بر کسی پوشیده نیست علاوه بر قدرت نظامی و حمایت‌های مردمی، تنگه هرمز فاکتور مهمی بود که در جنگ رمضان، توانست به قدرت بازدارندگی ایران بیافزاید و در تمام مذاکرات و تفاهم‌های انجام‌شده، از یادداشت تفاهم اسلام‌آباد گرفته تا تفاهم اخیر با عمان، حفظ این اهرم قدرت، از مهمترین تاکیدات جمهوری اسلامی بوده است.

بر کسی پوشیده نیست علاوه بر قدرت نظامی و حمایت‌های مردمی، تنگه هرمز فاکتور مهمی بود که در جنگ رمضان، توانست به قدرت بازدارندگی ایران بیافزاید و در تمام مذاکرات و تفاهم‌های انجام‌شده، از یادداشت تفاهم اسلام‌آباد گرفته تا تفاهم اخیر با عمان، حفظ این اهرم قدرت، از مهمترین تاکیدات جمهوری اسلامی بوده است.

در کنار لزوم حفظ مدیریت ایران بر تنگه هرمز، توجه به این موضوع ضروری است که اساسا اهمیت هر مسیری از جمله آبراه‌‎ها، به باز بودن و برقراری تردد در آن‌هاست، زیرا انسداد بلندمدت هر مسیری باعث خواهد شد سایر بازیگران به سراغ مسیرهای دیگر بروند. این خطر در مورد تنگه هرمز نیز وجود دارد و بیم آن می‌رود در صورت تداوم بی‌نتیجه بودن تلاش‌های دیپلماتیک برای بازگشایی این آبراهه، کشورها مسیرهای دیگری را برای انتقال انرژی انتخاب کنند و بدین ترتیب، این اهرم مهم قدرت ایران خنثی شود. کما اینکه کشورهای منطقه هم‌اکنون نیز در چنین فکری هستند؛ آن طور که رویترز ماه پیش گزارش داده بود، عربستان به افزایش ظرفیت خط لوله پترولاین می‌اندیشد و همزمان مذاکرات اولیه‌ای را با برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس آغاز کرده تا امکان انتقال بخشی از نفت این کشورها از طریق زیرساخت‌های صادراتی عربستان و بدون عبور از تنگه هرمز بررسی شود، امارات توسعه ظرفیت خطوط انتقال نفت به بندر فجیره در دریای عمان را دنبال می‌کند و عراق نیز در فکر احیای مسیر صادراتی خود از طریق ترکیه است.

دولت و تیم مذاکره‌کننده ایرانی نیز با درک همین موضوع، در تفاهم اسلام‌آباد پذیرفتند بر اساس ترتیباتی که ایران تعیین می‌کند، تنگه هرمز باز شود. این موضوع از همان ابتدای امضای تفاهم اسلام‌آباد، دستاویزی برای جناح رادیکال شد تا مانند همیشه و این بار با ادعای عدول دولت و تیم مذاکره‌کننده از حق حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، به تلاش‌های دیپلماتیک انجام‌شده حمله و حتی بعضا تفاهم اسلام‌آباد را منطبق بر اهداف آمریکا اعلام کنند.

اما آیا آن طور که تندروها مدعی اند، تفاهم اسلام‌آباد کنترل بر تنگه هرمز را از دست ایران خارج کرد و آمریکا را به اهدافی که از این آبراهه دنبال می‌کرد، رساند؟

گزارشی با عنوان «تفاهم اسلام‌آباد؛ ابعاد فنی، سیاسی، اقتصادی و حقوقی یک پیروزی دیپلماتیک» که اخیرا توسط دبیرخانه شورای اطلاع‌رسانی منتشر شد، به خوبی پاسخ این سوال را می‌دهد. بر اساس آنچه در این گزارش آمده، در ابتدا آمریکا در پیشنهاد 15 ماده‌ای خود، آورده بود «تنگه هرمز باید به عنوان یک گذرگاه دریانوردی آزاد شناخته شده و تمامی طرف‌ها بپذیرند که هیچ اقدامی برای بستن و یا اختلال در تجارت آزاد در این گذرگاه مهم ایجاد نکنند. پروتکل لازم به نحوی توافق می‌شود که هیچ طرفی احساس تهدید نکند».

در یادداشت تفاهمی که 28 خردادماه بین ایران و آمریکا امضا شد اما در مورد تنگه هرمز آمده « با امضای این یادداشت تفاهم، جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه فقط برای ۶۰ روز، از خلیج‌فارس به دریای عمان و بالعکس، اتخاذ خواهد کرد. تردد کشتی‌های تجاری بلافاصله آغاز و با توجه به ‌ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و مین‌زدایی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین‌الملل قابل‌اجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز، گفتگو خواهند کرد و با دیگر کشورهای ساحلی خلیج‌فارس نیز تبادل نظر می‌کنند».

یعنی ایران صرفاً درباره «بازگشایی» مسیری برای عبور کشتی‌های تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس تعهد داده و تحقق این امر را تنها با سازوکارها و دستورالعمل‌های اعلامی خود ممکن دانسته است. این یعنی ایران تنها یک امتیاز «بازشدن مسیری برای عبور کشتی‌های تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس» را به آمریکا داده و در مقابل سه امتیاز مهم یعنی «تثبیت مدیریت بر تنگه هرمز با عدم قبول بازگشت تنگه به وضعیت قبل و تاکید بر بازگشایی تنگه صرفا با ترتیبات ایرانی»، «تثبیت حق ایران برای دریافت هزینه در قبال ارائه خدمات» و «اعتراف آمریکا به جایگاه ایران و عمان به عنوان دو کشور ساحلی تنگه هرمز و حق حاکمیتی این دو کشور ساحلی برای اداره آن» را دریافت کرده است.

 به علاوه، یکی از هوشمندی‌های مهم ایران در متن یادداشت تفاهم، این بوده که در قسمتی که به برقراری تردد کشتی‌ها می‌پردازد، به‌ جای استفاده از عبارت مستقیم «تنگه هرمز»، از تعبیر «ترافیک دریای عمان به خلیج فارس» استفاده کرده است تا از شمول قواعد سخت‌گیرانه کلاسیک تنگه‌های بین‌المللی فاصله بگیرد و قواعد خاص خود را حاکم کند.

پس از امضای یادداشت تفاهم نیز ایران همچنان بر تحقق تمام شروط خود از جمله حق اعمال حاکمیت در تنگه هرمز تاکید داشت، تا جایی که در بیست‌ویکمین روز پس از امضای تفاهم اسلام‌آباد، عدم به رسمیت شناختن ترتیبات ایرانی حاکم بر این آبراهه و ایجاد مسیر جنوبی در آن، واکنش نظامی ایران را برانگیخت و مجددا تنگه هرمز را به حالت انسداد درآورد. چندین هفته درگیری بی‌نتیجه در جنوب ایران برای بازگشایی تنگه هرمز نیز بار دیگر به آمریکا ثابت کرد بازگشایی این آبراه، راه‌حل نظامی ندارد.  

پیروزی ایران در تثبیت حق حاکمیت خود بر تنگه هرمز، موضوعی است که رسانه‌های خارجی و حتی اندیشکده‌های اسرائیلی نیز به آن اذعان می‌کنند؛ مؤسسه یهودی امنیت ملی آمریکا معتقد است ترتیبات تفاهم‌نامه می‌تواند نقش پررنگ‌تری را به ایران در مدیریت آینده تنگه هرمز بدهد و مؤسسه اورشلیم برای استراتژی و امنیت تاکید می‌کند که ایران خواهد توانست از یادداشت تفاهم برای تثبیت اهرم خود در تنگه هرمز استفاده کند.

بنابراین، برخلاف آنچه جناح تندرو سعی دارد به جامعه القا کند، مفاد تفاهم اسلام‌آباد در مورد تنگه هرمز، نه‌تنها منطبق بر خواست ترامپ نبوده، بلکه باعث شده برای نخستین بار، حق حاکمیت ایران بر این آبراهه، به امضای رئیس‌جمهور آمریکا برسد. در مذاکرات با عمان نیز ایران رویکردی مشابه را در پیش گرفت و تفاهم حاصل‌شده با این کشور که مسقط را موظف به بستن مسیر جنوبی می‌کند و همچنان هم شمشیر احتمال انسداد مجدد تنگه را بر سر آمریکا نگه می‌دارد، حکایت از این دارد که اگرچه ایران می‌داند تنگه هرمز یک کارت چانه‌زنی است و باید به‌موقع در راستای نقدسازی دستاوردهایش از آن استفاده کند، اما هرگز قصد واگذاری حق حاکمیت خود بر تنگه هرمز را ندارد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.