استودیوی کوانتیک دریم سابقه ای طولانی در ساخت عناوین قابل تعامل دارد و با مدیریت دیوید کیج، به تولید شاهکارهای زیادی نظیر Omikron، فارنهایت و Beyond: Two Souls پرداخته است.
به گزارش جی پلاس، همه این بازی ها، به نوب خود موفقیت زیادی به همراه داشتند اما در این میان، شاید بازی Heavy Rain را بتوان نقطه عطف کارنامه کاری دیوید کیج دانست. Heavy Rain به جرئت یکی از متفاوت ترین بازی هایی است که تا به امروز ساخته شده و هر گیمری را بارها و بارها با خود درگیر می کند. بازی داستان مردی را روایت می کند که پسرش توسط قاتلی معروف دزدیده شده است و حالا باید به کمک سه شخصیت کلیدی دیگر، پسر خود را بازیابد. هوی رین برای اولین بار در همایش E3 سال ۲۰۰۶ به نمایش در آمد و دموی فنی آن با نام The Casting در اختیار عموم قرار گرفت. اما همان طور که انتظار می رفت، روند ساخت بازی ها سال های متمادی به طول انجامید و تا سال ۲۰۰۹، حتی شخصیت های بازی هم معرفی نشده بودند. هوی رین قرار بود که برای پلتفرم پی سی و با کمک موتور کمپانی Ageia، که در حال حاضر در خدمت Nvidia قرار دارد، ساخته شود و دو ورژن مختلف از بازی پدید آید. با این حال، نسخه پی سی ناتمام ماند
و هوی رین به صورت انحصاری برای کنسول پلی استیشن ۳ عرضه شد. برای ساخت عنوان مورد بحث روی کنسول پلی استیشن ۳، دیوید کیج ترجیح داد که موتور Physx را کنار گذاشته و از Havok بهره ببرد.
جالب است بدانید که دیوید کیج، در سخنرانی خود در مراسم سالانه BAFTA سال ۲۰۱۳ اعلام کرد که بازی در اصل قرار بود به صورت انحصاری روی کنسول اکس باکس ۳۶۰ عرضه شود؛ اما مایکروسافت معتقد بود که محتویات داستانی بازی، از قبیل دزدیده شدن کودکان، می تواند به وجهه آن ها آسیب بزند و از آن استقبال نکردند. دیوید کیج، هوی رین را یک فیلم نوآر بسیار تاریک با تم هایی از محتویات بزرگسالانه می داند. وی می گوید که پیغام اصلی و نهایی بازی این است که تا چه میزان حاضر اید برای افرادی که عاشق شان اید دست به خطر بزنید.
کیج در جلسه ای در سال ۲۰۰۸ گفت که هوی رین داستان افرادی
کاملا معمولی است که در شرایط هایی پیچیده قرار گرفته اند و باید خود را نجات دهند. برای پیشبرد چگونگی روایت داستان، از المان های مختلفی استفاده شد اما بهترین آن ها، تصویر کردن محبت پدرانه نسبت به کودکان خود بود و می توانست با اهداف بازی سازگاری کامل داشته باشد. در همین حال، از ۴ شخصیت مختلف برای پیشبرد داستان بهره گرفته شده بود و بازی دائما میان این چهار شخصیت حرکت می کرد. هوی رین می خواست که بیش از هر چیز، بحث تفاوت عقاید را به میان آورد و نشان دهد که مسائلی چون «خیر و شر» کاملا نسبی اند و ممکن است هر شخص، بسته به شرایط خود، دیدگاه متفاوتی نسبت به یک موضوع مشخص داشته باشد.
برای همین، بسیاری از انتخاب هایی که در اختیار گیمر قرار داده می شد، کاملا اخلاقی بودند و دیوید کیج می خواست که گیمرها بدون توجه به موازین اخلاقی و با در نظر گیری شرایطی که هر کاراکتر در آن قرار داشت، دست به انتخاب های مهم بزنند. انتخاب هایی که می توانست پیامدهای ویران کننده داشته باشد و البته، هیچ
راه برگشتی وجود نداشت. دیوید کیج با توجه به علاقه ای که به شهر فیلادلفیا دارد، برای ساخت لوکیشن هوی رین از این شهر حقیقی بهره گرفت. تیم توسعه دهنده بازی، از بسیاری از مناطق فیلادلفیا عکس برداری کرد تا تمام بخش های بازی به خوبی طراحی شود. خصوصا این که برخی از مراحل، در لوکیشن هایی نظیر یک مجتمع تجاری و یا مترو دنبال می شدند و نیاز به لوکیشینی واقعی برای طراحی آن ها، امری حیاتی به نظر می رسید.
هوی رین به محض عرضه، موفقیتی چشمگیر را تجربه کرد و ضمن دست یابی به میانگین نمره ۸۹ در متاکریتیک و دریافت چند جایزه «بهترین بازی سال»، به فروش ۳ میلیون واحدی هم دست یافت تا سونی و کوانتیک دریم قانع شوند که باید به همکاری خود ادامه دهند. لازم به ذکر است که تا چندی دیگر، نسخه بازسازی شده هوی رین به صورت انحصاری روی کنسول پلی استیشن ۴ عرضه خواهد شد. در نهایت، باید
گفت که هوی رین، یکی از منحصر به فردترین تجاربی است که هر گیمری ممکن است به آن دست یابد. داستان درگیر کننده، گیم پلی متفاوت و البته دسترسی به انتخاب های گوناگون، که در مجموع به ۲۲ پایان مختلف منتهی می شود، تنها بخش کوچکی از دلایلی اند که هوی رین را به یکی از بهترین عناوین تاریخ بازی های ویدیویی تبدیل می کنند. منبع: دیجیاتو