنا گردیده، باید ویران گردد. نیز اگر باز هم امور یاد شده انجام یابد، لازم است اثر قبر محو شود و هیچ نشانی از آن باقی نماند.

[علی اصغر فقیهی، وهابیان، ص 21]

شفاعت خوبان در اسلام

مسلمانان به طور اتفاق، کمک گرفتن از اولیای الهی را جایز و آن را در راستای توحید می دانند؛ زیرا اگر از اولیای الهی، یعنی پیامبر و پیشوایان معصوم کمک خواسته می شود، به این دلیل نیست که آنان مستقل در تأثیر دانسته می شوند، بلکه از آن جهت است که اولیای الهی، مقرّب درگاه خداوند و مظهر صفات جمال، کمال و اسمای الهی هستند و به اذن، اراده، اشاره و مشیّت الهی در این عالم تصرف می کنند. اما وهابیان برخلاف اجماع مسلمانان، این مسئله را شدیداً محکوم و تحریم می کنند و آن را بزرگ تر از شرک جاهلیت می دانند. ابن تیمیه، مؤسس عقاید وهابیان عقیده دارد که از اقسام شرک آن است که از غیر خدا کمک و یاری بطلبند و کسی که این گونه بگوید، باید توبه کند، اگر توبه نکند، کشتنش واجب می شود و مال و خونش نیز حلال است.!S4!

[علی اصغر رضوانی، شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، ج 1، ص 180]

سیاست جدید وهابیت برای تخریب قبور امامان

وهابیت پس از آن که قبور ائمه بقیع و تمامی آثار اسلامی به جای مانده از صدر اسلام در عربستان را تخریب کرد این بار به دلیل عدم دسترسی به ایران و عراق برای تخریب قبور امامان معصوم این بار به سیاستی جدید روی آورده است تا بتواند به این نیت شوم خود دست یابد.

پروژه جدید وهابیت در این زمان جعلی خواندن قبور ائمه معصوم(ع) در این دو کشور است تا با این روش بتواند عقایدعمومی شیعیان نسبت به این عتبات تضعیف کند تا خود شیعیان از این بارگاههای شریف روی گردان شوند.
در همین راستا مدیر شبکه وهابی "کلمه" گفت: «حضرت علی(ع) از ترس خوارج و دشمنانش شبانه و مخفیانه دفن شد و قبر ایشان معلوم نبود ولی آل بویه بعد از چند صد سال آمدند و گفتند که نمی شود حضرت علی(ع) قبر نداشته باشد و آمدند قبر"مغیره ابن شعبه" که خود شیعه هم وی را لعن و نفرین می کند را به عنوان قبر آن حضرت معرفی کردند. در حالی که خود شیعه قائل است که قبر حضرت علی(ع) مشخص نیست.»
وی در ادامه برای تکمیل سناریوی خود مدعی شد: «قبر امام رضا(ع) هم معلوم نیست و این قبری که موجود است قبر هارون الرشید است ولی چون در آمدی دارد باید قبر امام رضا معرفی شود.»!
قابل توجه است که کارشناس این شبکه وهابی در تایید سخنان مدیر این شبکه با نادیده گرفتن مزار تخریب شده حضرت عباس(س) عموی پیامبر(ص) مدّعی شد که قبر وی هم معلوم نیست کجاست.
شیخ مفید در کتاب «الارشاد» آورده است که: «قبر آن حضرت بنابر وصیّتی که نموده بود، مخفی ماند تا سقوط دولت بنی امیه که دشمنی و کینه ورزی شدیدی نسبت به آن حضرت داشتند و چون قدرت به دست بنی عباس افتاد، در زمان امامت امام صادق(ع) توسط آن حضرت قبر مطهر جد بزرگوارش آشکار شد.

[مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج 1، ص10]

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.