محقق و مفسر نهج البلاغه گفت: امام علی(ع) قائل بود که مردم باید ایشان را به عنوان حاکم بخواهند تا به میدان بیایند و چنانچه حتی از روی نا آگاهی مردم ایشان را به عنوان حاکم نخواهند حضرت به کنار رفتن از حکومت تن می دهند
به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، استاد مصطفی دلشاد تهرانی در هشتمین جلسه از سلسله جلسات «حکومت در نهج البلاغه» ضمن پرداختن به مفهوم «حق» در کنار حاکمیت و حکومت اظهار کرد: «حق حاکمیت» حق به معنای اختیار و رخصت است؛ رخصت، سر کار آوردن توسط مردم است و وقتی می گوییم «حق حکومت» حق به معنای سزاواری و شایستگیِ حکومت و زمامداری است. این دو مفهوم از «حق» معمولا با هم خلط می شوند و اشتباهات بسیاری را به وجود می آورد.
وی با اشاره به حکمت 22 نهج البلاغه افزود: امیرمؤمنان در حکمت 22 مطابق نسخه صبحی صالح می فرمایند: «ما را حقی است؛ اگر مردم آن را به ما بدهند» در حقیقت منظور حضرت این است که من و کسانی مانند من شایسته ایم که زمام امور مردم را به دست بگیریم منتها مردم باید ما را بر سر کار بیاورند. اگر مردم پشت به شایسته ترین کردند، ترک شتر می نشینیم و پی کارمان می رویم، هر چند که این شبروی به درازا کشد.
دلشاد تهرانی با اشاره به نمونه هایی از حق حاکمیت در نهج البلاغه ادامه داد: در اندیشه سیاسی امیرمؤمنان علی(ع) که برگرفته از اندیشه پیامبر(ص) و قرآن است، حق حاکمیت از آن مردم است و اگر مردم برترین آفریده خداوند را هم نخواستند، کسی حق تحمیل کردن فردی به مردم را ندارد. حضرت علی(ع) در خطبه شقشقیه می فرمایند: «آری، به حق آنکه دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور حاضران و اتمام حجت با اعلام وجود ناصران نبود، و اگر خداوند از عالمان پیمانی سخت نگرفته بود که در برابر شکمبارگی ستمگر و گرسنگی ستمدیده هیچ آرام و قرار نگیرند، بی تأمل رشته حکومت را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم و چون گذشته خود را به کناری می داشتم.
این شارح نهج البلاغه ضمن تشریح خطبه شقشقیه تصریح کرد: «این قسم: به حق آن که دانه را شکافت و جان را آفرید» در این خطبه برای اولین بار از زبان امیرمومنان علی(ع) صادر شده و قبل از آن در میان عرب رایج نبوده و جزو ابداعات کلامی حضرت امیر است. خداوند از هر انسان اندیشمند، عالم و فهمیده پیمانی عقلی و فطری گرفته که نسبت به ظلم بی اهمیت نباشد. امام علی(ع) در این خطبه تأکید می کنند که اگر مردم مرا به عنوان حاکم نمی خواستند، ریسمان شتر خلافت را بر گردنش می افکندم و مانند 25 سال پیش آن را کنار می گذاشتم؛ اما با حضور مردم امکانی برای من پیدا شد که بتوانم ستم را زیر و رو کنم. می توان گفت تا اندازه زیادی امام علی(ع) این کار را در حکومت خود انجام داد.
وی با اشاره به کلام 74 نهج البلاغه اظهار کرد: در این خطبه بیانی داریم که نشان می دهد امام علی(ع) قائل بود که مردم باید ایشان را به عنوان حاکم بخواهند تا به میدان بیایند و چنانچه حتی از روی نا آگاهی مردم ایشان را به عنوان حاکم نخواهند حضرت به کنار رفتن از حکومت تن می دهند. در این کلام حضرت می فرمایند: «همانا می دانید که سزاوارترین کس به خلافت منم. به خدا سوگند، مادام که کار مسلمانان به سامان باشد و جز بر من بر دیگران ستمی نرود، گردن می نهم، و پاداش چنین گذشت و فضیلت آن را از خدا چشم می دارم، و به زر و زیوری که به آن دلبسته اید و بر سر آن با یکدیگر رقابت می ورزید، دیده نمی گمارم».
دلشاد تهرانی با بیان اینکه از امام علی(ع) سرگذشت نامه ای وجود دارد که برای تحلیل زندگی و سیره او در سیاست مفید است و متاسفانه کمتر به آن پرداخته شده گفت: این سرگذشت نامه در اواخر حکومت امیرمؤمنان علی(ع) یعنی به احتمال زیاد در سال 38 هجری کتابت شده و برخلاف نامه های دیگر که حضرت انشا کردند و کاتب وی آن را نوشته است به احتمال زیاد این سرگذشت نامه را خود حضرت کتابت کردند.
این شارح و مترجم نهج البلاغه با اشاره به حق حکومت در اندیشه امام علی(ع) تصریح کرد: حق حکومت به معنای شایستگی و لیاقت حکومت و سرپرستی است. امام علی(ع) در خطبه 2 نهج البلاغه می فرمایند: «آل محمد(ص) پایه دین و ستون یقینند. هر که از حد در گذرد به آنان بازگردد و آن که وامانده بدیشان پیوندد. خصوصیات حق ولایت و حکومت در آنان است و وصیت و وراثت در حق آنان ثابت است. اکنون حق به خداوند آن رسید و رخت بدانجا که بایسته اوست، کشید» از این کلام امیر می توان فهیمد که حق حکومت حق شایستگان است.
وی با بیان جمله ای از امام علی (ع) که بیانگر حق حکومت است و حق حکومت تابع شایستگی ها و توانمندی هاست افزود: ایشان در ابتدای خطبه 3 مفهوم بیانشان این است که من از همه شایسته تر، عالم تر، متخصص تر، متعهدتر و بالاتر هستم اما به خدا سوگند فلانی(ابوبکر) جامه خلافت را بدون اینکه اندامش برای آن متناسب باشد در بر کرد با آنکه به خوبی می دانست که موقعیت من نسبت به خلافت موقعیت قطب است نسبت به آسیا. چشمه های فضایل و معارف سرشار و سیل آسا از دامنه کوه وجود من فرو می ریزد و پرنده (همت های بلند) به قله شامخ من نرسد.
دلشاد تهرانی در پایان این جلسه از سلسله جلسات «حکومت در نهج البلاغه» افزود : از مجموعه اندیشه و رفتار امام علی(ع) می توان استفاده کرد که حق حاکمیت از آن مردم است. اگر مردم بهترین انسان ها را هم به عنوان حاکم نخواهند، آنها نمی توانند کاری کنند. در اندیشه امام علی(ع)، پیامبر(ص) و قرآن به دست گرفتن حکومت با زور، ظلم است و انتخاب حاکم را باید برعهده مردم گذاشت. چرا که حق حاکمیت مطلق از آن خداست و خدایی که حق حاکمیت مطلق دارد، حق تعیین سرنوشت سیاسی مردم را به خودشان واگذاشته است. حق حکومت از آن شایستگان است اما نیازمند آگاهی مردم است. تا زمانی که آگاهی ها درست نشود، امکان خطا و فریب خوردن مردم وجود دارد. امروز بیش از هر چیز باید بر آگاهی مردم کار کرد، البته لازم است لوازم کاستن خطاها از نظر قانونی را نیز فراهم کرد.
سلسله درس گفتارهای دکتر دلشاد تهرانی توسط موسسه نهجالبلاغه برگزار می شود و حضور علاقه مندان در این جلسات آزاد است.